مدیریت بحران مهارت شگفت انگیزی ست که به شکست یا موفقیت سازمان تون در نقطه ای حساس کمک می کنه.

 

مدیریت بحران

 

مدیریت بحران

هیچوقت اجازه ندین که یک بحران خوب به هدر برود!

به عنوان یک صاحب کار و کاسبی کوچیک، میدونید که  بحرانا چقدر سخت هستن و به مراتب، مدیریت بحران از اونم سخت تر!  کسب در اومد شرکت شما یهویی متوقف می شه. قوانین، روش ها و روالایی که مدتها به اونا متکی بودین دیگه کارآیی ندارن و شما که کارآفرینی باهوش و پردل و جربزه هستید، نا امید میشید و در آستانه ی از دست دادن شرکت تون قرار می گیرین، اما هیچ ایده ای از آن چیزی که باید انجام بدین ندارین.

 

فقط نترسین!

روشای هدف دار مختلفی وجود دارن که می تونن در این زمان سخت به شما و شرکت تون کمک کنن. امروز می خوایم اونا رو با شما در بین بذاریم. در این مقاله،  نحوه ی مدیریت یک بحران رو قبل از اونکه باعث نابودی کسب وکارتون شه، در پنج نکته ساده توضیح میدیم. امیدوارم به درد بخور باشن.

 

آمادگی واسه مدیریت بحران

یک اشتباه وحشتناک

Sergey Grybniak موسس Opporty.com ، مدیرعامل آژانس بازاریابی دیجیتال و نویسنده ی سایت clever-solution میگه:

 

آقای Sergey Grybniak

 

وقتی که من در سال ۲۰۱۲ از اروپا به آمریکا نقل جای کردم، آزرزوهام زیاد بود. کارآفرین موفقی بودم که تونست  یک آژانس بازاریابی دیجیتال تک نفره ، یعنی  Singree.com  رو تا یک شرکت متوسط ​​رشد بده. من برنامه ها و یک ماموریت قوی داشتم. اما درک روشنی از آن چیزی که سازمان و کارمندانم بدون من قادر به انجام اون بودن،  نداشتم و این یک اشتباه بود. بذارین توضیح بدهم.

من Singree.com رو در بحبوحه ی بحران اقتصادی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ شروع کردم. در شروع کار، فقط یک کارمند داشت و اون من بودم، اما اعمال و رفتارم  پرانرژی و آگاهانه بود. اتفاقات خوب واسه کسائی روی میده که صبر می کنن. من نه تنها صبر کردم، بلکه سخت بودم و به شکل  ۲۴ ساعت در هفت روز هفته (۲۴/۷) تلاش نمودم. زمان گذشت و Singree.com تا حدی رشد کرد که تونست ۱۸ کارشناس بازاریابی و پیشرفت دیجیتال رو استخدام کنه.

من به این کار افتخار می کردم. به نظر می رسین رفتن به آمریکا واسه اثبات موقعیت این سازمان طبیعی ترین کاریه که باید انجام دهم. خیلی کم هم حدس می زدم که انجام این کار احتمال داره همه چیز من رو نابود کنه.

مسئله اینه که من در مدیریت چندکاری کارکرد خوبی دارم. واسه سالهای زیاد، به کارکنانم کمک کرده بودم تا کارشون رو بکنن، اما اونا در حل همه مشکلاتشون به حضور من عادت کرده بودن. پس، این رد نشدنی بود: وقتی من به آمریکا بروم، سازمان به آرامی شروع به از بین رفتن می کنه.

مثل خیلی از صاحبان کسب و کارای کوچیک، من هم در دادن قدرت و اختیار مشکل داشتم. ترسی از آن نداشتم، بلکه بیشتر از حد به همه چیزایی که در شرکت انجام می گرفت، توجه می کردم. در نیویورک بودم، اما نمی تونستم کاری واسه حفظ سازمان انجام دهم-   Singree.com بدون من نمی تونست کار کنه و سر پا بمونه. من باید به سرعت با این بحران مقابله می کردم. حال کارایی رو که انجام دادم در ادامه توضیح میدم:

 

نحوه ی مقابله با بحران

 

۱- پذیرش مشکل

شما نمی تونین با بحران مقابله کنین مگه اونکه قبول کنین شرکت تون با یک بحران روبرو شده. ممکنه همه حالاتی رو داشته باشین که نشون میدن وضعیت بحرانیه، با این حال هیچ کاری نمی کنین. به چه دلیل؟ چون قدرتِ رد بسیار زیاده. شما به وسیله مغز خود فریب می خورید تا بگید که مشکلی وجود نداره!

بسیار آسون (و آرامش بخش) است که به گذشته و زمانی فکر کنین که شرکت تون بسیار موفق بوده، اما این کار در حرکت روبرو جلو  کمک کننده هستش؟ درسته که نه.

پس، بر زمان حال حاضر تمرکز کنین – گذشته و آینده در مدیریت بحران به شما هیچ کمکی نمی کنن!

تنها اگه بفهمین که فقط خودتون مسئول هدایت و راهبری کار و کاسبی تون واسه خروج از بحران هستید، می تونین گامای واقعی رو به جلو وردارین.

به یاد داشته باشین: نفی کردنِ یک بحران، هیچوقت کارآیی نداره. هیچوقت به زبون آوردن یک مشکل اونو حل نمی کنه، تنها اقدام و عمل درست به درد بخور و کمک کننده هستش.

 

۲- بهینه سازی نیروی کار

این یعنی، هر کارمندی رو که سود و ارزشی واسه شرکت نداره، اخراج کنین. زمانای سخت همیشه در  هنگام انتخابای سخته، و شما مجبور به اعمال قدرت به خاطر پاک کردن شرکت از کارمندانی هستید که اون طور که باید موثر باشن، نیستن.

شرکتای کوچیک حدود ۲۰ درصد از درآمد خود رو صرف حقوق و دستمزد کارکنان می کنن ولی موقع بحران، شما واسه ادامه زندگی شرکت مجبور میشید هزینه ها رو کم کنین. با این حال، دلیل اصلی اینکه به چه دلیل شما باید کارکنان غیر تولید کننده رو اخراج کنین پول نیس، بلکه بهره وری عملکردهای شماس.

تصور کنین که یک کارمند پیشرفت دهنده دارین که نمیتونه یک پروژه رو در زمان مقرر به اتمام برسونه. باید یک فرصت دیگه به اون بدین؟ ، اگه بودجه اش رو داشته باشین، ممکنه این کار رو انجام بدین، اما زمانی که کار و کاسبی تون به مویی بنده، صبر نکنین- پروژه رو تعطیل کنین و بعد از دست این پیشرفت دهنده خلاص شید!

شما تا اینجا هم منابع زیادی رو مصرف کردین. اشتباه هزینه ای و پولی نکنین و امیدهای کل شرکت رو با این اشتباهات نابود نسازید.

شما همیشه می تونین با کارمندان خود مهربون باشین، اما مطمئنید که اونا در قبال حقوق دریافتی، تاثیر گذاری لازم رو دارن؟ جواب معمولا «نه» است.

تلاش نکنین یک آدمِ مهربون باشین. در عرض چند ماه با یک طغیان روبرو میشید، پس بهتره به جای اونکه بعداً افراد کارامد رو هم از دست بدین،  همین حالا کارکنان غیر موثر رو اخراج کنین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   رزومه کاری و اشتباهات غیرقابل جبران در اون

هیچکی نباید به شکل رایگان کار کنه. کارکنان شما خونوادهایی دارن که باید جفت و جور شن و بهترین کاری که می تونین انجام بدین اینه که با اونا رو راست باشین تا وقتی که بودجه تون متعادل شه هزینه ها رو کم کنین و بهینه سازی کنین. این همون چیزیه که شرکتای دیگه هم انجام میدن.

 

۳- کاهش هزینه ها

شما تا به حال چیزی درباره اصل پارتو (Pareto principle) شنیدین؟

این اصل نشون میده که ۸۰ درصدِ معلولا همیشه نتیجه ۲۰ درصد از دلیل هاست. این اصل رو میشه واسه شرکتا هم استفاده کرد. یعنی میشه گفت که ۲۰ درصد از پروژه ها، ۸۰ درصد از درآمد رو به ارمغان میارن. ۲۰ درصد از کارکنان ۸۰ درصد از کار رو انجام میدن و …. .

وقتی که شرکت دچار بحران می شه، پروژه هایی رو که هیچ سودی ندارن و یا بازگشت سرمایه خوبی ندارن، متوقف کنین. ، تموم توجه خود رو روی “متوقف کردن” ۸۰ درصدِ غیر موثر معطوف کنین. هم اینکه باید پروژه هایی رو که به طور بالقوه سودآور هستن، اما بودجه ی شما رو مصرف می کنن، متوقف کنین.

 

صبرِ بیش تر، همیشه به معنی هزینه بیش تره – این موضوع رو یادتون نره!

 

این پروژه ها رو بدون دلسوزی و بیرحمانه متوقف کنین. چون اونا به آزار دهنده تر نابود شدن شرکت تون کمک می کنن. حتی شرکتای بزرگ و پولدار (مثل گوگل) هم هزینه ها رو واسه رسیدن به اهداف خود کاهش میدن. اونا پروژه های چند میلیارد دلاری رو به خاطر حفظ صدها میلیارد متوقف می کنن. صبرِ بیش تر، همیشه به معنی هزینه بیش تره – این موضوع رو یادتون نره!

 

۴- اولویت بندی پروژه های تولید کننده ی درآمد

در مبحث مدیریت بحران ، پس از اینکه پروژه های غیر لازم رو متوقف کرده و کارکنان غیر لازم رو حذف کردین،  زمان بهینه سازیِ اون چیزیه که هنوزم در اختیار خود دارین. این موارد باید مهم ترین پروژه ها و حرفه ای ترین کارکنان باشن.

با سرمایه گذاری تموم منابع خود در طرحایی که تولید درآمد دارن – نه به طور بالقوه، نه در عرض چند سال، بلکه الان-  بهره وری شرکت خود رو زیاد کنین. این پروژه ها (و یا حتی یک پروژه) کار و کاسبی شما رو شناور و در جریان نگه می دارن. توجه ویژه ای به اونا داشته باشین و بهترین کارشناسا خود رو واسه کار روی اونا بکار بگیرین.

از این تصمیم خیلی مطمئن نیستین؟

داستان موفقیت استیو جابز رو در نظر بگیرین. وقتی که اون به اپل بازگشت، شرکت در حال رکود بود، کالاهایی رو تولید می کرد که هیچ درآمد یا ارزشی به دنبال نداشتن. جابز همه اون تولیدات رو متوقف کرد و اولویتش رو پیشرفت آی پاد قرار داد. این کار شالوده ای بود که اپل رو به این شرکت الان تبدیل کرد.

به یاد داشته باشین: حذف چیزایی رو که مهم نیستن یاد بگیرین و انجام  پروژه ها رو اولویت بندی کنین.

 

۵- کنار اومدن با مشکلات و آمادگی واسه یادگیری

وینستون چرچیل گفته: “هیچوقت اجازه ندین یک بحران خوب به هدر برود!” حق با اونه. هر بحران یا هر مشکلی بهترین فرصت شما واسه تقویت مهارت ها، پیدا کردن راه حلای جدید و حرکت رو به جلوه.

شما می تونین با مشکلات (هزینه های بزرگ، پروژه های بی ثمر، کارکنان غیر تولید کننده) مقابله کنین، اما، اول از همه، باید یاد بگیرین که از منطقه ایمن و راحت خود بیرون بیایید. اگه به کارآفرین بهتری تبدیل شید (که در زمان بحران اتفاق میفته)، شرکت تون شانس بالاتری واسه رسیدن به پتانسیل کامل خود داره.

به هنگام مدیریت بحران ، اول، یاد بگیرین خودتون رو کنترل کنین. رئیسی که در شروعِ کار خیلی سخت گیر نیس ولی زمانی که همه چیز به هم می ریزه بر سر تیم خود فریاد میکشه، عالی نیس. شما باید به یک شخص بزرگتر، عاقل تر تبدیل شید – جز این هیچ راه دیگری وجود نداره. خشم خود رو فرو برید و احساسات خود رو به طرف حل مسئله هدایت کنین ، نه تخریب بیش تر.

 

مطلب پیشنهادی: ویژگیای مدیر بی عرضه که شما رو از محل کار دور می کنه!

 

دوم، باید یا بگیرین که به شکل هدف دار و فعالانه فکر کنین. ناراحتی رو کنار بذارین و روی از بین بردن تفکر مقابله ای، از مدیریت کار و کاسبی خود تمرکز کنین. این نه تنها کمک می کنه تا به موضوع اصلی بدین بلکه شما رو تبدیل به یک رهبر واقعی می کنه که شرایط رو کنترل می کنه، و تحت فشار تسلیم نمی شه.

 

مطلب پیشنهادی: ویژگیای یک رهبر موفق و موثر

 

سوم، یاد بگیرین که انعطاف پذیر و موافق باشین. شما هیچوقت نمی تونین مطمئن شید که زندگی چی واسه شما به ارمغان میاره. پس، وقتی که چیزای غیر منتظره اتفاق می افته، روی طرح خود تجدید نظر کنین و رو به جلو حرکت کنین. دیگه به استراتژیایی که کارایی ندارن، تکیه نکنین.

نتیجه

در کل مدیریت بحران یعنی یادگیری چیزای جدید. از این مهارتای جدید واسه متفاوت تر کردن کار و کاسبی خود استفاده کنین.

برخورد با یک بحران هیچوقت آسون نیس، به ویژه وقتی که از نظر منابع در مضیقه هستید. با این حال، اگه میدونید که چیجوری فرمون رو به دست بگیرین و هم اینکه پایبند به حل مشکلات هستید، هر بحرانی می تونه فرصتی واسه بهبود مهارتای مدیریت کار و کاسبی، تبدیل شدن به یک فرد باهوش تر و هدایت شرکت به سطح بعدی، باشه. شمام می تونین تجربیات خود رو با ما در بین بذارین تا با بقیه مدیران و علاقمندان به اشتراک بذاریم.

 

 

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۸/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید