وجود می‌آید تأمین می‌شود. همچنین نسبت مبدأـمقصد و فراهم بودن مواد پرورده بیشتر بر رشد دانه و وزن آن تأثیر می‌‌گذارد. کاهش مواد پرورده از طریق حذف نسبی برگ‌ها بعد از تشکیل تعداد نهایی دانه در بلال، 2 تا 3 هفته بعد از کاکلدهی اندک می‌باشد و اثر کمی بر سرعت رشد دانه دارد ولی کاهش وزن دانه در زمان بلوغ به علت کاهش طول دوره پر شدن دانه می‌باشد.
حذف برگ‌های گندم در اواخر مرحله پنجهدهی، موجب افزایش 22 درصدی در کارایی مصرف آب شده است (زو76 و همکاران، 2004). به نظر می‌رسد، به علت عدم وجود محدودیت مبدأ در گندم و یا به عبارت دیگر عدم توانایی دانه‌ها در پذیرش تمامی مواد پرورده تولید شده (بوراس و همکاران، 2004)، کاهش سطح برگ حداقل در بعضی از مراحل رشدی گیاه، موجب کاهش عملکرد نخواهد شد.
پاپلیس77 (1970) نشان داد که در ذرت حذف نصف برگ‌ها،‌ بعد از ظهور کاکل، میزان مرگ سلول‌های ساقه را افزایش می‌دهد و گیاه نسبت به پوسیدگی ساقه حساس می‌شود. مصطفوی و کراس (1990) ابراز عقیده کردند که دوره مؤثر پر شدن دانه‌ها، با حذف نیمی از برگها، تغییرات معنی‌داری در دو سال آزمایش نشان نداد. ولی حذف کامل برگ‌ها دورهی مؤثر پر شدن دانه را طولانی‌تر کرد، که ظاهراً به علت محدودیت تأمین مواد فتوسنتزی برای نمو دانه‌ها بود که سبب کاهش آهنگ تجمع ماده خشک78 و وزن دانه‌ها شد. تعداد دیگری از پژوهشگران اعتقاد دارند که آهنگ پیر شدن دانه و طول دوره پر شدن دانه هر دو تحت کنترل عوامل ژنتیکی می‌باشند (پیپلز79 و همکاران، 1980). این در حالی است که، واسیلاس و سیف (b1985)‌ تفاوت‌های ژنتیکی در واکنش عملکرد به حذف کامل برگ‌ها را منطبق با تفاوت ژنتیکی در تعداد نهایی برگ و تأثیر برگ بر افزایش فاصله بین گردهافشانی و ظهور کاکل مرتبط دانستند.
روی و بیسواس (1992) ابراز عقیده کردند که حذف برگهای بالای بلال باعث افزایش وزن هزار دانه می‌شود، در حالی که با افزایش تراکم گیاهی وزن هزار دانه کاهش می‌یابد. تولنآر و دیتارد (a1978) بر اساس آزمایش خود ابراز عقیده کردند که، وزن هزار دانه فقط اندکی توسط حذف برگ‌ها، یک هفته پس از ظهور کاکل کاهش یافت و درصد مواد جامد محلول در ساقه،‌ نسبت به هشت هفته بعد از ظهور کاکل، بیشتر بود. بنابراین، افزایش عملکرد دانه ذرت با دستورزی مکانیکی برگها برای نفوذ بیشتر تابش فعال فتوسنتزی80 به درون سایهاندازها بدست می‌آید (وینتر و اولراگ، 1973). این امر ممکن است به دلایل زیر صورت بگیرد:
الف) نور بیشتری به برگ‌هایی که در پائین سایهانداز قرار دارند برسد. ب) برگ‌های گیاه با تابش کمتر راندمان بیشتری داشته باشد (لومیس81 و ویلیامز82، 1969). به علاوه ایجاد تغییر در کارایی تابش و تغییر در نفوذ تابش سودمندی بیشتری مانند افزایش فعالیت مقصد و افزایش فعالیت برگ‌های پائینی جهت تهیه مواد غذایی مورد نیاز ریشه‌ها و تغییر در تعادل یا فعالیت تنظیم کننده‌های رشد را به همراه دارد.
اوتمن و ولس (1989) و سینگ و نیر (a1975) نیز بیان کردند که حذف جزیی برگ در ذرت،‌ باعث ایجاد یک سایهانداز با برگهای قائم میشود که برای دریافت نور بیشتر راندمان فتوسنتزی بالا در واحد سطح برگ مناسب‌تر است. برگزدایی با کاهش سطح برگ مؤثر برای دریافت نور و تثبیت CO2، بر تجمع ماده خشک در گیاه تأثیر می‌گذارد. فری83 (1981) با حذف نصف برگ‌ها به صورت طولی، سطح برگ را 50 درصد کاهش داد و ملاحظه کرد آهنگ تجمع ماده خشک در گیاه کاهش یافت. از آنجا که ذرت از ظرفیت فتوسنتزی زیادی برخوردار است مواد حاصل از فتوسنتز که افزون بر نیاز هستند در ساقه آن ذخیره می‌شود، لذا ساقه ذرت می‌تواند منبع ذخیره و انتقال هیدراتهایکربن غیرساختمانی در دوره پس از گلدهی بوده و از این لحاظ نقش مهمی در پر کردن دانه ایفا می‌کند. وزن خشک ساقه تا 4ـ2 هفته پس از ظهور کاکل به حداکثر رسیده و پس از آن در مرحله خطی پر شدن دانه کاهش می یابد. نتایج آزمایش دینارد و همکاران (1969) نیز نشان دادند که 3ـ2 هفته پس از اواسط ظهور کاکل که تجمع ماده خشک در بلال انجام می‌شود، وزن خشک ساقه کاهش می‌یابد. که این امر می‌تواند به دلیل بزرگ شدن مقصد و یا کاهش توانایی فتوسنتز باشد.
هنگامی که برگ‌ها به طور متناوب در زمان ظهور کاکل حذف شوند،‌ دوام سطح برگ84 تا 40 درصد و وزن خشک دانه تا 32 درصد کاهش می‌یابد. پریول و شوبلداگ (1992) گزارش کردند که دستکاری مبدأـمقصد منجر به پیری برگ‌ها در طی دوره پر شدن دانه می‌شود. برداشت بلال نیز منجر به تجمع ماده خشک در ساقه‌ها،‌ غلاف، پهنک برگ‌ها و تسریع پیری در قسمت‌های رویشی می‌گردد.
واسیلاس و سیف (b1985) دریافتند که واکنش عملکرد به حذف برگ‌ها بیشتر به تأثیر این پدیده بر تعداد دانه مربوط است تا اندازه دانه. حذف کامل برگ‌ها باعث کوتاه شدن دوره گردهافشانی، در زمانی که حداقل 50 درصد کاکل‌ها ظاهر شده‌اند، می‌شود، که به طور متوسط این دوره از 2/4 به 4/1 روز می‌رسد، در نتیجه تعداد دانه کمتری تشکیل می‌گردد. مصطفوی و کراس (1990) بیان داشتند که حذف کامل برگ‌ها در زمان ظهور کاکل، رنگدانه، سرعت تجمع ماده خشک و وزن نهایی دانه را کاهش می‌دهد. بنابراین، از بین رفتن برگها به علت تگرگ یا موارد دیگر در زمان ظهور کاکل، سبب کاهش اندازه دانه از طریق کاهش آهنگ تجمع ماده خشک می‌شود.
تغییر در نسبت مبدأـمقصد فیزیولوژیک در ذرت بارور می‌تواند به شدت بر ذخایر ساقه پس از گلدهی تأثیر بگذارد. بارنت و پیرس (1983) تخمین زدند که پس از گلدهی و در شرایط فتوسنتزی عادی، تکمیل ظرفیت ذخیره‌ای ساقه به 6 تا 12 روز وقت نیاز دارد که در این حالت هیدراتهایکربن محلول 52 درصد وزن کل ساقه را تشکیل می‌دهند. این ذخایر آهنگ روزانه پر شدن دانه را در برابر نوسانات کوتاه مدت فتوسنتز ثابت نگه می‌دارند. این ذخایر همچنین می‌توانند در ثابت نگه داشتن آهنگ پر شدن دانه در برابر تنش‌های طولانی مدت پس از گلدهی، مؤثر باشند.
جونز و سیمونز (1983) گزارش کردند برگزدایی زودهنگام نسبت به برگزدایی دیرهنگام آهنگ کاهش کندتری در غلظت هیدراتهایکربن ساقه ایجاد می‌کند. این امر به این دلیل بود که در برگزدایی زود هنگام امکان کاهش تقاضای مقصد از طریق بارور نشدن دانه‌ها وجود داشت، اما در برگزدایی دیر هنگام، دانه‌‌ها تشکیل شده بودند و تقاضای مقصد زیاد بود لذا غلظت هیدراتهایکربن ساقه بیشتر کاهش پیدا کرد. بررسی پژوهش‌های دیگر نیز نشان داد که برگزدایی پس از ظهور کاکل، میزان هیدرات‌هایکربن غیرساختمانی را کاهش داد (بارنت و پیرس، 1983 و تولنآر و دینارد، a1978). تیماری مثل حذف بلال که اندازه مقصد را کاهش می‌دهد، باعث افزایش وزن خشک ساقه و قرمز یا ارغوانی شدن آن می‌شود که این امر به دلیل افزایش میزان هیدراتهایکربن غیرساختمانی ساقه می‌باشد. در این زمینه پریول و شوبلداگ (1992) گزارش کردند که در بوته‌هایی که بلال آنها در زمان گردهافشانی حذف شده بود، وزن خشک ساقه افزایش یافت و 20 روز پس از گردهافشانی، وزن خشک ساقه آنها بیش از دو برابر تیمار شاهد بود.
برخی پژوهش‌ها حاکی از آن است که حذف تعدادی از برگ‌های غلات باعث افزایش بازده فتوسنتزی سایر برگ‌ها می‌شود. بارنت و پیرس (1983) گزارش کردند حذف برگ‌ها در دو ژنوتیپ که نسبت مبدأـمقصدشان زیاد بود، باعث افزایش شدت فتوسنتز برگ دوم زیر گلتاجی و برگ بلال شد. در آزمایش سینگ و نیر (a,b1975) که برگ‌زدایی نسبی باعث ایجاد سایهاندازی با برگ‌های افراشته شد، نور بهتر نفوذ کرد و کارآیی فتوسنتز در واحد سطح برگ افزایش یافت. رمیسون85 و امتی86 (1982) نیز گزارش کردند در تیمارهایی که برگ‌های پایین بلال حذف شده بودند، فعالیت فتوسنتزی برگهای بالاتر که در نور بیشتر بودند افزایش یافت. حذف همه برگ‌ها به جزء برگ بالای بلال در زمان گردهافشانی از 20 روز تا 40 روز پس از گردهافشانی کمتر از شاهد بود. همچنین در این تیمار فعالیت فتوسنتزی برگ باقیمانده افزایش پیدا کرد (پریول و شوبلداگ، 1992).
هانوی87 (1969) اثرهای برگزدایی را در تراکم‌های مختلف و بر روی چند هیبرید ذرت بررسی کرد. حذف 50 درصد برگ‌ها در مراحل 10 برگی، ظهور نوک گلتاجی و 12 روز پس از ظهور کاکل به ترتیب عملکرد را 15، 25 و 20 درصد کاهش داد. حذف برگ‌ها به میزان 100 درصد در همین مراحل عملکرد را به ترتیب 30، 98 و 69 درصد کاهش داد. راجوسکی88 و فرانسیس89 (1991) اثر حذف برگ‌ها را روی سورگوم دانه‌ای مورد بررسی قرار دادند. آنها مشاهده کردند هر چه برگ‌های بیشتری حذف شود، عملکرد دانه کاهش بیشتری پیدا می‌کند، اما بازده فتوسنتزی سطوح باقیمانده افزایش می‌یابد.
عملکرد دانه ذرت تابع شاخص سطح برگ90 است، بنابراین، با ساختار سایهانداز گیاهی در ارتباط است. آزمایش‌های سایهاندازی و افزایش شدت نور در ذرت نشان داده‌اند که چنانچه این تیمارها در طی دو هفته قبل تا دو هفته پس از ظهور کاکل اعمال شوند بر عملکرد دانه تأثیر خواهند داشت، این امر محدودیت مبدأ را نشان می‌دهد (تولن آر و دی نارد، c1978).
هانتر و همکاران (1969) کاهش عملکرد را در ذرت بر اثر حذف برگ‌ها همراه گلتاجی گزارش کرده‌اند. کانترل و گریدنان (1981) گزارش کردند، حذف گلتاجی و تمام برگ‌های بالای بلال باعث کاهش عملکرد دانه به میزان بیش از 450 درصد می‌شود. در آزمایش دیگری، حذف سه برگ همراه با گلتاجی عملکرد دانه اینبرد لاین‌ها را 28 درصد کاهش داد. در آزمایش اگاروبا و همکاران (1976) وقتی همه برگ‌ها 10، 20 و یا 30 روز پس از ظهور کاکل حذف شدند، عملکرد دانه به ترتیب 83، 60 و 41 درصد کاهش یافت و آهنگ تجمع ماده خشک در دانه ، 10 روز پس از اعمال تیمار کم شد. حذف برگ‌ها به میزان کمتر، باعث شد آهنگ تجمع ماده خشک در دانه 20 روز پس از اعمال تیمار کم شود. جانسون (1978) نیز نشان داد حذف برگ‌ها در مرحله 5 برگی،‌ باعث کاهش عملکرد به میزان 10 تا 13 درصد گردید که این کاهش عملکرد، بدلیل کاهش تعداد بلال در بوته بود.
شاپیرو91 و همکاران (1986) طی چند سال پژوهش مزرعه‌ای گزارش کردند، برگزدایی قبل از مرحله 7 برگی، بر عملکرد نهایی دانه اثر نگذاشت. تولنآر و دینارد (b1978) مشاهده کردند برگزدایی در 2، 4 و یا 6 هفته پس از ظهور کاکل باعث افزایش عملکرد دانه، به ترتیب به میزان 1810، 1520، 350 کیلوگرم در هکتار گردید. رمیسون و امتی (1982) مشاهده کرد حذف همه یا نیمی از برگ‌های زیر بلال اثر معنیداری بر وزن خشک بلال و وزن دانه نداشت. در این شرایط فعالیت فتوسنتزی برگ‌های بالای بلال، به طور مشخصی افزایش یافت. واسیلاس و سیف (a1985) مشاهده کردند برگزدایی در مرحله خمیزی نرم باعث افزایش عملکرد دانه میشود، که می‌تواند به دلیل کاهش تعرق در طی تنش خشکی باشد.
فری (1981)، واسیلاس و سیف (b1985) گزارش کردند حذف تمام برگ‌ها در مرحله شیری شدن، تعداد دانه در بلال را کاهش می‌دهد. جونز و سیمونز (1983) نیز مشاهده کردند که برگزدایی زود هنگام (12 روز پس از ظهور کاکل) تعداد دانه در بلال را کاهش داد، اما برگزدایی (24 روز پس از ظهور کاکل) روی تعداد دانه در بلال اثری نگذاشت.
تولنآر و دینارد (a1978) مشاهده کردند برگ‌زدایی کامل در اواسط ظهور کاکل و یا یک هفته پس از ظهور کاکل، به ترتیب باعث کاهش عملکرد به میزان 100 و 89 درصد می‌شود. هیکز92 و همکاران (1977) دریافتند که برگزدایی کامل در مرحله 13 برگی، ظهور گلتاجی و سخت شدن کامل دانه، عملکرد دانه دو هیبرید ذرت را به ترتیب، به طور متوسط 39، 100 و 35 درصد کاهش می‌دهد. واسیلاس و سیف (a,b1985) نیز گزارش کردند برگزدایی کامل در مرحله

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:  
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید