شبه دوگانه (استخدام). اینک توضیح هریک و نمونههایی از شعر استاد خلیلالله خلیلی:
1. وجه شبه واحد:
وجه شبهی که از یکی بیشتر نباشد؛ یعنی تنها یک مطلب را بیان کند مثل تشبیه گل به آتش از نظر سرخی.
ـ درّه گردید از سپیدی سربهسر دریای نور آب شد از روشنایی یک قلم آیینهوار
(در پاسخ چکامه جناب پژواک، ص 92)
ـ چشم کانون فروزان از خشم سینه دریای خروشان از کین
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
ـ عمر آخر گشت و شام تیره ما طی نشد یک سحر در این شب کوتاه نتوان یافتن
عمر: شب کوتاه: وجه شبه (لذت فقر، ص 27)
ـ بینی که انتقام خدا حلقه بسته است چون اژدها به گردن افسونگر آفتاب
(آفتاب، ص 54)
ـ «سیل» زان ناله جانکاه حزین چون سپندی شدو از جا برخاست
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
ـ دید کز دور سواری پیداست لرزلرزان چو یکی سایه در آب
(همان)
ـ «سیل» بر کنگره قلعه نشست خیره بر دامن صحرا نگریست
دید چون نیست ز لشکر اثری زار بر خویش چو دریا بگریست
سیل: دریا وجه شبه: زار بگریستن (همان، ص 250)
ـ نعره چون رعد غریونده به چرخ حمله چون برق شتابان به زمین
(همان، ص 250)
ـ مهین بانوی شاه بیتاب شد سراسیمه مانند سیماب شد
(ابراهیم ادهم…، ص 437)
ـ دل ماتمزده امروز چو گل خندان است جای اشک از مژه خامه گهر غلطانست
(مبارکباد آوراگان، ص 220)
ـ بده دستی که در طومار عمرم در این طومار مارآسای پرپیچ
قلم را سر کنم از روی اخلاص جوانمردانه بنویسم یکی «هیچ»
پرپیچ: وجه شبه (هیچ، ص 248)
ـ گر شدم پیدا که پردازم سخن شمعسان سوزم میان انجمن
من: شمع وجه شبه: سوختن (راز آفرینش، ص 483)
ـ ناز پرود حیا مظهر ناموس و عفاف دختر غرقه به خون چون گل حمرا بنگر
(به بارگاه سعدی، ص 185)
ـ مرگ میریخت از آن چون باران غلیظ میجست از آن چون آتش
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
2. وجه شبه متعدد:
وجه شبه متعدد آن است که از یک چیز یا یک مطلب بیشتر باشد؛ مثل تشبیه چهره به گل از نظر زیبایی و لطافت.
ـ چه سیاهی چو یکی ابر سیاه مست و شوریده و تند و سرکش
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
ـ مهرگان چون مه من خرم و مهرانگیز است نرمدل، مغز ادا، نیکنظر، پاکنهاد
(مهرگان و البرز، ص 60)
ـ مرگ در زندان تاریک و سیاه زندگی روزنی اما کلید آن برون از اختیار
(در پاسخ چکامه جناب پژواک، ص 92)
ـ قانون سیاست نزند نغمه شادی از بزم دل این ساز کج آهنگ بدر کن
سیاست را به ساز قانون تشبیه کرده است. (جگر سنگ، ص 28)
وجه شبه: نغمه شادی نزدن، آهنگ کج نواختن.
ـ کنون اگر به سراپای من زنند آتش بغیر دود نخیزد ز مشت خارترم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
شاعر خود را به مشتی خارتر تشبیه کرده است. وجه شبه: نفع نرساندن و بیفایده بودن، ضرر رساندن به وسیله دودی که از آن برمیخیزد، اندک بودن و بیارزش بودن.
ـ دریای بیکرانه خون است موجزن گلگون شفق که شام نماید برابرم
(تابوت آتشین، ص 117)
مشبه: شفق گلگون که شامگاه در برابر شاعر ظاهر میشود. مشبهبه: دریای خون که مواج و بیساحل است. وجه شبه: بیکرانه و موجزن.
3. وجه شبه مرکب:
«این نوع وجه شبه تابلو و تصویری است که از مجموع اجزاء گوناگون حاصل میشود و هنریترین نوع وجه شبه است که از مشبهبه مرکب اخذ میشود».132
ـ از فروغ اشک اندر گوشه دامان تو گشت از سوز تو چندین چرخ با اختر به پا
(شبی در آنقره، ص 3)
مشبه: درخشیدن اشک بر روی دامان مخاطب
مشبهبه: درخشدین ستارهها بر پهنه آسمان
وجه شبه: درخشیدن روشن در سطحی تیره و هموار
ـ گرگ درنده در اطوار شبان میگردد مار کردار پی مغز جوان میگردد
(مبارکباد آوارگان، ص 221)
مشبه: گرگ درنده که در لباس شبانی ظاهر میگردد.
مشبهبه: ماری که به دنبال مغز جوان میگردد.
وجه شبه: نزدیک شدن موجودی خطرناک و حیلهگر در لباس دوستی
ـ چون کبوتر مجروح هر نفس به خون غلطد مرغ دل چو یاد آرد آشیان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
مشبه: مرغ دل وقتی که به یاد کابل میافتد.
مشبه به: کبوتری زخمی که هر لحظه در خون میغلطد.
وجه شبه: زجر کشیدن بیش از حد توأم با اضطراب و تپش و بیتابی
ـ لب جوی سبزه غنوده به ناز چو طفلی که نوشد به شادی لبن
(بهار جوانی، ص 134)
مشبه: غنودن سبزه به ناز بر لب جوی
مشبهبه: طفلی که تازه شیر نوشیده و به آرامی خوابیده است.
وجه شبه: آرام گرفتن و لذت بردن بعد از بهدست آوردن چیزی لذتبخش
ـ بینی که انتقام خدا حلقه بسته است چون اژدها به گردن افسونگر آفتاب133
(آفتاب، ص 54)
مشبه: نزال شدن قهر الهی بر روسها در افغانستان
مشبهبه: اژدهایی که بر گردن شخص افسونگر حلقه زده است.
وجه شبه: فرو گرفتن و احاطه چیزی، چیزی دیگر را
ـ هر قطره لرزد در سمن چون دانههای اشک من هر گل فروزد در چمن همچون شرار از سنگها
(بهار نیوجرسی، ص 50)
مشبه: لرزیدن قطره شبنم بر روی گل یاسمن
مشبهبه: لغزیدن دانههای اشک شاعر بر روی چهره
وجه شبه: تحرک اشیاء شفاف و روشن بر روی چیزی لطیف
مشبه: شگفتن گل در چمنزار
مشبهبه: بیرون جستن شراره از میان سنگها
وجه شبه: بیرون آمدن اشیایی رنگین و درخشان از میان جرمی سخت و سفت
ـ لرزلرزان برگها در پرتو زرین مهر همچو کانونی که میلرزد به روی آن شرار
(در پاسخ چکامه جناب پژواک، ص 91)
مشبه: برگهای جنبنده در پرتو شعاع زرین آفتاب
مشبهبه: اتشدانی که بر روی آن شعلهها و شرارهها لرزد.
وجه شبه: لرزیدن و تحرک
اشیایی رنگین در فضایی روشن
4. تشبیه مرکب و تمثیلی:
در تعریف این نوع تشبیه میان صاحبنظران علم بیان اختلافاتی وجود دارد. بعضی آن را تشبیهی میدانند که مشبهٌبه آن امری مرکب باشد134 و بعضی دیگر چون دکتر شمیسا، تشبیه تمثیل را تشبیهی میدانند که مشبهٌبه آن جنبه مثل یا حکایت داشته باشد و هر تشبیه مرکبی را تشبهی تمثیل نمیدانند؛ در واقع میان این دو نسبت عموم و خصوص منوجه وجود دارد یعنی، هر تشبیه تمثیلی، مرکب است، اما هر تشبیه مرکبی، تمثیل نیست.135 دکتر تورج عقدایی با تفصیل بیشتری به این مبحث پرداخته است. وی معتقد است: «تشبیه مرکب، مشبهٌبه جملهای است عادی و نسبت به مشبه برتری مثالی ندارد و همارز آن بهشمار میآید و وجه شبه آن نیز از اجزایی که در ساختمان آن شرکت دارند، حاصل میشود و مخاطب نسبت بدان معرفت و تجربه قبلی ندارد، اما در تشبیه تمثیلی مشبه و مشبهٌبه از دو قلمرو جداگانه برگزیده میشود. مشبهٌبه در تشبیه تمثیل یا چیزی است شناخته شده از فرهنگ مردم یا دستکم چیزی است، نزدیک به این شناختگی، یعنی مشبهٌبه یا مثل است و یا شبه مثل. ازاینروی دراای حکمی ثابت است و میتوان آن را به مشبه سرایت داد».136
«در تشبیه تمثیل، مشبه امری معقول است که برای تقریر و اثبات آن، مشبهٌبهی مرکب و محسوس ذکر میشود و ادات تشبیه را باید به «مثل این میماند که…» تأویل کرد. مثلاً:
ـ قرار در کف آزادگان نگیرد مال چو صبر در دل عاشق چو آب در غربال
قرار نگرفتن مال در کف آزادگان به این میماند که گویی آب در غربال و صبر در دل عاشق قرار نمیگیرد.».137
دکتر بهروز ثروتیان معتقد است که در تشبیه تمثیل دو «تصدیق» به همدیگر تشبیه میشود، در حالی که در دیگر تشبیهات دو «تصور» به هم مانند میشود.138
مبنای کار ما در ذکر شواهد مثال، بیشتر میل به جانب نظر دکتر شمیسا دارد.
اینک نمونههایی از شعر استاد خلیلی:
ـ شب دلم در آتش غمها به حسرت میتپد نالش اسپند بر مجمر به یاد آمد مرا
(استخوانم سوخت، جانا آشیانم در گرفت، ص 142)
تپیدن دل در آتش غم به جهیدن و نالیدن اسپند روی مجمر میماند.
ـ عشق گلزار وطن در سینه پر داغ من در دل امواج خون گوهر به یاد آمد مرا
(همان، ص 142)
وجود عشق به وطن در سینه پر داغ شاعر بهوجود گوهری میماند در دل دریای موّاجی از خون.
چون توانگر را به قصرش دوش دیدم مست خواب حالت مجروح در سنگر به یاد آمد مرا
(همان، ص 143)
حالت بیخبری و بیدردی توانگر در حال خواب در نزد شاعر مانند گیجی و بیخبری مجروحی است که در سنگر افتاده و از شدت درد و زجر و گیجی، بیخبر از همهجاست.
این بیت در وقاع نوعی تعریض و گوشه زدن نیز هست و در واقع نفی مشابهت است بین این دو یعنی از صنعت تفریق استفاده کرده است.
ـ من بیوطن که درو از آغوش مادرم بنشستهام بر آتش و در خون شناورم
(تابوت آتشین، ص 117)
مشبه: من، در حالی که بیوطن و دور از آغوش مادر هستم.
مشبهبه: کسی که در آتش نشسته و غرق در خون باشد.
وجه شبه: بیتابی و اضطراب چیزی سرخرنگ بر روی جسمی داغ
ـ ظاهر از رگ رگ او لرزه مرگ چون تذروی که گریزد ز عقاب
(آریایی سرود آخرین سوار، ص 249)
مشبه: او، در حالی که لرزه مرگ در رگ رگش پیدا بود.
مشبهبه: تذروی که از عقاب میگریزد.
وجه شبه: گریختن موجودی ضعیف از موجود قوی و خطرناک با ترس و دلهره
ـ نثر من در پیش نثرش چون خزف پیش گهر نظم او پهلوی نظمم، همچو گل پهلوی خار
(در پاسخ چکامه جناب پژواک، ص 93)
نثر من هنگامی که در مقابل نثر او قرار میگیرد: خزف است وقتی که پیش گوهری قرار میگیرد. نظم او هنگامی که در مقابل نظم من قرار میگیرد: گلی است که پهلوی خاری قرار دارد.
وجه شبه: قرار گرفتن چیزی بیارزش در قابل چیزی بسیار باارزش و علنی شدن تفاوت آن دو و عکس آن، یعنی قرار گرفتن شیئی باارزش در مقابل شیئی بیارزش
ـ آرزوها در دلش روشن چو آب اندر گهر دردها در سینهاش پیچان چو دود اندر شرار
(در پاسخ چکامه جناب پژواک، ص 91)
مشبه: پیچیدن درد در سینه موصوف
مشبهبه: پیچیدن دود در میان شعلهها
وجه شبه: حرکت چیزی تیره در میان فضایی روشن و شعلهور
در مصراع اول: وجه شبه: قرار گرفتن چیزی ارزشمند در درون چیزی ارزشمند دیگر و روشن
ـبرگهای کهربایی برفراز آبها همچو سیمین پرده بروی نقشهای زرنگار
(در پاسخ چکامه جناب پژواک، ص 92)
وجه شبه: قرار گرفتن اشیایی زردرنگ بر روی سطحی صاف و نیلگون
ـ همچو گوهرهای غلطان بر یکی جام بلور بازی اختر به روی آبهای نقرهکار
وجه شبه: تحرک اشیاء روشن بر روی سطحی شفاف (همان، ص 92)
5. وجه شبه تحقیقی:
وجه شبه تحقیقی آن است که مورد شباهت در طرفین تشبیه واقعاً وجود داشته باشد. مانند سرخی و لطافت که هم در گل است و هم در چهره، در تشبیه چهره به گل از نظر سرخی و لطافت
ـ چون دام دیده کبوتر به خویش میلرزم شبی اگر به خطا برگذشتهام نگرم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
وجه شبه: به خویش لرزیدن از ترس که هم در انسان وجود دارد و هم در کبوتر.
ـ عقایی پیر بودم من که ایام ببال چرخ پروازم زده سنگ
(رهآورد اشک و خون، ص 243)
وجه شبه: عدم تحرک و از پا افتادگی که هم در عقاب و هم در انسان پیر وجود دارد.
ـ میتوان کرد چو من ناله خونبار کسی که چو سعدی مژهاش ابر گهرباری هست
(به بارگاه سعدی، ص 186)
وجه شبه: ریزش و گهرباری است که هم در چشم و هم در ابر واقعی است.
ـ طوفان مرگخیز حوادث فرارسید راه نجات ما به یمین و یسار نیست
(طوفان مرگ، ص 9)
وجه شبه: مرگخیزی ا
ست که هم در طوفان وجود دارد و هم در حوادث بزرگ
ـ کنون اگر به سراپای من زنند آتش بغیر دود نخیزد ز مشت خارترم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
شاعر خود را به مشتی خارتر، تشبیه کرده است.
وجه شبه: بیحاصلی و غم داشتن است که در هر دو وجود دارد، بنا بر اعتقادات شاعر.
ـ حجاب ظلمت شب راه بگشاد به اشک ما که رنگ و بوی خون داشت
(هیچ، ص 247)
شب را به حجابی ظلمانی تشبیه کرده است.
وجه شبه: مانع بودن است که در هر دو وجود دارد.
شب به جهت تاریکی، مانع رسیدن انسانها به مقصدشان میشود؛ چنانکه حجاب روی چیزی را میپوشاند.
ـ بده دستی که در طومار عمرم در این طومار مارآسای پرپیچ
قلم را سر کنم از روی اخلاص جوانمردانه بنویسم یکی «هیچ»
(هیچ، ص 248)
طومار: مار وجه شبه: پرپیچی که در هر دو موجود است و واقعی.
ـ به دیوار فلک سایش بکوبد سر شوریده خود را مکرر
(هیچ، ص 246)
دیوار: فلک وجه شبه: بلندی که در هر موجود است.
ـ آتش شوق را عیان کردن گوهر اشک ارمغان کردن
(نقش دیگر

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعشهرستان بهار، جامعه آماری، دانش‌آموزان دختر، تحلیل کیفی
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید