آزادی از تنشای محل کار

کمی نا آرومی تا وقتی که بدونین با اون چیجوری رفتار کنین، می تونه خیلی به درد بخور باشه.

چیزی به اسمِ “دعوا ممنوع” در هیچ محل کاری وجود نداره. و البته کمی نا آرومی هم خیلی که فکر می کنین بد نیس. محیط کاری که هیچ دعوا و تنشی نداشته باشه معمولاً از کارکنانی مملوه که هیچگونه احساسی به شغل شون ندارن شاید هم آدمایی هستن که خشم شون رو زیر پوست شون مخفی می کنن.

تا وقتی که آدما به رفت و امد با دیگری مشغولند – حتی به طرقی که بعضی وقتا “منفی” به نظر میاد- همیشه احتمال گرفتن یک نتیجه مثبت انتظار میره به شرط اینکه بتونین عاقلانه این وضعیت رو کنترل کنین.

راه دیگری هم که در محیطای کاری مدرن هست هوش احساسی افراده. شما به آدمایی با مهارتای داخل فردی قوی لازم دارین تا بدون اینکه فقطً از مشاجرها دوری کنن، تواناییِ خنثی کردن اونو قبل اینکه به مراحل شدید برسه، داشته باشن. بعد منبع مخالفت رو به طرف درک دوطرفه و ارتباطات با معنی بین مردم هدایت کنین. انجام این کارا ساده نیس؛ اما در زیر بعضی مهارتایی معرفی شده که انجام اونو تا حدی ساده تر می کنه. امیدوارم مورداستفاده واقع شه.

 

  • احساسات شخصی خود رو مدیریت کنین

آگاه بودن از احساسات شخصیِ افراد با هوش احساسی بالا، به اونا کمک می کنه تا از عکس العمل نشون دادن به وضعیت منفی جلوگیری کنه. اگه شرایطی که در اون قرار دارین باعث عصبانیت شما می شه منتظر بمونین تا به حالت خونسردی دست یافته و عکس العمل منطقی بروز بدین. اینجاست که باید به نصیحتِ “نفس عمیق بکشین و تا ۱۰ بشمارید ” گوش بدین و عمل کنین. خیلی از مشاجرها از شرایط بحران فوری هم سرچشمهنمی گیرن با اینکه شرایط پرفشار معمولاً تمایل به زیاد کردن اون دارن. یعنی، بحث کردن درباره اون در این مهلت محدود هیچ کمکی نمی کنه.

نکته کلیدی اینه که قبل اینکه واسه حل کردن وضعیت دست به کار شین، بتونین از بدتر شدن شرایط جلوگیری کنین. شایدً زمان بیش تری (بیشتر از آن چیزی که فکر می کنین) باید صرف کنین تا مطمئن شید که احساسات همه افراد -حتی خودتون- در وضعیت مناسبی قرار گرفته.

  • حتی اگه دلیل خوبی دارین، بازم چیزها رو به خود نگیرید

عصبانیت و بعضی احساسات قوی دیگه معمولاً به وسیله چیزایی که تجربه های قبلی رو به ذهن افراد یادآوری می کنه شعله ور می شن. یعنی موضوعی که به نظر می رسه دلیل عصبانی بودن فرده، شاید دلیل اصلی اون نباشه! و فقط باعث رو شدن این اتفاق شده باشه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   درسای کارآفرینی

این شرایط به الگوهای روانشناسی عمیق و جدی که فقط به دست روانشناس حل می شه نداره. مثلا؛ کسی که در منزل با همسرش دعوا داشته ممکنه همون روز اشتباهیً ضربه ای محکم (حرکت سریع و سریع) به همکار خود وارد کنه. افراد با هوش احساسی بالا، دکتر نیستن؛ فقط از محرکای عادی که می تونه خود و بقیه رو برانگیزاند می شناسن. همینطور، زمانی رو که دلیل عصبانیت فرد ارتباطی با شخص اونا نداره رو می تونن دریابند.

 

  • اول گوش بدین، بعد صحبت کنین

وقتی عصبانی هستید- یا با کسی که عصبانی هست سروکار دارین- خیلی رایجه که بخواهید طرف مقابل تون شنونده باشه. اما بجای عکس العمل نشون دادن به احساسات منفی، تلاش کنین دلیلِ شرایطی که باعث ایجاد اون شده رو درک کنین. از احساسی که از شما میخواد تا حالت دفاعی به خود بگیرین، مقابله کنین و بجای اون سوالاتی رو بپرسید که طرف مقابل زمینه های واضحی رو واسه بیان کردن خودش وسیله کنه. افراد با هوش هیجانی بالا، نه فقط با احساسات خودشون موافق می شن؛ بلکه به بقیه هم کمک می کنن تا از نحوه ی رفتار و احساسات شون آشنایی داشته باشن. با منتقل کردن احساسِ “شنونده بودن” به طرف مقابل، می تونین به جنگ ی سخت پایان داده و یک مکالمه ی دوجانبه رو شروع کنین.

 

  • همدلی رو تمرین کنین

اگه می خواین هوش هیجانی خود رو بهتر کنین، قضاوتای درست داشته و به بقیه اجازه بیان کردن احساسات شون رو بدین، این کار آسون نیس؛ اما شدنی ست! همدلی با یک فرد – خصوصاً کسی که نسبت به شما غمگینه و ناراحتیِ خود رو پیش شما رو ساخته، به مراتب سخت تره.

اما واقعیت اینه که در دنیای شخصی هر فردی جنگایی در حال رخ دادنه که هیچکی هم بطور کامل از آن آگاه نیس- و افراد با هوش احساسی از این آگاهند که “افراد ممکنه با خودشون مشکلاتی رو داشته باشن که هیچ راهی واسه دسترسی وجود نداشته باشه.” این موضوع، اولین مرحله واسه همدلی ست. این به شما کمک می کنه تا کسی رو که با شما طوری رفتار می کنه که بقیه ممکنه اونو تهاجمی بنامند حمایت کنین.

 

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید