درسای کارآفرینی از زبون کارآفرینان بسیار ارزشمنده. موسس شرکت Zuckerberg Media هم میگه چیزی لازمه که کارآفرینان مرزهایی رو دور و بر زمان خود بسازن.

 

 

درسای کارآفرینی

 

در دنیای سخت سیلیکون ولی، سهمیه ی شما به وسیله جایگاه کار و کاسبی تون، کم و یا زیاد می شه. و واسه موسسان و صاحبان کسب وکاری که اونو اولین اولویت واسه تمرکزشون قرار ندن خیلی موردقضاوت قرار می گیرن.

این همون درسی ست که Randi Zuckerberg در اول -یعنی زمانی که رئیس بازاریابی فیسبوک در سالای ساده ی غول پیکری رسانه های اجتماعی بود و بعد موسس و مدیرعامل شرکت بازاریابی شخصی خودش یا همون Zuckerberg Media گردید.

اون میگه “زندگی بدون انسانی سه بُعدی بودن، چیجوریه؟ خیلی کسل کننده هستش.شما چیجوری می تونین به کسی که در مورد انجام چیزی مشتاقه و شور داره  بگید دست از اینکار برداره؟”

جدا از اینکه اون Randi با هم با مدیریت Zuckerberg Media سخنران هم هست، مجری رادیویی در SiriusXM و همینطور نویسنده ی پرفروش ترین کتاب کسب وکاری و کودکانه.

Randi شاگرد همیشگی تکنولوژی ست و چگونگی تأثیرگذاری اونو در زندگی مون -از روش جوامع آنلاین ۵ ساله!- کشف می کنه.

سایت کارآفرینی، با این کارآفرین مصاحبه داشته و سوالاتی رو دور و بر تمرکز از آن پرسیدهه. در ادامه پست به این سوالات و پاسخای Randi می پردازیم.

۱- روزَت رو چیجوری شروع می کنی؟

نقل قول یا سرودی هست که میگه از بین “کار، خواب، تناسب اندام، دوستان و خونواده” سه مورد رو انتخاب کنین. فشار خیلی زیادی هست – خصوصاً اگه زن باشین- که هر روز بتونین همه کارا رو خوب انجام بدین. من به خودم اجازه میدم که هر روز، سه کار رو در حد عالی انجام دهم و این سه مورد در هر روز می تونه فرق داشته باشه. اینکار در دراز مدت به تعادل می رسه.

۲- روزَت رو چیجوری پایان می دی؟

تو ذهن ایده آل من، دلم میخواد کاری آروم بخش مثل مدیتیشن یا یوگا انجام دهم. اما در واقعیت روی تخت خوابم در شبکه های اجتماعی روی لپتاپ و یا تلفن همراهم در همه حال هستم. این بخشی از زندگی منه که بطور فعالانه تلاش می کنم از روش اون، کار کنم. می دونم که خواب و استراحت بسیار اهمیت دارن اما باید خودمو در پیشرفت کاری حس کنم وقتی که به پایان روز می رسم.

 

۳- از بدترین رئیسی که تا الان داشتی چه درسی گرفتی؟

یاد گرفتم که چیجوری با مردم رفتار کنم. همینطور یاد گرفتم که بازخورد دادن در همون لحظه خیلی بهتره. من اول شروع کارم، رئیسایی داشتم که هر از ۶ ماه اینو چک می کردن و می گفتن که واسه ۶ ماه پایانی باید چه کارایی رو انجام دهم. این اصلاً خوب نبود! من می نشستم و با خودم فکر می کردم که به چه دلیل ۶ ماه قبل اینا رو نمی گفت؟ تا من این اشتباهات مشابه رو مرتکب نشم. اینا در استایل مدیریتی من تاثیر داشتن و باعث شد همیشه در همون موقع بازخورد رو ارائه دهم.

 

۴- کدوم سفر باعث تغییر در تو شد؟

حدود یه سال پیش به Kuwait سفر کردم. به عنوان اولین زن در کنفرانسای تجاری که در کل این کشور انجام شد سخنرانی کردم. واقعاً چشمای منو باز کرد و دیدگاه ام رو به رقابت کشید. با چند کارآفرین فوق العاده شگفت انگیز آشنا شدم که هنوزم در صفحات اجتماعی با اونا رابطه دارم. واقعاً قدردان این فرصتی که برام اتفاق هستم و یاد گرفتم که به سفرهای بیش تری لازم دارم تا دیدگاه کارآفرینی خودمو در مناطق جور واجور جهان گسترش دهم.

۵- چی به تو انگیزه میده؟

هنر، تئاتر و سینما، فرهنگ. هر زمانی که احساس لازم کنم به تئاتر میرم. زمانای زیادی رو در زندگی ام صرف ساختن پلت فرما کردم و واسه کسائی که با تکنولوژی سروکار دارن خیلی راحته که از یاد ببرن این پلت فرما بدون هنر، هیچ چیزی نیستن!

۶- اولین ایده ی کسب وکارت چی بود؟ با اون چه کردی؟

ارائه خدمات برف روبی وقتی دبیرستان بودم. من در نیویورک بزرگ شده بودم و باید کمی از پولم رو صرف برف روبی محل عبورمون می کردم. با خودم فکر کردم که چطوره درب به درب مردم بروم و اینو بگم. اگه برف زیاد بود شانس بیش تری می شد. چندتا از منازل دور و بر مون قبول می کردن فقط بخاطر اینکه ایده ی یک نوجوون بانمک رو حمایت کرده باشن.

 

۷- اولین شغلی که درسی مهم بهت یاد نمی گیرین یا به درد بخور بود چی بود؟

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مشتری ، رئیس شماس!۴راه واسه تحت اثر قرار دادن مشتری

پدر من، بازیکن نیمه حرفه ای در بازی بود و من عادت داشتم که با اون به محل بازی بروم. تا اینکه در همانجا دستیار شدم. اوقات خوبی میگذشت و در بعضی وقتا از بازی هم خیلی استرس زا بود و مضطربم می کرد. در همون اول، من مدیریت زمان رو یاد گرفتم. یاد گرفتم که چیجوری با افراد ناشکیبا و سخت سروکار داشته باشم.

۸- بهترین اندرزی که تا الان گرفتی چی بود؟

یه بار وقتی با کسی در مورد این صحبت می کردیم که چقدر راحت میشه با جستجوی نام خود در گوگل به چیزایی که مردم راجبه تو می گن خبردار شد، اون گفت: میدونی چیه Randi؟ تو هیچ وقت اونقدر که اونها میگن “خوب” نیستی! و همینطور هیچ وقت اونقدر که اونها میگن “بد” نیستی! نباید به اونا بذاری وارد قلب و ذهنت شن!

۹- بدترین بخش از اندرزی که تا الان گرفتی چی بود؟

یک زمانی یک نفر به من گفت که کم تر علاقمند باشم. البته فکر می کنم از دید سازنده بودن منظورشون بود. چون در سیلیکون ولی، فرهنگی هست که میگه شما باید ۲۴ ساعت از ۷ روز هفته خود رو واسه کار و کاسبی خود وقف کنین در غیر اینصورت جدی گرفته نمی شین. یک فرهنگ “همه گیر” است خصوصاً اگه “زن” باشین. چون مردم از قبل توقع دارن که به وسیله خونواده درگیر شید و شما باید بکوشید تا ثابت کنین که اینطور نیس!

من همیشه تئاتر و هنر رو هم دوست داشتم. پس بعضی به من پیشنهاد می دادن که علاقمندی خود رو به اینا کاهش دهم چون فکر میکردن که اگه مردم بدونن من به سینما علاقه دارم فکر می کنن که خیلی متمرکز نیستم! چندسالی رو ازم طلب کرد تا بدونم که این بدترین پیشنهاد ای بوده که گرفتم.

 

۱۰- چه نکته ای دور و بر “بهره وری” هست که حاضری روی اون قسم بخوری؟

من حاضرم روی Evernote و اپلیکیشنای نوت ورداری سوگند بخورم. من همیشه برای خودم نوت ورمیدارم و اینو با اعضای تیم و همسرم در بین می ذارم. بدون اونا قادر به عمل کردن نخوام بود.

۱۱- تعادل بین کار و زندگی چه مفهومی برات داره؟

واسه من یک هدف طولانی مدته. خیلی از مردم خودشون رو تحت فشار قرار میدن تا در کوتاه مدت به این هدف برسن. اما من دوست دارم این اجازه رو به خودم بدهم که در روزهای خدادادی، نامتعادل انجام بدم.

 

۱۲- چیجوری از فرسودگی شغلی جلوگیری می کنی؟

من دو کودک نوپا دارم و بیشتر از ۱۰۰ روز در سال رو در جاده می گذرونم. من فهمیدم که همیشه به کارم فکر می کنم و بعد عجله می کنم تا به منزل پیش خونواده ام برگردم. پس، مراقبت شخصی در انتهای لیست اولویتا برام قرار داره. اگه زمانی رو واسه خودتون درنظر نگیرید نمی تونین با هر کسی در زندگی تون خوب باشین.

امروز جلوگیریای لازم رو از اونا انجام میدم و تنها کسی هستم که این مرزها رو واسه خودم و زمان ام ساختم، نه کسی دیگه! خیلی از کارآفرینان رو تشویق می کنم تا هیچ احساس بد و یا عذاب وجدان رو بخاطر انجام دادن اینکارها داخل خود تجربه نکنن!

 

۱۳- وقتی با یک مانع خلاقیت روبرو می شی، از چه راه حل واسه نوآوری استفاده می کنی؟

من تلاش می کنم خودمو مجبور کنم که بشینم و بنویسم. -حتی اگه چیزایی که می نویسم نامفهوم باشن! و در آخر، اونو دور میندازم. خلاقیت و نوشتن ماهیچه ان و شما باید خودتون رو تعلیم بدین تا واقعاً بشینین و هر روز در همون بین، به نوشتن عادت کنه. اگه همینطور به نوشتن ادامه بدین، چیزی خواهید نوشت. من تونستم کل کتاب کسب وکارم رو در کم تر از یه ماه بنویسم. چون تصمیم گرفته بودم که بطور روزانه، ۴ تا ۶ ساعت از زمانم رو صرف نوشتن کنم.

 

۱۴- الان چی یاد می گیری؟

من همیشه شبکه های اجتماعی و تکنولوژی رو بعنوان یک مشاور آموزشی می بینم. تکنولوژی واسه کسی مثل من، خیلی سریع تغییر می کنه. اگه من به طور پیوسته به دنبال آموزش خودم نباشم حتی قادر نخوام بود که به عنوان مدیر شبکه اجتماعی استخدام شوم! من همیشه در حال یادگیری، تحقیق درباره اتفاقاتی که در حال جلو رفتن هستن، نوآوریای موجود و کارایی که پلت فرمای شبکه های اجتماعی انجام میدن هستم. هیچ روزی نیس که من واسه آموزش خودم کاری نکنم!

 

 

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۷/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید