مدیریت برند

این روزا با ظهور پدیدهٔ دهکدهٔ جهانی، سازمانا باید با استفاده راه حلای نوین، کار و کاسبی خود از دنیای واقعی به دنیای مجازی انتقال دهند مثل مارک تجاری خودرا. یک مارک تجاری، فرق اجناس و خدمات شرکت از بقیه رقباست.این روزا مارکای تجاری به سمبلای سرمایه داری فرامرزی تبدیل شدن و آزمایش شرکتا از طرف مشتریان رو ممکن می کنن طوریکه بیشتر مشتریان، حتی حاضرن واسه یک مارک تجاری قوی بهای بیشتری بدن چون که مارکای تجاری روش جدیدی از زندگی رو به نمایش می گذارن و یه سری از ایده های نو رو عرضه می کنن. واسه اینکه شرکتا از روش علائم تجاری خود بتونن به ایجاد و حفظ اعتماد مشتری بدن، نیازمند تبلیغات گرون و بازایابی خوب و قوی هستن. تبلیغات نامناسب، افت ناچیز در کیفیت اجناس، می تونه باعث فرار اون مشتری از بازار مصرف اون مارک تجاری شه. شرکتا به کمک علائم تجاری قوی می تونن خود رو ازنظر راهبردی واسه آینده اثبات کرده و با رقبای بالقوه ای که بازارهای جهانی رو تحت کنترل دارن به طور مؤثر رقابت کنن. پس میشه گفت که شرکتا باید واسه کسب اعتبار جهانی، ورود به بازارهای جدید، رشد درازمدت، کاهش هزینه و افزایش تولید، اقدام به ایجاد، اثبات و مدیریت علائم تجاری خود کنن.
بعضی از قوانین اثبات نام تجاری
قانون اول- قانون گسترش
قدرت یک نام تجاری نسبت برعکس با گسترش اون داره. آدم موجودی طمع کاره و هرچه به دست بیاره باز بیشتر می خواد. در دنیای کار و کاسبی هم وضع به همین منواله، طوریکه شرکتا خطوط ضمیمه اضافه کرده و جنسا و انشعابای فرعی بیشتری ایجاد می کنن. با این کار شاید در کوتاه مدت منافعی به دست بیارن ولی در بلندمدت تنها نام تجاری خود رو کمرنگ تر می کنن. چون وقتی یک شرکت تو ذهن مصرف کننده واسه یک کالای خاص یا یک طبقه بندی خاص حک می شه این اثبات کم کم بیشتر می شه اما زمانی که نام تجاری خود رو روی شکلای جور واجور مختلفی از کالا میذاره این تاثیر بین اونا تقسیم می شه پس باید دامنه رو محدود کنیم و در بخشٔ کاری خود متمرکز شیم .
قانون دوم- قانون معروفیت
تولد یک نام تجاری از روش معروفیت و معروفیت اون شکل میگیره.اول باید به این معروفیت برسیم تا بتونیم خود رو اثبات کنیم. یکی از راه های معروف شدن پیشگام بودنه. یعنی حتی اگه نمیتونیم در یک طبقه بندی کلی اول باشیم میشه در یک زیر طبقه و یک بحث پیشگام باشیم و صرف تولد یک کالای جدید در یک طبقه بندی خاص به معروفیت نمی رسیم مثل : سی ان ان CNN: اولین شبکهٔ خبری کابلی و مرغ سوخاری کنتاکی (KFC): اولین فروشگاه زنجیره ای که مرغ رو با طبخ جدید(سرخ شده) تحویل می داد.
قانون سوم- قانون تبلیغات
هر نام تجاری پس از تولد، واسه موندگاری نیازمند تبلیغاته. بعد از اینکه نام تجاری خلق شد واسه اینکه در گردونهٔ رقابتی محو و کمرنگ نشه باید به تبلیغات بده. تبلیغات وسیله قدرت در جهت حفظ و نگه داری یک نام تجاری پس از کسب اینه و نمی تونه یک نام تازه پا و جدید رو رهبری کنه. به صرف تبلیغات نمیتونیم یک نام تجاری جدید رو اثبات کنیم. هزینهٔ سرسام آور تبلیغات شاید نتونه بهای خود رو بده اما باعث می شه رقبا مجبور به صرف هزینه های هنگفتی بخاطر این شده و اگه توان مالی اونو ندارن مجبور به پیروی از ما حرکت می کنن. شرکتا در زمان اوج معروفیت و معروفیت خود باید به تبلیغات بدن تا بازم قوی، محکم و پررنگ بمونن مثل کارت اعتباری ویزا یا شرکت معروف و صاحب نام مایکروسافت.
قانون چهارم- قانون واژه
واسه تملک ذهن مصرف کننده و به خاطر اثبات نام تجاری باید به تلاشی توضیح نشدنی پرداخت. نام تجاری بهتره کوتاه، ساده و کوتاه باشه تا در نقل شفاهی راحت تر بیان شه چون تاثیر نقل شفاهی در اثبات اون بسیار بیشتر از نقل کتبیه. وقتی دوست دارین یک نام تجاری بوجود بیارین تلاش کنین واژه ای رو از محصول خود اثبات کنین که به هیچ شرکت و سازمانی تعلق نداره.
قانون پنجم- قانون اعتبار
بخش اصلی یک نام تجاری در ادعای اصالت اینه. اگه بتونیم نام تجاری خود رو اثبات کنیم میتونیم در اون ادعای اصالت کنیم. شعار کوکاکولا این بود:”این یک نوشابهٔ واقعیه.” این ادعا اونقدر با نام تجاری رابطهٔ تنگاتنگی برقرار کرده بود که همه می گفتن:”بله این یک نوشابهٔ اصیله و بقیه تنها بدلی از اون هستن”. همونجوریکه می ببینن وقتی نام تجاری خوب و قوی اثبات می شه حتی ادعاهای ما بر ادعای رقبا برتری می پیدا کنه.
قانون ششم- قانون کیفیت
کیفیت مهمه اما نام تجاری تنها با کیفیت ساخته نمی شه. صرف ارائهٔ محصول با کیفیت بالا رو میشه نام تجاری رو اثبات کرد؟ پس اگه این طوره ساعت رولکسدقیق تر از بقیهٔ ساعتا زمان رو نشون میده؟ مرسدس بنز کمتر از کادیلاک با مشکلات فنی روبرو می شه؟ طبق آمار گرفته شده خیلی از افراد طعم پپسی رو بهتر می دونن اما فروش کوکاکولا بیشتره. مشاهدات طی سالای طولانی به این نتیجه منجر شده که اول باید نام تجاری خود رو اثبات کنین و البته محصول رو با کیقیت بالا ارائه بدین و هیچوقت تصور نکنین که کیفیت به تنهایی قادر به خلق نام تجاری شما هستش.
قانون هفتم- قانون نام
در درازمدت مارک تجاری چیزی جز یک نام نیس و همونجوریکه گفتیم باید دامنهٔ خود رو محدود کرده و در کوتاه مدت به اثبات نام تجاری خود بدیم اما در درازمدت تنها چیزی که از شرکت شما می مونه یک نامه. مثل شرکت زیراکس که شاید این روزا تنها دارایی ۵/۱۹ میلیارد دلاری شرکت زیراکس تنها و تنها نام اینه.
قانون هشتم- قانون هم خانوادگی
جا و زمان مناسبی واسه ارائه نام تجاری دوم هست.در حالی که شرکتی از معروفیت خوبی برخورداره می تونه با اضافه کردن نام دوم به انتهای نام اصلی موجب گسترش محصول جدید خود شه. مثلا نام تجاری کوکاکولا لایت واسه محصول جدید مناسبه چون که هم از خونواده کوکاکولاست و هم نشون دهنده بدون قند بودن محصوله.
قانون نهم- قانون شکل
یک آرم تجاری باید به شکلی طراحی شه که خیره کننده باشه. در طراحی آرم باید از اشکال ساده استفاده کنیم و شکلایی که از عناصر زیاد تشکیل شدن رو به کار نبریم. وقتی آرم تجاری شکلی ساده داره خیلی راحت تو ذهن اثبات می شه مثل آرم شرکت نایک که به حدی تونسته به کمک این قانون، نام تجاری خود رو در اذهان اثبات کنه که حتی نیاز به نوشتن کلمهٔ NIKE در زیر آرم خود نداره.
قانون دهم – قانون رنگ
یک نام تجاری باید رنگ مخالف حریف اصلی خود رو انتخاب کنه. اگه پیشگام هستید نزدیک ترین رنگ به محصول خود رو انتخاب کنین. بهتره از رنگهای اصلی و مشخص به جای رنگای ترکیبی استفاده شه. اما اگه حریف شما زودتر این کار رو کرده تلاش کنین رنگ مخالف با حریف رو انتخاب کنین. کداک زرد رو انتخاب کرد و فوجی سبز رو. با این کار می تونین نام تجاری خود رو با رنگی که واسه خودتونه اثبات کنین

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ادامه تحصیل هم ژن داره!

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید