دو گروه وسیع از دروندادهای اقدامات پیش قدمانه در مدلی یکپارچه شامل تفاوت های فردی و عوامل زمینه ای  ارائه شده است. یک دسته از تفاوت های فردی شامل گرایش فرد یا پتانسیل وی نسبت به انجام رفتارهای پیش قدمانه است مثل: شخصیت پیش قدمانه، خودکارامدی گستره نقش. دسته دیگر مربوط می شود به رفتارهای پیش قدمانه خاص مثل تمایل به دریافت بازخورد و درگیری شغلی. عوامل زمینه ای مثل هنجارها و فرهنگ سازمان نسبت به اینگونه اقدامات به تصمیم گیری برای اقدام رفتاری به شکل پیش قدمانه مربوط می شود. نتیجه این دروندادها رفتارهای پیش قدمانه است که یا بطور عمومی و یا در شرایط خاص زمینه ای ظهور می کنند. رفتارهای عمومی مثل به چالش کشیدن وضع موجود و یا ایجاد یک شرایط مطلوب مربوط می شود به سطح گسترده ای از رفتارهای پیش قدمانه که در هر شرایط کاری  ممکن است اتفاق بیفتد. رفتارهایی که در موارد خاص ظهور می کنند را می توان شامل اجتماعی شدن پیش قدمانه، و درخواست بازخورد در حوزه و قلمرو محدودی به وجود می آیند. نهایتا خروجی این عوامل باعث بهبود عملکرد شغلی، کارراه شغلی موفق و نگرش های شغلی می شود.

4 سازه کلی نسبت به مفهوم رفتار پیش قدمانه مطرح است و بقیه تابع شرایط خاص است که در ذیل به اختصار توضیح داده می شوند:

  • شخصیت پیش قدم[1]

 

افراد همیشه گیرنده منفعلانه فشارهای محیطی بر روی رفتار خود نیستند بلکه آنها می توانند پیش قدمانه و مستقیما شرایط موجود را تغییر دهند، دنبال فرصت هایی برای فعالیت باشند و از فعالیتهای انفعالی و واکنشی و تطابق با وضع موجود دوری می کنند.

تحقیقات نشان دهنده ارتباط مثبت شخصیت پیش قدم با متغیرهایی همچون؛ عملکرد شغلی فردی، رهبری،  موفقیت کارراهه، نوآوری سازمانی، عملکرد تیم، و کارآفرینی دارد. شخصیت پیش قدم ارتباط مثبت و معناداری با گزارشات ارتباطاتی به منظور نشر اطلاعات استراتژیک، عضویت در گروه های بهبود مستمر داوطلبانه و باورهای یک فرد نسبت به غنی سازی و گستردگی شغلی خود دارد. بنابراین تعاملات سازمانی اثر مثبت تری بر شخصیت پیش قدم دارد.

پیش قدمی در سطح تیمی با توانمند سازی در ارتباط است و موجب بهره وری و ارائه خدمات بهتر به مشتری ،  رضایت شغلی، تعهد سازمانی، و تعهد تیمی می شود.

 

ابتکار عمل شخصی یک الگو رفتاری است که به موجب آن افراد خودشان آغاز گر کار هستند و فراتر از نیازهای رسمی شغلی عمل می کنند. ویژگی های آن 5 مورد است:

نتایج مطالعات نشان می دهد که کنترل (استقلال کاری) و پیچیدگی شغلی از طریق فرایندهای توسعه مهارت و انگیزشی ابتکار عمل را تحت تاثیر قرار می دهد. خود سودمندی، واسط رابطه بین کنترل و پیچیدگی و ابتکار است. بنابراین افزایش ادراکات از خودسودمندی ممکن است به افزایش ابعاد ابتکار عمل فردی کمک کند.

  • خودکارامدی گستره ی نقش[3]

 

این مفهوم به توانایی ادراک شده کارکنان نسبت به انجام مجموعه ای از وظایف شغلی وسیع تر و پیش قدمانه تر که فراتر از الزامات فنی تجویز شده می باشد، بر می گردد. با توجه به پویایی های محیطی، سازمان ها به کارکنان ماهری نیاز دارند که هم می توانند و هم می خواهند که نقش وسیع تری را برعهده داشته باشند. یک نیاز اساسی آن است که کارکنان رفتارهای پیش قدمانه و آغازکنندگی را بروز دهند اما همچنین باید مهارتهای بین فردی و تکمیلی را نیز دارا باشند.

 

این مفهوم به این ایده بر می گردد که سازمان ها به کارکنانی نیاز دارند که می خواهند وضع موجود را به چالش بکشند و تغییرات سازنده ای را بنا کنند. عهده داری یعنی تلاش های سازنده کارکنان جهت تاثیر گذاری بر تغییرات کارکردی در مورد چگونگی اجرایی شدن کارها. بنابراین عهده داری، تغییر محور بوده و در پی بهبود یافتن است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   افزایش فروش در رکود اقتصادی چیجوری ممکنه؟

عهده داری به طور مثبتی با احساس مسئولیت، خود کارامدی  و ادراکات گشودگی مدیریت بالا در ارتباط است. بنابراین کارکنانی بیشتر عهده دار می شوند که  احساس درونی برای مسئولیت تغییرات در زمینه های کاریشان دارند، و این توانایی را در انجام آن در خود می بینند و مدیران بالای سازمان را حامی تلاش های تغییراتی می دانند.

رفتارهای پیش قدمانه زمینه محور

در برابر چهار بعد عمومی رفتار پیش قدمانه توصیف شده در قسمت بالا؛ تحقیقات دیگر به توصیف رفتارهای پیش قدمانه ویژه که در زمینه های خاص اتفاق می افتد به شرح زیر می پردازند.

  • اجتماعی شدن

 

فرایندی که به موجب آن تازه واردان رفتارها و نگرش های ضروری برای مشارکت موثر در سازمان را فرا می گیرند. تا امروز این طور فرض می شد که تازه واردان منفعل و واکنشی هستند و نقش سازمان در فرایند اجتماعی شدن مثل برنامه های آموزشی و جهت گیری های رسمی در آن تاکید می شد. اما در حال حاضر نقش پویای تازه واردان در تطابق کاری مطلوب با نقش های جدیدشان مورد تصدیق قرار گرفته است.

 

بخش عمده ای از تحقیقات اولیه بر روی عملکرد مربوط به بازخورد نشان داد که بازخورد گیرندگان نسبتاً غیرفعال بوده­اند. دو روش وجود دارد که افراد می­توانند در فرآیند بازخورد نقش پیش­گامانه داشته باشند. 1. به طور مستقیم جویای بازخور شوند(سؤال کننده). 2. بر اساس مشاهدات در محیط کار وجود بازخورد را استنباط کنند (پایش یا رصد).

تفاوت های فردی در منشأ اهداف نیز بر روی جستجوی بازخورد تأثیر می­گذارد. به طور خاص ، جستجوی پیش­گامانه بازخورد به طور مثبت با تمایلات با هدف یادگیری و به طور منفی با تمایلات با هدف عملکرد ارتباط دارد. تمایلات با هدف یادگیری، تمایل به توسعه شایستگی با کسب مهارتهای جدید و ارشدیت در موقعیت­های جدید است. اما  تمایلات با هدف عملکرد، تمایل به نشان دادن و تایید صلاحیت فرد از طریق جستجوی قضاوت­های مطلوب و پرهیز از قضاوت­های منفی در مورد صلاحیت فرد است. هزینه و ارزش درک شده از بازخورد، این رابطه را تعدیل می­کند.

  1. فروش ایده[5]

افرادی که می­خواهند حرفی در استراتژی­هایی که سازمان دنبال می­کند داشته باشند باید رفتار پیش­گامانه داشته باشند. فروش ایده، اشاره به کار مدیران میانی دارد که فعالانه در فرآیند تدوین استراتژی از طریق جلب توجه دیگران به مسائل خاص تأثیر می­گذارند. فروش ایده، اختیاری و داوطلبانه است و در اوایل فرایند تصمیم گیری رخ می­دهد.

عوامل روان شناختی مربوط به حفظ تصویر فرد در این فرایند برجسته است. هنگامی که افراد تصویر خود را در خطر ببینند مانند زمانی که عمل هنجارهای سازمانی را نقض می­کند، بعید است یک موضوع را دنبال کنند حتی اگر بصورتی پایدار و محکم به اهمیت آن اعتقاد دارند. در مقابل، عوامل محتوایی می­تواند شرایطی را ایجاد کند که افراد به مزایای فروش ایده معتقد شوند. مانند تصویر بهبود یافته در چشم دیگران و افزایش اعتبار؛ فروش را بی خطرتر می­سازد.

  1. نوآوری

نوآوری به تولید، تطبیق و اجرای ایده­های مفید، از جمله اقتباس از محصولات یا فرآیندهای خارج از سازمان اشاره دارد. با توجه به کانتر (1988)، نوآوری فردی یک فرایند است که با تشخیص مسئله و  ایجاد ایده­ها یا راه­حل­های جدید آغاز می­شود. بعد، کارمند نوآور به دنبال حامی برای ایده است و برای ایجاد ائتلاف حامیان تلاش می­کند. در نهایت ، این فعالیت­ها منجر به نمونه اولیه یا مدل نوآوری می­شود که می­تواند توسط سازمان استفاده شود. واضح است، پیش­گامانه بودن اقدامات فرد به هر یک از این مراحل مربوط است. اما به نوآوری در سطوح فردی یا گروهی توجه کمی شده است.

[1] Proactive Personality

[2] Personal Initiative

[3] Role Breadth Self-Efficacy

دسته‌ها: آموزشی