مدیر موفق

همونطور که میدونید در چندین پست به بیان ویژگیای یک مدیر موفق و موثر پراختیم که از چندین منبع گلچین شدن. امیدواریم این سری از مطالب موردتوجه شما قرار گرفته باشه. در لینکای زیر می تونین پستای قبلی رو در این مورد بخونین.

مدیر موفق : ویژگیای یک مدیر موثر (۱)

مدیر موفق : ویژگیای یک مدیر موثر (۲)

ر م


 

۷۱- میز کار یک مدیر موفق و موثر شلوغ و درهم نباشه. کسی که نمیتونه میز کارش رو مدیریت کنه، چیجوری می تونه کار صدها آدم رو مدیریت کنه؟
۷۲- اهداف سازمانی خود رو اصل بگیره، اونّل به طور ریز اونا رو توضیح کنه، بعد امکانات مناسب رو واسه تحقق یکایک اونا استفاده کنه.
۷۳- بدونه که نوع نیاز همه همکاران یکی نیس و متفاوته. نوع نیاز هریک رو بشناسین. روشای جفت و جور هر نوع اونو بیاموزد و انگیزۀ لازم رو در افراد (متناسب با نوع احتیاجی که دارن) واسه انجام کار ایجاد کنه.
۷۴- بدونه کسائی که از آن خیلی حرف شنوی دارن و همیشه به به و چه چه اونو می گن و خود رو به اون نزدیک نشون میدن با بقیه رفتار خوبی ندارن، برکار مثل این افراد نظارت کنه و بدون تحقیق، کارا و رفتار شون رو تایید نکنه.
۷۵- کمتر حرف بزنه و بیشتر بکنه. شعار نده، حتی شعار “عمل! عمل! عمل!” رو، چون اینم آخرش شعاره.
۷۶- نگذارد کسی از طرف اون نامها رو امضا کنه. حجم نامهای یک مدیر نباید اونقدر زیاد باشه که نتونه همه اونا رو خودش امضا کنه. بعضیا می دونن که امضا گرفتن از مدیر سخته، پیش کسی می رن که می تونه از طرف مدیر امضا کنه و اونم معمولاً امضا می کنه؛ حالا که اینطوریه به چه دلیل از طرف مدیر امضا کنه، نامه به اسم خودش باشه و زیر اسم خودشو امضا کنه.
۷۷- هر نامه ای رو با هر نوع نگارشی امضا نکنه ( بعضی وقتا مدیران یا کارشناسا زیر نظر، نامها رو خیلی بد تهیه می کنن و آسونترین نکات نگارشی رو رعایت نمی کنن).
۷۸- تلاش کنه بخشای جور واجور قلمرو کاری اون از اطلاعات لازم در انجام امور برخوردار باشن. بعضی وقتا نامها حکایت از آن دارن که تهیه کننگان یا امضا کنندگان اونا حتی با سازمان سازمان خودشون آشنایی ندارن.
۷۹- به آموزش نیروها بها بده. بعضی وقتا واحدا افراد لازم التعلیم رو واسه دوره های آموزشی، معرفی نمی کنن یا این دوره ها بدون هیچ گونه نظارتی و بدون هرگونه کیفیتی تموم میشه و فقط در گزارش کارا خودشو نشون میده.
۸۰- نسبت به عیبا و ایرادای سازمان و واحدای تابعه در زمینه های جور واجور آشنایی داشته باشه و در لیستی که واسه این کار تهیه می کنه موردی رو از قلم نیاندازد.
۸۱- واحدهای تحت امرش رو طوری اداره کنه که نگویند در ساعات اداری رفتیم و مدیر یا رئیس یا مسؤول مربوط نبود.
۸۲- تلاش کنه با برخوردهای درست و انسانی خود، در دل و دیده بقیه، چه زمانی که ریاست داره و چه زمانی که نداره به یک سان احترام داشته باشه.
۸۳- از افراد زیر نظر خود، در حد توان اونا کار طلب کنه، وگرنه از آن اطاعت نمی کنن و فرمانش رو نمی برن.
۸۴- اگه کسی با اغراض شخصی از آن انتقاد کرد، ببینه اون انتقاد بر اون وارده یانه، به اغراض اون کاری نداشته باشه.
۸۵- آنایی که از آن هول و هراسی ندارن، تملق اونو نمی گن و همین جوری پیش اون حرف نمی زنن، وقتی نقاط قوّت اونو می گن، بدونه که اونا نقاط قوّت اونه و تلاش کنه اونا رو تقویت کنه؛ وقتی نقاط ضعف اونو می گن، بدونه که اونا نقاط ضعف اونه و تلاش کنه اونا رو برطرف کنه.
۸۶- بر مسائل قلمرو کاری خود محاصره و تسلط داشته باشه. فقط در این صورته که می تونه واسه انجام کارا برنامه ریزی درست داشته باشه و از چیزی که میگذره، نگرانی نداشته باشه.
۸۷- تا حد امکان: الف – زمانی که در جمع حضور داره، ب – در زمانی که فشارکاری داره، ج – زمانی که مشغول انجام امور روزمره س، د- …، در مورد موارد مهم کاری تصمیم نگیرد. اخذ تصمیم در مثل این موارد رو واسه زمانی بزاره که از موارد یاد شده فارغ می شه.
۸۸- در در پیش گرفتن تصمیم تا امکان داره از نظر افراد ذی صلاح استفاده کنه و متناسب با هر تصمیم، بهترین افراد رو انتخاب و از اونا نظر بخواد. تصمیماتی که اینطور گرفته می شن، کمترین نگرانی رو به دنبال دارن و بیشترین نتیجه رو به بار میارن.
۸۹- بیشتر، گوش کنه (به ویژهً وقتی که پیش اون اومدن تا از دردها و مشکلات شون بگن) و تلاش کنه خود رو بامسائل و مشکلات اونا در گیر کنه( دست کم در زمان شنیدن حرفا و درد دلا، با پرسیدن سؤالای به جا و… بیان همدردی کنه) و سریع و سریع بهونه نتراشد که هر چی زودتر از دست شون خلاص شه.
۹۰- هنگام آزمایش کاراش خود رو نگران نشون نده و در مقابل نتیجه مقاومت نکنه (مدیر وقتی تصمیم رو به راه درست، به ویژه با مشورت میگیره، دلیلی واسه نگرانی و یا مقاومت در مقابل نتیجه کار نداره).
۹۱- نقاط قوّت افراد زیر نظر خود رو شناسایی و از اونا به جهت داشتن این نقاط قوّت تعریف و تعریف کنه.
۹۲- دستورالعملا، بخشنامها و مطالب اداری مربوط رو از دید زمانی به شکلی مورد مطالعه بذاره که موجب برگشت دیر هنگام اونا نشه، تصویر مواردی رو که ضرب الاجلی هستن تهیه و در برگشت این موارد به واحد یا فرد ذی ربط سرعت دادن کنه، این موارد ضرب الاجلی رو در پوشه ای جداگونه قرار داده و بعد از ساعات اداری یا در اوقات فراغتِ از کار و یا در وسیله نقلیه ( در کنار دست راننده) مطالعه کنه.
۹۳- صبح قبل از آن که کاراش رو ردیف کنه و هر چیز رو سرجایش بزاره کسی رو قبول نکنه؛ اگه هول و ترس داره صبح، فرصتی واسه ردیف کردن کارا نباشه، آخرِ وقتِ روز قبل یا در منزل اینجور کنه. به هر حال پسند کرده به نظر نمی رسه بیشتر از بیشترین حد یک ساعت اداری اونم اونّل صبح درب اطاقش بسته و حالت “ورود بی ورود” اعلام و در حال جمع و جور کردن کارای خود باشه. این نکته اون قدر اهمیّت داره که بی توجّهی به اون بعضی وقتا موجب هدر رفتن همه وقت مفیدش می شه و یا موجب می شه کارای اون روز اون بسیار حساب نشده انجام پذیرد.
۹۴- به مجموعه همکاران خود بیاموزد که حرفای بی رابطه با کار و امور مربوط نزنن و قبل از همه خودش یاد بگیره که حرف بی رابطه با کار نزند. هم اینکه در مورد کار هم، حرفی که به درد بقیهنمی خوره، حرفی که اگه نزند جایی خراب نمی شه، حرفی که وقتی واسه شنیدن اون نیس، حرفی که مخاطب نسبت به اون بی توجّهه نزند. اونّل فکر کنه و بعد حرف بزنه، کوتاه و در رابطه و متناسب با وقت و ظرفیت مخاطب حرف بزنه.
۹۵- وقتی مجبوره دقایقی با فرد یا آدمایی به سر ببره، چهارتا کلمه هم شده، حرف بزنه؛ حرفای حساب شده هم بزنه؛ حرفا رو با محبت و صمیمیت هم بزنه. البته آدم عاقل و مدیر، بی مناسبت پیش کسی نمی ره، کسی پیش اون نمیاد، مجبور نمی شه بی جهت دقایقی رو با کس یا کسائی به سر برد و….
۹۶- با فردی که اون( یعنی جناب مدیر) از خطایش گذشته س، طوری حرف بزنه که انگار اون خطایی مرتکب نشده.
۹۷- فرصت کنه و ببینه که در اتاق کارش چه هست و چه نیس؛ مسؤول قبلی چه گذاشته و کجا گذاشته؛ فرصتی و وقتی بزاره واسه چیزی که در اطاق و محل کارت هست؛ همه اش رو(البته با احتیاط) تصفیه کنه، واسه هر چیزی جایی؛ اوراق پنهونی جدا، اوراق شخصی جدا؛ کتابای شخصی جدا، کتابای غیر شخصی جدا، نشریات و جزوات خواندنی و موندگار غیر شخصی جدا و شخصی جدا؛ نشریات و جزوات خواندنی و بیرون ریختنی جدا و….
۹۸- خوبه بیاد بیاره زمانی رو که در موقعیت فعلی نبود(موقعیتی که، یا با کار و تلاش و یا با مهر و محبت بقیه به دست آورده). زمانی، این موقعیتی رو که حالا داره مطلوب اون بود، اگه اینو بیاد نیاره متضرّر می شه، اگه اینو بیاد نیاره دقّت لازم رو در کارش نداره، همّت لازم رو نمیکنه، از کارش لذّت نخواد برد، ضعف در کارش بروز انجام میده و هزار تا گرفتاری دیگه پیدا می کنن و… ، در عین حال، نباید بدش بیاد در صورتی که شرایط جدیدی اتفاق، موقعیت خدمتی جدیدی اتفاق اون که رئیسه، رئیس تر بشه و….!
۹۹- صندلی مدیر رو ترک کنه و روی صندلی معمولی مثل صندلی ارباب مراجعه بنشیند و با اون صحبت کنه، یا دست کم صندلی کارش رو طوری انتخاب نکنه که اندازه اش دو برابر صندلی ارباب مراجعه به نظر آید.
۱۰۰- تا امکان داره پشت میز جلسه یا جایی که مخاطب رو به رویشه با اون صحبت کنه (البته فاصله مخاطب با اون اون قدر کم نباشه که بتونه چار تا نامه ی اداری اونو هم ببینه یا بتونه یادداشتای روزانه اش رو دید بزنه و ….)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   آماده کردن صبحانه واسه ۱۷۱ نفر، در یک کافه با ترمز گرفتن

 

امیدوارم با استفاده از این تکنیکا و تکنیکایی که در مقالات قبلی ارائه شد، مدیر موفق ی باشین. با ما رابطه برقرار کنین.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید