حس آمیزی

آدم به وسیله حواس پنج گانه به واقعیت معینی تصور می بخشه مهمترین حواس،حس بینایی و شنواییه چون می تونه محرکا رو در فاصله دورتر و با جنبه های گسترده تری تحت پوشش بذارن. در سیستم اعصاب مرکزی(مغز)ارتباطات بین سلولی مراکز جور واجور حواس رو به هم مربوط می سازه بنابر این با تحریک یه حس،حواس دیگه هم کم و بیش در کارکرد خود تغییر پیدا می کنه،اثر دوطرفه حواس در پدیده درک،شناخت و آخر سرً سازماندهی رفتار ارادی و غیرارادی تجلی پیدا می کنه و با تحریک یه حس امکان فعالیت حس دیگه س . این پدیده رو حس آمیزی نام نهاده ان. حس آمیزی پدیده ایه باحال که از اهمیت خاصی در مورد افراد خلاق،کودکان و هنرمندان و کلا موسیقی دانا برخورداره و بر فعالیتای عالی ذهن اثر گذاره. در روانشناسی خلاقیت از دیدگاه نورو پیسکولوژی پدیده حس آمیزی امروز مطرحه یعنی تحریکات حسی که واقعیت عینی دنیای بیرون رو از مغز مشخص کرده و با حواس مشترک ترکیب و یکدست در جهت تغییر و درک شناخت حرکت می کنه،ً خصوصیات پدیده ها در سایه حس آمیزی،بعد هنری پیدا کرده در خلاقیت شعر و موسیقی و نقاشی مشخص می شه(شریعت زاده جنیدی،1376).

خ

زیر بنای نورو فیزیولوژی حس آمیزی ارتباطات تداعی گر،بین مناطق جور واجور سازمان بندی کارکردی مغز و اعصاب مرکزیه،ارتباطات سیناپسی زیر ساختار رو تشکیل میدن(شریعت زاده جنیدی،1376).

طبق تحقیق بیشترین زیادی واسه بروز پدیده حس آمیزی در موسیقی دانان مورد شنیداریه و بروز این پدیده در نوازندگان سازه های زهی 49 درصد و از همه بیشتره(نسبت به سازه های بادی که 45/27% و مضرابی که 72/13% و پیانو که 84/7% هستش)(شریعت زاده جنیدی،1376).

فرق بین بروز حس آمیزی در موسیقی دانا در راست دستی و چپ دستی هست. 8/7،چپ دست،2% با هر دو دست و بقیه راست دست هستن. فرقی بین بروز حس آمیزی در موسیقی دانا با سن شروع نوازندگی هست. بحث در مورد بررسیای آماری سن شروع نوازندگی به این شکل که از گروه 51 نفری موسیقی دان،20 نفر در زیر ده سالگی و 31 نفر از 10 سالگی به بالا نوازندگی و موسیقی رو شروع کردن،یافته های داده های آماری گزارش میده که زیادی بروز پدیده حس آمیزی در موسیقی دانایی که زیر 10سالگی موسیقی رو شروع کردن،بیشتر از موسیقی دانایی بوده که از 10 سالگی به بالا موسیقی رو شروع کردن و این مقدار به ترتیب 75% و 93/41% هستش(شریعت زاده جنیدی،1376).

2-25 .کودک و درک مفاهیم موسیقی

کودک در هر مرحله از تغییر مفاهیم محدودی رو می تونه فرا گیرد وقتی کودک از دید سنی و هوش صلاحیت درک مفاهیم خاصی رو پیدا کنه بدون هیچ سختی ای اون مفاهیم رو در رابطه با یکدیگر گسترش و گسترش میده و در موقعیتای جور واجور بکار میگیره مثلاً وقتی کودک معنی ریتم در موسیقی رو داخل سازی کنه و رشد ذهنی در حدی باشه که بتونه این معنی(ریتم)رو در روزای جور واجور و شکلای متفاوت گسترش بده و به کار گیری کنه(برونسازی)در این هنگام درک واقعی صورت گرفته. کودکانی که در سن هفت سالگی به که وسایل منطقی – عینی مجهز می شن،کم کمً آمادگی داخل سازی معنی ” ریتم” و “وزن” در موسیقی رو هم پیدا می کنن و درک ریتمای جور واجور در آهنگا و توانایی ساختن قطعات ساده و ریتمیک رو به دشت می کنن. وقتی که کودک به توانایی هوش ذهنی می رسه(بعد از دوازده سالگی)هوشی که امکان عملیات فرضی و استنتاجی رو واسه اون جفت و جور میکنه. طبیعتاً درک قطعات “هارمونیک” مقدماتی و قوانین ساده “کنتر پوان” و “پلی فولن” هم واسه اون در این مرحله ممکن می شه(زاده محمدی،1371).

طبق پژوهشهای الیزابت هارلوگ سه چیزه که کودکان در هر سنی به اون توجه زیادی دارن و علاقه نشون میدن: اول داستانای کمدی،دوم موسیقی،سوم کارتون. در موسیقی خیلی از مفاهیم مثل اوزان و ترکیبات قطعات،زیر بنای ریاضی داره و آموزش نظری اونا به آمادگی ساختای ذهنی کودک نیازمنده به خاطر این در آموزش اونا نباید به طور سریع از ساختای کیفی(منطقی)به مسائل کمی(عددی)گذشت. حافظه کودکان توانایی حفظ و انباشتگی زیادی داره،اما انباشتگی دروس بیشتر و انتقال زدودرس مطالب همیشه نشون درک و فهم بیشتر نیس. مهم اینه که کودک به  توانایی کاربردی و گسترش در رابطه یاد گرفته هاش برسه و خلاقیت ذهن اون در رابطه با مفاهیم یادگرفته فعال شه. در آموزش موسیقی کودکان پیش از دبستان،روانشناسان معاصر به فعالیتای ارتجاعی اونا(کودکان)اهمیت بیشتری میدن و از روشای شرطی کردن و هم خوانیهای تدریجی که به شکل مکانیکی مفاهیم رو به کودک منتقل می سازه کمتر به کار گیری می شه(شریعت زاده جنیدی،1376).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:    عوامل خطر روانشناختی مریضی عروق کرونر

خلاقیت-خلاقانه

طبق مراحل تغییر ذهن کودک به نظر پیاژه کودک از هفت سالگی می تونه به جنبه های جور واجور یه موضوع توجه کنه،پس نگهداری مفاهیمی چون عدد،زمان،مقدار،طول،مساحت،وزن و حجم رو پشت سر هم از هفت – هشت سالگی تا یازده سالگی میشه آموزش داد و با شروع این توانایی نگهداری کودک می تونه مفاهیم مربوط به اوزان موسیقی رو درک کنه و بیاموزد
(زاده­محمدی،1384).

گوش دادن به موسیقی در بروز احساس کودکان و برون فکنی خیالات اونا بسیار موثره. تقویت گوش از راه شنیدن دقت کودکان رو به محرکای شنوایی زیاد می کنه و هر چی گوش در تشخیص محرکای شنوایی قوی تر شه توجه و تمرکز هم افزایش پیدا می کنه(رضایی،1388).

2-26 .آموزش موسیقی و اثر اون بر پیشرفت تحصیلی

علم آموزانی که در دبیرستان دروس موسیقی رو کذرونده ان دارای میانگین ارزشی بالاتری از دیگر علم آموزان بودن در مدرسه میون ویژه(دبیرستان)حد فاصل سالهای 82- 1981 علم آموزان موسیقی دارای معدل برابر 57/3 و بقیه علم آموزان دارای معدلی برابر 91/2 بودن. یادگیری نواختن یکی از آلات موسیقی به علم آموزان کمک می کنه که در زمینه های حسی،روحی،ذهنی و جامعه شناختی،توانائیهای خود رو گسترش بخشن(زاده محمدی،1384).

تمرینات موسیقی کمک رسون حافظه،افزایش دهنده،دقیق شدن و فوکوس کردن وپیشرفت دید و بینائی و تیزی شنواییه یادگیری نوازندگی یه ساز به طور دائمی باعث پیشرفت قدرت ذهنی،فکر و اثر گذاری بر نظام جریان عصبی می شه(مولر،1948).

آموزش موسیقی در جریان مراحل تحصیل آموزش رو سریع می کنه،در گروهی از علم آموزان بلغاری که دو سال همیشگی و در دوره های چار ماهه،آموزش موسیقی می دیدند مشاهده شد که کلاس اولیا،خوندن و نوشتن رو در عرض چند هفته یاد گرفتن و کلاس سومیا در حدی متوسط به یاد گرفتن زور پرداختن.(دهی ای هانتی،1982 ؛ نقل از فردوسی،1380).

کودکانی که آموزشای موسیقی دریافت می کنن پیشرفتای قابل توجه ای در گوش دادن،صحبت کردن،خوندن و مهارتهای نوشتاری تمرکز و … به نسبت بقیه علم آموزان پیدا میکنن و در ریاضیات و تاریخ هم از  دیگه علم آموزان پیشرفته ترن(مالتستو،1999).

پژوهشهایی در مورد کارکرد هنر،روشن ساخته که موسیقی و هنرها فعالیتای فکری و ذهنی رو زیاد می کنه. وقتی که کودک فعالیتای هنری انجام میده ذهن نابالغ اون ظرفیت و گنجایش بیشتری پیدا میکنه و بر علم زیبائی شناسی اون اضافه می شه. استدلال گرایی فرضی و قیاسی معمولاً تا سن یازده سالگی واسه آدم امکان نداره. ترکیب یکی از هنرها در جهان آموزش،ابزاری واسه علم آموزان در پیشرفت درک می شه(دوستدار،1386).

اثرات دراز مدت موسیقی میتونه جنبه های شناختی رو که متوجه مهارتهای زبانی،استدلال و خلاقیته رو با تمرین و گذشت زمان درگیر کنه و بازم نظم اجتماعی رو بالا می بره،پس موسیقی تمرینی واسه مغزه به طور مثال نواختن یه آلت موسیقی تداعیا و تعبیرهای چندگانه ای از دیداری،شنیداری،لمسی،حرکتی و احساسی و کلا سیستمی از فعالیتای جور واجور مغزی رو به وجود    میاره و شاید این دلیل اون باشه که به چه دلیل بیماران گرفتار به فراموشی تا مدتها بعد از اینکه همه چیز رو فراموش میکنن موسیقی رو به خاطر میارن. بسیار ناراحت کننده س که به چه دلیل موسیقی از مدارس حذف شده،بعضی از مردم فکر می کنند که برنامه های موسیقی گرانقیمته در حالیکه حذف برنامه های موسیقی یعنی محروم کردن بچه ها از هوش،شخصیت و امتیازات اجتماعی(واینبرگر،2000).

خ

[1]- Synesthesy

[2]- Muller

[3]- Dehi ehanty

دسته‌ها: بهترین