گفتگو

سایت Dictionary.com واژه “گفتگو” یا negotiation رو با عنوان “مباحثه دوطرفه و ترتیبی از کلمات که باعث معامله و سود می شن” تعریف می کنه.

من به عنوان یک مدیرعامل، هرروز گفتگو می کنم.  خواه موضوع، یک معامله تجاری باشه یا شرایط اشتغال! گفتگو یک فرآینده. این یک راه واسه اطمینان از انجام شدن کارا و برآورده شدن اهدافه. من راهنماییای زیادی رو در مورد چگونگی یک گفتگو مؤثرتر خونده ام.

به نظر من، خیلی از کارآفرینان در برنامه ریزی نیازمند یک گفتگو بهتر هستن. بعضی وقتا سرمایه گذاران کارکشته (که مهارت گفتگو رو چاشنی می کنن) از صاحبان کسب وکار مهمون استفاده می کنن.

اینجا درسایی کلیدی درباره گفتگو رو خدمت شما عزیزان ارائه میدیم:

شما هیچوقت به آسونی چیزی رو به دست نمیارید

شما می تونین از هر گفتگو چیز جدید بیاموزید و جلسات با سرمایه گذاران هیچوقت اتلاف وقت نیستن – حتی اگه به یک معامله ختم نشه! سرمایه گذاران سؤالات اندیشمندانه ای می پرسن و بیشتر شما رو به رقابت میکشن تا در مورد کسب وکارتان، بالاتر از محدوده ای که الان تعریف می کنین فکر کنین. این درک و شناخت ها و روشای جدید تفکر می تونن واسه رشد کسب وکارتان مثل روند مذاکرات، باارزش باشن.

این یک اشتباهه که با هدف جفت و جور امنیت واسه یک سرمایه گذاری وارد معامله شید. ذهن تون رو باز نگه دارین، سؤال بپرسید و آماده یادگیری باشین. اون چیزی که سرمایه گذاران واسه گفتن دارن رو دریابید و مشاورهای اونا رو همونجوریکه واسه کسب وکارتان معنی میده، اعمال کنین.

وقتی که در حال جمع آوری کمک مالی بودم، هر جلسه رو با مقدار خیلی از یادداشتا واسه بازخورد و پیگیری اون جلسه، ترک می کردم. بهترین سرمایه گذاران سوالای هوشمندانه ای از شما می پرسیدند که شمارو مجبور می ساخت تا در مورد کسب وکارتان عمیق تر فکر کنین.  پیتر لی، شریک مدیریتی شرکت Baroda Ventures ، منو بخاطر تناسب بازار محصول مون واسه یه ماه قبل اینکه در شرکت Retention Science من سرمایه گذاری کنه، بازجویی کرد. اما ارزشش رو داشت. در همون اول من خیلی راحت چکی رو دریافت نکردم، اما بحث همه جانبه درنهایت باعث دریافت چک ۵۰۰ هزار دلاری شد.

بیشتر کارآفرینان برجسته در برنامه “Shark Tank” در رسیدن به یک قرارداد ناموفق بودن، اما به کار بستن پیشنهادایی که قبلاً دریافت کرده بودن، می تونست به اونا در ایجاد کسب وکار قوی تر و بهتر کمک کنه. به یاد داشته باشین: شما همیشه می تونین ایده های جدید واسه رشد رو به دست بیارین.

محدودیتای خودتون رو بشناسین

قبل از شروع هر گفتگو ای، مشخص کنین که می خواین چه مقدار از حقوق صاحبان سهام شرکت بگذرید. این کار به شما در تصمیم گیری و پیشنهادات مقابل طبق اعداد و نه احساسات، کمک می کنه. همونجوریکه برنامه “Shark Tank” نشون میده، گفتگو می تونه یک فرایند بسیار عاطفی باشه. خیلی از کارآفرینان پس از دیدن برنامه حالت انسانی و چشمون پر از اشک داشتن. در آخر، دانستن محدودیت دست کم خود می تونه به شما در جلوگیری از طغیان احساسات کمک کنه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مدیریت زمان در مقابل مشتری بالقوه چیجوری صورت میگیره؟

من افسوس می خورم هر وقت که می بینم کارآفرینان واسه چند دقیقه تأمل در مورد معاملات پیش رو، پا رو از مخزن بیرون می گذارن – تنها واسه اینکه برگردن و کوسها هم پیشنهادات خود رو بازسازی و یا اونا رو از در دسترس بیرون کنن. دانستن پایین ترین احتمال پیشنهادی که شما قبول می کنین، به شما در طول یک گفتگو جای پایی میده و می تونه شما رو از معلوم شدن [خیانت] شرک تتان نگه داره.

زیاد حریص نباشین چون پیشنهادات منطقی رو رد می کنین

این اتفاق بسیار کم در برنامه “Shark Tank” رخ میده. وقتی که یک فرد پیشنهادی مناسب رو ارائه میده (حتی در مورد معامله قطعی که کارآفرین درخواست کرده)، این در ایجاد معطلی یا دور زدن واسه استعلام قیمت کمک نمی کنه. به همین ترتیب، شما می تونین سرمایه گذار بالقوه خود رو ناراحت کرده و به شانسای خود در بستن یک معامله آسیب بزنین.

این به اون معنا نیس که شما باید اولین پیشنهاد دریافتی رو قبول کنین؛ اما اگه شما یک مورد ً خوب رو در دست داشته باشین و اگه بتونین خودتون در همکاری نزدیک با این سرمایه گذار ببینین، باید به طورجدی اونو در نظر بگیرین.

سرمایه گذاران به جز شرکتا، از افراد هم حمایت می کنن

این یک حقیقت رو اما فراموش شده: شما تنها یک کسب وکار برپا می کنین، و با این کار خودتون رو نشون می دین.  شما ممکنه یک محصول بزرگ داشته باشین، اما اگه دیده شه که با اون به سختی کار می کنین، واسه پیدا کردن سرمایه گذاری که تمایل به ارائه پیشنهاد داره، خیلی تحت فشار هستین.

معتبر و واقعی باشین. به سرمایه گذاران بهترین کیفیت خود رو نشون بدین. اونا رو قانع کنین که شما ارزش پول رو دارین.  این دقیقاً همون چیزیه که کیکای Kim Nelson انجام داد. هر کدوم از اونا کیکای اونو با ولع و به سرعت خوردند. متأسفانه، اون نتونست سرمایه گذاران رو واسه کسب وکارش که ارزش سرمایه گذاری رو داشت، قانع کنه. همه به جز Barbara Corcoran به تصویب رساندند، اون گفت کیکای Daisy  واسه اون کسب وکار به اندازه کافی بزرگ نیس.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید