گردهافشانی عملکرد را 100 درصد کاهش داد. در پژوهش جونز و سیمونز (1983)،‌ حذف همه برگ‌ها 10، 20 و یا 30 روز پس از ظهور کاکل باعث شد عملکرد دانه به ترتیب 83،‌ 60 و 42 درصد کاهش پیدا کند. اما انجام این تیمار 40 و 50 روز پس از 50 درصد ظهور کاکل اثری بر عملکرد دانه نداشت.
در برخی از پژوهش‌ها برگزدایی تأثیری بر عملکرد دانه نداشته است و یا حتی باعث افزایش عملکرد نیز شده است. به عنوان مثال سینگ و نیر (1975) نشان دادند حذف نیمه انتهایی همه برگ‌ها در مرحله 10 برگی بدلیل ایجاد سایه‌انداز بهتر، جهت نفوذ نور، از طریق افزایش وزن دانه و کاهش پوکی، باعث افزایش عملکرد می‌شود. هیکز و همکاران (1977) اثرهای حذف برگ را بر روی یک هیبرید زودرس (90 روزه) و یک هیبرید دیررس (150 روزه) بررسی کردند. برگزدایی در مرحله 5 برگی در هیبرید دیررس باعث 7 درصد کاهش عملکرد و در هیبرید زودرس باعث 30 تا 80 درصد افزایش عملکرد شد. عمل حذف برگ‌ها در مرحله نزدیک به آغازش گل باعث کند شدن نمو رویشی و کاهش رقابت اندام‌های رویشی با زایشی و در نتیجه افزایش عملکرد شد. همچنین برگزدایی به میزان 50 درصد، در اوایل مرحله شیری، باعث افزایش عملکرد هیبرید زودرس شد (هیکز و همکاران، 1977).
مختاری و همکاران (1385) گزارش کردند قطع کلی برگ‌های روی بوته، قطع برگ‌های بالای بلال و پوشش بلال و قطع برگ‌های بالای بلال با حفظ پوشش، عملکرد دانه را به ترتیب 36، 27، 17 درصد، نسبت به تیمارهای شاهد (عدم حذف برگ) کاهش داد. هانوی (1966)، تولنآر و دینارد (a1978)، جونز و سیمونز (1983) و بارنت و پیرس (1983) دریافتند که با حذف برگ‌ها در ذرت، تعداد و وزن دانهها کاهش می‌یابد. حذف زود هنگام برگ‌ها باعث کاهش تعداد دانه گردید در حالی که حذف برگ‌ها بعد از گردهافشانی باعث کاهش وزن دانه شد. حذف برگ‌ها همچنین، سبب کاهش طول دوره پر شدن دانه در ذرت شد (بارنت و پیرس، 1983).
وزن دانه در قسمتهای مختلف بلال متفاوت است. تولنآر و دینارد (c1978) که مراحل نمو دانه را مطالعه می‌کردند گزارش دادند، وزن خشک دانه در زمان تشکیل لایه سیاه در دانه‌های پایین بلال بیشتر از دانه‌های نوک بلال است، آنها دلیل این امر را به کوتاهتر بودن مرحله خطی پر شدن دانه در دانه‌های نوک مرتبط دانستند. در این آزمایش شروع مرحله خطی پر شدن دانه در دانه‌های پایین بلال زودتر بود. در مجموع از بررسی منابع موجود چنین بر می‌آید که استفاده از روش برگزدایی وسیله‌ی مناسبی برای درک رابطه مبدأـمقصد در ذرت دانه‌ای است که با شناخت دقیق‌تر روابط فیزیولوژیک تعیین کننده عملکرد ذرت دانه‌ای می‌توان در جهت افزایش عملکرد این محصول استراتژیک گام بر داشت.
2-3- تأثیر نیتروژن بر رشد و خصوصیات مورفولوژیک در گیاهان زراعی
تأثیر اصلی نیتروژن بر فتوسنتز از طریق افزایش دریافت نور صورت می‌گیرد. ساوادا93 و همکاران (1995) مشاهده کردند که سطح برگ نقش مهمی در تولید دانه در رقمهای متفاوت ذرت داشت و یک همبستگی بین سطح برگ و وزن خشک گیاه پیدا کردند (ساتا94 و همکاران، 1997). سینهاروی95 و همکاران (1996) در مطالعه‌ای روی کنجد گزارش کردند که کاربرد 30 و 60 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دو شکل اوره و نیترات آمونیوم ارتفاع گیاه و تعداد شاخههای اولیه در هر بوته را افزایش داد.
2-4- تأثیر نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد
نیتروژن یکی از عوامل محیطی اساسی در کنترل بیوماس و عملکرد از طریق تأثیر بر روی شاخص سطح برگ (دریافت تشعشع) و ظرفیت فتوسنتزی به ازای واحد سطح برگ می‌باشد (پسرکلی96، 1995). تغییرات در نیتروژن ذخیره، رشد و نمو گیاهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد (مککالوگ97 و همکاران،1994). یوهارت و آندره (a1995) بیان می‌کنند که کمبود نیتروژن نمو فیزیولوژیک مراحل رویشی و زایشی ذرت را به تأخیر می‌اندازد اما سرعت جوانهزنی برگ را کمتر کاهش می‌دهد. ولی به سرعت گسترش برگ و دوام سطح برگ را قویاً کاهش می‌دهد و همچنین باعث کاهش راندمان استفاده از نور خورشید می‌شود.
یوهارت و آندره (b1995) نتیجه گرفتند که کمبود نیتروژن به علت این که شاخص سطح برگ، دوام سطح برگ و نسبت فتوسنتز گیاه زراعی را کاهش می‌دهد و همچنین چون باعث کاهش در گرفتن تابش (نور) و کاهش راندمان استفاده از تابش (نور) می‌شود مقدار مواد پرورده در بلال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یوهارت و آندره (b1995) معتقدند تنش نیتروژن در زمان گلدهی می‌تواند روی خصوصیات کمی ذرت هم اثر بگذارد که این را به مواد پرورده نیتروژن در طول 15 روز قبل تا 15 روز بعد از کاکلدهی نسبت می‌دهند. البته در منابع اطلاعات کمی در مورد مقدار مواد پرورده و نیتروژن قابل دسترس و برهمکنش آنها در ذرت وجود دارد (یوهارت و آندره، b1995). همچنین تیمارهای نیتروژن موجب افزایش قابل ملاحظه در عملکرد دانه، وزن دانه، تعداد دانه و بقیه اجزای عملکرد میگردد. پتانسیل تعداد تخمک ها (دانه ها) در بلال بوسیله کمبود نیتروژن میان 1 تا 8 درصد (ردیف های هر بلال و دانه ها در هر ردیف نمی توانند به طور معنیدار تحت تأثیر قرار بگیرند) کاهش پیدا می کند. اگرچه از دست رفتن دانه در هر بلال به خاطر از بین رفتن در باروری، سقط یا عدم تکامل دانه میان 32 و 38 درصد برای تیمارهای با نیتروژن کافی و میان 38 تا 82 درصد برای تیمارهای با کمبود نیتروژن بود.
اثرات اصلی نیتروژن را می‌توان به افزایش فعالیت متابولیک گیاه، تسریع اغلب فرآیندها و تغییر کل قدرت جذب گیاه نسبت داد (پتر و همکاران، 1373). آدریان98 و بانجورکو99 (1995) نشان دادند که با کارکرد نیتروژن جذب فسفر و پتاسیم در گیاه افزایش یافت.
در پژوهشی که توسط سرژیو و آندره صورت گرفته بود تأثیر کمبود نیتروژن بر رشد، نمو، تسهیم ماده خشک و تشکیل بذر در ذرت بررسی و مشخص شد که کمبود نیتروژن نمو فنولوژیکی مراحل رویشی و زایشی را با تأخیر مواجه نمود و سرعت ظهور برگ به صورت جزئی ولی سرعت گسترش توسعه برگ و دوام سطح برگ به شدت کاهش یافت. کمبود نیتروژن با کاهش دریافت انرژی تابشی و کارایی مصرف انرژی منجر به کاهش نسبت ماده خشک بلال به کل ماده خشک تولیدی در زمان برداشت به دلیل افت سرعت رشد گیاه زراعی در زمان گلدهی گردید. تسهیم مادهی خشک به مقصدهای زایشی در زمان گلدهی نیز در اثر کمبود نیتروژن کاهش یافته بود. ارتباطهای معنیداری بین تعداد بذر و میزان نیتروژن تجمع یافته یا سرعت رشد گیاه زراعی در زمان گلدهی از طریق تعیین توابع خطی و منحنی شکل که در آن میزان عملکرد بذر و تعداد بذر از نقطه بالاتر از حد آستانه افزایش نیافته بود به دست آمد (یوهارت و آندره، 1991; یوهارت و آندره، a1995).
پژوهشی که توسط مینزر و زو (1998) روی هشت گونه نیشکر انجام گرفت بیان میدارد که کمبود نیتروژن کارایی سیستم تمرکز دهنده دیاکسیدکربن را در گونههای C4 کاهش میدهد و به طبع عملکرد کوانتومی نیز کاهش می یابد.
مقدار کود نیتروژن مورد نیاز گیاهان جهت نیل به عملکرد‌های بهینه با توجه به نوع محصول، خاک، اقلیم، شرایط زراعی و سن فیزیولوژیک گیاه مشخص می‌گردد. نیاز و زمان مصرف نیتروژن برای گیاهان مختلف متفاوت است. با این وجود توصیه‌های کودی بر پایه اندازه و برداشت نیتروژن به وسیله محصول مقدار مواد غذایی مورد نظر در خاک در طول زمان رشد گیاه امکان‌پذیر بوده، لیکن در عمل از طریق انجام بررسیهای کودی در مزرعه قابل دسترس خواهد بود (مکلوتی و همائی، 1373). از زمان ظهور گل نر تا کاکلدهی هر گونه تنش محیطی مانند کمبود عناصر غذایی، کمبود آب و کمبود نور می‌تواند کاکلدهی را به تأخیر بیندازد و تشکیل یکنواخت دانه‌های ذرت را بر اثر نبودن گرده‌های زنده مختل سازد. در صورتی که تنشهای محیطی شدید باشد امکان دارد که به طور کلی دانه‌ای در سطح بلال تشکیل نشود. کمبود نیتروژن در حالی که ارتفاع گیاه حدود 20 سانتی متر است، باعث کاهش تعداد دانه در بلال در ردیفها و در نتیجه باعث کاهش عملکرد میگردد (کاظمیاربط، 1374).
یوهارت و آندره (b1995) گزارش کردند اختلاف در تعداد دانه‌های بلال می‌تواند بیشتر با تغییرات در دانهنشینی (باروری دانه و یا سقط دانه) ارتباط داشته باشند، که بیشتر این تغییرات در تعداد آغازههای سنبلکهای بلال است. همچنین در مورد حساسیت دانه‌های بلال در قسمتهای مختلف گزارش کردند که تعداد دانه در بالای بلال نسبتاً به کاهش نور، کمبود نیتروژن، خشکی و تراکم جمعیت بالا و تأخیر در تاریخ کاشت غیرحساس هست.
نسبت رشد گیاه زراعی ذرت در طول یک زمان 30 روز زمانی که براکته‌های کاکل پدیدار می‌شوند به مقدار زیاد با تعداد و عملکرد دانه در ارتباط هست. پس کل ماده خشک بالای زمین در حین گلدهی، ماده خشک بلال در حال گلدهی و جریان مواد پرورده به بلال در حال گلدهی برای پیشگویی تعداد دانه و عملکرد دانه استفاده می‌شود که البته بعضی از این پیشگویی‌ها می‌تواند به پاسخگویی گیاهان زراعی به نیتروژن قابل دسترس کمک کند (یوهارت و آندره، a1995).
کمبود نیتروژن،‌ عملکرد را کاهش می‌دهد زیرا کاهش عملکرد هم از طریق کاهش تعداد دانه و هم وزن دانه می‌باشد. در تیمارهای کمبود نیتروژن عملکرد دانه و تعداد دانه به طور معنی‌داری کاهش پیدا کرد. علت از بین رفتن دانه‌ها ممکن است عدم باروری یا افزایش سقط و یا عدم تکامل آن باشد (یوهارت و آندره، b1995).
یوهارت و آندره ( a,b1995) گزارش کردند که مواد پرورده و نیتروژن ذخیره شده در طول دوره گلدهی تعیین کننده دانهنشینی در ذرت است. کمبود نیتروژن تعداد دانهنشینی را تنها از طریق مواد پرورده کربن تحت تأثیر قرار می‌دهد. اما اثرات مستقیم کمبود نیتروژن بر روی تعداد دانهنشینی هنوز کشف نشده است. همچنین گزارش کردند که کمبود نیتروژن عملکرد دانه را کم می کند زیرا کمبود نیتروژن هم تعداد دانه و هم وزن دانه را کاهش می دهد. در اثر کمبود نیتروژن وزن دانه 25-9 درصد و عملکرد دانه بین 140-8 درصد نسبت به گیاهان شاهد کاهش پیدا کردند.
مواد غذایی جهت تولید عملکرد مناسب در گیاهان زراعی ضروری می‌باشد. آدریان و بانجورکو (1995) نشان دادند که با کاربرد 50 و 100 کیلوگرم اوره در هکتار حداکثر عملکرد دانه ذرت به دست آمده است. ایکه100 و همکاران (1998) پنج رقم ذرت را تحت چهار تیمار کود نیتروژن قرار دادند و مشاهده کردند که با افزایش تیمار کودی عملکرد دانه و وزن دانه برای همه واریته‌ها افزایش پیدا کرد.
2-5- تأثیر نیتروژن بر شاخص برداشت و راندمان استفاده از آب
شاخص برداشت نسبت عملکرد اقتصادی (دانه) به وزن خشک کل اندام هوایی در زمان رسیدن است که بستگی به میزان کل ماده خشک گیاه در زمان قبل و بعد از گردهافشانی و حرکت مواد پرورده مربوط به قبل از گردهافشانی به دانه دارد (لدلو101 و همکاران، 1990).
راندمان مصرف آب نیز به صورت ماده خشک تولید شده (عملکرد اقتصادی) به ازای هر واحد آب مصرف شده تعریف می‌شود (روچت102 و همکاران، 1996). در واقع شیب رابطه خطی بین تولید ماده خشک و میزان آب مورد استفاده است (بویر103، 1996). تییر و پیت (1372) بیان نمودند ذرتی که خوب کود داده شده باشد آب را به طور مؤثرتری استفاده می‌کند زیرا از ریشه‌های عمیق‌تر آب بیشتری جذب می‌کند و ریشه‌ها تا حدودی ظرفیت بیشتری برای جذب آب از خلل و فرج کوچکتر و غشاء آلی که ذرات خاک را احاطه کرده‌اند دارند. مصرف عناصر غذایی کافی به خصوص نیتروژن باعث می شود سیستم‌های ریشه‌ای عمیق‌تر و وسیع‌تری در طی رشد تولید شود چون بهره‌برداری از آب رابطه نزدیکی با رشد ریشه دارد، تغذیه گیاه در شرایطی که رطوبت خاک کمتر از حد مطلوب است اثر

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه با موضوعطلاق، نکاح و طلاق، عقد وکالت
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید