ف برگ نیز همراه است. در منابع نیز گزارش‌های متفاوتی از تأثیر برداشت گلتاجی بر عملکرد دانه وجود دارد. واکنش عملکرد دانه به برداشت گلتاجی می‌تواند در اثر کاهش رقابت بین گلتاجی و بلال برای عناصر غذایی قابل دسترس و همچنین باعث افزایش نفوذ نور به داخل برگ‌ها باشد (دانکن41، 1972). طبق نتایج هانتر42 و دینارد (1969) در بیشترین تراکم (89 هزار بوته در هر هکتار) حذف گلتاجی سبب افزایش معنی‌دار عملکرد دانه نسبت به سایر تیمارها شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که اولین تأثیر حذف گلتاجی، افزایش مقدار نور رسیده به برگ‌ها می‌باشد. بر طبق یافته‌های جانسون43 (1976) کم کردن ارتفاع مکانیکی ذرت از 8/2 متر به 8/1 متر در تراکم گیاهی بین 48 تا 65 هزار بوته در هکتار عملکرد دانه را 66 درصد افزایش می‌دهد. پندلتون44 و هاموند45 (1969) نیز گزارش کردند عملکرد ذرت در صورت افزایش نفوذ بهتر نور به درون سایه‌انداز با حذف گلتاجی، بهبود پیدا می‌کند. آلیسون46 و واتسون47 (1966) گزارش کردند وقتی برگ‌ها در زمان ظهور گل تاجی برداشت شوند، میزان فتوسنتز سایر برگ‌ها افزایش خواهد یافت.
امام و تدین (1378) طی پژوهشی مزرعه‌ای ابراز اظهار داشتند که، به نظر می‌رسد در ذرت رقم سینگلکراس 704 در صورت سربرداری از دو برگ بالای بلال به دلیل نفوذ بهتر نور به داخل سایهانداز و افزایش کارایی برگ‌های پایینی و همچنین کاهش رقابت بین بلال و گلتاجی بر سر مواد پرورده،‌ و به طور کلی کاهش رقابت درون و برون بوته‌ای،‌ بتوان تراکم بوته ذرت را تا حدود 11/11 بوته در متر مربع افزایش داد، به نحوی که میزان عملکرد دانه کاهش نیابد و مقداری علوفه نیز حاصل شود.
واسیلاس48 و سیف49 (a1985) بیان داشتند که حذف برگ در مرحلهی شیری شدن دانه‌ها می‌تواند از طریق کاهش تعرق، باعث افزایش عملکرد شود. در همین راستا هیکس50 و همکاران (1977) گزارش کردند که حذف برگ‌ها در طول دوره پر شدن دانه،‌ سبب افزایش عملکرد در اوایل بلوغ هیبرید‌های ذرت می‌شود. که این امر به علت افزایش کارایی مصرف آب51 می‌باشد.
هاگنسون52 و همکاران (2003) گزارش کردند در یونجه برگزدایی در ماه اکتبر سبب کاهش پروتئین ریشه می‌شوند، در حالی که برگزدایی در ماه دسامبر باعث افزایش قند ریشه می‌شود. آنها برگ زدایی در یونجه را سبب افزایش انتقال مجدد نیتروژن و هیدرات‌های کربن از ریشه به سمت ساقه دانستند.
سینگ53 و نیر54 ( a,b1975) گزارش کردند تجمع ماده خشک بر اثر حذف برگ‌ها در ذرت در مرحله 16 برگی (گلدهی کامل) یا 12 روز پس از ظهور کاکل، نسبت به مرحله 10 برگی، کاهش بیشتری داشته است. در پژوهش توماس55 و استودارت56 (1980) مشخص شد که حذف مقصدهای فیزیولوژیک سبب تجمع هیدراتهای کربن در برگ‌ها شود. این امر ممکن است سبب بازدارندگی فتوسنتز، القای پیری و از دست رفتن نیتروژن برگ‌ها شود. اما در آزمایش پریول57 و شوبلداگ58 (1992) حذف برگ در مقایسه با گیاهان شاهد تأثیری بر پیری نداشت اگر چه فراهم بودن میزان مواد پرورده تولید شده توسط مبدأ فیزیولوژیک کاهش یافت.
بارنت59 و پیرس60 (1983) گزارش کردند که حذف برگ‌ها بعد از ظهور کاکل میزان هیدرات‌های کربن غیرساختمانی61 ساقه را کاهش می‌دهد. آنها جهت مصرف هیدراتهایکربن ساقه را به طرف پر شدن دانه نشان دادند. پریول و شوبلداگ (1992) طی پژوهشی دریافتند که حذف برگ‌ها، تأثیر سریعی بر برگ‌های باقیمانده نداشت و ماده خشک برگ‌ها به طور معنی‌داری از 40، 50 و 70 روز بعد از گردهافشانی در تیمار‌های اعمال شده افزایش یافت. آنها گزارش کردند که حذف بلال‌ منجر به تجمع مواد پرورده در برگ‌ها، ساقه‌ها و در نتیجه پیری زودرس برگ‌ها می‌شود در حالی که افزایش تقاضا اثر معنیداری بر تجمع ماده خشک در ساقه و یا در برگ‌ها نداشت.
به نظر جونز62 و سیمونز63 (1983) انتقال مواد ذخیره‌ای به طرف دانه در درجه اول از برگ‌های اطراف بلال و سپس برگ‌های بالاتر از محل ظهور بلال و در مراحل آخر از مغز ساقه انجام می‌گیرد، که این امر نشان دهنده اهمیت برگ‌های بالای بلال در انتقال مواد ذخیره‌ای به دانه و تأثیر آن بر عملکرد دانه است. سیت64 و مکنن65 (1992) مشاهده کردند در ذرت وقتی در تراکم‌های زیاد، برگ‌های بالا و پایین بلال قطع شوند اهمیت‌ برگ‌های بالای بلال در انجام عمل فتوسنتز بیشتر از برگ‌های پایینی است و قطع برگ‌های بالای بلال در تراکم زیاد‌تر باعث تغییرات شدید در میزان فتوسنتز می‌‌شود.
تولنآر و دینارد (b1978) و واسیلاس و سیف (b1985) گزارش کردند که حذف کامل برگ‌ها در زمان گردهافشانی سبب کاهش عملکرد دانه به مقدار 100 درصد شد ولی بیشتر واکنش عملکرد به این تیمارها، به علت تغییرات در تعداد دانه بود تا وزن دانه، که ممکن است به علت تأثیر حذف برگ‌ها بر روی الگوی گلدهی باشد. حذف کامل برگ‌ها در زمان گردهافشانی تأثیری بر ظهور کاکل نداشت ولی سقط شدن دانه‌ها می‌تواند احتمالاً به علت کمبود مواد فتوسنتزی بوده و در نتیجه سبب کاهش عملکرد دانه شود. همچنین حذف برگ‌ها از طریق کاهش اندازه مبدأ سبب کاهش اندازه مقصد خواهد شد. در این پژوهش حذف برگ‌ها قبل از گردهافشانی سبب بلوغ زود هنگام ذرت‌ها شد. بنابراین حذف برگ‌ها قبل از گرده‌افشانی از طریق کاهش سرعت تجمع ماده خشک در دانه‌ها و کوتاه شدن طول دوره پر شدن دانه‌ها، سبب کاهش وزن در دانه‌ها گردید.
بر طبق مشاهده‌های روی و بیواس (1992) ذرت ممکن است به نحو مطلوبی برای علوفه سربرداری شود به طوری که بر عملکرد اثر سوئی نداشته باشد، یا اثر جزئی داشته باشد. به نظر می‌رسد که ذرت دارای توانایی انتقال مجدد مواد ذخیره شده قبل از ظهور کاکل به طرف دانه‌ها باشد. آنها گزارش کردند که عملکرد علوفه با افزایش تراکم گیاهی در تیمارهایی که سربرداری شده‌اند افزایش می‌یابد و در میان تیمارهای سربرداری شده بیشترین عملکرد علوفه زمانی بدست آمده که ذرت‌ها دقیقاً از بالای بلال سربرداری شده بودند. از طرف دیگر گزارش‌های به ظاهر متناقضی در مورد تأثیر حذف گل تاجی و برگ بر عملکرد وجود دارد برای مثال هانتر66 و همکاران (1970) دریافتند که سایهاندازی گلتاجی در ذرت باعث کاهش قابل توجه عملکرد دانه گردید.
2-2 تأثیر برگزدایی بر عملکرد و اجزای عملکرد
امام و ثقهالاسلامی (1377) گزارش کردند حذف برگ‌ها در شرایط تنش خشکی در زمان قبل از ظهور کاکل، ممکن است با افزایش تعداد دانه در بلال، از طریق بهبود کارایی استفاده از آب، باعث افزایش عملکرد دانه شود. پوستینی و برزگری (1375) اعلام کردند که کاهش 25 و حتی 50 درصدی سطح برگ در ذرت پس از ظهور گلتاجی تأثیر معنیداری بر کاهش عملکرد دانه ندارد و گیاه با استفاده از ذخایر موجود در اندام‌های هوایی، به ویژه هیدرات‌های کربن غیرساختاری ساقه، توزیع متعادل‌تر مواد فتوسنتزی، و استفاده کارآمدتر از سطح برگ باقی مانده، در مقابل تنش کمبود مواد پرورده مقاومت می‌کند.
بوراس و همکاران (2002) گزارش کردند در ذرت کاهش نسبت مبدأـمقصد سبب کاهش مقدار پروتئین و افزایش نشاسته می شود. مانگن67 و همکاران (2005) نیز به این نتیجه رسیدند که برگزدایی در ذرت سبب کاهش عملکرد دانه می‌شود، ولی بر میزان روغن دانه‌ها تأثیری ندارد. تشدید برگزدایی در ذرت سبب کاهش عملکرد دانه می‌شود،‌ ولی بر میزان روغن دانه‌ها تأثیری ندارد. بوراس و اوتیگویی68 (2001) بیان کردند کاهش تعداد دانه در بلال و در نتیجه کاهش عملکرد دانه ذرت در تیمارهای 50 و 100 درصد برگ زدایی نتیجه کاهش در فتوسنتز جاری69 می‌باشد و کاهش در تعداد برگ‌ها رابطهی مستقیمی با کاهش در مقدار فتوسنتز جاری دارد.
ادمیدز و لافیت (1993) نیز طی آزمایشی شامل تیمارهای :1ـ قطع برگ، 2ـ قطع گلتاجی و یک برگ، 3ـ قطع گلتاجی و دو برگ، 4ـ قطع گلتاجی و سه برگ، 5ـ قطع گلتاجی و چهار برگ و 6ـ شاهد (بدون قطع کردن)، نتیجه گرفتند که قطع چهار برگ همراه با گلتاجی عملکرد دانه را نسبت به شاهد 10 درصد کاهش می‌دهد و عملکرد دانه به ازای قطع هر برگ همراه با گلتاجی به طور متوسط 2 درصد کاهش می‌یابد، اما تعداد دانه در هر بوته تحت تأثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت.
دستورزی مکانیکی برگ‌ها،‌ که سبب نفوذ بیشتر نور خورشید به داخل سایهانداز می‌گردد، موجب افزایش عملکرد ذرت می‌شود (وینتر70 و اولراگ71، 1973). محدودیت دریافت تابش بوسیله سایهانداز سبب محدودیت تولید در زمانی که سایر شرایط محیطی فراهم است می‌شود. عملکرد ذرت بوسیله دریافت تابش از اوایل کاشت افزایش یافته و یا حذف گلتاجی بهبود می‌یابد که این موضوع به علت کاهش رقابت بین و درون بوته‌ای و افزایش نوردهی مصنوعی به داخل سایهانداز و استفاده برگ‌های پائینی از نور بیشتر می باشد (اوتمن72 و ولس73، 1989). کارایی تولید دانه در سطوح باقیمانده فتوسنتزی با حذف برگ‌های بیشتر افزایش می یابد. این افزایش ممکن است به دلیل زیاد بودن کارایی انتقال مجدد هیدراتهایکربن ذخیره شده در ساقه به دانه‌ها، در حال نمو ذرت باشد (بارنت و پیرس ، 1983? جونز و سیمونز، 1983).
سینگ و نیر (a,b1975) گزارش کردند تجمع ماده خشک بر اثر حذف برگ‌ها در ذرت در مرحله 16 برگی (گلدهی کامل) یا 12 روز پس از ظهور کاکل، نسبت به مرحله 10 برگی، کاهش بیشتری داشته است. در آزمایشی که اگاروبا و همکاران (1976) انجام دادند، وقتی همه برگها 10،‌ 20 و یا 30 روز کاهش پیدا کرد، 50 درصد ظهور کاکل حذف شدند، آهنگ تجمع ماده خشک در گیاه پس از 10 روز کاهش پیدا کرد، در حالی که برگزدایی با شدت کمتر، این واکنش را 20 روز پس از اعمال تیمار ایجاد کرد و برگ‌زدایی کامل 40 و 50 روز پس از 50 درصد ظهور کاکل، کاهش معنیداری در آهنگ تجمع ماده خشک ایجاد نکرد. ویلهلم74 و همکاران (1995) نیز نشان دادند در ذرت،‌ عملکرد دانه به ازای هر برگ جدا شده همراه گلتاجی 36 درصد کاهش می‌یابد.
تولنآر و دینارد (a1978) و مصطفوی و کراس (1990) دریافتند که با حذف برگ‌ها ظاهراً میزان مواد فتوسنتزی قابل دسترس برای نمو دانه‌ها کاهش می‌یابد، بنابراین سرعت تجمع ماده خشک و وزن دانه‌ها کاهش می‌یابد. از طرفی فاز تأخیری تحت تأثیر حذف برگ‌ها قرار نگرفت و این امر نشان داد که نمو اولیه دانه، در مرحله خطی پر شدن دانه، به ماده پرورده‌ اندکی احتیاج دارد. بر همین اساس آنها ابراز عقیده کردند که سرعت تجمع ماده خشک در هر دو سال آزمایش، با حذف برگ‌ها کاهش یافت اگر چه در سالی که هوا سردتر بود این کاهش کمتر بود.
برخی دیگر از پژوهشگران بیان داشتند که دانه سهم بیشتری از تجمع ماده خشک بعد از گلدهی را دریافت می‌دارد و مادهی خشک کمتری در ساقه باقی می‌ماند (آلیسون و واتسون، 1966). بر اساس آزمایش‌های آلیسون و واتسون (1966) در پایان برداشت محصول، دانه بوته‌هایی که نصف برگ‌های آن‌ها حذف شده بود، 80 درصد ماده خشک تجمع یافته از قبل، در گیاه را در خود داشتند، اما مقدار ماده خشک تجمع یافته از قبل، در دانه گیاهان دست خورده (شاهد) 62 درصد بود. کاهش وزن ساقه که بوسیله حذف برگ‌ها صورت گرفت، احتمالاً به دلیل حرکت مواد ذخیره شده به سوی دانه‌ها بوده است. مشاهدات آفاکاو75 (1984) روی ذرت نشان داد که دورهی پر شدن دانه ممکن است بوسیله هیدراتهایکربن محلول قابل دسترس، که بعد از دستکاری نسبت مبدأـمقصد اتفاق می‌افتد محدودتر شود. پژوهش مصطفوی و کراس (1990) نشان داد که کاهش اندازهی مبدأ فیزیولوژیک، سبب کاهش سرعت تجمع ماده خشک شده و وزن دانه را کاهش می‌دهد (آلیسون و واتسون، 1966). قبلاً گزارش کرده بودند که وزن خشک دانه ذرت بیشتر از مواد فتوسنتزی که بعد از گلدهی به

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه با موضوعشخص ثالث، خانواده ها، جبران خسارت
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید