مفهوم واکنش هیجانی و تنظیم هیجانی

واکنش هیجانی اشاره به برانگیختگی رفتار، غدد درون ریز، پاسخ دهی سیستم عصبی مرکزی و خودکار به تغییرات در محیط دارد که برای اهداف و سلامت فرد اهمیت دارد( تامپسون، 1994). به عبارت دیگر واکنش هیجانی اشاره دارد به شدت و آستانه پاسخدهی هیجانی منفی و مثبت که افراد گرایش دارند، تجربه کنند( آیزنبرگ و فابس[1]، 1992؛ به نقل از آرنولد[2]، 2011). برای مثال کودکی با سطوح بالای واکنش هیجانی به احتمال بیشتری سطوح شدیدی از هیجانات منفی را هنگام تعارض با دوستش و سطوح شدیدی از هیجان مثبت را هنگام بازی با دوستش تجربه می کند و یا اینکه هر دو را تجربه می کند( آرنولد و همکاران، 2011).

گراس و تامپسون( 2007)، می گویند: دیدگاه های کارکرد گرایی معاصر بر نقش های مهم هیجان تأکید دارند، به طوری که هیجان ها پاسخ های رفتاری را آماده می کنند، تصمیم گیری را موجب می شوند، باعث برآورد حافظه برای رویدادهای مهم می شوند و تعاملات بین فردی را تسهیل می کنند. در واقع هیجان ها همانطور که آسیب زا هستند، می توانند کمک کننده باشند. از طرفی پاسخ های هیجانی نامناسب بر چندین شکل از آسیب شناسی روانی و مشکلات اجتماعی دلالت دارند و به وضوح مقدار زیادی به توانایی ما در تنظیم موفق هیجان ها مربوط می شوند.

گراس و تامپسون( 2007)، می گویند: تحقیقات عصر حاضر درباره ی تنظیم هیجان در مطالعه مکانیسم های دفاعی( فروید، 1959)، استرس روانشناختی و کنارآمدن( لازاروس، 1966)، نظریه دلبستگی( بالبی،1969)نظریه هیجان ریشه دارد. تنظیم هیجان ابتدا به عنوان ساختاری متمایز در ادبیات استفاده شد، سپس متعاقباً در ادبیات بزرگسالان استفاده شد. طبق نظر تامپسون( 2007)، فرایندهای تنظیم هیجان ممکن است خودکار یا کنترل شده، هوشیار یا ناهشیار باشند.از آنجایی که هیجان فرایندی چند عنصری است که در طول زمان آشکار می شود. تنظیم هیجان شامل تغییراتی در پویایی های هیجان می شود یا شامل تغییراتی در دوره نهفتگی، مقدار و طول مدت هیجان می شود و پاسخ هایی را در رفتار، تجربه یا جنبه های فیزیولوژیکی تعدیل می کند. تنظیم هیجان بسته به اهداف  فرد می تواند هیجان را تعدیل، تشدید یا حفظ کند. همچنین تنظیم هیجان می تواند هنگامی که هیجان آشکار می شود، درجه به هم پیوستگی عناصر پاسخ هیجان را تغییر دهد. مانند زمانی که در غیاب رفتار چهره ای، تغییرات زیادی در تجربه هیجانی و پاسخدهی فیزیولوژیکی اتفاق می افتد.

4-4-1-2 هیجان و نظم جویی هیجان

هیجان به انواع گسترده ای از پاسخ ها اطلاق می شود که می تواند از خفیف تا شدید، مثبت تا منفی، عمومی تا خصوصی، کوتاه مدت تا بلند مدت، ابتدایی( واکنش هیجانی ابتدایی) تا ثانوی( تبدیل یک واکنش هیجانی به یک واکنش هیجانی دیگر) تغییر یابند( کرینگ[3]، اسلوان[4]، 2010). هر هیجان شدید چند مؤلفه کلی دارد. یکی از مؤلفه های آن، تجربه شخصی ما از هیجان است. یعنی حیات عاطفی یا احساساتی که با هیجان همراهند. واکنش های جسمانی، دومین مؤلفه هیجان محسوب می شوند. برای مثال، وقت یفردی عصبانی است، ممکن است بدون آنکه بخواهد بدنش بلرزد و یا صدایش را بلند کند. سومین مؤلفه، مجموعه افکار و باورهایی است که با هیجان همراهند و ظاهراً به طور خودکار در ذهن پیدا می شوند. بای مثال، احساس شادی غالباً همراه با اندیشیدن درباره دلایل آن است. چهارمین مؤلفه ی تجربه ی هیجانی، جلوه های چهره است. پنجمین مؤلفه ، واکنش های کلی هیجان هستند. برای مثال، هیجان های منفی ممکن است در فرد دید منفی نسبت به جهان بیافریند. ششمین مؤلفه، پیدایش تمایل به دست زدن به کمالی معین در ارتباط با هیجان است، یعنی سلسله رفتارهایی  که هنگام تجربه هیجانی رخ می دهند مثل خشم، که ممکن است به پرخاشگری منجر شود( لازاروس، 1991).

هیچ یک از این مؤلفه هابه تنهایی گویای حالات هیجانی نیست، بلکه ترکیبی از همه آن هاست که هیجان معینی را به وجود می آورد. علاوه براین هر یک از این مؤلفه ها ممکن است بر دیگر مؤلفه ها اثر بگذارد. نظریه های کارکردی معاصر بر نقش مهمی که هیجان ها در پاسخ دهی رفتاری، تصمیم گیری، ارتقاء حافظه برای رویدادهای مهم و تسهیل تعاملات بین فردی دارند، تأکید می کنند. از سوی دیگر تجارب هیجانی نامناسب می تواند باعث پدیداری اشکال مختلف آسیب روانی( لینهان و بوهان[5]، 2007)، مشکلات اجتماعی( میکولینسر[6]، 2007) و حتی بیماری های جسمانی( ساپلوسکی، 2007) شوند. بنابراین مسائل مهم تحت تأثیر توانایی نظم جویی دقیق هیجان ها می باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   احتمال خروج سونی از بازار گوشی‌های هوشمند تا سال آینده !

نظم جویی هیجان تمامی فرایندهای درونی و بیرونی مسئول نظارت ارزیابی و اصلاح واکنش های هیجانی، به خصوص حالت های شدید و زودگذر آن، به منظور نیل به اهداف فرد را در بر می گیرد و می تواند به طور خودکار یا کنترل شده، هوشیار یا ناهوشیار انجام گیرد( گروس و تامپسون، 2007). این مفهوم گسترده، فرایندها و راهبردهای تنظیمی بی شماری را در بر می گیرد که شامل ابعاد شناختی، جسمانی، اجتماعی و رفتاری می باشد( تامپسون، 1991). مطالعات مختلف نشان داده اند که نظم جویی هیجان بر نحوه تجربه و تجلی هیجان تأثیر می گذارد( گروس، 2007). نظم جویی به گونه ای فزاینده در مدل های آسیب روانی وارد شده است. پژوهش های مختلف نشان داده اند شخصی که قادر به مدیریت پاسخ های هیجانی اش به حوادثروزمره نباشد، دوره های طولانی و سختی از اختلال هایی همچون افسردگی و اضطراب را تجربه می کند( آلداو، تولن و هوکسما، 2010). به علاوه، مدل های اختلال خوردن( پولیوی و هرمان، 2003)و سوء مصرف الکل( گریکن، 2007)، پیشنهاد می کنند افرادی که در نظم جویی هیجان نظم دارند، به منظور فرار از ضعف در مهارت های نظم جویی هیجان به غذا یا الکل روی می آورند. ارتباط بین این ضعف در نظم جویی هیجان، سوء مصرف الکل و اختلال خوردن، توسط حساسیت به پاداش تبدیل می شود. به طور کلی پژوهش ها نشان دهنده این مطلب هستند که حضور راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی هیجان، آسیب رسان تر از عدم حضور نسبی راهبردهای نظم جویی هیجان می باشد( آلداو، تولن و هوکسما، 2010).

5-4-1-2 تفاوت های فردی در نظم جویی هیجان

به دلیل این که نظم جویی هیجان در برگیرنده فرایندهای رشدی نامتجانس است، احتمالاً تفوت های فردی در نظم جویی هیجان به جای محور واحد، در طول ابعاد چندگانه رخ می دهد. برای مثال، احتمالاً افراد در دانش خود درباره نیاز به نظم جویی هیجان در موقعیت های خاص، در آگاهی آن ها درباره راهبردهای جایگزین، در انعطاف پذیری در به کاربستن راهبردهای نظم جویی مختلف و دیگر مؤلفه های کنترل هیجان متفاوت هستند. این که چرا افراد باید در تمام جنبه های نظم جویی هیجان یا در همه موقعیت ها نقص نشان دهند، نیازی به دلیل ندارد، ممکن است الگوهای فردی مهارت، دشواری و جبران حکم فرما باشند. آن چه که نیاز به تعریف روشن دارد، نظم جویی بهینه هیجان است. نظم جویی بهینه هیجان می تواند برای اهداف بالینی یا پژوهشی به عنوان یک فرایند یا برون داد تعریف شود. بسیاری از صورت بندی های نظم جویی هیجان به نظم جویی بهینه از جنبه برون دادهای آن می نگرند:فرد توان آن را دارد که هیجان ها را تحت کنترل مطلوب درآورد تا از این طریق فرصتی برای رابطه بین فردی و معاشرت پذیری، پیش قدم شدن برای روابط اجتماعی در وقت مناسب، همدلی نسبت به دیگران، جرأت مندی هنگام نیاز و یا سایر نشانه های عملکرد موفق فراهم آورد. اعتقاد بر این است که نظم جویی مؤثر هیجان ترکیبی از این رفتارها باشد و نشانه های نارسایی در نظم جویی گری هیجان معمولاً در غیاب این توانایی ها ظاهر می شوند، اما از سوی دیگر، نظم جویی بهینه هیجان می تواند به عنوان یک فرایند در نظر گرفته شود: به کارگیری راهبردهایی که منجر به باز ارزیابی سریع و انعطاف پذیر موقعیت های برانگیزاننده هیجان، دسترسی به طیف وسیع هیجان ها و جهت یابی مطلوب هدف می شوند. دراین خصوص، نظم جویی هیجان از جنبه های کیفیت هیجانی صرف نظر از سایر نتایج رفتاری آن تعریف می شود. باید به خاطر داشته باشیم که نظم جویی بهینه هیجان برای افراد مختلف در موقعیت های مختلف و با هدف های مختلف متغیر است( تامپسون، 1994؛ به نقل از امیری، 1393).

[1] Fabace

[2] Arnold

[3] Kring

[4] Slian

[5]  Bohan

[6] Mikolencer

دسته‌ها: آموزشی