منابع مقالات علمی : تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۵

پایان نامه های سری دهم

این جو تنازع و مقابله میان فرق مختلف اهل سنت هم بر قرار شد . اشاعره در به کار گیری سلاح تکفیر و تفسیق در مناسبت های مختلف علیه حنابله کوتاهی نکردند. به عنوان مثال گفته می شود که بانی مدرسه رواحیه در دمشق در وقف نامه ذکر کرده است که ورود یهودی و مسیحی و حنبلی به این مدرسه ممنوع است. (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۳) به این ترتیب تعصب شدید مذهبی به الازهر راه پیدا کرد . ابن الحجر میثمی فتوا داد که ابن تیمیه فقیه و عالم معروف حنبلی کافر است و اقتدا به او در نماز جایز نیست . قاضی عیاض فرمان و حکم سوزاندن کتب غزالی را صادر کرد چرا که نکاتی در آن بود که مورد رضایت اهل سنت نبود . کمال بن همام از یکی از علمای حنفی مذهب نقل می کند که فتوا به عدم جواز ازدواج با معتزلی ها داده بود . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۳) اوضاع بر همین منوال پیش رفت و کار بدان جا رسید که کلمه گمراهی و ضلال مترادف بود با هر گونه آزاد اندیشی که زیر بار تقلید از تفکرات گذشتگان نرود.
در دستگاه خلافت عباسی که همه کاره ی آن ایوبیان بودند موجی از تعصب مذهبی به راه افتاد که حتی خود آنان جلودارش نبودند. در سرزمینی مانند مصر که در گذشته ای نه چندان دور با حکم خلیفه فاطمی همه فرق طبق فتوای خود نماز می خواندند و روزه می گرفتند و همه با هم در مراسم روز عاشورا شرکت می کردند و در درباری که در کنار خلیفه فاطمی شیعی ، وزرای سنی مذهب مشغول به کار می شدند ، آن چنان جدال و کشمکش به راه افتاد که راه ترقی و پیشرفت های علمی را بست و الازهر را دچار یک رکود عقلی کرد .
ایوبیان برای جذب هر چه بیشتر افراد و کم رونق کردن الازهر نه تنها حقوق ماهیانه قابل توجهی را برای افرادی که در سایر مدارس مشغول شوند وضع کرده بودند بلکه وقف ها و هدایای فراوان دیگری را هم در دستور کار قرار دادند و در این زمینه فرو گذار نکردند . اکثر علما در دوران گذشته حرفه و صنعتی غیر از علم ورزی داشتند که ممر در آمد آن ها بود و وابستگی شدیدی به عطایای حکومتی نداشتند به گونه ای که نوعی حریت علمی در آنان شکل می گرفت اما د راین دوران اکثر علما تنها راه کسب درآمدشان همین مشوق های مالی حکومت بود و این به نوبه خود موجب وابستگی شدید و از بین رفتن آزاد اندیشی و آزادگی در موضع گیری ها شد .
اکثر تاریخ نویسان این دوران با اینکه سنی مذهب هستند و نسبت به مذهب فاطمیون موضع گیری دارند اما نتوانسته اند به این مساله اعتراف نکنند که در دروان فاطمیون نسبت به دوران ایوبیان ، آزاد اندیشی ، علم گرایی ، دوری از تعصب کور و نظم و سازو کار علمی بسیار بیشتر و عالی تری در جریان بود . گویا با دو گونه از حاکمان روبه رو هستیم که هر دو در صدد تبلیغ اندیشه خود و وادار کردن مردم به تبعیت از آن هستند و در این را ه بذل مال و وقت می کنند اما یکی از این دو دسته رفتاری دارد که همزیستی مسالمت آمیز و جستجو گری علمی در پی آن است و گروه دیگر تعصب و درگیری های خسته کننده و وابستگی مالی عالمان را رقم می زند . با این حال نمی توان منکر شد که در این دوران نیز علمای بسیاری پرورش یافتند که این مجال ، جای ذکر اسماء آنان نیست اما نشان از پیشرفت علوم در مصر دارد .
شکی نیست که تعداد زیادی از این علما با واسطه یا بی واسطه در الازهر شاگردی کرده بودند هر چند که در آن ادامه کار ندادند و این نشانگر این است که الازهر علی رغم از دست دادن نشاط علمی اش در این دوران ، هم چنان اثر گذاری روحی و معنوی خود را بر جامعه علمی مصر ادامه می داده است . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۶) تعطیل شدن اقامه نماز جمعه در جامع الازهر ، وجهه دانشگاهی آن را از بین نبرد . با این که الازهر در این دوران مورد عنایت بزرگان و حاکمان نبود و در حق آن کم لطفی می شد با این حال مقصد برخی از بزرگان علم و ادب قرار می گرفت . [۲]
دولت بردگان
دولت بردگان یا همان حکومت ممالیک یکی از حکومت هایی بود که الازهر در طول عمر هزار ساله خود با آن ها زیسته است. دوران امارت بردگان به دو دوره تقسیم می شود اول دوران بردگان ترک معروف به ممالیک بحریه است که از سال ۶۵۷ ه.ق تا سال ۷۸۴ ه.ق (۱۳۸۲ میلادی) به طول انجامید و دوم حکومت بردگان شراکسه که بعد از ترکان به امارت رسیدند و حکومت آنان تا سال ۹۲۳ ه.ق دوام داشت وتوسط عثمانیان برچیده شدند . بردگان ترک که در دستگاه ایوبیان به خدمت گرفته شدند و اهرم و بازوی خلافت عباسی قرار گرفتند روز به روز بر تعدادشان افزوده شد و گروهی از آنان که آزاد می شدند به عنوان سرداران و فرماندهان نظامی به کار گماشته می شدند . این روند ادامه یافت تا جایی که این سرداران برای خود موقعیتی بالا یافتند و کم کم در حکومت توانستند خود را جانشین ایوبیان کنند . ایوبیان که تا آن زمان همه کاره دستگاه خلافت بودند و تمام امور را رتق و فتق می کردند و خلیفه در بغداد فقط بر ظاهر اوضاع مستولی بود، به مرور در تولی امر حکومت از بردگان ترک آزاد شده خویش عقب افتادند و عملا در سال ۶۴۸ ه.ق که حاکم ایوبی یعنی توران شاه کشته شد یکی از این سرداران ترک به نام عز الدین ایبک ترکمانی با همسر او ازدواج کرد و زمام امور را عملا در دست گرفت و در سال ۶۵۷ ه.ق رسما دولت ایوبیان را ساقط و خود زمام امور دستگاه خلافت را عهده دار شد . این زعامت به شکل موروثی در جانشینان او ادامه داشت .
نکته حائز اهمیت این که هم زمان با شکل گیری حکومت بردگان ترک ، مرکز خلافت ، بغداد ، به دست قوم مغول فتح شد و خلیفه به مصر فرار کرد . و غلامان ترک در همان ابتدا خلافت عباسی را از خطر انقراض نجات دادند و آن را در مصر ادامه دادند و خود نیابت را به عهده گرفتند و به سامان دادن امور پرداختند .به این ترتیب در دوران صد و چند ساله این حکومت بیست و چهار حاکم به قدرت رسیدند .
پس از آنان نوبت به ممالیک یا بردگان شراکسه رسید آن ها از ترکان نبودند و حکومت هم به صورت موروثی نبود. و انتقال قدرت میان آن ها تابع شرایط و مقتضیاتی بود که یک فرد خاص را بارز می کرد . تعداد حاکمان آن ها ۲۳ نفر بود که ۹ نفر آن ها به مدت ۱۲۵ سال حکومت کردند و در نه سال آخر این سلسله ، ۱۴ نفر به حکومت رسیدند . در سال ۹۲۳ هجری مصر به دست سلطان سلیم عثمانی افتاد و حکومت بردگان شراکسه به دست فاتحان ترک به پایان رسید و طومار خلافت عباسی نیز در هم پیچیده شد . بعد از آن شاهد ظهور خلافت عثمانی یا به عبارت بهتر امپراطوری عثمانی هستیم .
الازهر در دوران حکومت بردگان  
در دوران بردگان الازهر توسط یکی از دولت مردان به نام عزالدین ایدمر الحلی بازسازی شد و از حالت رو به خرابی خود در آمد و رنگ و رویی دوباره یافت . او بسیاری از موقوفات و اموال به تاراج رفته الازهر را باز گرداند و فتوای جواز اقامه نماز جمعه در آنجا را نیز گرفت و اقامه جمعه در آن را مرسوم کرد . از گروهی از فقها دعوت کرد تا در آن به تدریس و اشاعه فقه شافعی همت گمارند و اموالی را برای آنان وقف کرد . در این دوران در سال ۷۰۲ هجری زلزله ای مهیب رخ داد که بسیاری از مساجد و جوامع از جمله الازهر فروریختند و اکثر مساجد معروف در این زمان بازسازی شدند. سال ها بعد نیز ترمیم و نوسازی الازهر توسط قاضی نجم الدین انجام شد.
در سال ۷۶۱ ه.ق تغییرات بنیادینی در این مسجد انجام شد و عبور و مرور مردم از میان آن منع شد و فقه حنفی در آن جریان یافت . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۸۴) طبق نقل مقریزی تعداد دانشجویان الازهر د رقرن هشتم ۵۷۰ نفر بوده است . رقابت منفی که در دروان ایوبیان بر مدارس علمی اسلامی سیطره یافت در این دوران برچیده شد و جای خود را به رقابتی سالم و با مقیاس پایین تر داد . در واقع باید حکومت بردگان را به نوعی نجات دهنده الازهر از رکود و ویرانی بدانیم که ایوبیان بر آن روا داشتند. در ایام حکومت ممالیک ، در جامع حاکمی نیز دروس اسلامی در هر ۴ مذهب تدریس می شد اما گویا توجهات به الازهر بیشتر بوده است . نوع توجه امرا به این مدرسه و نقل قول های مورخین مبنی بر توجه مردم به الازهر و صرف اموال و وقف املاک گویای این مساله است . گاهی این هزینه کردن اموال تا جایی پیش می رفت که شامل حال مجاورین و همسایگان الازهر هم می شد .
مقریزی اوضاع الازهر را در سال ۸۰۸ هجری این گونه تصویر می کند :
در این سال اداره امور الازهر به امیر سودوب قاضی واگزار شد . و در این دوره اتفاقاتی افتاد که قبلا روی نداده بود . از زمان بنای مسجد عده ای از فقرا در آن زندگی می کردند و تعداد آن ها به ۷۵۰ نفر می رسید و برخی از آنان از زیالعه بودند و گروهی عجم و گروهی نیز از مغاربه . هر گروه در رواق خاصی سکنی گزیده بود و به نام آن ها شناخته می شد . و جامع الازهر هم چنان مهد تلاوت و تدریس قرآن و اشتغال به انواع علوم اسلامی مانند فقه و حدیث و تفسیر و نحو بود . مجالس وعظ و خطابه و حلقه های ذکر در آن جریان داشت . افراد متمول از بذل و بخشش و رسیدگی به عابدان و ملازمان این جامع فرو گزار نمی کردند از طلا و نقره گرفته تا انواع غذا ها و تبرعات . مخصوصا در مناسبت های مذهبی . اما قاضی سودوب دستور داد که این عده را از مسجد بیرون کنند . (المقریزی ۱۴۱۸ ه.ق, ۴ : ۵۷)
 
از این نقل معلوم می شود که الازهر فقط یک مسجد یا یک مدرسه علمیه یا یک دانشگاه نبوده است بلکه محل تجمع متصوفه ، مجلس ذکر ، حلقه وعظ و مرکز نشر معارف نیز به شمار می رفته است . در رونق روز افزون الازهر در این دوران ظهور افرادی برجسته مانند ابن فارض ( صوفی و شاعر معروف مصری ) ، ابن هشام ( نحوی بزرگ که آثارش هنوز تدریس می شود ) و ابن دمامینی ( فقیه معروف ) از دل الازهر می باشد . (السیوطی ۱۹۶۷، ۱ : ۱۳۰) .
بازگشت رایحه هم گرایی
با توجه به این نکات می توان باز هم رد پای چند صدایی که در هویت تاریخی الازهر ریشه دوانیده است را دید و نسبت به زمینه سازی آن در نسل های آینده خوش بین بود. هر چند که دولت ایوبیان آغاز سخت وخونباری در مصر داشت و هرچند که در این دوران رکود الازهر و حرکت به سوی یک صدایی آشکار است اما می توان گفت که با کم رنگ شدن حاکمیت ایوبیان و قدرت یافتن بردگان ، مصر و بویژه الازهر از نو مسیر خود را به سوی تحمل فرقه ها و مذاهب گوناگون در کنار هم پیمودند . حتی کار از مذاهب رسمی آن روز هم فراتر رفت و گروه هایی که دارای سبک زندگی و مشی دینی متفاوت بودند مانند متصوفه نیز توانستند جایگاهی در الازهر پیدا کنند . از سوی دیگر حضور مدارس دیگر در کنار الازهر هم چنان ادامه داشت اما نه به صورتی که همانند دروان ایوبیان رقابت منفی ایجاد کند . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۱۰۴). باید به این نکته توجه عمیقی انجام شود که در گذشته الازهر ، دو مساله به صورت توام و جدا نشدنی در هویت الازهر جای دارد اول : هم زیستی مسالمت آمیز گروه های مختلف از ملل مختلف و دارای عقاید و شیوه های متفاوت دوم : انفعال و مقهور بودن در برابر حاکمان اسلامی از هر طایفه و مذهبی .
حال با توجه به این دو مطلب می توان فهمید که چرا مردم مصر و هم چنین الازهر نشینان در دوران های مختلف انتظار بیشتری از الازهر نداشته اند و در مقابل توقعات دیگران همواره نوعی سکوت همراه با رضایت خاطر را در پیش گرفته اند . نباید انتظار داشت که در کوتاه مدت مردم مصر به عنوان مخاطبان الازهر هویت خود و مرجع دینی شان را کنار بگذارند یا نادیده بگیرند و در نقشی متفاوت در عرصه داخلی مصر و یا بین الملل اسلامی حاضر شوند. و هم چنین نباید انتظار داشت که اسلامی که الازهر به سایر ملل از همان ابتدا صادر می کرده است یک اسلام انقلابی باشد .
 
 
دوران طلایی مصر و بازگشت شکوه و جلال
در قرن هشتم با افول مراکز علمی بغداد و رونق روز افزون مراکز علمی مصر ، الازهر مجددا به صورت کعبه اهل علم و جستجو گران معارف اسلامی در آمد . هر چند که دیگر گذشته شیعی خود را بازنیافت اما هیبت گذشته ، وقار علمی و نظم نهادینه شده در آن ، سهولت مراجعه وشرکت در دروس ، محیط کم تعصب و پر جوش و خروش ، حضور انواع و اقسام گرایش ها و مکاتب و توجه حاکمان، از الازهر یک معهد و مرکز اوج گرفته ساخته بود که در آغاز قرن نهم دیگر مدارس یارای مقابله با آن را نداشتند . در این دوران اساتید بسیاری در الازهر مشغول به تدریس بودند که علاوه بر علوم نقلی و اسلامی در علوم ریاضیات ، نجوم ، فلسفه و دیگر علوم فنی و مهندسی تبحر داشتند (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۱۰۵) اما این دوران طلایی دیری نپایید و اندک اندک با نزدیک شدن به اواخر قرن نهم و ضعف روز افزون حکومت ، رونق علمی الازهر هم رو به افول رفت و با حمله عثمانیان و سقوط خلافت عباسی و حکومت ممالیک رکودی دوباره ایجاد شد .
خلافت عثمانی و الازهر
در سال ۹۲۳ با فتح مصر توسط سلاطین عثمانی برگه جدیدی کتاب تاریخ مصر ورق خورد . دوران حکومت ترکان عثمانی شروع شد که تا سال ۱۲۲۰ این حکومت بر مصر ادامه داشت . از این زمان به بعد مصر جزئی از یک امپراطوری بزرگ شد تا اینکه در ۱۲۲۰ محمد علی پاشا مصر را جدا کرد و قلمرو خود دانست .
حرکت علمی الازهر :
حرکت علمی الازهر در اواخر قرن نهم رفته رفته دچار اضمحلال و ضعف شد هم چنان که دولت سلاطین هم راه خود را به سوی زوال طی می کرد . اوضاع جامعه مصر دچار از هم گسیختگی شده بود و مدارس مختلف دچار رکود شده بودند و الازهر هم از این قاعده مستثنی نبود . مصر استقلال خود را از دست داد و به دست ترک های عثمانی افتاد . جو علم جویی فرو کش کرد و بسیاری از متعلمین ، یاد گیری علوم عقلی و فلسفه و ریاضیات و جغرافیا را کنار گذاشتند . کم کم این نظریه که این علوم حرام هستند ، قوت گرفت و آموزش این علوم به صورت کلی از الازهر رخت بست و این اوضاع ادامه داشت تا زمانی که شیخ انبایی و شیخ محمد محمد البنا فتوا به جواز آموزش این علوم دادند .
حقیقت این است که سلطه عثمانی ها منجر به کم رنگ شدن شور و نشاط علمی و فکری شد که در عهد حکومت سلاطین برده اوج گرفته بود . عثمانی ها بلا فاصله پس از فتح مصر انتقال ذخائر علمی و فکری مصر را آغاز کردند و همه آن ها در قسطنطنیه جای گرفت . بسیاری از علما توسط عثمانی ها دستگیر و به ترکیه تبعید شدند . مصری که بعد از سقوط بغداد به دست مغول ها ، مهد تمدن و فرهنگ اسلامی و جایگاه علم پروری لقب گرفته بود و فرهنگ اسلامی از آن جا به دیگر مکان ها صادر می شد به نا گاه دچار غروب غم انگیزی شد . در واقع پس از آن که مصر در مقابل حمله مغول توانست مقاومت کند و تسلیم نشود تبدیل به پایتخت خلافت عباسی شد و از سوی دیگر چون حمایت های علمی کماکان در این سرزمین ادامه داشت ، از مصر یک پایتخت فرهنگی برای اهل تسنن ساخته بود . مرکز ثقل این پایتخت فرهنگی الازهر بود .
از آن جایی که الازهر در دوران عثمانی ها به حال خود رها شد و آثار علمی آن به غارت رفت ، تنها کاری که می توانست در این دوران تاریک علمی انجام دهد این بود که با استفاده از نفوذ خود در بین عامه مردم و نیز اندیشمندان و دولت مردان، متجاوزین عثمانی را وادار به حفظ شان خود کند و آنان را متوجه این نکته سازد که در بسیاری از امور بایستی به الازهر مراجعه کنند . یکی از کارکردهای بسیار مهم الازهر د راین دوران صیانت از زبان عربی در مقابل زبان مهاجم یعنی ترکی بود . کار دیگر آن باز نگه داشتن درهای خود به روی علم جویان علوم اسلامی و علوم عربی بود که سه قرن ادامه یافت تا وقتی که سیطره عثمانی ها برچیده شد . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۱۱۶)
دوران عثمانی در مصر را می توان با بی انگیزگی نویسندگان و کم کاری مولفین و بازنشسته شدن مورخین شناخت . علما در این دوران احساس کردند که دیگر روی آوردن به اجتهاد فایده ای ندارد و به تقلید از گذشتگان راضی شدند و به کتاب هایی اکتفا کردند که روح علم در آن مسدود می شد . دوری از مردم گریبانگیر علما شد و نوآوری و ابتکار درتفکر را به گوشه ای نهادند و نتیجه این ها همه فاصله افتادن روز افزون بین مردم و علما بود . با این حال شان و احترام الازهر به حاکمان جدید فهامنده شد و آنان نیز به الازهر به دید احترام می نگریستند. به عنوان مثال می بینیم که فاتحان ترک به عنوان تبرک ، نماز خود را در الازهر می خوانده اند. (ابن ایاس ۱۱۰۲، ۳ : ۱۱۶ و ۱۲۳) و می بینیم که لشکریان از تعرض به آن بیم داشته اند و هر زمان که انقلاب یا شورشی در می گرفت سعی در به خدمت گرفتن نفوذ علما برای پیش برد اهداف خود داشته اند . نتیجه اینکه الازهر تنها پناهگاه علوم دینی و زبان عربی شد و علی رغم افت شدید علمی و از بین رفتن برخی از رشته های تحصیلی ، سیاست صیانت از زبان عربی و فرهنگ اسلامی در آن پی گیری می شد علی رغم این که رشد و شکوفایی در کار نبود .
در این دوران اختلاف بین علما و اهالی الازهر بیشتر از گذشته پیش می آمد و حتی در یک واقعه شگفت انگیز که در تاریخ نقل شده است کار به شمشیر کشی و خون ریزی بین شافعی ها و حنفی هارسید.(الخفاجی ۱۹۸۸) هم چنان حضور طلاب از فرقه های مختلف و حتی کشور های مختلف در الازهر ادامه داشت تا حدی که به عنوان مثال طلاب هندی ، شامی ، ترکستانی ، عجم و … هر کدام رواق خاص خود را برای سکنی در اختیار داشتند . رقابت بین فرقه های چهار گانه در الازهر هم چنان در جریان بود و کم کم به تفوق و برتری فرقه شافعیه انجامید که پیشینه مصر نیز آن را طلب می کرد . به گونه ای که هر چهار مذهب تدریس می شد اما شیخ الازهر که بزرگترین مقام علمی در آن دوران به شمار می رفته است، از میان شافعی ها انتخاب می شد.از آن جایی که مذهب غالب امراء و حاکمان حنفی بود همواره رقابت بین این دو در الازهر شدید بود و نتیجه آن این بود که منصب شیخ الازهر در اختیار شافعیه قرار می گرفت اما امور حکومتی و از جمله قضاوت بر اساس فقه حنفی انجام می شد و هنوز هم در مصر امروز امورقضایی در قدرت حنفی هاست و قضاوت در محاکم شرعی بر اساس آن انجام می شود .
ساختار الازهر دراین سال ها
در الازهر هر چهار مذهب اهل تسنن تدریس می شد و هر مذهب رواق خاص خود و شیخ و استاد خاص خود را داشت که طلاب تابع این مذهب در درس او شرکت می کردند . از ابتدای تاسیس الازهر تا قرن دهم هجری ، منصبی به نام شیخ الازهر وجود نداشت و حاکمان و امراء ریاست آن را در عمل به دست داشتند تا این که در قرن ۱۱ هجری این منصب ایجاد شد قابل ذکر است که این منصب به مثابه منصب شیخ الاسلامی در دارالخلافه بغداد بوده است یعنی تمامی امور مربوط به دین و اداره مسائل مربوط به الازهر و فیصله دادن قضایا و مشکلات آن به عهده شیخ بوده است . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۱۲۷)
 رابطه الازهر با قدرت و سیاست
همان گونه که تاریخ تاسیس و اداره الازهر در طول قرون وابسته به حکومت ها بوده، در این دوران هم عدم نشاط آن از اراده حاکمان نشات می گرفته است حتی چندین بار حاکمان عثمانی حقوق ماهیانه و مزایایی ناچیز که به صورت جاری در مورد الازهر اجرا می شد را قطع وسپس با اعتراض اهالی الازهر مجدادا آن را وصل کردند و این قطع و وصل های مکرر ادامه داشت (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۱۱۷) با این حال شاهد آن هستیم که در مقیاس خرد گاه گاهی الازهر بر علیه حکومت عثمانی شوریده و رهبری قیام های مردمی را عهده دار شده است. هر چند که در حکومت های دیگر از آغاز تا کنون خبری از این گونه مسائل در مورد الازهر دیده نشده است اما وجود آن در دوران عثمانی حکایت از آن دارد که این پتانسیل در الازهر موجود بوده است و این خود الازهر و مشایخ آن بوده اند که اراده استفاده از این قدرت را نداشته اند .
علائم روشنفکری و وحدت گروی
نکته جالب این که در پی این یکی دو قیام و پشتیبانی الازهر از مردم یک توافقنامه بین حکومت و الازهر امضا شد و قاضی حکومت نیز آن را به رسمیت شناخت که مفاد آن از این قرار بودند :
هیچ مالیاتی وضع نمی شود مگر اینکه نمایندگان مردم آن را امضا کنند .
حاکمان و امرا هم طبق موازین دادگاه ها محاکمه شوند

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.