شکستای فروش نباید شکست و افسردگی فرد رو منجر شه!

 

 

 

شکستای فروش

اگه می خواین در فعالیتای فروش خود، موفق تر ظاهر شید باید عادت کنین که با “شکست” خو بگیرین و کنار بیایید. فروش نیازمند اینه که همیشه خودتون رو روی خط بذارین: از تماس گرفتن با مشتریان بالقوه گرفته تا وارد شدن به یک محیط رقابتی!

از سرزنش کردن خودتون بخاطر شکستای فروش که داشتین دست وردارین. چند دیدگاه درباره شکست که در این پست اومده رو بخونین و اونا رو باور کنین تا موفقیت به طرف شما جمله آورد:

 

 

۱- فرصتی واسه افزایش حالت ارتجاعی

تنها دو نوع عکس العمل در مقابل شکست هست: یا خودتون رو می بازید، یا برمی پاشید و دوباره تلاش می کنین.

اگه انتخاب شما گزینه دوم باشه به مجبور، انعطاف پذیرتر میشید. عضله ای تر شدن پشت تون، به شما اعتماد به نفس بیش تری میده. دفعه ی بعدی که شکست بخورین یادِ این شرایط می افتین و فکر می کنین “من قبلاً بر شرایط X غلبه کردم، پس از عهده ی اینم برمیام”.

بجای اینکه خودتون رو بیش تر به چشم فردی شکست خورده نگاه کنین، به عنوان انسانی ببینین که اجازه نداده تا مشکلات اونو متوقف سازه.

۲- شروعه- نه پایان!

ما کلاً تمایل داریم که به شکست ، به عنوان پایان فرصت نگاه کنیم! مشتری شما تصمیم میگیره به طرف حریف شما حرکت کنه و شما این لحظه رو پایان همه چیز میدونید و دفتر رو می بندید.

اما ، هر شکست، شروع راهه. شاید بخواهید اون مشتری رو دنبال کنین خصوصاً اگه معامله شون به تجدیدنظر برسه، مشتری تحت تاثیر پیگیری و اصرار شما قرار بگیره و دوبارهً تصمیم بگیره که با شما همکاری کنه. اصلاً شاید هم این تجربه به شما این انگیزه رو بده که روی مهارتای جور واجور خود کار کنین.

 

۳- ثابت کنین که خطر می کنین!

اگه هیچوقت تلاش نکنین، هیچوقت شکست نمی خورین! شکست نشون میده که شما جاه طلب هستید. ممکن بود هیچوقت نخواهید تلفن رو ورداشته و با مشتریان بالقوه تماس بگیرین یا شاید هیچوقت نمی خواستین تقاضایی دریافت کنین. اما در اینصورت، هیچوقت با خریداران هم ارتباطی نداشته و مطمئناً هیچوقت فروش موفقی رو تجربه نمی کنین!

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   با ضربه زدن بر Apple Watch خود، پیتزای محبوبتون رو سفارش بدین

در آخر روز، باید به شکستای خود ببالید. هر کدوم از اونا به تنهایی نشون میده که شما خودتون رو تحت چه شرایطی قرار دادین!

فقط مهمه دقت کنین که اشتباهات تون رو تکرار نمی کنین. اینکار شجاعانه نیس؛ بلکه احمقانه ست.

۴- شرایطی واسه گرفتن علم و تجربه

موفق شدن در بیشتر مواقع، به خودسر شدن فرد می شه که اونم به تواناییِ آزمایش واقعی ی خطر میرسه. پس، تصمیمات احمقانه ای رو در پیش می گیرین.

درنظر بگیرین که شما بهترین فروشنده دوسال گذشته در منطقه خود شدین بالاتر از این یافته های، تصمیم می گیرین که همه انرژی خود رو صرف فرصت ۵ برابر بزرگ تر از حالت نرمال کنین. حتی با اینکه مدیر فروش تون به شما اخطار میده که شایدً به یک راه حل قوی تر لازم داشته باشین اما شما بازم فکر می کنین که توانایی به آخرسر رسانیدن این معامله رو هم دارین.

در آخر، می بینین که حق با مدیر فروش شما بوده! شکست در این مقطع، معنیش اینه که در آینده باید به هنگام انجام کارای کوچیک تر و بزرگ تر بیش تر دقت کنین.

۵- تستی واسه مقاصد، فرضیات و داشته هاتون

فروشندگان بسیار روی فرضیات خود تکیه می کنن. به یک مورد از اونا که در طول این هفته انجام دادین فکر کنین: از “واقعاً خریدار نبود!” و “اون پول کافی واسه خرید داشت”  گرفته تا “این نوع معاملات کم تر باعث فروش می شن” و “اونا شاید بیش ترین ارزش رو از همین دو ویژگی بدست میارن”.

فرضیات به شما کمک می کنن تا تصمیمات بیش تری رو سریع تر و بطور درست در پیش گرفتن کنین. تا وقتی که از انتظارات اشتباه خود درس بگیرین و دیگه تکرارشان نکنین شکست به کمک شما میاد.

 

 

[تعداد: ۵    میانگین: ۳.۸/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید