رهبران موثر از کارکنان خود چیجوری سوال می پرسن؟

شاید مشاور هستید، شاید کارآفرین یا مجری، شاید هم فقط عضوی از یک خونواده! در هر حال، همه ما فرصتایی رو واسه به اشتراک گذاری ایده ها و افکارمون با بقیه پیدا میکنیم. حتی ممکنه فرصتِ مشاوره دادن به دیگری هم واسه ما ایجاد شه و بتونیم واسه داشتنِ کارکرد بهتر به اونا کمک کنیم. همونطور که ما در حرفه ی خود پیش میریم، این فرصتا هم بطور طبیعی زیاد می شن. در این فرایند، بیشتر از ما انتظار میره تا به بقیه بگیم که چه کاری باید بکنن، اما این کار واقعاً درسته؟

خیلی از رهبران مؤثر و موفق ما، راه حل ای رو واسه ایجاد بهترین و ممکن ترین ارزش در طول این مکالمها کشف کردن که احتیاجی به شما جهت پاسخگویی نداره. این راه حل ما رو از روش یک راه قوی تر به طرف موفقیت تنظیم می کنه:

پرسیدنِ یک سوال درست در زمان درست، می تونه دنیا رو عوض کنه!

 

این جمله فوق، واسه همه کشورها، همه شرکتا و همه افراد صدق می کنه. به هنگام رویارویی با چالشا، هر کدوم از ما در محدوده افکار و زمینه خود گیر افتادیم و فقط بعضی وقتا، قدرتِ یک سؤال متفکرانه رو می خواد تا بتونیم به دیدگاهی که لازم داریم برسیم. روانشناسی که پشتِ سوالات متفکرانه هست اونو به عنوان یک وسیله واسه رهبران، مدیران و مشاوران پیشنهاد میده. یک سؤال خوب تو یه زمان خوب، یک وسیله خیلی موثر واسه کنترل بینشایی ست که به طرف اقدامات مؤثر منجر می شه.

وقتی به این موضوع نگاه می کنیم، می بینیم تنها دو نوع حالت بیان هست تا به هنگام کار کردن با تیم مون، و یا راهنمایی کردن اونا استفاده کنیم. یا می پرسیم، یا می گیم. یعنی ما همیشه یا در حال موعظه کردن (گفتن) هستیم یا مشغول مکالمه و کشف ایم.

۱- ما از قبل، پاسخایی داریم

این مورد بسیار خطرناکه. چون این فرصت رو که بقیه (تیمِ ما، یا کسائی که در حال موعظه کردن شون هستیم) بتونن ذهن و درک ما رو شکل بدن غیرممکن می سازه. در اینجور حالتی، نمیشه به یافته های مطلوب رسید.

۲- شنونده باید غیرفعال باشه

به هنگام موعظه و اندرزگویی، جست و خیزِ بینِ گوینده و شنونده روی بخشی از آدمایی که در حال صحبت شدن با اوناس به حالت عکس العمل درمی آید که دورترین چیز نسبت به خواسته ی ما، کارکنان و مشاوره شوندهه. این هدف ما باید باشه که به کسائی که در حال صحبت کردن با اونا هستیم این قدرت رو بدیم که دیدگاه هاشو رو رشد داده و ابزاری رو واسه حل کردن مشکلات شون بسازن. و این “غیرفعال” نیس!

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مهارت فردی : چیجوری سر صحبت رو با افراد ناشناس باز کنیم؟

سوالات قوی بپرسید

وقتی کسی میگه که در حال انجام دادنِ چیزی ست که به نظر می رسه بد و گمراه کننده ست، غریزه ی داخلی ما به ما میگه اعتراض کرده و اونا رو از اشتباهاتی که در حال مرتکب شدنش هستن آگاه کنیم. از این حرکت، معمولاً یک بازخورد دفاعی درآورده می شه که باعث مقاومت شده و ارتباطات آینده رو سخت تر می کنه. اما اگه سوالاتی بپرسید (به عنوان کسی که با “گفتن” اشتباهات فرد، مخالفه) فکر می کنین مکالمه چیجوری پیش برود؟

گفتن: اگه اون نوع محصول رو راه اندازی کنین، ممکن نیس که به اندازه کافی قادر باشین مشتری جذب کنین، هیچ راهی هم وجود نداره که نتیجه بده!

سوال پرسیدن: فکر می کنین فرصتا در اون بازار چقدر بزرگ باشه؟ فکر می کنین به اندازه کافی واسه شما باحال باشه که بخواهید ادامه بدین؟

فکر می کنین کدوم یک از این روش ها نتیجه بهتری بده؟ فکر می کنین کدوم یک از این دو، بیش تر و با قدرت تر در قلب و ذهن کسی که قصد کمک کردن به اونو دارین طنین انداز شه؟

سوالات، واسه درک و کشف به عنوان یک کاتالیزور عمل میکنن. اگه در حال راهنمایی کردنِ شخصی هستید که تصمیم اشتباهی میگیره، پرسیدن سوال درست می تونه کمک کنه تا از بازخورد رفلکسی که بیشتر به عنوان اشتباه به رسمیت شناخته می شن دوری شه. اگه بگید “نه، این واقعاً احمقانه ست!” فکر می کنین به اون کمک کردین؟ فکر می کنین میتونین بازخوردی که از نفس فرد برمی پاشه رو شناسایی کنین؟

از طرف دیگه، پرسیدن سوال می تونه به اونا کمک کنه تا اشتباهات خودشون رو پیدا کرده و به طرف یک بازخورد بهتر تغییر راه دهند. پس بهتره از امروز به بعد، در نوع پرسشایی که ایجاد می کنیم، دقت نیاز به خرج دهیم تا به یافته های مطلوب تری برسیم.

 

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۹/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید