و زیر ساخت تکنولوژی اطلاعات
– فرآیندهای سیستماتیک و اثربخش
– سنجه ها
در تحقیقی که توسط هونگ و همکاران65(2005) در خصوص عوامل کلیدی توفیق جهت بکارگیری سیستم مدیریت دانش در صنعت داروسازی انجام شده است، هفت عامل در موفقیت سیستم مدیریت دانش مورد شناسایی قرار گرفته است که عبارتند از:
– استراتژی الگوگیری و ساختار دانشی اثربخش
– فرهنگ سازمانی
– زیرساخت سیستم اطلاعاتی
– درگیری و آموزش کارکنان
– رهبری و تعهد قوی مدیریت ارشد
– محیط یادگیری و قلمرو کنترل منابع
– ارزیابی از آموزش حرفه ای و کار تیمی
خلیفه و لیو66(2003) تحقیقی با عنوان “مدل توفیق مدیریت دانش” در دانشگاه سیتی هونگ کنگ انجام داده اند. سوال اصلی این پژوهش عبارت بود از:”چه عواملی در توفیق برنامه های مدیریت دانش سهیم اند؟” در این تحقیق مشخص شد که عوامل سازمانی(استراتژی مدیریت دانش، رهبری دانش،فرهنگ سازمانی و پورتال های دانش) و فرآیندهای مدیریت دانش(خلق، انتقال، بکارگیری و حفظ دانش) بیشترین اثر را بر توفیق برنامه های مدیریت دانش داشته اند. تکنولوژی اطلاعاتی هم از طریق اثرگذاری بر فرایندهای مدیریت دانش همانند انتقال و حفظ دانش، عاملی اثرگذار است.(محمدی فاتح،سبحانی،محمدی،1387 : 21-117)
در تحقیق حاضر پنج عامل موثر در پیاده سازی مدیریت دانش و پیش زمینه برای موفقیت آن در سازمان ارائه شده است: تکنولوژی، حمایت مدیران ارشد، منابع انسانی، فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی. با توجه به مطالعه تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، این عوامل جز عوامل حیاتی و تاثیرگذاری هستند که اگر استعداد لازم برای پذیرش مدیریت دانش را نداشته باشند، پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان با شکست مواجه خواهد شد. این عوامل در بخش زیر مورد بحث قرار می گیرند.
2-15-1-تکنولوژی
جای تردید نیست که بگوییم تکنولوژی اطلاعات یکی از توانمند سازیهای کلیدی در پیاده سازی مدیریت دانش است. قابلیت آن از یک آرشیو ایستای اطلاعات شروع شده و با اتصال افراد به اطلاعات و همچنین ارتباط افراد با یکدیگر ادامه می یابد. تکنولوژی اطلاعات باعث جستجوی سریع، دسترسی و بازیافت اطلاعات شده و همکاری و ارتباطات بین افراد را حمایت می کند. در اصل تکنولوژی اطلاعات می تواند نقش های متنوعی در حمایت از مدیریت دانش سازمانی ایفا کند. مجموعه وسیعی از تکنولوژی های اطلاعاتی در حمایت از مدیریت دانش وجود دارد که می توان آنها را به عنوان سکوی تکنولوژیکی سازمان در نظر گرفت. عوامل مهم مورد نیاز در توسعه یک سیتم مدیریت دانش شامل سهولت تکنولوژی، استفاده آسان، تناسب با خواسته های کاربر، تناسب با مضمون و محتوای دانش و استاندارد سازی ساختار یا آنتولوژی دانش است.(محمدی فاتح،سبحانی، محمدی، 1387 :123)

2-15-2-حمایت مدیران ارشد
مدیر ارشد و رهبر سازمان در اثرگذاری بر موفقیت های مدیریت دانش نقش اصلی را دارند. رهبران برای سرمشق قرار دادن رفتار مطلوب در جهت مدیریت دانش به عنوان مدل های نقش، عمل می کنند. برای مثال آنها باید اراده خود برای تسهیم دانش با دیگران در سازمان را نشان دهند و پیوسته یاد بگیرند و به دنبال دانش و ایده های جدید باشند. اینکه مدیران و رهبران رفتارهای خود را در عمل به نمایش بگذارند، بسیار مهم است. با این کار، آنها بیشتر می توانند بر کارکنان اثر گذاشته تا اینکه کارکنان از مدیران تقلید کرده و تمایل خود را به مشارکت در مدیریت دانش افزایش دهند. دیگر قابلیت های رهبری عبارتند از: هدایت تلاش ها در جهت تغییر، تفهیم اهمیت مدیریت دانش به کارکنان و حفظ روحیه آنها و ایجاد فرهنگی که دانش آفرینی و تسهیم آن را ارتقا دهد. در حقیقت رهبران، شرایط ضروری برای مدیریت دانش اثربخش را ایجاد می کنند.
در برنامه های بهبود و تغییر، حمایت و تعهد مدیر ارشد در پیاده سازی ابتکارات مدیریت دانش یک عامل حیاتی است.(محمدی فاتح، سبحانی، محمدی، 1387 :122)
در نهایت اینکه عدم اعتقاد و حمایت مدیریت عالی از فعالیت ها و برنامه های مدیریت دانش، نگرش های کوتاه مدت و جزئی نگری و سبک های نامناسب رهبری نیز مانع اجرای موفقیت آمیز برنامه های مدیریت دانش می شود.(شریف زاده، بودلایی،1387 :81-280)

2-15-3-منابع انسانی
جای تعجب نیست که منابع انسانی در مدیریت دانش نقش برجسته ای دارد، چرا که ریشه دانش، منابع انسانی سازمان است. چنانچه داونپورت و ولپل67(2001) بیان می کنند،”مدیریت دانش، مدیریت افراد است. مدیریت افراد، مدیریت دانش است”. (محمدی فاتح، سبحانی، محمدی،1387 :128)
2-15-4-فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی الزامی دیگر برای مدیریت موفق دانش است. فرهنگ معرف اعتقادات، ارزش ها، هنجارها و آداب اجتماعی بوده و بر رفتار و کردار افراد در سازمان ناظر است. در کل، یک فرهنگ حامی مدیریت دانش آن است که به دانش ارزش داده و تسهیم، خلق و کاربرد آن را تشویق کند. بزرگترین چالش در مدیریت دانش در توسعه چنین فرهنگی واقع است.(محمدی فاتح، سبحانی، محمدی، 1387 : 122)
فرهنگ سازمانی می تواندبزرگ ترین مانع برای موفقیت مدیریت دانش باشد. اجزای دانش سه جنبه دارد:
– سهیم سازی دانش
– کاربرد دانش یا اجرا بر اساس به اشتراک گذاری با دیگران
– استفاده مجدد از دانش
جنبه اول یعنی سهیم سازی دانش با فرهنگ سازمانی ارتباط مستقیم دارد. فرهنگی که احتکار دانش را به جای سهیم سازی آن تشویق کند، مانع جدی مدیریت دانش است. مانع دیگر فرهنگی، تشویق وضع موجود است که از آن به عنوا
ن نابینایی سازمانی یاد می کنند و اشاره به وضعیتی دارد که افراد باور دارند عمل فعلی بهترین رفتار است.
فرهنگ ها و ارزش ها در سازمان باید محیط های یادگیری را بوجود بیاورند که در آن همه افراد متعهد هستند تا برتر شوند. شکست و ریسک قابل تحمل باشد و به عقاید بیرونی باید خوش آمد گفت.(عدلی، 1384 : 235)

2-15-5-ساختار سازمانی
مدل های اولیه مبتنی بر فرایندهایی بود که برای استفاده از دانش های از قبل برنامه ریزی شده و مشخص شده به کار می رفت. در حالیکه، مدل های جدید بر ایجاد فرهنگ سازمانی تاکید دارد که موجب به اشتراک گذاری اطلاعات و نوسازی و خلق دانش های جدید می شود. در واقع مدیریت دانش خواسته های جدیدی بر بخش های مختلف از جمله ساختار سازمان تحمیل می کند. ساختارهای سلسله مراتبی و غیر منعطف نمی تواند محمل خوبی برای مدیریت دانش باشد. ساختار مناسب ساختاری است که از انعطاف و پویایی لازم برخوردار باشد. تا ارتباطات به مرزهای تیمی، بخشی و حتی سازمانی محدود نشود و امکان برقراری ارتباط با محیط بیرون از سازمان برای کارکنان به سادگی مقدور باشد و به عبارتی جنبه غیر رسمی ساختار سازمانی نقش مهمی در توسعه معاملات ایفا نماید. چنین ارتباطی امکان دستیابی به دانش گروههای خارج از سازمان را نیز میسر می سازد.(شریف زاده،بودلایی،1387 : 280)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد با موضوعنظام قضایی، حوزه قضایی، آیین دادرسی مدنی، دادرسی مدنی

2-16-سابقه تحقیق در داخل و خارج از کشور
در این قسمت خلاصهای از مهمترین تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت دانش آورده شده است و در پایان جایگاه تحقیق حاضر در بین آنها مشخص شده است.
در زمینه مدیریت دانش می توان به موارد زیر اشاره نمود:
عبدالحسن نیسی و محمود رنگباری خینی (1388) مطالعه ای تحت عنوان بررسی عوامل موثر در استقرار موفقیت آمیز مدیریت دانش (مطالعه موردی: سازمان مخابرات استان خوزستان) انجام داده اند. در این تحقیق پنج عامل راهبرد کسب و کار، ساختار سازمان، تیم مدیریت دانش، حسابرسی دانش و نقشه دانش به عنوان پنج عامل موثر بر استقرار موفق مدیریت دانش در سازمان مخابرات شناسایی و مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که مدیران سازمان مخابرات اهواز بطور متوسط از اهمیت عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش آگاه هستند، اما با این وجود، این عوامل از لحاظ استقرار عملی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
در تحقیقی مونا گلچین پور به بررسی دلایل شکست مدیریت دانش در سازمانها می پردازد نتیجه این تحقیق حاکی از این امر است که مدیریت دانش امری پویا بوده و نیازمند چیدمان مناسبی از عواملی چون انسان، فرایندها و زیر بنای سازمانی است. نقش مدیر ارشد سازمان در پیشبرد مدیریت دانش موثر و مفید، بسیار بسزا خواهد بود. آشنا نبودن مدیر ارشد با کلیه ابعاد مدیریت دانش و الزامات پیاده سازی آن در سازمان می تواند یکی از عوامل ناکامی پروژه باشد. فرهنگ سازی در شرکت برای نیل به اهداف مدیریت دانش در سازمان موثر است. مدیرت دانش یک فعالیت گروهی و مشارکتی بوده و تمامی افراد در کلیه سطوح سازمانی باید در آن دخیل باشند. برنامه های مدیریت دانش باید کاملا سازمان یافته، قابل ارزیابی و اجرا در بافت سازمانی مربوطه باشد. مقاومت سازمانی در برابر تغییر، عامل مهم دیگری در شکست مدیریت دانش محسوب می شود.
فریدون آزاده و همکاران سال (1387) در تحقیقی تحت عنوان بررسی وضعیت فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی در ارتباط با بکارگیری مدیریت دانش در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی کشور این نتیجه را بیان می کنند که: با نظر به اینکه مدیریت دانش به دنبال هدایت دانش فردی به سوی دانش سازمانی و نهادینه کردن این جریان است، بنابراین فرهنگ، ساختار و طراحی سازمانی در بهره برداری و به اجرا درآوردن موفق مدیریت دانش تاثیر به سزایی دارند.

زکیه پیری و سعید آصف زاده (1385) مطالعه ای تحت عنوان چگونه می توان مدیریت دانش را بکار گرفت انجام داده اند. نتایج نشان می دهد که تاکنون شش راهبرد مدیریت دانش ارایه شده است: راهبرد دانش به عنوان راهبرد کسب و کار، راهبرد مدیریت سرمایه های فکری، راهبرد مسوولیت برای سرمایه های دانش فردی، راهبرد خلق دانش، راهبرد انتقال دانش و راهبرد دانش مشتری محور. این مطالعه به منظور جستجوی مفاهیم نظری و راهبرد‎های مدیریت دانش و کاربردی کردن آنها در سازمان های بهداشتی و درمانی انجام شد.
محمد موسی خانی ، مهدی اجلی قشلاجوقی و سید رحیم میر صفوی (1386) مطالعه ای تحت عنوان ارائه مدلی برای سنجش میزان آمادگی سازمان در زمینه مدیریت دانش (مطالعه موردی اطلاعات مرکز آمار ایران) انجام داده اند. نتایج نشان می دهد که توجه به فناوری اطلاعات بیشترین توجه و جایگاه را دارد و مسائل فرهنگی و سازمانی و تغییر کمترین توجه را دریافت می کنند.
در تحقیقی دیگر سعید آصف زاده و زکیه پیری (1383) به مطالعه ای تحت عنوان انتشار، عامل کلیدی در مدیریت دانش پرداخته اند. هدف از این پژوهش، مطالعه مبانی نظری و تئوریهای مهم در زمینه اشاعه دانش، انتشار اطلاعات و ویژگیهای انتشار موثر جهت استفاده از دستاوردهای دانش بوده است. خلاصه نتیجه این تحقیق به این صورت است که هر سازمانی که به مزیت های رقابتی در دنیای امروز می اندیشد لازم است برای کاربردی کردن دانش تولید شده، برنامه ریزی مناسبی را برای انتشار دانش با در نظر گرفتن ویژگیهای انتشار موثر و با مشارکت کاربران تهیه و اجرا نماید.
رضا زعفریان، مونا اسماعیل زاده و نساء شاهی (1387)
مطالعه ای تحت عنوان ارائه الگوی پیاده سازی مدیریت دانش در کسب و کارهای کوچک و متوسط انجام داده اند. در این مقاله مفهوم مدیریت دانش و اصول آن به همراهی شرحی از انواع مدلها ارائه شده و در نهایت الگوی پیشنهادی عنوان می شود و الگوی پیشنهادی جدید در شرکت نفت ایران زمین به عنوان یک شرکت فعال در حوزه ی صنایع نفت ایران بررسی می شود. این الگو شامل شش مرحله به صورت زیر است:
1- تعیین اهداف دانش، 2- فناوری اطلاعات، 3- شناسایی کارکنان دانش مدار، 4- اشتراک دانش، 5- توسعه ی دانش بر مبنای دانش موجود، 6- ارزیابی دانش.
حسن رفعتی، رضا حسنوی، فرید به آذین و سید علیرضا بنی طبا (1387) مقاله ای تحت عنوان بررسی الگوی مدیریت دانش در یک مرکز تحقیقاتی نظامی انجام داده اند. نتایج نشان می دهد سازمان به طور زیربنایی احتیاج به پیاده سازی پروژه ها و زیرساختهای دانشی دارد. این زیر ساختها هم شامل منابع انسانی به عنوان مهمترین بخش و هم شامل امکانات تکنولوژیک می باشد.
مهدی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید