مدیر موفق

پیرو مقالات گذشته، در این پست هم به ادامه ویژگیای یک مدیر موثر می پردازیم. همراه باشین.

مقالات در رابطه :

مدیر موفق : ویژگیای یک مدیر موثر (۱)

ار (۲)


 

۵۱- ترتیبی اتّخاذ کنه که از وسایل و امکانات اداری استفاده شخصی نشه.

۵۲ – فاصله بین خود و همکارانش رو کم کنه، بزاره اونا به اون نزدیک شن، اعلام نظر کنن، اونو چه باک وقتی که حسابش پاکه.

۵۳- با ایجاد کار و طرحای ابتکاری، بیکاری مخفی کارکنان خود رو کم کنه و کاری کنه که همکارانش کار کنن و بدونن که بیشترین رضایت رو در آدمی، کار بوجود میاره.

۵۴- به شکلی عمل نکنه که در بعضی از بخشای کاری اون، اونم واسه تعداد معدودی از همکاران، همه نوع امکانات رفاهی جفت و جور باشه، و تو یه سریای دیگه از بخشا، هیچ اقدام رفاهی واسه تعداد بیشتری از همکاران صورت نگرفته باشه.

۵۵- امتیازات اون کمتر و ارائه خدمات از طرف اون بیشتر باشه. اگه علم و تقوی ملاک مسئولیت پذیریه این دو ویژگی نباید واسه مدیر امتیازات مادی بیاره بلکه باید موجب خدمت و مسؤولیت پذیری بیشتر شه.

۵۶- با دور و بریا خود، نه با خشونت و ارعاب، بلکه اخلاقی و قانونی برخورد کنه. وقتی مدیر دارای اختیارات قانونیه به برخورد غیر اخلاقی و غیر قانونی چه نیازیه؟

۵۷- جلو اسراف رو حتی در امور جزئی بگیره.

۵۸- دور و بریا خود رو با نقاط قوت و ضعفی که دارن بشناسه. آدمایی که علاقمند به کارن، آدمایی که کارا هستن، آدمایی که مشکل زیادّ در زندگی دارن، افراد متملّق، افراد تو سری خور، آدمایی که رک و روشن هستن، آدمایی که به جهت رابطه با کانالای قدرت، زور گو هستن و … رو بشناسه.

۵۹- مشاورانش رو تا حد امکان از بین آدمای شریف انتخاب کنه و دنبال آدمای متفکّر و مزکّی، متقی و کارا، با کرامت و با شخصیت باشه، نه دنبال آدمایی که بله قربان گو، بی خیال نسبت به موضوع، دغل و… هستن.

۶۰- پذیرای انتقاد و حرف روشن و درست باشه.

۶۱- خودش دارای نظم باشه و در گسترش ی نظم در بین همکارانش بکوشد.

۶۲- از خود تعریف نکنه، کارایی که در قلمرو مدیریت اون انجام گرفته رو نه از خودش، بلکه از بقیه بدونه و از اونا، تعریف کنه (در کارکنان نسبت به مدیری که از خودش تعریف می کنه، کم کم نفرت ساخته میشه).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   شش راه پولدار شدن که در کتاب فکر کن پولدار میشی! پنهونه

۶۳- حقِ هر صاحب حقی رو در بخش ی کاری و مدیریتی خود بده. اگه به قدرتمندان و دوستان می رسه نیازمندان و زیردستان رو هم یادش نره.

۶۴- کاری کنه که با اون با جون و دل کار کنن، نه کور کورانه اونو اطاعت کنن.

۶۵- همیشه به یاد داشته باشه که اگه همه متوجّه نیستن که اون چه می کنه، خیلیا متوجه هستن که اون چه می کنه.

۶۶- بدونه که تلفنای بسیاری در بخش ی مدیریتی اون، یا به طور همیشه اشغاله و یا کسی گوشی رو برنمی داره. یک علّت بیشتر این پدیده بیریخت اینه که بعضی از همکاران زمانی که خودشون کار دارن و میخوان زنگ بزنن با تلفن مشغول صحبت می شن، در این مواقع تلفن بوق اشغال می زنه و وقتی که خودشون کار ندارن یا منتظر تلفن کسی نیستن گوشی رو برنمی دارن (حرف شون هم اینه که مگه چقدر حقوق می گیرن که حالا به تلفن هم جواب بدن) در مثل این مواقع تلفن بوق می خوره و کسی گوشی رو برنمی داره.

۶۷- در ساعات اداری تا امکان داره دوست و آشنا رو قبول نکنه و گپای صمیمی رو واسه ساعات غیر اداری بزاره (و البته باید بدونه که اگه اینجور بکنه دیگه براش نه دوستی می مونه، نه آشنایی و نه فامیلی!).

۶۸- تعداد جلسات رو در ساعات اداری کمتر کنه و در صورتی که ملزمه در این ساعات، جلسه تشکیل بده، به طور مکرّر به اعضای جلسه تذکر بده حرفایی رو که ارتباطی با موضوع جلسه نداره نزنن، به سخن شون طول و تفصیل ندن و… لازم شد خودش ببُرد و بدوزد، از همه مهم تر به شکلی بکنه که هم خودش و هم بقیه، سر وقت بیان و جلسه سر ساعت شروع و سر ساعت مقرّر هم تموم شه.

۶۹- تدبیری فکر کنه که وقتی با ارباب مراجعه سخن میگه با تلفن صحبت نکنه و تا امکان داره تلاش کنه این کار هر چی کمتر صورت پذیرد.

۷۰- از واحدهای تابعه بخواد از مکاتبه مستقیم با واحدهای بالادستی و یا نهادهای دیگه دوری کنن.

 

امیدوارم با استفاده از این تکنیکا و تکنیکایی که در مقالات قبلی ارائه شد، مدیر موفق ی باشین. با ما رابطه برقرار کنین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید