نجر می شه.

عادت ۴: سقوط رهبران

نظم واسه گروه های فعال در نهادهای سیاستی مثل مجالس قانونگذاری چیزی کلیدیه. این نظم، به رهبران قدرت و وسیله لازم واسه تصمیم گیریای پرسرعت در فعالیتای روزمره و مذاکرات رو ارائه می کنه که پس اون فعالیتای قانونگذاری با سهولت بیشتری پیگیری می شن. در سطح کلان تر اینجور نظمی امکان پیش بینی پذیری رو در بخش عمومی و در بخشای سیاسی و اقتصادی بالاتر می بره که فواید اون، به ویژه در شرایط فعلی که سیاستگذاران به دنبال کاهش خطر کشور واسه استفاده از ظرفیتای اقتصاد جهانی هستن، احتیاجی به تاکید نداره.

در مجالس ایران کلا رقابت ریاست بسیار پر رنگه و این معمولاً اقلیت اقلیت هاست که با جوسازیا، فضای کلی مجلس رو میسازه. البته باید قبول کرد که به دلیل نبود ساختار حزبی مشخص، گروه های ذی نفع شفاف و گروه های مدنی قوی، وسایل در دسترس قدرتمندان واسه اعمال اینجور نظمی در بین اعضای خود محدوده. اینجوری بود که استیضاح وزیر راه و شهرسازی به خاطر ۱۱ نماینده، ماه ها در صحن مجلس در جریان بود و این وسط تنها فعالیت یکی از بزرگ ترین و مهم ترین وزارتخانهای کشور واسه چندین ماه متوقف شد و در آخر دکتر آخوندی با رایی بیشتر از رای اعتمادش در مقام خود ابقا شد. ریاست بهترین هم افزاینده نیروها در هر تلاشیه که نیازمند کار و همکاری یک گروهه. فرد قوی با ایجاد چشم انداز مشترک در مورد اولویتا و جهت حرکت جامعه، ساخت یک اتفاق نظر و توافق دور و بر چشم انداز و بسیج منابع طبق تحقق اون، وظیفه به آخرسر رسانیدن کارا رو داره. نهادهای کارا بدون استثنا در برههای کلیدی رهبرانی توانا داشتن. بدیش اینه این موضوع در نهادهای ما مورد غفلت قرار گرفته.

عادت ۵: رسانه های خود تقویت کننده

یکی از سیاستگذاران در ملاقاتی که با من داشت، به تلخی تیم روابط عمومی خود رو این جور توضیح کرد: « آدمایی که به اونا پول میدم تا به من دروغ بگن.»

سیاستمداران همیشه لازم ندارن که حقیقت رو بگو کنن، ولی باید همیشه اونو . با وجود این در فضای رسانه ای امروز شنیدن حقایق سخت تر و سخت تر می شه. یک رند تموم عیار لازمه تا بتونه به یاد داشته باشه از چیزی که به زبون میاره کدوم دروغ و کدوم راسته. غیر سیاستمداران عموماً چیزی که رو که باور دارن به زبون می یارن. سیاستمداران، اما دیر یا زود به نقطه ای می رسن که هر چیزی که می گن به اون باور پیدا می کنن. یعنی زندانی واقعیت مجازی خود می شن و به حقایق گسترده تر فضای بیرون دسترسی ندارن. رسانه های شبکه ای جدید احتمال افتادن در اینجور دامی رو زیاد کردن. اینجور کارکرد هاییه که باعث می شه نمایندگان روی موضوعاتی تاکید بورزند که از پایهً از اولویت بالایی واسه رای دهندگان اونا برخوردار نیستن و بر عکس از موضوعات اساسی تر غافل شن. این موضوع خیلی از کارایی نهادهای قانونگذاری کم می کنه.

عادت ۶: سیاست مثل جنگ

دادوستد حرفه و کسب وکار تاریخی ایرانیان بوده. سیاستمداران حرفه ای هم، مدیریت کننده اختلافات هستن. کارای کشور هم نیاز به گفتگو و دادوستدهای بسیار داره. بیشتر اوقات، مذاکرات روی اختلافات در اتاقای پر از افراد خسته و در ساعات نزدیک صبح اتفاق میفته: هر کسی چیزی به دست میاره ولی هیچ کسی همه چیز رو به دست نمیhره. این مراحل به مجبور سخت و پر از چالشه. البته بعضی وقتا در ساحت سیاسی کشور اختلافاتی ایجاد می شه که گسترده تر از اون هستن که در مورد اونا گفتگو کرد. اینکه ارتباطی فعالانه با دنیا داشته باشیم یا درونگرا باشیم؛ به طرف آزادسازی بازارها حرکت بکنیم یا راه و روش برنامه ریزی مرکزی داشته باشیم. سیاستمداران حرفه ای معمولاً فاصله خود رو از جریانات تمامیت خواهانه حفظ می کنن و آگاه هستن که جز این نمی تونن با مسائل گسترده کشور برخورد کنن. نهادهای سیاستی ناکارا، دارای اعضایی هستن که به خاطر دلایل روحی، مالی و فکری خود، از اینکه اختلافات مدیریت شن، دوری می کنن و عوضش با قدرت به دنبال هل دادن کشور به طرف آخر طیفا هستن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد: مدیریت و برنامه ریزی توسعه گردشگری در بوشهر با تاکید بر توریسم ساحلی

عادت ۷: ناامیدی

تاریخدان مشهور بریتانیایی ترور روپر در رد ادعای مارکس که تاریخ تنها در یک جهت حرکت می کنه، این جور می نویسه: «زمانی که تندروها با یقین فریاد میزنن که پیروزی از آن اوناس، عاقلان با ضربه به شکل، اونا رو نقش زمین می کنن. تنها محافظه کاران ضعیف النفس هستن که اینطور کلماتی رو جدی می گیرن و احوالات شون منقلب می شه.» گزارهایی مثل این در ادبیات هم متداوله. برنامه از دست رفته ای وجود نداره، چون برنامه پیروز شده ای وجود نداره. تا وقتی که زندگی هست، امید هم هست و … نقطه مشترک این قوت قلبا، اینه که شامل این نکته اخلاقی مخفی هستن که سیاست و سیاستگذاری، کار بسیار مشکلیه. بازارهای آزاد – که در سالای دهه ۴۰ میلادی با ظهور کینزیا رد شده بودن- در سالای دهه ۷۰ جایگاه خود رو به خاطر تلاشای شبانه روزی محققان اقتصادی باز پیدا کردن. به همین صورت، بی انضباطیای پولی و مالی نیمه دوم دهه ۸۰ شمسی و یافته های خانمانسوز اون در اذهان همه ما قرار داره؛ الان به تفکر و اصلاحات ساختاری لازم داریم که هم به تعمیر آسیبای زده شده بدیم و هم از اتفاق اونا در سالای آینده دوری کنیم. البته بین بر وسوسه انگیز به ویژه واسه جوامع کوتاه یه مدت مثل ما اینه که دستای خود رو به نشونه تسلیم بالا ببریم و با اعلام ناتوانی از اصلاحات ساختاری، به ادامه روشای بنیان افکن قبلی بدیم. به ویژه زمانی که هسته اصلی پایگاه رای دهنده ما هم ممکنه با دیدی کوتاه مدت ادامه قسمتی سیاستای تخریب کننده قبلی رو ترجیح بده.

از بین همه اشتباهات، ناامیدی اساسی ترین خطر متوجه دموکراسیه. همون گونه که فریتز استرن تاریخدان آلمانی مطرح می کنه، ناامیدی اجتماعی به توتالیتاریسم منجر می شه. انسانی که امیدی نداره اشتباهات جبران ناپذیری رو متقبل می شه که نبود اصلاح ساختارها و نهادهای اقتصاد کشور از اینطور اشتباهات جبران ناپذیری می تونه باشه. چیزی که توضیح داده شده، تحلیلی خلاصه از اولویتای اقتصادی متصور واسه اقتصاد کشور و هم روشای نهادی رقابت برانگیزی بود که می تونن در راه رسیدن به این اهداف ایجاد مشکل کنن. امیده که شهروندان کشورمون با درک موقعیت تنها ای که کشور الان در اون قرار گرفته، با تشخیص اولویتا و نیازمندیای کشور، نسبت به انتخاب اعضای یکی از مهم ترین نهادهای حکمروایی کشور دست به کار شن، به این امید که نتیجه اون سرحالی و سربلندی ایران بزرگ باشه.

 

مرتضی نظری

علم یاد گرفته سیاستگذاری عمومی

دانشگاه میشیگان

 

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

دسته‌ها: آموزشی