شناخت کارکرد ضمیرناخودآگاه در NLP

مبحث شناخت کارکرد ضمیرناخودآگاه رو ادامه مى دهیم.

 

Career-Prospects-With-An-Early-Childhood-Development-Degree

 

گفتم که در مکاتب جور واجور نام هاى مختلفى به ضمیر ناخودآگاه گفته مى شه که همه ى اونا قابل نقده و فقط مربوط به بخشى از فعالیت هاى ضمیر باطن مى شه. ما مى گیم قوى ترین نرم افزار مدیریت ذهن.

 

توانایى پردازش اون ۴ میلیارد بیت اطلاعات در ثانیه!!
قدرت اون شگفت انگیز و حیرت آوره اما موضوع تأسف بار اینه که ما این قدرت الهى رو محدود کرده و به ضمیرخودآگاه بیشتر اعتماد داریم! اون واقعاً میتونه هر کارى رو براى ما بکنه! اما پیامهاى منفى و بازدارنده ى ضمیرخودآگاه مانع بزرگىه در راه اون!

من شما رو جمع کردم که به شما یاد بدهم چیجوری مى تونید این قدرت رو احیا کرده و از آن برخوردار شید. تموم تکنیکهاى ان ال پى بر همین پایه طراحى شدن.


 

مى خواهم باهم به یک سفر بریم. یک سفر شگفت آور و هیجان انگیز! سفرى که نیاز به آذوقه و مقدمات نداره.
کافی ست اراده کنین تا همین لحظه شما رو به یک مسافرت ببرم. هیچ هزینه اى هم نداره. فقط ویزا مى خواهد! یک ویزا از جنسى خاص و متفاوت.
ویزاى این سفر، پاکى و خلوص زمان کودکى ست. همین لحظه کودک شید! براى یک لحظه تموم مسائل رو از یاد ببرین.

از روزمرگىا فاصله بگیرین. فقط به بخش کودک شخصیت خود فکر کنین. تمرکز روى بخش کودک شخصیت خود! بریم به قدیم، به زمانى که کودک بودیم. کوچیک بودیم. پاک بودیم. معصوم بودیم. با صفا بودیم. با غم بیگانه بودیم. با کینه ناشناس بودیم.

در زمان دخل و تصرف مى کنم. در لحظه هاى خوش توقف مى کنم.

مى توان اون لحظه رو تمدید کرد
خاطرات خوشحال رو زیاد کرد
شعر خودم

بریم به محله ى قدیمى خودمون. کوچه هایى که شاهد خاطرات خوشحال زمان کودکى ما هستن. مى شه اون صدق و صفا رو به زمان حال آورد.
دوستانِ مدرسه، معلم هایى که اذیتشون مى کردیم. محله قدیمى. خونه ى بابایی. همسایها. ببینین چقدر لذتبخش بود زندگى!
ما چقدر از زمانمان بهتر استفاده مى کردیم. چقدر زندگى مون در عین کودکى با کیفیت بود. چقدر همه چیز به دلمون مى چسبید. حتى فیلمهاى تکرارى شبکه ٢ شبهاى ۴شنبه.
خاطرات خوب در انبوه روزمرگىا مدفون شده


سوال مهم:

به چه دلیل در زمان کودکى همه چیز برامون جلوه و دیگرى داشت؟ چه شد که الان اینطورى شدیم؟ ما با خودمون چه کردیم؟
یکى از مهمترین دلایل اینه که ما به ضمیرناخودآگاه بى توجه شده ایم و به ضمیر خودآگاه دل خوش کردیم. باور کنین اگه این جابجایى صورت بگیره ما در هر سنى که هستیم همون صدق و صفا و صمیمیت زمان کودکى رو تجربه مى کنیم.
به چه دلیل حسین پناهى اینقدر محبوبه؟ (البته نظر من هست)
چون کودک موند. چون فقط ً بزرگ شد. بخش کودک شخصیت خود رو تا آخر عمر زنده نگاه داشت. به نظرم اون به رسالتش رسید و فوت کرد. خدا رحمتش کنه. رمز محبوبیت اون در حفظ رابطه با ضمیرناخودآگاهش بود!
بگذریم.. حالا ما مى خواهیم با ضمیرناخودآگاهمان رابطه قوى برقرار کنیم. وقتى با اون رابطه برقرار کنیم اون قدرتش رو باز مى پیدا کنه و در اختیار خودآگاه قرار مى بده. الان ما نمى دانیم اون داره با چه سیستمى زندگى ما رو پیش مى برد.
اما اون طبق منطق ویژه و خاص خود داره زندگى ما رو هدایت مى کنه.
اون در حالت فعلى در تقابل شدید با ضمیرخودآگاه قرار داره. به خاطر همین پریشانى هاى ذهنى و نوسانات روانى و گفتگوهاى درونى زیادى رو تجربه مى کنیم.
این سه عامل موجب افت انرژى ضمیرناخودآگاه مى شه. موجب کُندى حرکت و دلسردى اون مى شه.
ما مى خواهیم با شناختن کارکرد ضمیر ناخودآگاه بین اون و ضمیرخودآگاه یک تعادل منطقى و استوار برقرار کنیم و این حاصل نمى شه مگه از روش ((ایجاد درک واحد اونا از هر موضوع)) خوب دقت کنین؛
مثلاً یکى از اهداف ما ثروته. تا زمانى که ضمیرناخودآگاه و ضمیرخودآگاه از معنی ثروت، به یک درک مشترک و تفاهم واحد دست نیابند، ما به اون موضوع نمى رسیم!
حالا تمرین امروز:
همون سفر به زمان کودکى!

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   از کجا بدونیم که باید محل کار خود رو ترک کنیم؟

انجام بدین و نتیجه اش رو ببینین. حتى آنهایى که به قول خودشون اتفاق بدى در ذهنشون هست! مطمئناً بعد از یادآورى یک اتفاق بد به خاطرات خوب هم مى رسید.
مرور زمان کودکى یکى از قوى ترین و اثر گذارترین روشهاى برقرارى رابطه با ضمیر ناخودآگاهه.
هیچوقت نگید خاطره ى بد! کلمه ى خاطره، به تنهایى، بار مثبت داره.
از این به بعد، در انتخاب کلمات خود دقت کنین، مثلاً بعضىا مى گویند: امروز به شکل وحشتناکی خوش گذشت!!!

پس قرار ما این شد که به زمان کودکى خود فکر کنین و لحظات خوب رو پررنگ کنین.

این کار از دید ضمیرناخودآگاه نوعى احترام براى اون حساب مى شه. با همین یادآورى و مرور خاطرات اونو تشویق مى کنین که با شما (یعنى با ضمیرخودآگاه شما) رابطه صمیمی اى برقرار کنه. این اولین قدم براى رسیدن به اهدافه. اون از اینکه ما در بیست و چاری لحظاتى رو براى مرور زمان کودکى انتخاب کردیم بسیار لذت مى برد و به طرف ما مى آید.
وقتى که به طرف ما اومد ما فرصت پیدا مى کنیم از کارکرد برنامه ریزى و استراتژى هاى پردازش اطلاعات به وسیله اون و از منطق خاص اون باخبر شیم.

موفق باشین دوستان من

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۱/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید