مهارت نویسندگی کارآفرینان

خوب صحبت کردن، شما رو محبوب و داستانِ خوب نوشتن از شما فردی قابل احترام می سازه.

“تفکر” بخشی از وجود غیرقابل رد انسانه. اما چون نامرئی ان، سخت هم میشه اونا رو بهتر کرد. مگه با نوشتن!

بعد می بینین که تصویری از ذهن خود رو روی کاغذ پیاده کردین که مقابل چشماتون قرار گرفته. با اعمال تغییرات روی اون برگه، می تونین بطور غیرمستقیم ذهن خود رو هم دچار تغییراتی بکنین.

نوشتن به شما اجازه میده تا به افکارتون مسلط باشین و اونا رو کنترل کنین. هر کسی که به نوشتن عادت داشته باشه توانایی یادگیری “تفکر بهتر” رو هم داره و این موضوع هیچ ارتباطی با سطح آی کیوی شما نداره. اما کارآفرینان معمولاً از انجام این کار (نوشتن) دوری می کنن. فکر می کنن که هوش اونا از روش ژنتیک بدست اومده و هیچ تلاشی واسه هوشمندتر شدن هم انجام نمی دن.

با یک قلم و دفتر یادداشت، تنها محدودیتا واسه ذهن تون، تلاش و تداومه.

نوشتن پالوده تفکره

واسه اینکه نویسنده بهتری شید لازمه متفکر هوشمندتری گردید. هر واژه ای که استفاده می کنین باید بطور هوشمندانه با کلمات بعدی در رابطه باشه، دقیقاً مثل هر جمله و هر پاراگراف که باید همین ویژگی رو داشته باشن، در غیر اینصورت خواننده رو از دست میدید.

حاصلِ دسترنج شما هرچه که باشه (یک مقاله، خاطره، پروپوزال، داستان و …) چیزی بالاتر از زنجیره ای افکار جلا داده شده که قصد رسوندن مفاهیمی رو داره نیس!

اگه افکارتون تیره باشه، نوشته شمام تیره می شه. موضوع ارتباطش رو با افعال جمله از دست داده و درگیر قیدهای اضافی می شه. می بینین که راه و جهت دلخواه رو در متن خود گم کردین. کنترل از دست شما بیرون می شه و مقصر همه اینا افکار شماس. همه چیز برمیگرده به طرف افکار شما! دقیقاً مثل کار و کاسبی تون. با بدست گرفتن یک قلم و کاغذ و مقاومت، می تونین بیاموزید که چیجوری ذهن خود رو تصفیه کنین.

پس از گذشت یه هفته، می بینین که متون شما شفافیت و تمیزی خاصی رو به دست میاره. گذشت یه ماه هم، مطالب شما رو هوشمندتر کرده و به شما کنترل بیش تری در در پیش گرفتن کردن تصمیمات کار و کاسبی تون میده. با گذشت یه سال، با بخشی از هوش خود آشنا میشید که هیچوقت فکر نمی کردین همچین چیزی دارین!

، لازمه که نیم ساعت از برنامه های هر روز هفته خود رو واسه نوشتن خالی کنین. بعد مراحل زیر رو دنبال کنین تا به سطح بالاتری از تفکر برسین که در آخر باعث پولدار تر شدن هم می شه. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

۱- از چیزی که قصد بیان اونو دارین آشنایی

اگه درباره چیزی که قصد نوشتن اونو دارین خوب و به روشنی و وضوح آگاه نیستین مخاطبان خود رو -کارکنان، سرمایه گذاران، مشتریان- در تاریکی و نادانی آزاد می کنن. پس زمانی رو صرف کنین تا اول تو ذهن خود به حالت وضوح برسونین بعد به قلم درآرین. هدف خود رو از نوشتن خوب تعریف کنین. بعد اولین خط خود رو به شکلی بنویسین که هدف تون از نوشتن در پشت اون متن، احساس شه.

۲- جاری شید

تقریباً بیش تر نویسندگی در مرحله دوم نوشتن خودشو نشون میده.نوشته اول شما معمولاً یک پیشنویس هستش که نیاز به اصلاحات و ویرایشایی رو می خواد. پس احتیاجی به نگرانی نیس! هر چیزی که تو ذهن تون حرکت می کنه رو به قلم بیارین. با هر بار نوشتن، می تونین نوشته خود رو کامل تر کنین. به گفته James A. Michener که نویسنده ی بیشتر از ۴۰ کتابه: “من نویسنده ی خوبی نیستم، اما ویرایشگر ماهری هستم.” نیس که خوب بنویسین یا بد، مرحله دوم کار، لیاقت شما رو نشون میده و خوب یا بد بودنِ اونو تعیین می کنه. پس، بدون هیچ ترسی، شروع به نوشتن کنین.

۳- متمرکز شید

بله همونطور که گفته شد باید افکار ذهن خود رو روی کاغذ جاری سازید اما این وسط، تمرکز رو از یاد نبرین. اگه راه مشخصی رو پیش نرید و از فراز و نشیبایی در این فاصله برخوردار باشین نمی تونی که پالوده ی خوبی رو بسازین. پس به هنگام نوشتن تمرکز خود رو متمرکز کنین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ساخت برند و مدیریت دارایی اون – همخوانی برند

اگه احساس کردین که تم اصلی رو گم کردین، نوشتن رو متوقف کرده و به نقطه ای برگردین که تمرکزتون از دست رفته. به تعادلی از دو حرکت می رسه. – جاری شید؛ برگردین و اصلاح کنین- هرچه به ذهن تون میاد رو جاری سازید، برگردین و اصلاح کنین.

۴- موضوع خود رو دنبال کنین

مردم داستان-محورند. ما به حرکت، رفتارها، درام، تاثیرات و احساسات علاقه داریم؛ اما همه این ذرات از دست می رن اگه موضوع از افعال دور شه. پس اگه می خواین با مخاطبان خود در رابطه بمونین تلاش کنین بازیگران و رفتارها رو هم در رابطه باهم حفظ کنین. مثلا؛ جمله زیر رو درنظر بگیرین:

” من در حال نوشتن این جمله هستم.”

شما میدونید که درباره چی صحبت می کنم و واسه مورد بعدی که قصد گفتنش رو دارم آماده اید. اما ببینین چه اتفاقی می افتاد وقتی من موضوع رو از آن چیزی که انتظار میره جدا می کنم:

“من می نویسم؛ خیلی قشنگ، خیلی متفکرانه، بسیار هوشمندانه و با فصاحت زیاد، این جمله می تونه مخاطبان منو به طراحی جمله راهنمایی کنه.”

خواننده، زمانی واسه خوندن ادامه جمله نداره چون در بین قیدهای زیادی سرگردان مونده که اونو از ادامه دادن بازمی داره. اولین جمله “من در حال نوشتن این جمله هستم” کاملً گم شد و همه چیز رو واسه خوندن سخت تر کرد.

بین موضوع اصلی و بقیه بخشای نوشته خود، رابطه برقرار کنین تا خواننده احتیاجی به انجام عملیات پیچیده ی ذهنی واسه فهمیدن نوشته شما نداشته باشه.

۵- از افعال قوی استفاده کنین

انتخاب اسامی قوی و افعال قوی باعث می شه تا خواننده بهتر نوشته شما رو احساس کنه. قیدها رو از نوشته خود کم کنین. از کلمات ساده استفاده کنین. مثلاً جمله “کشتی غرق شد.” از سه کلمه تشکیل شده که باعث می شه خواننده خیلی سریع و راحت به معنی پی ببره. اما جمله “کشتی ً به زیر آب رفته و غرق شده.” که از جملات بیش تر استفاده کرده احتمال گیج شدن خواننده رو هم زیاد می کنه چون کل جمله، همون معنی جمله اول رو داره؛ تنها تفاوتش افزایش کلماته که باعث آزار می شه. نیاز نیس خیلی عمیق فکر کنین، فقط فکر کنین. به سرعت ننویسین. تا حدممکن از کلمات کم تر واسه توضیح چیزها استفاده کنین. اینا قدرت و شفافیت شما رو نشون میدن و شما رو به طرف تفکر بهتر هدایت می کنن.

۶- عبارتای بی ارزش رو حذف کنین

شما باید در هر کدوم از خطوطی که می نویسید مبتکر و منبع باشین. بعضی وقتا از عبارت “روزی از روزها” استفاده می کنیم و فکر می کنیم خیلی خلاق هستیم. در حالیکه این فقط استفاده از عبارتی ست که چند سال قبل، به وسیله فرد دیگری واسه محبوب شدن استفاده شده. از ذهن خودتون واسه بیان افکارتون استفاده کنین.

به هنگام اعمال مرحله دوم (ویرایش) هر نوع از این عبارت رو که دیدید حذف کنین. بعد فکر کنین و ببینین که در بین واژگان خودتون چه کلماتی واسه بیان اون افکار هست.

۷- از ساختار موازی استفاده کنین

واسه یک رابطه موثر لازم ست. ابراهام لینکلن، مارتین لوترکینگ از اینجور ساختاری استفاده می کردن:

“… و این دولتِ مردم، به وسیله مردم و واسه مردمه …”

” بذارین همه ملیتا بدونن، چه حالِ ما رو خوب کنه، چه مریض! واسه هر قیمتی انجام میدیم، سنگینی هر مسئولیتی رو متحمل میشیم، با هر سختی مقابله می کنیم، هر دوستی رو حمایت می کنیم، در مقابل دشمن مقاومت کرده و جون سالم به در می بریم و به آزادی دست پیدا می کنیم.”

ببینین این افراد مشهور چیجوری ایده های مشابه رو با کلمات مشابه در کنارهم می چینند. قدرت هر کدوم از تک تک جملات رو احساس کنین. دقت کنین چیجوری عبارتای “به وسیله مردم، واسه مردم” تو ذهن تون حفظ می شن.

اگه کسب و کاری رو سازماندهی می کنین، “فکر کردن” تموم خورد و خوراک شما باید باشه.پس از امروز تلاش کنین بهتر فکر کنین. “نوشتن” رو به یکی از عادتای خود تبدیل کنین.

 

[تعداد: ۸    میانگین: ۳.۶/۵]

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید