پژوهش – تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۴

پایان نامه های سری دهم

المعز، خلیفه فاطمی از مغرب به مصر نقل مکان کرد و مصر و شهر قاهره را مرکز اداره خلافت خویش قرار داد . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۲۶) او هر گونه ارتباط خود با خلافت عباسی را قطع کرد و مسجد جامع الازهر را مرکز تدریس علم قرار داد و این مسجد در کنار دو مسجد دیگر یعنی مسجد جامع عتیق ( تاسیس شده توسط عمرو بن عاص ) و مسجد جامع ابن طولون محل تبادل اراء و مباحث علمی قرار گرفت . البته خلیفه فاطمی تدریس و تعلیم علوم مذهب شیعه و بخصوص فاطمیون که اسماعیلی مذهب بودند را اجباری ساخت . علاوه بر این او از تمام اساتید و متعلمین برای حضور در الازهر دعوت به عمل آورد و در تکریم و تجلیل علما فروگذار نمی کرد . او علاوه بر بنای خانه هایی مخصوص علما که بعدا تبدیل به رواق های درسی الازهر شد ، برای آنان که مشغول به درس باشند مقرری از حکومت قرار داد . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱: ۲۷)شاید بتوان این روحیه علم پروری او را سنگ بنای فرهنگ علم جویی و روشن فکری علمی در مصر تلقی کرد و از سوی دیگر دریافت پول متعلمین و معلمین از حکومت را سنگ بنای نوعی انفعال در مقابل حاکمان به شمار آورد .
از نکات قابل ذکر در نحوه تعامل الازهربا مردم و حکومت ، سازماندهی خاصی بود که از جانب دولت فاطمیون اجرا شده بود و موجب می شد که دو پست مهم یکی قاضی القضاه و دیگری داعی الدعاه در صدر علما و دانشمندان الازهر قرار گیرند که این دو دارای شان والایی نزد حاکم بودند و در بسیاری از موارد هر دو پست را یک نفر به عهده داشته است اما در صورت تعدد افراد قاضی القضاتی منصب بالاتر و ارشد به شمار می آمده است . مقام داعی الدعاه در قصر حکومت مکانی خاص به نام دارالعلم که نوعی دفتر کار به شمار می رفته، در اختیار داشته است و از همان جا دوازده نقیب یا معاون خود را اداره می کرده است و جهت دهی حدود ۱۵۰ نماینده دیگر را در اقصی نقاط کشور فاطمی به عهده داشته است . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۲۸)
 
نگاه فاطمیون به نهادهای آموزشی را باید فراتر از مقوله علم دوستی آنان تفسیر کرد . این سوال که چرا فاطمیون قبل از فتح مصر ، در سایر بلاد تحت حاکمیت خود این چنین سازمان علمی ، تبلیغی را راه اندازی نکرده بودند؛ مارا متوجه دونکته می کند : اول اینکه وجود جو علم جویی و رقابت بین مذاهب مختلف در مصر خود مشوقی برای آنان بود تا خود را به عنوان معتقدین به مذهبی جدید اثبات کنند و این امر بایستی به لسان قوم که همان لسان فقه و علوم مرسوم اسلامی بوده است ، انجام پذیرد . دیگر آنکه نوعی تیز هوشی و درایت در آنان بوده است که اگر می خواهی بر مردم حکومت کنی باید ابتدا اعتقادات و تفکرات آنان را با خود همراه سازی و نتیجه این سیاست تقویت بیش از اندازه فقه فاطمی – که شعبه ای از اسماعیلیان به شمار می روند – بوده است . هر چند که تمامی رشته های اسلامی از جمله فلسفه هم مورد تشویق و ترغیب آنان قرار گرفت اما تاکید آن ها بر فقه فاطمی و ممنوع ساختن تدریس فقه سایر مذاهب از این جهت بوده است که فقه مربوط به عرصه رفتار و عمل مردم است و نتیجه آن به مستقیم ترین شکل ممکن بر افراد جامعه اثر می گذارد. هر چند آمار دقیقی از مذهب اکثریت مرد مصر در آن ایام در دست نیست اما گویا تبلیغ اسماعیلیه و تدریس فقه شیعه و قضاوت و حکم بر اساس این فقه آن چنان نفوذ نکرد که بتواند برای همیشه مذهب مردم را عوض کند و بعد ها پس از انقراض فاطمیون الازهر باقی ماند اما مذهب به همان شافعیه برگشت . در ادامه به چگونگی برچیده شدن تعالیم فاطمیون توسط ایوبیان خواهیم پرداخت . (السیوطی ۱۹۶۷، ۳:۴۵)
شیوه آموزشی در مسجد جامع الازهر به صورت یک منبر درس معمولی بود که عالم آن را برای مخاطبین بیان می کرد و از جهت ظاهری تفاوت فاحشی با یک مجلس وعظ و خطابه برای عموم مردم نداشت . به هر صورت این سیره و منش در الازهر ادامه داشت تا اینکه در سال ۳۶۹ ه.ق تحولی در این سیره توسط یعقوب بن کلس وزیر خلیفه فاطمی شکل گرفت و الازهر را تبدیل به یک نهاد آموزشی با ویژگی هایی شبیه به یک دانشگاه کرد . (راسخون ۱۳۸۳, ۲) او درس خود را بدون آداب رسمی و به دور از تشریفات زائد که پیش از آن در بین بنی نعمان مرسوم بود ، ارائه می داد و در رده بعد از خود تعداد زیادی از فقها را تربیت و برای آنان علاوه بر حقوق ماهیانه حکومت ، هدایای ماهیانه ای از مال خود قرار داد .برای هر کدام از آن ها حلقه درس جداگانه ای تشکیل داد و آن ها را به تدریس و تعمیق مباحث علمی در این حلقات تشویق کرد . او برای دانشجویان هم نظام ویژه ای وضع کرد که طبق آن در حلقات درس شرکت کنند . ایجاد حلقه های علمی ویژه بانوان از دیگر اقدامات پیشرو این وزیر با درایت بود . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۳۷) اگر بتوان ساخت الازهر و ترغیب و تشویق دانشمندان به حضور در آن را نقطه شروع نهاد الازهر دانست قطعا می بایستی اقدامات یعقوب بن کلس را در رتبه بعد ، نطفه تبدیل شدن این نهاد به یک دانشگاه دارای نظم و وجهه علمی دانست .
رشد و نمو علمی و روز افزون الازهر موجب آن شد که آوازه این مرکز علمی ، علم جویان بسیاری را از سراسر بلاد اسلامی به آنجا بکشاند . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ :۵۴)نکته مهم این است که سخت گیری فاطمیون بر انحصار فقه فاطمی در طول زمان و به تدریج کم شد تا آن جا که یکی از خلفای فاطمی به نام الحاکم بامر الله در برخی از آراء و احکام مربوط به اداره جامعه مجبور می شد دستوراتی برای وفق دادن نظرات مذاهب گوناگون باهم بدهد و نوعی تسامح را در دستور کار خویش قرار دهد. ابن خلدون متن یکی از اعلامیه های حکومتی را نقل می کند که در آن مواردی مانند وقت افطار و نماز صبح ، نحوه نماز میت ، نماز تراویح ، گفتن حی علی خیر العمل و چندین مورد دیگر از اختلاف نظرهای مذاهب مختلف، به اختیار افراد گذاشته می شود و از هر گونه تعرض نسبت به دیگران منع شدید صورت می گیرد . (ع. ابن خلدون بی تا، ۵: ۳۲۱)
چند صدایی ، تولد وحدت گروی
همان گونه که پیداست ، فضای چند صدایی موجود در مصر نهایتا هم با مذهب فاطمیون کنار می آید و هم آنان را مجبور می کند که از انحصار گرایی خود تنزل کرده و همزیستی مسالمت آمیز بین مذاهب را رویه خود قرار دهند . در واقع فضای تسامح بین مذاهب و تحمل هنجار های مخالف نه تنها موجب شد که صداهای مخالف در مصر در آینده هم به راحتی شنیده شوند بلکه موجب شد نوعی تقریب و نزدیکی بین نظرات و آراء مختلف هم مد نظر قرار گیرد . شافعی مذهب های اکثریت در مصر که نزدیک ترین اهل سنت به مکتب اهل بیت هستند با فاطمیون که دسته ای از شیعه اند که نوعی هماهنگی با اهل سنت در آن اشراب شده است به نوعی هم گرایی و هم زیستی رسیدند که نتیجه آن را می توان در مصر امروز دید که شافعی مذهب های مصر از سایر شافعی ها ارادت بیشتری به اهل بیت سلام الله علیها دارند . (غریب رضا ۱۳۹۰)شکل گیری و تاسیس الازهر را می توان نه تنها پایه گذاری یک مرکز علمی مدون و حکومتی دانست بلکه رسمیت بخشیدن به تساهل علمی در تحمل مذاهب مخالف ، سرایت دادن علم به اجتماع و بین المللی شدن محیط علم نامید .
رکود پس از درخشش نخستین
همان گونه که گذشت در عصر فاطمیون رونق علمی مصر به صورت کلی و الازهر بخصوص بالا گرفت و عنایت خاص خلفای فاطمی و تدابیر برخی از وزرا و دیوان سالاران علم آشنای آنان موجب آن شد که در کل بلاد اسلامی از هر نژاد و طایفه و از هر مذهب و گرایش اسلامی آوازه الازهر به عنوان یک مهد علمی و مصر به عنوان سرزمینی چند صدایی بپیچد . در قصر فاطمیون کتابخانه ای بالغ بر دویست هزار کتاب فراهم آمده بود که خود نشانگر عنایت وافر و هم عظیم فاطمیون به مساله جمع آوری کتب علمی است . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۵۴) این ها همه علاوه بر کتابخانه ای است که جداگانه در الازهر و هم چنین سایر مساجد مانند عتیق و ابن طولون وجود داشته است و آمار دقیقی از تعداد کتاب های آن ها در درست نیست . در عظمت و ابهت کتابخانه های آن دوران همین بس که ابن ابی طی در توضیح استیلاء بر مصر توسط صلاح الدین ایوبی و مضمحل کردن فاطمیان این گونه می نویسد :
و از جمله چیز هایی که ایوبیان آن را فروختند مخزن کتاب ها بود که این مخزن از عجائب دنیا به شمار می رفت و گفته می شد که در تمام دنیا مخزن کتابی به بزرگی مخزن کتاب قصر فاطمیان وجود نداشته است . (ابن ابی طی بی تا، ۲ : ۲۵۳)
اما در اواسط قرن پنجم هجری و در عهد المستنصر بالله خلیفه فاطمی ( ۴۴۶ – ۴۶۴ ه . ق ) به واسطه مشکلاتی از قبیل قحطی ، بیماری وبا و نارضایتی مردم که چندین سال به طول انجامید، شورش هایی در گوشه و کنار مملکت فاطمی شکل گرفت و دولت مردان را دچار اضطراب و سر گشتگی کرد . به تبع این آشفتگی اوضاع حاکمان برای اداره جامعه و تقلای آنان برای تداوم تسلط و سیطره بر کشور ، رسیدگی آنان به اوضاع الازهر فرو کاست و از سوی دیگر متعلمین و اساتید هم که به نوبه خود درگیر مشکلات موجود در آن عصر بودند نتوانستند الازهر را در همان نقطه اوج نگه دارند. (عنان بیتا، ۲ : ۳۵۴) در این زمان تعدادی از نفیس ترین کتاب های کتابخانه ها نابود شدند و اضطراب خواص و بیچارگی عوام ، اثر خود را بر حیات علمی الازهر گذاشت و نه تنها الازهر بلکه سایر مجامع علمی و ازجمله دارالحکمه که آن را نیز فاطمیان در قصر خود ایجاد کرده بودند رو به افول گذاشت. پس از حدود بیست سال در عهد امیر الجیوش بدر الجمالی ( ۴۶۵ – ۴۸۷ ه . ق ) اوضاع دوباره آرام شد و کم کم نشاط علمی الازهر نیز بازگشت . در دوران فاطمیون علی رغم رکود بیست ساله تکاپوهای علمی و تلاش های قابل تقدیری انجام شد که به عنوان شاهدی بر این موضوع می توان تعدادی از بزرگان آن روزگار که از فارغ التحصیلان یا اساتید الازهر بوده اند را نام برد .
قاضی ابوالحسن علی بن نعمان : اولین مدرس الازهر ، تخصص در فقه اهل بیت ، ادیب، شاعر، م ۳۷۴ ه.ق
الحسن بن الذولاق ، م ۳۸۷ ه.ق ، مورخ و فقیه بزرگ مصری که به احتمال زیاد از مدرسین الازهر در دوران فاطمی بوده است
مسبحی ، م ۴۲۰ ه.ق ، هم امیر و هم عالم بوده است نام کامل او الامیر المختار عز الملک ، محمد بن عبدالله بن احمد الحرانی است؛ او نویسنده و کاتب و درعین حال وزیر الحاکم بوده است و در زمان خود یکی از بزرگترین تاریخ های مصر را نوشته که به دست ما نرسیده است .
ابوعبدالله القضائی ، محمد بن سلامه بن جعفر ، م ۴۵۴ ه.ق ، فقیه ، محدث و مورخ و جالب این که از بزرگان و اقطاب فقه و حدیث شافعی مذهب بوده است . و از جانب مستنصر فاطمی به عنوان سفیر با تئودور ، قیصر قسطنطنیه وارد مذاکره شد . (ع. ابن خلدون ۱۹۸۸، ۱ : ۵۸۵)
الحوفی ، ابوالحسن علی بن ابراهیم بن سعید ، عالم لغت و نحو. م ۴۳۰ ه.ق
ابوعبدالله محمد بن برکات م ۵۲۰ ه.ق ، عالم نحو و ادب عربی (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۵۸)
علاوه بر این رشد و پیشرفت علمی در عرصه نحو ، بلاغت و علوم اسلامی علوم دیگر نیز از جایگاه والایی برخوردار بوده است علاوه بر علوم نقلی ودینی که متن کار الازهر بود علومی مانند ریاضیات ، نجوم و فلک نیز مورد عنایت فاطمیون قرار گرفت و در مصر رونق یافت . تا جایی که جایی را به نام دارالحکمه در قصر خود تاسیس کردند که در آن این مواد درسی مورد مطالعه و تدریس قرار می گرفت . گفته شده است که هر آن چه که در این دارالحکمه از علوم عقلی متداول بود در الازهر هم رواج داشته است اما چون اصل کار الازهر علوم دینی و نقلی بوده است آن را به آن ها می شناسند . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۶۱)تغییراتی که الازهر در این مدت توانست در فرهنگ مردم مصر ایجاد کند قابل ذکر است . به عنوان نمونه در مناسبت های مختلف مذهبی الازهر پذیرای خیل مردم بود مثلا در مورد روز عاشورا مسبحی که خود مورخ معروف آن دوران است در کتب خود نقل کرده است که مراسم خاصی برگزار می شد که بخشی از آن در الازهر و بخشی دیگر در قصر خلیفه بوده است . (السیوطی ۱۹۶۷، ۱ : ۱۸۲)
دوران فاطمی را در یک نگاه می توان تاسیسی قدرتمند وهمراه با نفوذ در فرهنگ مردم مصر برای الازهر به شمار آورد ، این که فاطمیون موفق به تغییر مذهب مردم مصر نشدند نیز نمی تواند شاهدی بر عدم گسترش تاثیرات این اقدام آن ها باشد چرا که تغییر مذهب از فرایند سخت و طولانی اجتماعی برخوردار است که دوران دویست ساله فاطمیون برای آن کافی نبود بخصوص که قدرت تبیین و اقناع اندیشه ایدئولوژی فاطمیون از صلابت برخوردار نبود و باید آن ها را از مذاهب باطنی به شمار آورد . به این معنا که بیش از آن که استدلال کنند و دلیل بیاورند ، از دیگران می خواستند که صحت گفتار آنان را در درون خود جستجو کنند و اگر کسی به دین آن ها می گروید و پاسخ های آن ها به سوالات اعتقادی را می پذیرفت از او می خواستند که این امر را پوشیده بدارد و نزد کسی باز گو نکند که این پاسخ های اعتقادی از اسرار است. یعنی در تبلیغ مذهب خود نوعی خود سانسوری داشتند که هنوز هم در مذهب اسماعیلیه نهفته است . گویا مبانی اعتقادی خود را آن قدر قوی نمی دانستند که مذاهب دیگر را علنا به چالش بکشند و مبارزه طلبی کنند بر عکس آنچه که از سوی فقهای شیعه دوازده امامی در دربار مغولان روی داد که پس از راه یابی به قصر حاکمان مغول و برخورد با علمای سنی مذهب آنان را بار ها و در مقاطع مختلف تاریخی وظروف متفاوت زمانی ومکانی به مبارزه و چالش طلبیدند. این سبک از تبلیغ ایدئولوژی به همراه اجباری که حاکمان کم وبیش بر قرار می کردند نوعی نارسایی تبلیغی را در امر گسترش و فراگیر شدن مکتب فاطمیون به ارمغان آورد که فرصت ۲۰۰ ساله نتوانست آن را جبران کند . اما روی دیگر سکه این بود که فاطمیون چند اثر مهم را در این مقطع بر مصر گذاشتند که اثر آن هنوز هم دیده می شود.
اول: روحیه علم جویی و رونق بازار تحصیل و کسب معلومات در هر دو عرصه دینی و غیر دینی که نمود بارز آن را می توان در دانشگاه الازهر امروز دید که در کنار رشته های علمی اسلامی دارای دانشکده هایی در زمینه علوم فنی مهندسی و پزشکی نیز هست .
دوم : نظم و مقررات مدون برای تحصیل و تدریس و شکل گیری نظام حلقات درسی که تا سال ها نظام جاری در اداره الازهر و سایر مدارس و مراکز مهم علمی جهان اسلام بود .
سوم : روحیه تحمل نظر مخالف و جمع بین همه اقوال و همزیستی مسالمت آمیز بین معتقدین به مذاهب مختلف در نظر و عمل .
چهارم : تایید و تقویت روحیه ارادت و محبت بیش از پیش به اهل بیت عصمت و طهارت – علیهم السلام – . ناگفته نماند که شافعی مذهب ها که اکثریت مصر را تشکیل می دادند در زمینه ارادت به اهل بیت پیامبر اعظم – صلوات خدا بر او باد – نسبت به سایر مذاهب گوی سبقت را ربوده اند اما حاکمیت فاطمیون و آداب و رسوم جاری شده توسط آنان در مصر این ارادت را دو چندان کرد. در مجموع علی رغم رکودی که ذکر آن گذشت ، می توان این دوران مصر را از درخشان ترین دوران سازندگی و رشد تمدن به شمار آورد. دورانی که با حملات صلاح الدین ایوبی ، سردار خلافت عباسی ، به پایان خود رسید .
الازهر در دوران ایوبیان
آغاز دولت ایوبیان را باید سال ۵۶۷ ه.ق دانست . دراین سال صلاح الدین ایوبی- سردار معروف مسلمان که در دستگاه خلافت عباسیان دارای مرتبه عظیمی بود – مصر را فتح کرد .او که صلاح الدین یوسف بن ایوب نام داشت و السلطان الملک الناصر لقب گرفته بود به قدرت وارد عمل شد و مذهب فاطمیون را از مصر برچید و مذهب سنی را به جای آن تقویت نمود ، او نیز به امر علم و دانش به روش خودش اهمیت می داد. او در فتوحات جنگ های صلیبی نقش ویژه ای داشت ، مملکت او به مصر خلاصه نمی شد بلکه از مغرب تا عراق و حجاز را شامل می شد. او نیز به نوبه خود در مصر عمران و آبادانی بسیار انجام داد و به امور سر وسامان بخشید.
باید به این نکته توجه داشت که بر خلاف دولت فاطمیون که خود را در مقابل خلافت عباسی قرار داد و هر گونه ارتباط را با آن منکر شد و در صدد بر چیدن تمام آثار و لوازم حاکیمت آنان از مصر برآمد ، ایوبیان خود را منتسب به دستگاه خلافت می دانستند و همواره برای توجیه مشروعیت خود از این انتساب بهره می جستند. البته این منافاتی با استقلال سیاسی آنان نداشت و از جهت اداری و سیاسی ، شیوه حکومت داری و تعیین جانشین برای اداره امور کاملا خود بنیاد عمل می کردند . (افع ج۱ ۸۳) (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۳) جانشینان صلاح الدین به صورت تقریبا موروثی کشور را اداره کردند و در دوران آنان دو امر مهم در جریان بود :
ادامه نزاع با اروپاییان در قالب جنگ های صلیبی و بعد از آن هم به صورت جنگ های موردی .
استفاده بسیار زیاد از غلامان ترک در دستگاه های دولتی و حکومتی که کم کم این غلامان که آزاد می شدند جمعیت تاثیر گذاری را تشکیل دادند و خود عامل انقراض ایوبیان گشتند . به عنوان مثال در تاریخ ثبت شده است که الملک الصالح یکی از حاکمان ایوبی به خریدن غلامان ترک و آزاد کردن و سپردن امارت به آنان اهتمام ویژه ای داشت . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۲)
 تعامل ایوبیان با الازهر
با زوال دولت فاطمیون و حاکم شدن ایوبیان ، بنیان های علمی فقه شیعی اسماعیلی نیز مهجور شد . ایوبیان در برچیدن آثار فاطمی زیاده روی کردند . در این دوران برای آن که از اهمیت مسجد جامع الازهر که هم زمان نقش مسجد و دانشگاه را بازی می کرد ، کاسته شود ، نزدیک به صد سال ( از ۵۶۷ – ۶۶۵ ه . ق) اقامه نماز جمعه را در آن تعطیل کردند و این امر به واسطه فتوای قاضی القضاه شافعی انجام شد چرا که او فتوا داد که اقامه دو نماز جمعه در یک شهر واحد باطل است و در نتیجه نماز در مسجد الازهر را تعطیل و منحصرا در مسجد جامع حاکمی اقامه شد. از سوی دیگر به تاسیس مدارس متعددی همت گماشتند تا با رقابت با الازهر بتواند سیطره و ابهت علمی آن را بشکند . المقریزی تعداد این مدارس را در خود قاهره تا ۱۸ مدرسه ذکر کرده است . (المقریزی ۱۴۱۸ ه.ق, ۴ : ۱۹۳-۲۱۶) در مجموع قاهره و فسطاط ۲۵ مدرسه تشکیل شد. (السیوطی ۱۹۶۷، ۲ : ۱۴۲) از جمله این مدارس می توان به مدرسه ای برای مذهب شافعی ( که اکثریت خود ایوبیان را این فرقه تشکیل می دادند ) که توسط صلاح الدین در کنار مسجد جامع عمرو بن عاص تاسیس شد، اشاره کرد . از همین جمله اند مدرسه ای برای مالکیان که با نام دار الغزل شناخته می شد و بعدا القمحیه نام گرفت و مدرسه ای برای حنفی مذهب ها که آن را مدرسه السیوفیه نام نهادند . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۲)
 
 
رکود رفتارهای وحدت گرا در الازهر البته به مدت طولانی
هدف از تاسیس این مدارس رقابت با الازهر و جذب متعلمین و اساتید الازهر بود که در این امر موفقیت نسبی نیز یافتند و در قرن هفتم و هشتم هجری دوران رکود دوم و طولانی مدت الازهر آغاز شد . در این دوره زمانی و حتی پس از آن ودر زمان حکومت ترک ها تعدادی از افرادی که در الازهر تربیت و رشد یافته بودند به سایر مدارس پیوستند و مشوق های مالی که از طرف حکام برای سایر مدارس وضع شده بود به این مساله دامن زد . مشهورترین اساتید الازهر نیز به سایر مدارس پیوستند و این نیز از انگیزه متعلمینی که به دنبال غنای علمی بالا بودند می کاست .
د راین زمان ایوبیان در زمره شافعی مذهب های تند رو بودند و اشعری مسلک به شمار می آمدند[۱]. در مقابل حنبلی مذهب ها اردوگاه مستقلی را تشکیل داده بودند و معتزلی مسلک بودند . (عنان بیتا، ۲۳۵) نتیجه تصادم و برخورد آراء در این دوران کاملا برعکس دوران فاطمی بود .در دوران فاطمی نتیجه تضارب آراء، نزدیکی افکار و همزیستی مسالمت آمیز بود اما در این دوران نتیجه ای جز بالا گرفتن جو تعصب ورزی و کدورت ونزاع های بیهوده نداشت . هر گروه از تمام قوای خویش برای منکوب کردن اردوگاه مقابل استفاده می کرد و بازار تکفیر و تفسیق داغ بود . اهل سنت ، شیعیان را به فسق و الحاد و کفر متهم کردند و در سال ۴۰۲ ه.ق بزرگان بغداد در زمان خلیفه القادر بالله فتوایی صادر کردند مبنی بر کافر بودن شیعیان، بزرگان فقها و قضات مصر هم این فتوا را امضا کردند تا طعنه ای باشد به خلفای فاطمی . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۳)
آن چه سؤال‏برانگیز و شگفت‏آور است، سخت گیرى و سنگدلى‏اى ‏است‏که صلاح الدین نه تنها نسبت به شیعه، بلکه نسبت به همه مردم مصر اعمال کرد و سرنوشت آنان را به سرداری به نام قراقوش سپرد که سنگدلى او امروزه در مصر ضرب المثل‏ است! اما در مقابل سخت گیرى‏هایى که نسبت به اسلام و مسلمانان اعمال ‏مى‏گشت، نسبت به دشمنان اسلام یعنى صلیبى‏ها، تسامح و سهل‏انگارى بیرون‏ از حد اسلامى روا داشته مى‏شد. روزى که صلیبى‏ها و یهودیان از بیت‏ المقدس خارج مى‏شدند، ارابه‏هایشان اشیاى گرانبها، جواهر، طلا و نقره حمل‏ مى‏کرد و کودکان و زنان و اسباب و اثاثیه‏شان را با خود همراه مى‏بردند. این ها کسانى بودند که هنگام ورود به بیت المقدس جوى خون راه انداختند و بر پیر و جوان و زن و کودک رحم نکردند. صلاح الدین نسبت به آن ها چنین رفتارى‏ رواداشت، اما نسبت به شیعیان چنین نکرد و با نهایت‏ سخت‏گیرى با آن ها رفتار کرد. (الوردانی ۱۳۷۹, ۷۸)
مقریزى مى‏نویسد:
اوضاع به همین منوال بود تا آن‏که لشکریان شیرکوه‏ پیشروى کردند و صلاح الدین در سال ۵۶۴ ه.ق به مصر رسید.او قاضیان شیعه را از کار برکنار کرد و مذهب شافعى را مقرر داشت. مذهب شیعه اعم از اسماعیلى و امامیه پنهان شد تا جایى که در سراسر مصر کسى از آن ها دیده نمى‏شد. همین‏طور صلاح الدین‏ عموم مردم مصر و سرزمین‏هاى شام،حجاز،یمن و مغرب را وادار به پذیرش عقیده اشعرى کرد،به طورى که اشعرى‏گرى، اعتقاد این بلاد گردید و هرکس با آن مخالفت مى‏کرد، گردنش‏ زده مى‏شد. (المقریزی ۱۴۱۸ ه.ق, ۲ : ۸۲)

مطلب دیگر :  جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت ۱۱

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.