مقاله – تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۸

پایان نامه های سری دهم

در این کنگره شیخ محمد عبده که از بزرگان و علمای برجسته الازهر بود ، متن حکم خدیو را خواند که در آن فعالیت های عرابی در دفاع از کشور را محکوم می کرد و دعوت عرابی از مردم به دفاع را بر نمی تافت . بعد از آن علی پاشا روبی سخنرانی کرد و در آن موضع گیری خدیو را مورد حمله قرار داد و آن را موجب سر افکندگی کشور دانست و در ادامه فتوای علمای الازهر مبنی بر خروج خدیو از دین را قرائت کرد . چرا که او به دشمنان اسلام و کشور پیوسته بود . از این رو جمعیت کنگره ملی مصوبه تاریخی خود، مبنی بر عزل خدیو توفیق و موظف کردن عرابی به دفاع از کشور را صادر کرد و همه حاضران که نزدیک به ۴۰۰ نفر بودند آن را امضا کردند و مجلس را مامور ابلاغ این حکم به خدیو نمودند.از میان علمایی که این مصوبه را امضا کردند می توان از این افراد سر شناس نام برد :
شیخ محمد انبایی که شیخ الازهر بود ، شیخ حسن عدی ، شیخ عبدالله درسناوی ، مفتی حنفیه ، شیخ محمد علیش مفتی فرقه مالکیه ، شیخ یوسف حنبیل مفتی فرقه حنابله ، مفتی اوقاف ، شیخ عبدالهادی ابیاری، شیخ محمد اشمونی، شیخ خلیل عزازی ، شیخ مسعود نابلسی ، شیخ محمد قلماوی ، شیخ زین الدین مرصفی ، شیخ حسین مرصفی ، شیخ سلیم عمر قلعاوی ، شیخ عثمان مدوخ ، شیخ عبدالرحمن سویسی (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱: ۱۸۴-۱۸۶)
 
الازهر تغذیه کننده انقلاب عرابی
می توان افرادی مانند بارودی ، محمد عبده ، سعد زغلول و محمد ندیم را رهبران فکری و ایدئولوژیک این جریان دانست. در واقع یک حرکت فکری که در گذشته ایجاد شده بود اما دست روزگار آن را قطع کرده بود ، حرکت خود را از نو آغاز کرد و طلیعه نهضت جدیدی در ادبیات ظاهر شد و به نوعی شیوه ادبی بدیعی در آن روزگار بروز پیدا کرد . در همان وقت عناصر فرهنگی تازه ای در پرورش نسل جدید اثر گذار شد وتمامی آن ها به الازهر بر می گشت. دسته ای از منشورات و کتاب ها و تالیف ها به میان مردم راه پیدا کرد که از زنجیر های فکری قدیم آزاد شده بود و از جهت محتواو لفظ، نوعی آزاد منشی و تازگی روح در آن به چشم می خورد.
نیاز به رسانه های مکتوب خود را بیش از پیش نشان می داد لذا روزنامه ای به نام طائف توسط عبدالله ندیم شروع به کار کرد . در کنار آن روزنامه های بسیاری فعالیت خود را آغاز کردند و شعرا و نویسندگان ، روحیه حماسه سرایی را دستور کار خویش قرار دادند . سخنرانان دینی و خطیبان، دفاع از انقلاب و تشجیع مردم به مقاومت را محور فعالیت هایشان گذاشتند . حمایت مالی و معنوی علمای الازهر که در راس آن شیخ محمد عبده ، شیخ حسن عدوی ، سید عبدالله ندیم بودند آن چنان تصویر ماندگاری در مقاومت خلق کرد که هنوز به آن مباهات می شود .  بعد از پایان یافتن انقلاب و دستگیری عرابی ، رهبران این انقلاب هم دستگیر شدند. شیخ عبدالرحمن علیش ۵ سال به خارج از مصر ( آستانه ) تبعید شد.شیخ عبدالقادر قاضی، مدیریت قلیوبیه ۴ سال به بیروت تبعید شد . شیخ محمد هجرسی که ۴ سال به مکه تبعید شد . شیخ احمد عبدالجواد قایانی ۴ سال به بیروت تبعید شد. شیخ محمد عبد الجواد قایانی ۴ سال به بیروت تبعید شد . شیخ یوسف شرابه ۴ سال به غزه تبعید شد شیخ محمد عبده ۴ سال به بیروت تبعید شد . این ها همه علاوه بر عزل آن ها از مناصب و حقوق های ماهیانه شان بود .
اختلافات مذهبی و قومی رنگ می بازد
یکی از هنجار های حاکم بر الازهر در این دوره که سابقه زیادی در تاریخ آن هم دارد ، رنگ باختن اختلافات مذهبی است. امضای مصوبات کنگره ملی توسط روسای هر چهار مذهب اهل سنت ،علی رغم این که مذهب حاکم شافعی بود و اکثر مشایخ و رهبران این نهضت هم شافعی مذهب بودند، نشان می دهد که نوعی هم زیستی مسالمت آمیز و تلاش برای ایستادگی در مقابل دشمن مشترک تبدیل به یک قانون نانوشته در الازهر شده بود . همان گونه که درگذشته گفتیم در الازهر از ملیت های مختلف حضور داشتند که گاهی شاهد درگیری بین آن ها نیز بوده ایم اما گویا در این ایام همه افراد از همه ملیت ها در الازهر توانستند به این هم اندیشی جمعی برسند که دشمن مصر امروز همان دشمن اسلام است . و این نهضت را یک تلاش مقدس و جهاد الهی بر شمردند .
این نوع تفکر را نمی توان صرفا محصول شرایط زمانی دانست چرا که در همین دوره شاهد آن هستیم که درگوشه های دیگری از جهان اسلام مانند عراق یا لبنان درگیری ها و اختلاف های فرقه ای و مذهبی مانع ایستادگی قوی در مقابل استعمارگران شده است .این نشانگر آن است که خصوصیت ویژه ای در الازهر موجب این پیوستگی در بنیان های ایدئولوژیک نهضت شده بود که نادیده انگاشتن آن مانع از تحلیل صحیح از حوادث بعدی مصر خواهد شد . لرد کرومر در شرحی که از این وقایع آورده می گوید: « علما هر چند که از لحاظ نفر کوچک ترین گروه بودند ولی بین گروه هایی که افکار عمومی را شکل می دادند ، « پرنفوذترین » به شمار می آمدند. » (cromer 1916, 325)
جنگ جهانی اول
در خلال جنگ جهانی اول ملیت گرایی عامل مهمی در زندگانی مصریان شده بود . این گرایش از سویی معلول رنجش مصریان از انگلیس ها بود که مصر را تحت قیمومیت خود در آورده و به جای اصلاح شرایط زندگی روستائیان ناگزیر بودند مساعی خود را بیشتر متوجه کسب پیروزی در جنگ کنند . عامل دیگر گرایش به ناسیونالیسم ، نفوذ رهبران ملی بود که مهمترین آنها سعد زغلول بود . او یکی از فارغ التحصیلان الازهر بود که در کنار عبده درانقلاب عرابی نیز نقش داشت او پس از امضا شدن معاهده متارکه جنگ به اتفاق گروهی از ملیون حزب وفد را تشکیل داد که هدف آن کسب استقلال برای مصر بود . (دایاج ۱۵۰ ) شاید از نگاه مشایخ و گردانندگان سنتی الازهر افرادی مانند زغلول ، ثمره اصلی و نتیجه فرایند آموزشی الازهر به شمار نیایند و حتی ممکن است در آن زمان او و همانند او را افرادی می دانستند که در طریق تحصیل علم و دانش دچار خستگی و جا ماندگی گشته اند اما باید این نکته مهم را مد نظر قرار داد که زیر ساخت های پرورش چنین افکاری به تدریج در سازمان الازهر شکل گرفته بود و جای پای اندیشه های سید جمال هم چنان در میان این نسل خود نمایی می کرد .
 
انقلا ب ۱۹۱۹
انقلاب سال ۱۹۱۹م یکی از پر شور ترین و اثر گذار ترین حوادث اجتماعی در مصر است که بعد از جنگ جهانی اول و درگیری امپراطوری عثمانی در این جنگ به وقوع پیوست. از آن جا که کشور مصر از توابع امپراطوری عثمانی به شمار می رفت انگلیسی ها با تغییر حاکم وقت سعی کردند تا شخصی را روی کار بیاورند که تابع عثمانی ها نباشد. اما آثار و پیامدهای جنگ بر جامعه مصر اثر خود را گذاشت و نپذیرفتن سعد زغلول به عنوان نماینده مصر در کنفرانس پاریس ، جرقه لازم برای انفجار انبار باروت مصریان فراهم شد .
زمینه های انقلاب
به جهت شرایط سختی که مصریان بعد از اشغال کشورشان توسط انگلستان با آن روبه رو بودند و به خصوص مشکلات خاص مربوط به جنگ جهانی اول و هم چنین شکل گیری و رشد حس استقلال طلبی در میان آن ها ، انقلاب ۱۹۱۹ که اولین انقلاب ملی در خاور میانه می باشد ، شکل گرفت . در خلال سال های جنگ ، املاک کشاورزان مصادره می شد و حیوانات و محصول آن ها به جهت کمک به جنگ از دست آنان بیرون می آمد . حکومت، کشاورزان را مجبور به کشت محصولاتی می کرد که در راستای استفاده در جبهه های جنگ مفید باشد و آن را با قیمت پایین از آنان می خرید . هزاران نفر از کشاورزان را به زور به خدمت ارتش در آوردند و به نام « گروه کار مصری» از آنان در خطوط پشتیبانی و کمک در محور هایی مانند صحرای سینا ، فلسطین ، عراق ، فرانسه و بلژیک استفاده شد . کالاهای اساسی به شدت کمیاب شد و اوضاع معیشت مردم نابسامان و بحرانی گردید . در اسکندریه و قاهره تظاهرات و راهپیمایی های متعددی از بیکاران و گروه های مردم گرسنه شکل گرفت که گاهی منجر به اعمال خشونت و تخریب نیز گشت . سیاست هایی مانند توزیع نان و یا انتقال بیکاران به روستا هایشان بی نتیجه بود .
تشکیل حزب وفد توسط سعد زغلول
در سال ۱۹۱۸م سعد زغلول که یک فعال مدنی و از فارغ التحصیلان ملی گرای الازهر بود در جهت استقلال مصر و اصلاح وضعیت هم وطنان خود و کوتاه کردن دست حکومت اشغال گر گروهی را در خانه خود گرد آوری کرد و به همراه آنان حزبی را به نام « وفد » پایه گذاری نمود. این گروه امضای بسیاری از بزرگان را در تایید ماموریت خود جمع آوری کردند . ماموریتی که در بیانیه مورد اشاره این گونه تشریح شده بود :
« ما امضا کنند گان این بیانیه این افراد را مامور کردیم که در راه استقلال مصر تمامی راه های مسالمت آمیز و مشروع را با تمام تلاش خود به کار گیرند تا پرچم آزادی و عدالت که دولت بریتانیای کبیر آن را بر افراشته است برای مصریان حاصل کنند » (ویکی پدیا ۲۰۱۲)
پس از آن سعد زغلول تقاضا کرد تا با هیاتی از همکارانش به عنوان نماینده مردم مصر در کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹م شرکت کنند .دولت انگلیس در مقابل، سعد زغلول و همراهانش را دستگیر کرد و آنان را به جزیره مالت تبعید کرد . این اتفاق جرقه انفجار آتشفشان مصر ستمدیده شد .
اتفاقات انقلاب
در روز بعد از دستگیری سعد زغلول طلاب در اسکندریه تظاهرات به راه انداختند و طی دو روز آتش خشم تمامی دانشجویان و طلاب را در دیگر شهرها به حرکت در آورد . بعد از چند روز انقلاب به تمامی شهرها و روستاها رسیده بود . پس از چندی در قاهره کارگرانی که خواستار افزایش دستمزدو تقلیل ساعات کار بودند دست به اعتصاب زدند و در پی آن کارگران راه آهن نه تنها اعتصاب کردند بلکه در شبکه راه آهن نیز اختلال جدی ایجاد کردند. رانندگان تاکسی و کارمندان پست و برق و چاپخانه ها گروه های بعدی بودند که به انقلاب و اعتصاب پیوستند . در شهرها و محله ها مردم برای مقابله با نیروی نظامی انگلیسی ها کانال و خندق حفر می کردند. و حمله به برخی املاک بیگانگان و اماکن تجاری آغاز شد . کشاورزان ریل های راه آهن را قطع می کردند و در برخی از شهرها و روستا ها کشاورزان با حمله به پاسگاه های پلیس دستگیر شدگان را رها می ساختند .
انگلستان یک کشتی جنگی را به سواحل مصر فرستاد . کشاورزان نیز متقابلا در سواحل با تفنگ های قدیمی آماده مقابله شدند . از سوی دیگر انگلیس ها خشونت و سرکوب را در دستور کار قرار دادند اولین شهدای انقلاب از بین طلاب و دانشجویان الازهر بودند . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۱۹۰)حالت نظامی که بعد از جنگ در مصر بر قرار شده بود تشدید شد . انگلیسی ها که از قطع خطوط راه آهن به خشم آمده بودند تهدید کردند که عاملین این کاررا اعدام وروستاهای مجاور خطوط قطع شده را خواهند سوزاند. تعداد زیادی از مردم در دادگاه های نظامی و یا در کشتار های دسته جمعی به قتل رسیدند. انقلاب ۱۹۱۹ اولین انقلابی بود در مصر ، که زنان در آن مشارکت داشتند، که در راس آنان خواهر سعد زغلول بود..
سر انجام انقلاب
در نهایت دولت اشغال گر انگلیس مجبور شد تا سعد و همراهانش را از تبعید باز گرداند و آنان را آزاد کند . انگلستان اجازه داد تا هیات مصر به ریاست سعد زغلول به فرانسه سفر کند و در کنفرانس صلح شرکت داشته باشد و در آن جا قضیه استقلال مصر را مطرح سازد . در نهایت کشورهای حاضر در کنفرانس برای استقلال مصر ارزشی قائل نشدند و این مطلب مردم مصر را مجددا خشمگین ساخت و منجر به تحریم کالاهای انگلیسی و اعتصاب و تظاهرات شد . دولت انگلیس مجددا سعد را به جزیره سیشل تبعید کرد و این کار شعله انقلاب را بالا برد و نهایتا انگلستان مجبور شد امتیازاتی به مصریان بدهد و اولین قانون اساسی مصری و پس از آن نخست وزیری سعد زغلول را بپذیرد. در واقع در سال ۱۳۴۰ ه.ق. ( ۱۹۲۲ م ) مصر به عنوان یک کشور پادشاهی مستقل شناخته شد ، گرچه بنابر قرار دادی که بر این کشور تحمیل گردید امتیازات نظامی بریتانیا ، حقوق اقلیت ها و نظارت مشترک مصر و انگلیس بر سودان به رسمیت شناخته شد.
الازهر در کوران انقلاب
الازهر جایگاه ویژه و مثال زدنی در این انقلاب داشت . نهضتی که تمامی مصر در مقابل انگلیس ایستاد و آزادی خود را مطالبه کرد و بر آزادگی خود پا فشاری کرد . الازهر در این شوک ملی و نهضت ناگهانی قیام کرد . الازهر بیدار شد و ملت را همراهی کرد . و معهد دین و علم مقر انقلاب عظیمی شد که در حال شکل گیری بود . اولین شهید انقلاب از الازهر بود. طلبه ای که مسلسل به زمین افتاده ای را برداشت و نمی دانست که با آن چه بکند و در همین حین از سوی تیر اندازان انگلیسی آماج گلوله های سربی شد . اجتماعات بزرگی در الازهر شکل گرفت و آن را تبدیل به مرکز تئوریک و تبلیغاتی نهضت کرد . منبر الازهر لحظه ای خالی نمی شد . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۲۰۰)
تاریخ نگاران عرب با افتخار از شور و شوق استادان و طلبه های الازهر در ایام انقلاب سخن میراندند . هر شامگاه هزاران نفر از مردم به مسجد می آمدند و مشایخ و طلاب با ایراد سخنرانی های آتشین، ایشان را به قیام دعوت می کردند و چون مقامات انگلیسی از رئیس دانشگاه خواستند تا در الازهر را ببندد وی به دلیل این که به حکم شرع در مسجد باید برای عبادت به روی عموم باز باشد ، از پذیرفتن خواسته آن ها سر باز زد . از این رو بود که مقامات انگلیسی اجتماعات سیاسی را متوقف کردند و کلاس های درس نیز موقتا تعطیل شد . در واقع طلبه ها چنان منقلب شده بودند که پرداختن به تحصیل ممکن نبود . شیخ کریم قایانی که نیمه شب از تظاهرات باز می گشت ردای خود را زیر سر لوله می کرد و بر حصیری در الازهر می خوابید تا این که صبح بتواند مجددا برای انقلابیون سخن بگوید . بسیاری از جمعیت تظاهر کنندگان را طلاب و اساتید الازهر تشکیل می دادند .
در همان روزگار که الازهر به تعصب و طائفی گری متهم می شد، درب های خود را به روی قبطیان مسیحی گشود و عنصری جدید در همبستگی مردم مصر ایجاد کرد . (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۲۰۰) روزی یک کشیش قبطی با کمال بی باکی وارد الازهر شد و خطابه بلندی برای طلبه ها ایراد کرد . چون کلامش بدین جا رسید که « سرخی گونه انگلیس ها از مکیدن خون مصریان است » و مطالب دیگری از این گونه ، طلبه ها او را به روی شانه ها بلند کردند و از او دعوت کردند تا از منبر الازهر به موعظه بپردازد . (بایارد ۱۳۶۷, ۱۵۰) انگلیسی ها از ورود به الازهر منع می کردند اما با تیزهوشی الازهریان راه ورودی دیگری باز شد و تا مدت ها مخفی از دشمن مردم وارد الازهر می شدند. (الخفاجی ۱۹۸۸، ۱ : ۲۰۱)
نوعی نگاه حماسی از این تاریخ بر الازهر حکم فرما شد . در واقع پتانسیل بسیار بالای الازهر در بیدار کردم مردم که تا کنون فقط در مقیاس های کوچک و برای اعتراض های موسمی استفاده می شد به صورت ناگهانی کشف شد و الازهریان دریافتند که نباید بیش از این منفعل بود. گویا در بستر تاریخی ناخودآگاه آنان نوعی ترس و اطاعت از حاکم هر که باشد ، نهفته بود و این ترس مجالی به روحیه استقلال طلبی آنان نمی داد اما در دوران سلطه بیگانگان فرانسوی این حس بیدار شد و ناخود آگاه تاریخی که دائما خضوع در مقابل حاکم مسلمان را ایجاب می کرد در مقابل کفار دیگر مجالی برای این خضوع نمی دید لذا شاهد نوعی طغیان نوپا از سوی الازهر در زمان فرانسویان و انقلابی فراگیر در زمان انگلیسی ها هستیم. به نظر می رسد برای به حرکت در آوردن موتور انقلابی الازهر نیاز به یک قرن ظلم و چپاول بوده است تا علمای این مسجد – دانشگاه مطمئن شوند که زمان محافظه کاری و به کار گیری نفوذ فوق العاده شان در میان مردم فرا رسیده است.
مصر بین دو جنگ جهانی
نخستین ملک و شاه مصر در رژیم جدید ، مصر فواد اول بود . در دروان سلطنت وی الازهر به صورت میدان کشمکش سه جانبه ای میان دربار ، مقامات انگلیسی و رهبران ملی درآمد . فواد که با سخاوتمندی با الازهر رفتار می کرد از سوی مشایخ ازهری مورد توجه بود . این موضوع موجب شد که سعد زغلول نیز خواستار حمایت و توجه بیشتر فواد به خود باشد . سعد زغلول آغاز گر جریان انتقال موقوفات الازهر به دولت شد و این نهاد را وابسته به اعتبارات وزارت خانه های دارایی و اوقاف نمود . این جریان در سال ۱۳۷۱ ه.ق به سر انجام رسید ؛ به طوری که اکنون الازهر نهادی است که از سوی دولت و با بودجه دولت تامین می شود نه با موقوفات خصوصی . ضمنا در این دوران قوانین جدیدی نیز به تصویب رسید که در سرنوشت الازهر تاثیر بسزایی داشته است .
تشدید موانع هم گرایی
این انتقال منابع مالی از الازهر به دولت همانگونه که قبلا به آن اشاره شد زمینه ساز تشدید یکی از موانع مهم بر سر راه الازهر درمسیر هم گرایی شد. چرا که یکی از موانع مهم بر سر راه الازهر همانا انفعال و عقب نشینی در مقابل حاکمان سیاسی بوده و هست لکن وابستگی مالی اداری الازهر به حکومت ها این مانع را دو چندان موثر می کند .
قانون دوازدهم محرم ۱۳۴۲ه.ق (۱۹۲۳ م.) امکان تحصیلات فوق لیسانس را در رشته های سنتی فراهم کرد . طلبه پس از دریافت گواهینامه عالی، از شرایط کافی برای ورود به دوره های تخصصی در یکی از گروه های زیر برخوردار می شد : تفسیر ، احکام شرع و اصول فقه ، حدیث ، توحید ، صرف و نحو ، تاریخ اسلام، که شامل اخلاق اسلامی و وعظ نیز می شد. موفقیت در این مرحله به دریافت گواهینامه تخصصی یا شهاده التخصص می انجامید . ضمنا به موجب همین قانون مدرسه قضات ( مدر سه القضاء الشرعی ) که تا این زمان نهادی مستقل بود ، جزئی از الازهر شد و به تدریس مباحث شرعی و فقهی به طور عملی و نظری اختصاص یافت .
به موجب قانون دیگری که در روز ششم شعبان ۱۳۴۳ ه.ق ( چهارم مارس ۱۹۲۵ م.) به تصویب رسید سر پرستی این بخش جدید التاسیس الازهر به وزارت آموزش واگذار شد . هم چنین مدرسه تربیت معلم معروف به دارالعلوم وابسته به الازهر نیز زیر نظر آن وزارت قرار گرفت . وظیفه ویژه این نهاد تدریس علوم عربی به طور جامع و با شیوه ای پیشرفته بود. به طور صحیح در کلاس های ابتدایی و متوسطه آموخته شود و از متون درسی جدید نیز برای تدریس در سطح ابتدایی هر چه بیشتر استفاده گردد .
چون رئیس دانشگاه محمد الجیزاوی مردی محافظه کار بود و نیز به سبب آشفتگی اوضاع سیاسی کشور ، اصلاحات سال ۱۳۴۳ ه.ق ( ۱۹۲۵م. ) دوام نیافت و دوسال پس از تصویب لغو شد . سپس به دلیل ادامه کشمکش میان دولت و دربار قانون ۲۸ ذیقعده ۱۳۴۵ (۱۹۲۷م.)به تصویب رسید که به موجب آن نخست وزیر نیز در اعمال اختیاراتی که در امور مالی و انتصابات الازهر به ملک تفویض شده بود، سهیم گردید . این اقدام در سال ۱۳۴۹ ه.ق. ( ۱۹۳۰ م.) اصلاح شد ، ولی دوباره در سال ۱۳۵۴ه.ق. به اجرا گذاشته شد .
در خلال جنگ جهانی اول، قاهره مرکز اصلی عملیات نظامی بریتانیا در خاورمیانه بود .این قوای نظامی عظیم ناگزیر سیلی از تجدد گرایی به مصر و دیگر سرزمین های عرب سرازیر کرد . پس از جنگ با ورود وسایل نقلیه موتوری و سینما به مصر و نیز با تسهیلات و امکان بیشتری برای مسافرت به خارج از کشور عوامل لازم برای گسترش نوعی رنسانس درزمینه های فکری و اجتماعی مصریان فراهم آمد. با این همه، اوضاع الازهر علی رغم نفوذ اروپاییان در مصر بسیار به کندی تغییر می کرد . بیشتر طلبه های ازهری هنوز جامه های سنتی به تن می کردند و پارچه های سفید همچون عمامه به دور کلاه خود می پیچیدند .
در این سال ها الازهر فراز و فرود های زیادی را به خود می دید مثلا یک بار در سال ۱۳۵۰ه.ق (۱۹۳۱م.) شیخ محمود شلتوت به جهات سخنانی روشنفکرانه از الازهر اخراج شد اما در سال ۱۹۵۸م همو به ریاست دانشگاه الازهر منصوب شد . از سوی دیگر طلبه ها مدام از سوی آشوب گران سیاسی تحریک می شدند . برای نمونه پس از مرگ شیخ الجیزاوی مقامات دولتی شیخ محمد مصطفی المراغی را به جای وی به ریاست دانشگاه برگزیدند . بسیاری از مشایخ با این انتصاب مخالف بودند ، زیرا از سویی شیخ المراغی را به درستی نمی شناختند و از سوی دیگر ، برنامه اصلاحی او را تند و افراطی می پنداشتند . آشوب گران سیاسی این فرصت را غنیمت شمرده طلبه ها را چنان تحریک کردند که در سال ۱۳۴۸ه.ق (۱۹۲۹م.) نامبرده مجبور به استعفا شد . این بار شیخ محمد الظواهری را به ریاست دانگشاه گماردند و او که از سوی ملک و هیئت علمی حمایت می شد، موفق به انجام دادن اقدامات بسیاری گردید. موفقیت وی بدین لحاظ بود که برنامه اصلاح خود را محدود به ایجاد تغییراتی در کتاب های درسی و روش تدریس و سازمان الازهر کرده بود . در حالی که مراغی پا از این فراتر گذاشته و جویای تعبیر و تفسیر جدید مسائل شرعی بود . به عنوان مثال او خواستار گشودن باب اجتهاد در مسائل علمی بود و به نوعی از شیوه حوزه های علمیه شیعی الهام گرفته بود .

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.