زیادی مشکل نوشتن و ویژگی­های مربوط به جنس

همونجوری که هوپر و همکاران (1994) خاطر نشون کرده­ان تحقیق­های انجام شده دربارۀ همه­گیری شناسی مشکل­های بیان نوشتاری خیلی کم هستن و همین امر، تعیین اندازه گسترش این مشکل رو با مشکلاتی مواجه ساخته. از دیدگاه DSM IV، این مشکل به وجود اومده توسط اینه که بیشتر تحقیقات به زیادی مشکل­های یادگیری کلا اشاره کرده­ان بدون اینکه مشکل­های خاص خوندن، حساب کردن یا بیان نوشتاری رو از یکدیگر جدا کنن. به هر حال، مشکل بیان نوشتاری– بدون همراهی با دیگه مشکل­های یادگیری – بسیار نادراست (DSM IV، 1996).

مع هذا با درنظر گرفتن مشکل­های تحولی زبون در کل جامعه (8 تا 15 درصد) و زیادی با معنی این مشکل­ها در زمینۀ مهارت­های پایه­ای خوندن (15 تا 20 درصد در کل جامعه)، می­توان پیش­بینی کرد که مشکل­های زبون نوشتاری دست کم 10 درصد از جامعۀ شاگردان وجود داشته باشه (ماش و بارکلی، 1996).

برنینگر و فولر (1992) گزارش کرده­ان که اگه سطح مفید بودن نوشتن به عنوان متغیر مقایسه­ای در نظر گرفته شه، مشکل نوشتاری در پسران بیشتر از دخترونه، اما اگه ضابطۀ بهرۀ هوشی رو در نظر بگیریم فرقی بین دو جنس مشاهده نمی­شه.

هوپر و همکاران (1994) در پژوهشی که طبق آزمون زبون نوشتاری هامیل ولارسن درنمونه­ای تشکیل شده از 30 درصد شاگردان دختر و پسر دورۀ راهنمایی انجام دادن به این نتیجه رسیدن که یافته های 34 درصد تا 47 درصد شاگردان، یه انحراف ملاک کمتر از میانگین و تعداد پسران دارای مشکل 5/1 برابر دختران بوده. با این حال، چیزی که در بررسی­های همه­گیری شناختی دربارۀ مشکل­های نوشتن رو نشون داده می­شه اینه که این داده­ها– به ویژه در مقایسه با بررسی­هایی که در قلمرو زبون گفتاری و خوندن انجام شده­ان- از دید دقت و تعداد، کفایت نمی­کنن. با اینکه با در نظر گرفتن تغییر عینی قوانین ارزشیابی مؤلفه­های زبون نوشتاری، تماشاگر پیشرفت این قلمرو در آینده هستیم.

نشونه­های بالینی

مؤلفان جور واجور، با در نظر گرفتن معنی پردازی­ها، یافته های بالینی و تحقیق­هایی که در زمینۀ مشکل بیان نوشتاری انجام شده­ان، نشونه­های این مشکل رو در سه حوزۀ اصلی طبقه­بندی کرده­ان (گرگ، 1992؛ به نقل از تابلیب، 1997).

  • اختلالهای دستوری؛
  • اختلالهای آواشناختی؛
  • نشونه­های دیداری – فضایی؛

اولین مجموعۀ این نشونه­ها در دور محور مشکلات دستوری متبلور می­شه. علاوه بر جا به جایی ترکیب کلمه­ها، کودک ممکنه یه ضمیر، اسم، فعل، قید، حرف یا هر واحد دستوری دیگری رو که واسه نوشتن لازمه، اضافه یا جانشین کنه.

دومین مجموعۀ اشتباه­های نوشتاری از سویی، در برگیرنده مسائل آواشناختی (صوتها) یعنی جانشین کردن، حذف کردن یا جابه جا کردن صوتها یا هجاهاست و از طرف دیگه، مربوط به کلماتیه که نحوۀ نوشتن اونا با املای معینی مرسومه و کودک هیچ نوع توجیه منطقی واسه قبول کردن اونا نداره و مجبور باید اونا رو حفظ کنه.

سومین مجموعۀ غلط­های نوشتاری که در نوشته­های بیشتر کودکان و نوجوانان گرفتار به مشکل بیان نوشتاری دیده می­شه، نتیجه مشکل درک دیداری – فضاییه. از زوایۀ نشونه شناختی، این مشکل به شکل برعکس کردن، حذف کردن، جانشین کردن و انتقال حروف و هم اینکه تأخیر در درک دیداری مشخص می­شه.

تو یه جمع­بندی کلی می­توان گفت که معمولاً در افراد گرفتار به مشکل بیان نوشتاری، مجموعه­ای از مشکلات در قلمرو ظرفیت­های تألیف متون دیده می­شه؛ مشکلاتی که طبق اشتباه­های دستوری، از دست دادن نشونه­گذاری جمله­ها، ساختار ناقص بندها، غلط­های زیاد املایی و بدخطی رو می­شن (DSM -IV).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   روابط کاری میان  فردی و تاثیر ان بر استرس شغلی

ویژگیها و قوانین تشخیصی مشکل بیان نوشتاری طبق DSM IV

مراحل تغییر، مشکلات توأم با مشکل­های نوشتاری و تشخیص افتراقی مراحل تغییر:

با اینکه اولین نشونه­های مشکل نوشتن ممکنه از شروع آموزش مشاهده شن اما قبل از گذشت مدت زمانی (در حدود 1 تا 2 سال) از آموزش نوشتن نمی­توان به تشخیص مشکل بیان نوشتاری دست به کار شد. این مشکل می­تونه در کودکان بزرگتر و بزرگسالان هم پابرجا بمونه و پیش آگهی درازمدت اون خوب شناخته شده نیس (DSM – IV).

مشکلات توأم: مشکل­های توأم با مشکل بیان نوشتاری معمولاً همون مشکل­هایی هستن که با مشکل­های یادگیری، به طورکلی، همراهند. اینجوری، دراین مشکل نیزاغلب با ضعیف کردن روحیه، کاهش سطح احترام خود و مشکل­هایی در ظرفیت­های سازشی مواجه هستیم. هم اینکه این احتمال هست که مشکل­های کنترل ارتباطی، اختلاف ورزی همراه با برانگیزاندن بقیه، مشکل توجه – فزون کنشی، افسردگی مهاد یا یه مشکل کژخویی در مبتلایان به مشکل بیان نوشتاری دیده شه (DSM IV).

برنینگر و ابات (1994) بر وجود مشکلاتی در قلمرو عمل­های اجرایی و انگیزشی تأکید کرده­ان و هوپر و همکاران (1994) هم نشون داده­ان که مشکل نوشتن می­تونه به وجود اومده توسط از دست دادن انگیزه، ناتوانی در کنترل رفتارها یا تمایل به تنهایی باشه. این مؤلفان براین باورندکه مشکلات نوشتن در مدرسه، در بیشتر موارد ناراحتی و شرمساری رو به دنبال داره و واسه مقابله با این عوامل منفی، کودکانی رو که دارای مشکل­های نوشتن هستن با روی آوردن به رفتارای نامتناسب تلاش می­کنن تا ازتکالیف نوشتنی دوری کنن.

با در نظر گرفتن پیچیدگی مراحل نوشتن و درنظر گرفتن این نکته که نوشتن، آخرین قلمرو تغییر زبون در کودکه (هوپر وهمکاران، 1994)، عجیب نیس که مشکل­های بیان نوشتاری با مشکل­های زبون گفتاری، خوندن و حساب کردن هم همراه باشن. با اینکه همونجوری که برنینگر (1994) خاطر نشون کرده، رابطه بین این نظام­های نمادی، اصلا ثابت نیس و وجود مشکل تو یه زمینه رو نمی­توان با در نظر گرفتن مشکلاتی در مورد­های دیگه تبیین کرد. پس این باور تقریباً عمومی که طبق اون مشکل­های زبون نوشتاری همیشه با مشکل خوندن همراهند، نمی­تونه موردقبول قرار گیرد، به ویژه که تحقیق­های برنینگر و هارت (1992،1993) امکان جدا از هم بودن نظامهای خوندن و نوشتن رو ثابت کرده­ان و نشون داده­ان که بعضی از کودکان دارای مشکلات خوندن هستن بدون اینکه در زمینۀ نوشتن مسأله­ای داشته باشن و یه سری های دیگه از اونا در نوشتن مشکلاتی دارن بدون اینکه در خوندن ضعیف باشن. اما به هرحال، همونجوری که انتظار می­رود، بیشتر کسائی که به مشکل بیان نوشتاری گرفتار هستن، مشکل­هایی رو در قلمروهای خوندن وحساب کردن هم نشون می­بدن (DSM-IV).

تشخیص افتراقی: در مورد تشخیص افتراقی این مشکل باید به همون نکاتی توجه شه که در مورد مشکل­های یادگیری یادآوی کردیم. وقتی فقط با مشکل املا یا بد خطی مواجه باشیم بدون اینکه مشکلات بیان نوشتاری وجود داشته باشن نمی­توان به تشخیص مشکل گذشته دست به کار شد. در صورتی که بد خطی، به وجود اومده توسط مشکل هماهنگی حرکتی باشه تشخیص مشکل اکتساب هماهنگی باید مورد نظر قرار گیرد (DSM-IV).

دسته‌ها: بهترین