عوامل خطر روانشناختی

اخیرا علایق خیلی از محققان به تحقیق بیشتر در مورد رابطه بین عوامل روانشناختی و بروز بیماریهای قلبی جلب شده .عوامل سنتی خطر بروز بیماریهای قلبی ،دلیل مریضی 58 تا 75 درصد از بیماران قلبیه .پس مطالعه و تحقیق درباره دیگه عاملای مهم خطر آفرین مثل عوامل اجتماعی ، از نو و با قدرت شروع شده .با این دیدگاه ،5 بخش روانشناسی بررسی شده :استرس طولانی زندگی [1] ، افسردگی ، وضعیت اجتماعی / اقتصادی [2]، ویژگیای شخصیتی و ساپورت اجتماعی[3] (بیگل هول[4] و منگوس[5] ،2002،استرایک[6] و استپتو[7]،2004).

الف . استرس طولانی زندگی:این استرسا شامل اضطرابا و نگرانیای افراد ،در جنبه های جور واجور زندگی روزمره خانوادگی و اجتماعی اوناس . حدود 10 تا 40 درصد از افراد شاغل ، از استرسای شغلی[8] رنج میبرن و حدود یه سوم این افراد دچار استرسای شدید روانشناختی هستن . آدمایی که وضعیت اجتماعی /اقتصادی مناسبی ندارن ؛ بیشتر در محیط کاری خود به استرس شغلی دچارند و این هم با ساپورت اجتماعی محدود ،عوامل خطر عادی کرونری ،سطح پایین آموزش و تحصیلات ، رابطه داره (پیتر[9] و سگریست[10] ،2000،استرایک و استپتو،2004).

از دیگر عوامل بروز استرسای طولانی زندگی ،فرسودگی شغلی[11] است که به وجود اومده توسط وجود کنترل محدود و کم فرد شاغل بر روند کاریشونه .این مسئله حتی بیشتر از مسئولیتای بالای شغلی با بروز بیماریهای قلبی – عروقی رابطه داره (لندزبرجیس[12]،بیکر[13] ، 1994،به نقل از مارموت[14] ، باسما[15] و همینگوی[16]1997).

در بازبینی 25 تحقیق این یافته های بدست اومد : در 17 مطالعه بین فرسودگی شغلی و بروز بیماریهای قلبی – عروقی ارتیاط با معنی بدست اومد و در 8 مطالعه از 23 مطالعه دیگه که مورد بازبینی قرار گرفتن ، این رابطه بین مسئولیتای سنگین شغلی و بروز بیماریهای قلبی – عروقی بدست اومد .البته باید اینم بگیم که که نبود کنترل بالا بر روند شغلی ، بیشتر در شاغلانی که وضعیت اجتماعی /اقتصادی مناسبی ندارن ، دیده می شه (مارموت ، باسما و همینگوی ، 1997) .

از تحقیقات زیادی که در فنلاند(کیوی ماکی[17]،لینوآرجاس[18]،لیوکونن[19] و همکاران،2002)،آلمان (سیگریست ،1996) و انگلستان (مارموت ،باسما و همینگوی ، 1997) انجام شد؛ این یافته های بر آمده که هر چقدر میان تلاش و پاداش دریافتی تعادل کمتری برقرار باشه؛ احتمال بروز بیماریای قلبی- عروقی زیاد می شه .

یکی دیگه از اشکال استرسای طولانی زندگی که بسیار مورد مطالعه قرار می گیرن , استرس در روابط  زناشویی و خانوادگیه .

 

استرسای زناشویی در زنان ، پیش بینی کننده علائم افسردگیه و زنائی که دچار بیماریای قلبی و عروقی ان بیشتر وجود اینجور فشارا و استرسایی رو تایید می کنن (بالوگ[20] ، جانسکی[21] ،لین وبر[22] ،2003 و اورث گومر[23] ، وامالا[24] و امالا و هورستن[25] ، 2000) .

از یافته های یه مطالعه در سوئد (اورث گومر ، موشر[26] و بلوم[27] ،1997؛ به نقل از اورث گومر و همکاران ، 2000) اینجور بر میاد ، زنائی که در زندگی خود به استرس خانوادگی و استرس خانوادگی و استرس شغلی دچارند ؛5 برابر بیشتر از زنائی که این استرسا رو ندارن ، در خطر دچار شدن به بیماریای قلبی-عروقی قرار دارن .

شکل دیگری از استرس خانوادگی که با افزایش خطر مریضی کرونری قلب در رابطه شناخته شده، در زنانیه که از همسران معلول ، ضعیف یا مریضی خود نگهداری می کنن .

یه بررسی از تحقیقات سلامت پرستاری[28] نشون داده؛ زنائی که در هفته 9 ساعت یا یشتر از همسران مریض یا ناتوا نشون مراقبت می کنن ،افزایش معناداری دربروز خطر حمله قلبی خطرناک و غیر خطرناک نشون میدن؛ که این افزایش ، جداگونه از عواملی چون سن ، سیگار کشیدن ، ورزش کردن ، مصرف الکل ، دیابت ، اضافه وزن ، فشارخون بالا طولانی و دیگه عوامله  (راس[29] ، مارموت ،1981؛ به نقل از استرایک و استپتو، 2004 ).

ب . افسردگی : افسردگی یکی از عوامل خطر ساز بالقوه واسه گسترش و شدت مریضی قلبی – عروقیه و بیشتر پس از بروز حمله قلبی قابل تشخیصه .

در مطالعه روزانسکی ، بلومنتال و کاپلان (1999) افسردگی در بیماران قلبی-عروقی ، 3 برابر بیشتر از افراد گروه کنترل ، قابل تشخیص بود .

 

 

هم اینکه کارنی[30] ، فریدلند[31] و میلر[32] (2002) نشون دادن که یه پنجم بیماران گرفتار به بیماریای قلبی دچار افسردگی ان و 15 تا 20 درصد این بیماران از افسردگی عمیق پس از حمله         MI رنج می برن .

نشونه های به وجود اومده توسط افسردگی مثل خستگی طولانی[33] و ناامیدی[34] هم به عنوان عاملای خطر بروز مریضی کرونری قلب شناخته ان (کوپ[35] ، اپلز[36] ، مندز دلیون[37] ، 1994).

چندین عملکرد احتمالی درباره چگونگی رابطه افسردگی و مریضی قلبی – عروقی هست . یکی از انها اینه که افسردگی خود ار علل بروز این بیماریها باشه تصلب شرائین ، یه مریضی التهابی[38] و تحریک کننده س و افسردگی شاید نا آرومی باعث مریضی قلبی رو بیشتر میکنه .

هم اینکه احتمال داره که یه پروسه نامعلوم التهابی دیگه به بروز همزمان افسردگی و بیماریهای قلبی- عروقی منجر شه .از احتمالات دیگه اینه که هم افسردگی و هم بیماریهای قلبی – عروقی نتیجه تصلب شرائین هستن ؛ که هر دوی اونا بر اثر افزایش استرسای به وجود اومده توسط محیط اجتماعی زیاد می شن . آخر سر اینکه افسردگی می تونه رفتارای آسیب زا که باعث شدت بخشیدن به مریضی می شه رو زیاد کنه. رفتارهایی مثل سیگار کشیدن ، رژیم غذایی ناجور ، ورزش نکردن و نبود جنب و جوش و…شاید چیزی بیشتر از هر کدوم از احتمالات فوق به تنهایی بر بروز و افزایش شدت بیماریای قلبی – عروقی اثر می ذارن ( استرایک و استپتو ، 2004) .

ج . وضعیت اجتماعی /اقتصادی : وضعیت اجتماعی / اقتصادی از عوامل مهم و موثر در بروز بیماریهای قلبی – عروقی و آثار به وجود اومده توسط اینه . میون این دو سازه ارتباطی برعکس و قوی هست و در این رابطه مواردی چون وضعیت شغلی ، در اومد و تحصیلات مورد نظر قرار می گیرن .

وضعیت بد اجتماعی /اقتصادی با بیشتر سیگار کشیدن ،رژیم غذایی ناجور ، بی خانمانی ، افزایش چاقی و سطح ناچیز فعالیت بدنی در ارتباطه . هم اینکه ، افراد با وضعیت اجتماعی /اقتصادی ناجور ، فعالیتای ناچیز اجتماعی ، فشار مالی بیشتر ،  حوادث استرس زای بیشتر در زندگی و عزت نفس پایین تری رو نشون میدن ( روزن گرن[39] ، اورث- گومر ، ویلهملمسن[40] ، 1998؛ به نقل از اورث گومر و همکاران ، 2000) .

پس زندگی کردن تحت اینجور شرایطی باعث استرسای طولانی و آسیب زا می شه که خود از دلیلای بروز مریضی قلبی – عروقیه .با در نظر گرفتن وضعیت اجتماعی / اقتصادی ناجور مربوط به عوامل سنتی خطر بیماریهای قلبی – عروقی ، میشه 33 تا 50 درصد بیماریهای قلبی – عروقی رو توضیح کرد ( مارموت ، بارتلی[41] ،2002 ؛ به نقل از استرایک و استپتو ، 2004 ) .

د . ساپورت اجتماعی : در کشور انگلستان ، 16 درصد مردان و 18 درصد زنان بدون هرگونه اشکال حمایتای اجتماعی هستن و نبود وجود این حمایتا ، به خیلی از ناهنجاریهای روانشناختی منجر شده . آدمایی که در پستای غیر تخصصی مشغول به کارن ؛ بسیار بیشتر از افراد در مشاغل تخصص یافته ، از از دست دادن ساپورت اجتماعی رنج می برن .آدمایی که ارتباطات اجتماعی محدودی دارن ؛ حوادث استرس زا و ناجوری رو تو زندگیشون تجربه می کنن . بیشتر این باعث جدایی انها از خونواده و دور و بریا شون می شه و به همین گونه س که ارتباطات اجتماعی اونا کم میشه . آدمایی که از نظر اجتماعی منزوی هستن ؛ استرس بیشتری رو تجربه می کنن . به بیان دیگه افراد دچار مشکل ، هرچه بیشتر از جامعه انصراف می گیرن و پس ، گوشه گیری بجای اینکه بهبودی در وضعیت اونا حاصل کنه ؛ باعث موندگاری بیماریا و مشکلاتشون می شه (روزن گرن ، اورث – گومر ، ودل[42] ، 1993 ؛ هالاهان ، موس(موشواره)[43] و هالاهان [44]، 1995 ؛ به نقل از اورث گومر و همکاران ، 2000) .مباحث مربوط به ساپورت اجتماعی به وسیله بسیاری ازپژوهشگران و با روشهای جور واجور مطالعاتی بررسی شده و یافته های هماهنگ و خیلی از اونا حاصل شده .

خانواده

کوپر ، مارموت و همینگوی (2000) در گزارشی اعلام کردن که کمبود ساپورت اجتماعی ، خطر بروز بعضی بیماریهای قلبی – عروقی رو زیاد می کنه .

ه . ویژگیهای شخصیتی : با وجود دلایل ابتدایی ای که الگوی رفتاری تیپ A رو به عنوان عامل خطر جداگونه واسه بروز بیماریهای قلبی – عروقی عنوان می کردن ؛ امروز توجه بیشتر برمولفهای این الگو رفتاریه و بیشتر از همه بردو عامل خشم و دشمنی تکیه شده (روزانسکی و همکاران ، 1999؛ کوپر ، مارموت و همینگوی ، 2002 ) .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   امتیازات و شاخصای به کار گیری توانمندسازی در سازمانها

تحلیلای دوباره از اطلاعات زیادی که روی الگوی تیپ A صورت گرفته ، از عامل دشمنی به عنوان یه عامل مهم خطر آفرین نام می برن (هکر[45] ، چسنی[46] ، بلاک[47] ، 1988 ؛ و دمبروسکی[48] ، مک دو گال[49] و کاستا[50] ، 1989 ؛ به نقل از استرایک و استپتو ، 2004 ) .

دلایل جاری درباره خشم حتی کمتر از خصومته ، اما نشون دهنده رابطه محکمی با بروز بیماریهای قلبی – عروقیه . خشم ، خطر بروز آنژین صدری ، سکته قلبی و مرگ بر اثر سکته قلبی رو 2 تا 3 برابر زیاد می کنه ( کاواچی[51] ، اسپارو [52]، اسپیرو[53] ، 1996 ) . یافته های یه تحقیق آینده نگر روی گروهی از مردان جوون که به مدت 36 سال پیگیری شد . نشون دهنده اینه که خشم ، خطر مرگ زودزس بر اثر مریضی قلبی – عروقی رو تا 3 برابر زیاد می کنه (چنگ[54] ، فورد [55]، میونی[56] ، 2004 ) .

در افراد با فشارخون بالا ، عامل خشم به عنوان یه عامل خطر ساز احتمال بروز مریضی و حمله رو افزایش نمی ده ؛ اما وقتی که به افزایش فشار خون منجر شه ؛ می تونه خطر آفرین باشه . خشم به عنوان یه عامل مهم و زیاد در بروز سکتها ، دو درصد از موارد سکته  ها رو دلیل می شه (میتلمن[57] و همکاران ، 1997 ؛ به نقل از استرایک و استپتو ، 2004 ) .

البته با افزایش تحقیقات درباره عوامل اجتماعی کاهش کننده رابطه خشم با بروز بیماریای قلبی – عروقی مثل ساپورت اجتماعی و وضعیت اجتماعی / اقتصادی ،  هنوزم خشم به عنوان یه عامل خطر ساز بالقوه واسه سکته قلبی در بیماران گرفتار به مریضی کرونری قلب در نظر گرفته می شه .

بررسی وضعیت روانی – اجتماعی بیماران گرفتار به مریضی عروق کرونر قلب نشون داده که رفتارهایی مثل خشم ، احساس دشمنی ، اضطراب ف افسردگی و رویدادهای خاص زندگی ، ایجاد کننده بیماریهای قلبیه و از طرف دیگه ، مریضی قلبی هم همین پاسخای رفتاری رو به وجود میاره ( فریدمن و همکاران ، 1984 ؛ به نقل از سعیدی ، 1384 ) .

هم اینکه تاکید  DSM  بر عوامل روانشناختی ، توجه به طیف خیلی از محرکا روانشناختی مثل صفات شخصیتی و رفتارای بهداشتی غیر انطباقی رو شدنی می کنه .با در نظر گرفتن ملاکای تشخیصی DSM-IV-TR ، میشه مریضی عروق کرونر رو از دید همه جنبه های در نظر گرفته شده ، مورد بحث و بررسی قرار داد . چون عوامل مختلفی شامل استرسای زیاد هیجانی ، افسردگی ، اضطراب ، خشم ، دشمنی ، صفات شخصیتی مثل الگوی رفتار ریخت A ، رفتارای بهداشتی غیر انطباقی ، به درد نخور بودن روشهای مقابله ، از دست دادن ساپورت اجتماعی ، خستگی طولانی و رویدادهای زندگی می تونن موجب تسریع در بروز و زیاد ، تاخیر در بهبودی ، افزایش اندازه تز کار افتادگی و ناتوانی ، و حتی افزایش مرگ و میر به وجود اومده توسط مریضی کرونری قلب گردند .

از طرف دیگه بروز مریضی قلبی یهویی و بدون زمینه قبلی ، می تونه به عنوان یه استرس در زندگی مریض و خونواده اون تلقی شه ؛ که با در نظر گرفتن وجود طولانی مریضی ، پیامدایی مثل از کار افتادگی و محدودیتای حرکتی ، مشکلات اجتماعی اقتصادی گسترده و بعضی وقتا جبران ناپذیری داره .

خانواده

ملاکای تشخیصی DSM-IV-TR واسه عوامل روانشناختی موثر بر وضعیت طبی (کاپلان وسادوک ،1382) .

.A وجود یه مشکل طبی عمومی (کد گذاری شده روی محور III) .

.B عوامل روانی به یکی از راه زیر روی مشکل طبی تاثیر بد میذاره ؛

1.این عوامل بر سیر مشکل طبی کلی موثر هستن ، طوریکه با رابطه زمانی نزدیک بین عوامل روانشناختی و زیاد ، یا کندی بهبودی مشکل طب عمومی مشخص شه .

  1. این عوامل در درمان مشکل طبی عمومی تداخل می کنه .
  2. این عوامل خطرات بهداشتی اضافه واسه فرد به وجود میاره .
  3. این عوامل پاسخای فیزیولوژیک وابسته به استرس به وجود میارن که موجب تسریع یا زیاد علائم مشکل طبی عمومی میشه (مثلا درد قفسه سینه یا آریتمی در مریض گرفتار به مریضی کرونری قلب ) .

– برحسب وجود عوامل روانشناختی اسم رو انتخاب کنین (اگه بیشتر از یه عامل در کار باشه ، مهمترین اونا رو انتخاب کنین .)

-مشکل روانی موثر بر مشکل طبی : مثلا یه مشکل محور I ، مثل مشکل افسردگی اساسی که بهبود از انفارکتوس میوکارد رو به تاخیر میندازه .

– عوامل روانشناختی موثر بر مشکل طبی عمومی : مثل علائم افسردگی که بهبود پس از علائم جراحی رو به عقب می ا ندازد ؛ اضطراب که اسم رو زیاد می کنه .

– صفات شخصیتی یا سبک مدارا که بر مشکل طبی موثر واقع میشه : مثلا افکار مریض گونه نیاز به عمل جراحی در مریض گرفتار به سرطان ؛ رفتار از روی دشمنی و پرفشار که در بروز بیماریای قلبی – عروقی سهیمه .

– رفتار بهداشتی غیر انطباقی موثر بر مشکل طبی کلی : مثلا نبود همکاری در رعایت رژیم غذایی و دارویی ؛پرخوری .

– جواب فیزیولوژیک وابسته به استرس موثر بر مشکل طبی عمومی : مثل زیاد وابسته به استرس زخم گوارشی ، فشارخون ، آریتمی یا سردرد تنشی .

-بقیه عوامل روانشناختی نا مشخص موثر بر وضعیت طبی : مثل عوامل بین فردی ، فرهنگی یا مذهبی .

2-1-3 الگوی رفتاری تیپ A

یکی از اولین تلاشهای نوین در موشکافی  اثر عوامل روانشناختی بر گسترش بیماریهای قلبی ، به وسیله دانشمند انگلیسی – سرویلیام اوسلر[58] – انجام شد .سخنرانی اون درباره شخصیت با مریضی آنژین صدری ، استلزام توجه به این بیماریا رو مطرح کرد (اسپنس ، 2002) . ایشون در سال 1892 ، فرد با استعداد مشکلات کرونری قلب رو شخصی تنومند و از نطر ذهن و بدن ، قوی و باهوش و بلند پرواز توضیح کرد که موتور اون همیشه با تموم سرعت ، رو به جلو در حرکته .50 تا 60 سال بعد اشتیاق عمومی بیشتری در این مورد بوجود اومد وویژگیایی چون رفتار وسواسی ، بی قراری ، سخت کوشی ، جنگ جویی  ،قدرت طلبی و دشمنی واکنشی به توضیح اوسلر از فرد با استعداد مشکلات کرونری اضافه شد (جانیس ، 1988 ؛ به نقل از آزاد فلاح ، 1373) .

در وسطای دهه 1950 ، دو کاردیولوژیست بع نامهای فریدمن و روزنمن ،  معنی الگوی رفتاری تیپ Aرا به عنوان الگوی رفتاری با استعداد کرونری قلب معرفی کردن .برابر توضیح اونا ، الگوی رفتاری تیپ A با این 6 تمایل به طور کامل جدا ،مشخصه :

1-رقابت جویی

2-میل بیش از اندازه به رسیدن به اهداف بلند پروازانه

3-نیاز شدید به تایید اجتماعی و پیشرفت

4-سرعت و ناشکیبایی

5-فعالیت همیشگی و شدید جسمی و ذهنی

6-سطوح بالای هشیاری ذهنی و جسمی(روزنمن و همکاران ، 1987 ؛ به نقل از فلت ، 2008 ) .

این الگو شامل فعالیت زیاد ، تلاش واسه پیشرفت ، رقابت جویی و آمادگی واسه خصومته و هم با احتمال بروز حمله قلبی رابطه داره . الگوی مقابل اون ، تیپ رفتاری Bبود که به عنوان یه الگوی سازگارانه و سالم توضیح می شه . تحقیقات آینده نگر و طولی نشون دادن ؛ که الگوی رفتاری تیپ A ، با بروز بیماریهای قلبی رابطه داره .(همون )

  1. 1. chronic stress
  2. Socioeconomics Status (SES)
  3. Social Support
  4. Beaglehole , R
  5. Magnus , P.
  6. Strike , P.C..
  7. Steptoe . A .
  8. Work stress
  9. Peter , R .
  10. Siegrist , J
  11. Job Strain
  12. Landsbergis , P.
  13. Baker , D.

6.Marmot , M.G.

  1. Bosma , H.
  2. Hemingway , H.
  3. Kivimaki . M.
  4. Leino – Arjas , P.
  5. Luukkonen , R .

1.Balog , P.

2.Janszky , I.

3.Leineweber , C.

4.Orth-Gomer , K.

5.Wamala , S.P.

6.Horsten , M .

7.Moser , V .

8.Blom , M .

9.Nurse  s

10.Rose , G

1.Carney , R.M.

  1. Freedland , K.E.
  2. Miller , G.E.
  3. fatigue
  4. hopelessness
  5. Kope , W.J.
  6. Appels , A.P.
  7. Mandes de leon , C.F.
  8. inflammatory

1.Rosengren ,A.

2.Wilhelmsen ,I.

3.Bartly ,M.

4.Wedel , H.

5.Moos , R.H.

6.Holalan , C.K.

1.hecker , M.H

2.Chesney ,M.H.

3.Black , G.W .

4.Dembroski , G.M

5.Mac Diugall , J.M.

6.Costa ,P.T.

7.Kawachi ,I.

8.Sparrow ,D.

9.Spiro ,A.

10.Chang ,P.P.

11.Ford ,D.E.

12.Meoni ,L.A.

1.Mittleman ,M.A .

1.Osler ,W

دسته‌ها: بهترین