کشف امید

با اینکه ایده امید از زمان شروع خلقت آدمی وجود داشته، اما بررسی علمی اون در زندگی آدم قدمتی کوتاه داره و زمان بچگی خود رو می ذارن. آسونترین راه واسه شناخت ارزش و اهمیت هر چیزی در زندگی آدم، بررسی و بررسی آثار و کارکردهای اینه. اهمیت امید در زندگی آدم چنانه که قرآن کریم در آیات زیاد به طرح امید واسه آدم می پردازه. مثلا، در سوره یونس اشاره میکنه که «امید به آینده برتر در این دنیا و آخرته که موجب می شه تا آدما باورها و عکس العملای خود رو اصلاح کنه و به اصلاح و بهتر ساختن کارا و رفتار خود بپردازد» (آیات 8-7). یا در سوره بقره اشاره شده که «امیده که آدم رو به طرف کار یا عملی می بره امید به پاسخگویی از طرف خدا دلیل و انگیزه دعا و طلب از اونه» (آیه 186).

یا اونجا که بحث از موفقیته در سوره یوسف (آیه 87) می فرماید «اگه آدم امیدی به رسیدن نداشته باشه هیچوقت تلاشی نمیکنه و تلاشی واسه برطرف کردن و برداشتن مشکلات از خود نشون نمی ده» (منصوری، 1387). از این آیات میشه برداشت کرد که روحیه شخص با «امید رسیدن به هدف» تقویت می شه و در برابر سختیا عکس العمل مثبت از خود نشون میده. این به اون معنا نیس که یقیناً به هدفش می رسه بلکه فقط امیدواره که به اون برسه. در افسانهای یونان قدیم این اسطوره دیده میشه که زئوس ـ خدای خدایان ـ از پرومتوس ـ الهه مرگ ـ به خاطر دزدیدن آتیش ـ پرومته ـ از خدایان سخت برآشفت. واسه گرفتن انتقام، خدایان پاندورا رو که زیبای خیره کننده ای داشت، آفریدند که به زمین مبوط کنه تا داداش پرومتوس رو وسوسه کنه. اون با خود جعبه ای حمل می کرد که خدایان به اون اخطار دادن که هیچوقت اون رو باز نکنه. زئوس، که آشکارا شکل ابتدایی روان شناسی برعکس رو اعمال می کنه، می دونست که پاندورا توان مقاومت در برابر این وسوسه رو نداره که نگاهی دزدا به این صندوقچه گنج نیندازد (اسنایدر، 1996). به محض اینکه اون صندوقچه رو گشود همه مصیبتا (قولنج، نقرس، درد مفاصل، غبطه، کینه و انتقام) در زمین پخش شدن، تنها چیزی که در صندوقچه موند «امید» بود (اسنایدر، 2002).

در متون دینی ما هم وقتی آدم به دلیل عصیان از فرمون خدا و خوردن میوه ممنوعه به وسوسه شیطان، به زمین رانده شد، خدا به اون وعده ـ امید ـ بهشت داد. فرهنگ کلمه و بستر امید رو «تمایل به تکمیل چیز باارزش با احتمال واقعی تحقق همراه با موندگاری انتظار اتفاق اون» تعریف می کنه. در فرهنگ نامه رندم هاوس هم امید به شکل «انتظار مثبت فعال و همیشگی واسه تعقیب در جهت یه لیاقت مطلوب مناسب» تعریف شده. در طول دهه 1950 تا 1960 روان پزشکان و روان شناسا، امید رو با عنوان کلی «انتظار مثبت واسه دست پیدا کردن به هدف، مطالعه می کردن» (مینجر و استاتلند، 1969). این دیدگاه امید رو به عنوان یه سازه تک بعدی، شامل این انتظار که اهداف می تونن محقق شن، توضیح میده. نظریه پردازان، در کل تعاریف عملیاتی از امید ارائه کردن (اسنایدر و همکاران، 2006). جنبه های عالی تعریف عملیاتی از امید به مبانی نظری برمی گردن. کلا محققان به دو دسته: مدافعان امید به عنوان شناخت و مدافعان امید به عنوان عاطفه تقسیم می شن.

در سراسر ادبیات پژوهشی، امید به ویژه به شکل میل و تمایل قوی نسبت به نتیجه های هدف مطلوب تشریح شده، امید بعضی نتیجه های غیر قطعی رو شامل میشه که به ویژه با مسئله «اهمیت» ربط داره و نیازمند حرکت در جهت یافته های مطلوبه که باید واسه زمان طولانی حفظ شن و تو یه چارچوب زمانی رو به آینده قرار گیرند. انگار مثبت اصلی درباره امید اینه که امید چیزی واقعیه؟ خیلی از آدما امید رو آفت و مایه عذاب می دونن و اون رو یه جور وهم و خیال تصور می کنن و کلا مبنای واقعی واسه اون قایل نیستن. از نظر اونا امید ساختاریه که در بهترین شکل اون، «بنیاد غیر منطقی داره» و در بدترین حالت اون «وجود نداره».

فرانسیس بیکن اخطار میده که امید صبحونه خوب و شام بدیه. مارکوس فیبوس کوئنتیایانوس باور داره که امیدهای واهی بیشتر مثل خوابای افراد پس از بیداری یا سرابه که در وهم و خیال امید زیاده روی می کنن. بنیامین فرانکلین روز ولت میگه که کسی که با امید زندگی می کنه، از امساک خواهد مرد. یا ادگارواتسون هوو اعلام میکنه که امید بین مردگان هست اما بسیاری اون رو باور دارن (اسنایدر، 2002).

این گفته قدیمی که هر جا اراده باشه، راه بازه، این روزا فقط تا حدودی درسته (لوتاس وجنس، 2006). به نظر تیلیچ امید واسه افراد احمق، آسون و واسه افراد عاقل سخته. هر کسی می تونه امید واهی (تمنا) داشته باشه اما امید واقعی بسیار نادر و بزرگه (فرانکن، ترجمه شمس اسفندآباد، محمودی و امامی پور، 1384). مطمئناً امید واهی امید مناسبی نیس اما حتی اونم بعضی وقتا می تونه نتیجه های مثبتی داشته باشه (اسنایدر 2002). استاتلند (1969) امید رو یه جور تصور احتمال رسیدن به هدف تعریف می کنه که بیشتر از صفره. نون (1996) امید رو تمایل کلی به ساختن آینده و جواب مثبت به آینده درک شده می دونه.

میلجز (1982) باور داشت که امید شامل نگرشای مثبته. مک انیس و چان (2006) میگن که امید واژه ای عام در زبون روزمره س. شیمانوف (1984) در نتیجه تحقیق هاش فهمید که در مکالمات روزمره، امید یکی از عادی ترین هیجان هاست. همونجوریکه از این نقل قولا میشه دید، این نوع امید می تونه فوق العاده خطرناک باشه و دارای قدرت بی حدیه که ما رو می فریبد اما این یه وهم پر گزنده.

ساموئل کولریچ، در اثر خود به نام «کار بدون امید» نوشت که «امید بدون ابژه ـ هدف ـ نمی توند زنده بمونه» این باور ساده یعنی گره زدن امید به یه هدف عینی نقطه شروعی رو واسه امید جرقه زده. به نظر ایشون طرز فکر ما واسه رسیدن به این اهداف کلید درک امیده. قصه پاندورا هدیه ای بسیار باارزش به آدم ارزانی داشته که به درستی امیدمداره که از جعبه پاندورا بیرون پرید (اسنایدر، 1996).

بروینکس و ماله (2005؛ به نقل از مک اینس و چان، 2006) نشون دادن که بیشتر مردم امید رو به عنوان یه هیجان توضیح می کنن. انگار امید، هیجانی سطح بالاتر از هیجانای ترس، خشم، یا عشقه چون در موجودات غیر انسانی وجود نداره. پایرو (1994؛ به نقل از مک انیس و چان، 2006) به امید به عنوان هیجانی نگاه میکنه که وقتی روی میده که کسی انتظار چیزی رو داره که خوبه، و تموم انتظار شخص رو نشون میده. ارنست بلاچ، فیلسوف، (1986؛ به نقل از مک انیس وچان، 2006) در کتابش به نام «اصول امید» مدعیه که امید هیجانی قابل آموزشه پس، امید رو میشه دارای انواعی دونست.

امید و شکل های جور واجور اون

امید به یه اعتبار دارای دو جنبه مثبت و منفیه. مثلا، در اسلام واژه «رجاء» به معنی امیدی که دست یافتنیه (امید واقعی) و «تمنا» به معنی امیدی که دست نیافتنیه (امید واهی) اشاره داره. در قرآن کریم، رجاء فکر یا پنداریه که اقتصادی رسیدن به شادی در اینه. مثلا، در سوره نساء آیه 104 می فرماید: شما به خدا امید دارین و اونا ندارن. یا در تفسیر المیزان رجاء به معنی امیدواری و مظنه رسیدن به چیزیه که باعث شادی باشه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ایا جز کسائی هستین که از سلامت روان دارن؟

مطالعه آیات الهی حاکیه که رجاء یا امید واقعی به معنی 1- امیدواری به رحمت الهی، مثلا، مؤمنین کسائی ان که به رحمت خدایشان امیدوارن (سوره بقره، آیه 208)؛ 2- مطلق باور به خدا (مثلا، در سوره نوح آیه 13 می فرماید، شما رو چه می شه که واسه خدا عظمتی قائل نیستین)؛ و 3- تأخیره (مثلا، در سوره توبه آیه 106: «بعضیا دیگه کاراشون به خدا محول شده») (منصوری، 1387).

از اونجا که در فرهنگ بیشتر واژه هایی مثل خوش خیال، خوش باور، خوش بین، یا امیدوار به مراتب و درجات امید اشاره دارن که طیفی از تفکر امیدوارانه رو از دست کم تا بیشترین حد دربرمی گیرند؛ واسه روشن شدن وجود و حدود امید، به فرق اون با مفاهیم و جدا اونا از معنی پرداخته می شه.

 

 

 

امید و خوش بینی

محققان مطالعه روی خوش بینی رو به عنوان یه سازه روان شناختی در قرن بیستم شروع کردن (میلیگان، 2003). خوش بینی برابر کلمه لاتین به معنی بهترینه. تیگر (1979) خوش بینی رو خلق یا نگاه می دونه که با در نظر گرفتن انتظار فرد و جامعه همراهه؛ یعنی فرد چیزی که مطلوب اجتماعه رو نسبت به اون چه واسه خود به درد بخور می دونه در نظر میگیره. با در نظر گرفتن این تعریف میشه برداشت کرد که خوش بینی مفهومی عینی یا واحد نیس و با مضامین اون مشخص می شه. چون در مورد هر فرد چیزی که به عنوان خوش بینی در نظر گرفته می شه به چیزایی که واسه اون مطلوب و خواستنیه، بستگی داره (پترسون، 2000).

نویسندگانی چون سوفوکلس و نیچه به فکر بودن خوش بینی موجب موندگاری رنج انسانه و مواجه شدن با واقعیت تلخ بهتره. این دیدگاه منفی نسبت به تفکر مثبت در آثار فروید هم دیده میشه. به نظر فروید (1928) خوش بینی یه تیکه از طبیعت انسانه اما فقطً از اختلاف بیت غرایز و مراحل اجتماعی شدن ناشی شده. فروید خوش بینی رو پدیده ای گسترده اما غیر واقعی می دونه و عقیده داره که به ویژه وقتی در قلمرو باورهای مذهبی مربوط به آخرت تبیین می شه به ایجاد تمدن کمک می کنه، با اینحال هزینه اون رد وجود ذاتی و در نتیجه رد واقعیته. هرچند خوش بینی و امید انگار هم معنا، اسنایدر (2000) تمایزی رو بین این دو ساخت برحسب تعریف و رابطه با بقیه متغیرها خاطر نشون کرد (بارل، 2002).

کارل مینجر (1975) هم معنی بودن این دو معنی رو باور نداشته، میگه خوش بینی همیشه با حقیقت مقداری فاصله داره و فرد خوش بین بر اهمیت «من» تأکید داره. فرق اصلی در مدلای خوش بینی و امید، تأکیدهای قبلی بر مفید بودن فرد در تفکر معطوف به هدفه. در حالی که تأکیدهای بعدی به شرکت داشتن دوطرفه مفید بودن و راهکارهای معطوف به هدفه (میلیگان، 2003). دو بعد خوش بین، انتظار و مفید بودن، در تحقیقات اسنایدر (1996) راجبه امید ترکیب شدن. در این مدل، امید به عنوان انتظار فرد واسه موفقیت در رسیدن به هدف تعریف شده. طبق دیدگاه اسنایدر انتظارات معطوف به هدف از دو عنصر تشکیل شده: 1- افکاری که فرد درباره توانایی جلو بردن راهکارهای رسیدن به اهداف داره و 2- حس مفید بودن در مورد رسیدن به اهداف (پترسون، 2000).

تایلر (1979) خوش بینی رو روحیه یا نگرشی تعریف می کنه که با توقع درباره آیند. اجتماعی یا مادی ربط داره؛ آینده ای که فرد آزمایش کننده از نظر اجتماعی به دلیل منافع یا لذتی که براش داره، مطلوب تلقی می کنه. طبق این تعریف، خوش بینی در بعد یکی با هدف امید سهیمه، خوش بینی با امید از این نظر که هر دو مفاهیمی معطوف به آینده ان وجه اشتراک داره (گیلهام و همکاران، 2001).

اسنایدر (2000) عقیده داره که افراد خوش بین هرچند فکر می کنند چیزای مثبتی واسه اونا اتفاق می افته اما حتماً برنامه ریزی روشنی واسه رسیدن به چیزی که میخوان، ندارن و اونقدر که با مشکلاتی برخورد کنن که زندگی بالاجبار سر راه آدمی قرار میده، ممکنه احساس کنن که گیر افتادن یا شکست خورده شن. اما افراد پرامید دارای هدف، قدرت اراده راهیابی واسه رسیدن به هدف دار و معمولاً مشکلات رو تشخیص میدن. فرق بین امید و خوش بینی رو میشه در این کلام گوهربار علی (علیه السلام) دید که می فرمایند: از کسائی مباش که بدون عمل، امید به آینده داشته باشی (منصوری، 1387).

برنامه-ریزی

امید و الگوی رفتاری تیپ A

مشخصه افراد تیپ A مسئولیت پذیری زیاد و سفت و سخت، بودن درمنیق وقت و هدف مداریه و به خاطر همین معمولاً واسه رسیدن به هدف حرص و جوش می خورن و عجول ان. با اینکه این افراد ممکنه به چیزایی برسن اما اهداف اونا بیشتر خوب عمل میکنن.

آخرسر، افراد تیپ A احساس می کنن که بقیه قدر اونا رو نمی دونن. دلیل این باور، حملات تکراری کرونر قلبی در مقایسه با افراد تیپ B هستش. اما آدما به طور کاملً امیدوار از پایهً اهل دعوا نیستن و تمایل دارن روابط اجتماعی خوبی داشته باشن. اونا می تونن با خود مزاح کنن و در مقابل مشکلات، روحیه خوشحال خود رو حفظ کنن و احساس کنن که گیر افتادن.

امید، هیجان و عزت نفس نیس

طبق گفته اسنایدر (2002) با اینکه عزت نقس محتمل ترین گزینه واسه واکسینه شدن اجتماعیه یعنی چیزی که به ما قدرت میده مسئولانه زندگی کنیم و ما رو از آسیبای اجتماعی محفوظ می داره اما، عزت نفس پاداش طبیعی مورد استقبال واسه وقتیه که ما موفقیتی به دست میاریم یعنی پس از موفقیت بدست میاد اما امید قبل از رسیدن به هدف وارد عمل می شه. پس پایه عزت نفس، امید رسیدن به هدفه.

امید، هوش و موفقیت

امید یه جور طرز فکر آموختنی درباره خود در مورد اهدافه و یه نعمت ارثی نیس. اما هوش مبنای ارثی داره. هر چند که تصور بر اینه که امید از پایهً بر سابقه موقعیت فرد مبتنی باشه، اما به نظر اسنایدر و همکارانش امید فقطً با توانایی هوشی یا سابقه موفقیت هم معنی نیس، بلکه بالاتر از اوناس. یعنی امید زیاد ممکنه افراد رو همراه موفقیت در رسیدن به اهدافشون کنه اما هوش زیاد یا سابقه موفقیت فقط به افراد فرصت و فرصت میده (اسنایدر).

امید و خودکارآمدی

این فرض نظریه خودکارآمدی بندورا (1982) که «نتیجه ای که معطوف به هدف باشه ارزش کافی رو واسه جلب توجه فرد داره» با نظریه امید شبیهه. همین طور، این باور بندورا که پردازش شناختی بر اهداف وابسته به موقعیت تمرکزه، با نظریه امید تو یه ردیف قرار میگیره؛ اما با نظریه امید که دارای افکار هدف مدار، منطقی و موقعیتیه، فرق داره.

پس، تفکر پایورانه یا افکار خودکارآمد موقعیتی کلید مدل بندوراه، در حالی که در نظریه امید، هم بر تفکر پایورو هم بر تفکر رهیاب تأکید می شه (اسنایدر، 2002).

 

دسته‌ها: بهترین