سلامت روان :

معنی سلامت روان جنبه ای از معنی کامل تندرستی و سلامتیه

سازمان بهداشت جهانی (who) سلامتی رو اینجور تعریف می کنه

” حالت سلامتی کامل فیزیکی ، روانی و اجتماعی نه فقط از دست دادن یه مریضی یا ناتوانی “

سلامت روانی ” کارکرد موفقیت آمیز اعمال روانی ، از نظر تفکر ، خلق و رفتار که باعث فعالیتهای سازنده بر آورنده روابط با بقیه و توانایی صلح به تغییر و مقابله با مشکلات می شه ” تعریف شده (کاپلان و سادوک.1387)

طبق دیدگاههای شناختی ، سلامت یا نبود سلامت روانی رو به چگونگی دریافت و تفسیر ادما از جهان یا به طور اخص محیط دور و بر وابسته دونسته ان ( سومرز فلانگان 2004) . پس دیدگاهها چگونگی تجربه واقعیت از راه درک تعیین می شه . هر اندازه دریافت ادما از محیط دور و بر و درخشش اون تو ذهن به واقعیت نزدیکتر باشه . روابط افراد با محیط خارجی و دور و بر و چگونگی عکس العمل اونا به حوادث و رویدادها منطقی تر و به واقعیت نزدیکتر باشن ، افراد منطقی تر و به سلامت روانی ایده آل نزدیکترند .

باز خورد فرد نسبت به خود ( بدون توجه به اندازه خوش بینی یا بد بینی اونا) و دنیای دور و بر در آسیب پذیری اونا به تنیدگیای روانی نقش بسیار مهمی اجرا می کنه (وارنر.2000)[1]

به طور مثال: از دید شناختی ، احتمال اتفاق حوادث و نتیجه های اونا تو ذهن تاثیر زیادی بر اندازه ترس و اضطراب اجتماعی داره چون پاسخای هیجانی آدم به شکلی کلی ناراحت از شناخت اونه که بیشتر به عنوان تحریفهای شناختی عنوان می شن که می تونن منجربه ایجاد سوء تفاهم در روابط بین فردی شه مثل اختلالای شایع روانی ( اضطراب و افسردگی ) هستن (Davidh  reickmann 2004)…(یونسی.1388)

24-2- نظریهای سلامت روان:

1- نظریه فروید[2]: به نظر ایشون بیشتر آدما به درجات جور واجور ” روان نژند” هستن و سلامت روانی یه آرمانه نه یه قانون آماری ویژگیهای خاصی جهت داشتن سلامت روان ضرورت دارن اولین ویژگی خود آگاهیه یعنی هر اون چیزی که ممکنه در ناخودآگاه موجب ایجاد مشکل شه ، باید خود خبردار شه و خود آگاه حقیقی امکان ندارن: مگه این که کنترل غیر لازم و یا زیاد از حد ” من برتر ” در هم بشکنه به نظر فروید خود آگاهی عنصر اصلی ( نه کافی) در داشتن سلامت روونه فروید غریبگی منطق از علاقمندیا عمودی رو ملاک پایانی سلامت روانی می دونه. (گنجی ، 1388)

2- نظریه یونگ[3]: به نظر یونگ مراحل تفرد یکی از عمل موثر در سلامت روونه تفرد در آسونترین شکل اون یعنی تمیز ( تشخیص) تدریجی من یا خود باخبر شدن از نا خودآگاهی ، طوری که فرد کم کم بیشتر و بیشتر از افکار و انگیزه های منشعب شده از ناخودآگاه جمعی ، آگاه و هشیار شه البته تمیز نا خودآگاهی ، تنها نصف داستان تفرده همزمان با این تغییر تدریجی باید نسبتای ناخودآگاه و خود آگاه روان دوباره با هم متحد و یکدست شن این یکدست سازی دوباره لازمه طبق نظریه یونگ بالاترین و نهادی ترین اهداف بشر رسیدن به خود و تحقق خویشه و فقط از راه مشارکت بی قید و شرط در هنر، مذهب و یا نمادی از این نوع میشه به تحقق خودمون رسید.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   آموزش موسیقی و اثر اون بر پیشرفت تحصیلی

3- نظریه موری : به نظر موری فرد سالم از ساختار روانی خود آگاهی داره آدم در عین این که بین نیازای مختلفش اختلافی نداره از شکل های جور واجور نیازها به راه مقتضی به کار گیری می کنه در شخص قانون بین ” من برتر ” و ” من رویایی ” فاصله خیلی زیاد نیس در آدم سالم به نظر ایشون اول نهاد ، بعد من برتر  و اون بعضی وقتا ” من” به ترتیب نقش کلی ای در کنترل رفتار اجرا می کنن و بر نظرات با فکر من و مراقبت ( من برتر) تکانهای نهاد می تونن به شکل قابل قبول ارضاء شن به نظر موری تموم آدما با شدت و ضعف دچار عقده ان اما عقدها اگه شدید و افراطی باشن منجربه ناهنجاری و مریضی فرد خواهند گشت از نظر ایشون ( تخیل و خلاقیت ) 2- عامل مهم در سلامت روانی به حساب میان.(سید محمدی، 1388)

خلاقیت-خلاقانه

خلاقیت-خلاق

4- نظریه آدلر[4]:  آدلر میگه ” سلامت روان یعنی داشتن اهداف شخصی در زندگی ، داشتن فلسفه محکم و راسخ واسه زیستن ، داشتن روابط خانوادگی و اجتماعی مطلوب و پایدار به درد بخور بودن واسه همنوعان ، داشتن جربزه و جربزه و قاطع عمل کردن در واسه رسیدن به اهداف ، کنترل داشتن روی احساسات و احساسات داشتن هدف پایانی کمال و تحقق نفس قبول کردن اشکالات و کوشیدن در جهت حل اونا با در نظر گرفتن توانایی خود.(گنجی ،1388)

جربزه-عنوان-عکس

5- نظریه فروم [5]:فروم باور داره که آدم دارای سلامت روان کسیه که عمیقاً عشق می ورزد آفرینشگره ، قدرت تخیل و عقل و خرد رو در داخل خود پروانیدهه خودش و جهان رو به شکل عمیقی درک می کنه احساسات پایدار و درستی داره با جهان می رسه و در اون رشد می کنه ریشه و اصالت داره و حاکم بر سر نوشت خویشه آدم سالم دارای جهت گیری منطقیه یعنی تموم قدرتا و استعدادهای بالقوه اش رو در اون بکار می بره.

6- نظریه مازلو [6]: به نظر مازلو افراد دارای سلامت روان ، نیازای سطوح پایین رو برآروده ان و دارای مشکل روان شناختی نیستن می دونن که هستن و به کجا می رن درک شون از واقعیات دنیای دور و بر درسته جهان رو به شکل عینی درک می کنن خود انگیخته و طبیعی ان و احساسات خودشون رو بدون ناراحتی بقیه و رو راست عنوان می کنن این افراد نیاز به خلوت و استقلال رای دارن عمل اونا مستقله تجارب عارفانه ( بالاترین درجه ) رو تجربه می کنن و همین تجارب ، منجربه اعتماد اونا و ایجاد احساس قدرت و قاطعیت در اونا می شه .

7- نظریه اسکینر[7]: آدم سالم و سلامت روانی به باور اسکینر برابر رفتار منطبق با قوانین و مقرارت یه جامعه س و اینجور شخصی هنگام رویاروی با مشکلات از راه روش ” اصلاح رفتار ” واسه بهبودی و به قانون کردن رفتار خود و اطرافیانش سود می جوید و این کار رو تا وقتی که به سطح نرمال و موردقبول از جامعه برسه ادامه میده این شخص تأییدات اجتماعی بیشتری رو به خاطر رفتار مناسب خود از محیط اجتماعی و بین فردی دریافت می کنه.(قراباغی.1387)

1-varner

1- Frouid

2- young

3- moury

1- Adler

2- fromm

1- Maslow

2- Skinner

دسته‌ها: بهترین