تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۹

پایان نامه های سری دهم

ظهور چهره های هم گرا
افرادی مانند شیخ شلتوت ، شیخ مصطفی مراغی و شیخ سعید از جمله افرادی بودند که با شجاعت و صراحت پس از سالها محافظه کاری الازهر از هم گرایی و وحدت بین فرق مختلف مسلمین که شیعیان را نیز در زمره آن جای داده بودند ، سخن راندند . این سوال اساسی باقی است که علت ظهور این چهره ها در این دوره آیا فراز و فرودهای متناوب و مکرر الازهر بود که موجب می شد جو روانی برای گفتن مسائل چالشی فراهم تر باشد یا پشتوانه فکری تزریق شده از سوی سید جمال و یا روشنفکری روز افزون ناشی از ارتباط با غرب بوده است ؟ آنچه را که با زیرکی می توان در یافت آن است که هر کدام از این اسباب سهم خود را در اثر گذاری داشته است اما برای پیش بینی آینده و یا اقدامات موثر باید فهمید که کدام عامل سهم حد اکثری را داشته است .
جنگ جهانی دوم
قاهره در زمان جنگ جهانی دوم مرکز فرماندهی قوای متفقین در خاورمیانه شده بود . از این رو ، نقطه سوق الجیشی بسیار مهمی برای جنگ با قوای هیتلر به شمار می آمد و د رنتیجه صرف هزینه های کلان نظامی و رشد سریع صنایع و ایجاد کارخانه های جدید بسیاری که با کمک قیمت های زمان جنگ ساخته می شدند ، کشور مصر بیش از پیش مترقی و پر رونق شده بود . علی رغم جنگ طرح هایی برای برگزاری جشن هزاره الازهر در دست تهیه بود . چون این مسجد در سال ۳۶۱ ه.ق بنا شده بود، لذا تصمیم بر این بود که در سال ۱۳۱۶ ه.ق (۱۹۴۲ م) بدین مناسبت مراسم جشنی برپا شود . قرار بود ملک دعوت عصرانه ای برای مدرسین و فارغ التحصیلان در قصر سلطنتی و نیز شامی برای طلاب الازهر ترتیب دهد . ولی برگزاری این جشن به مدت نامعلومی به تعویق افتاد ، احتمالا بدین دلیل که رهبران حزب وفد بیم داشتند که این مراسم به تظاهرات علیه حزب سیاسی ایشان تبدیل شود . در همین زمان تمبرهای یادبودی نیز به چاپ رسید که مزین به تصویر الازهر بود .
در سال ۱۳۶۲ ه.ق (۱۹۴۳م.) طلبه ها علیه برقراری روابط سیاسی میان مصر و اتحاد جماهیر شوروی تظاهرات نمودند ، زیرا احساس می کردند که روس ها با اتباع مسلمان خود غیر منصفانه رفتار می کنند . سال بعد نیز باردیگر طلبه ها را بر انگیختند ، ولی این بار علیه رئیس دانشگاهشان ، زیرا وی در خدمت ملک بود و از رهبران سیاسی پیروی نمی کرد . این بار اوضاع چنان متشنج شد که کلاس ها را تعطیل کردند و رئیس دانشگاه تا سقوط کابینه نحاس [۵] و شکست حزب وفد در شهر حلوان بازنشسته باقی ماند . هنگامی که در سال ۱۳۶۴ه.ق ( ۱۹۴۵م ) المراغی درگذشت ، شیخ مصطفی عبدالرزاق به جای او رئیس دانشگاه شد؛ وی از پیروان محمد عبده و استاد فلسفه دانشگاه قاهره و وزیر اوقاف بود و در دوران دو ساله ریاستش، تدریس زبان های خارجی و اعزام فارغ التحصیلان برای ادامه تحصیل در اروپا را تشویق کرد .
سال های پس از جنگ جهانی دوم ایام نامساعد و دشواری برای مصر بود . سلطنت فاروق مایه نومیدی شده بود . دائما میان شاه و رهبران سیاسی و انگلیسی ها اختلاف وجود داشت ؛ تورم مالی به صورت مشکل جدی در آمده بود و جنگ فلسطین پرده از فساد درون ارتش برداشته بود . به حدی اوضاع سیاسی بی ثبات شده بود که کابینه ها به سرعت و یکی پس از دیگری عوض می شدند و در نتیجه مشایخ جامع الازهر نیز پیاپی تغییر می کردند ؛ به طوری که شش رئیس دانشگاه در فواصل کوتاه جانشین شیخ عبدالرزاق شدند . در این دوره بود که اخوان المسلمین شروع به اعمال نفوذ سیاسی کرد . بنیانگذار این نهضت در ابتدای امر چنان صادقانه به تهذیب و احیای اسلام علاقه مند بود که پیروان زیادی به او گرویدند و از جمله بسیاری از مدرسین و طلبه های الازهر به عضویت اخوان المسلمین درآمدند . ولی دیری نگذشت که این نهضت هم کمی از آلودگی های سیاسی نصیبش شد .
در گیر و دار چنین شرایط و اوضاع متغیر و نامعلوم، یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ الازهر به وقوع پیوست . دولت اعتبار ایجاد یک بنای چهار ضلعی جدید دانشگاهی را در سمت شرقی بنای قدیمی مسجد تصویب کرد .با این تصمیم و عملی کردن آن توسعه فیزیکی و علمی الازهر شتاب بیشتری گرفت و روز به روز به سمت یک معهد دینی متمرکز برای سایر ملل مسلمان که توانایی پاسخگویی به نیازهای همه آنان را داشته باشد نزدیک تر شد .
کودتای جدید ، عصر جدید
روز بیست و هفتم ربیع الاخر ۱۳۷۱ه.ق (ژانویه ۱۹۵۲ ) اتفاقات عظیمی در قاهره روی داد . توده های مردم هتل سپرد [۶]، فروشگاه ها و نیز سینما ، رستوران ها و کاباره ها را به آتش کشیدند . حداقل ۱۲ انگلیسی به قتل رسیدند و غارت و چپاول عمومیت یافت . پس از این که به فرمان ملک ، کابنیه نحاس برکنار شد ، هیچ نخست وزیر دیگری نتوانست دولت با ثباتی تشکیل دهد . بالاخره دراول ذیقعده ۱۳۷۱ه.ق (ژوئیه ۱۹۵۲) گروهی از افسران ارتش یک کودتای بدون خونریزی را رهبری کردند و این واقعه آغازگر عصری جدید در حیات مصر و الازهر شد .
الازهر هزار ساله و شروع پدیده جمهوریت
در روز سیزدهم ذیقعده ۱۳۷۱ ه.ق.(۲۶ ژوئیه ۱۹۵۲ م.) فاروق از سلطنت کناره گرفت و با این که پسر خردسالش را جانشین او نامیده بودند در چهارم شوال ۱۳۷۲ه.ق (ژوئن ۱۹۵۳) افسران انقلابی بساط سلطنت را برچیدند و مصر را به یک کشور جمهوری تبدیل کردند. شروع رژیم جمهوری هر چند که در ادامه فقط نام جمهوری بر آن ماند لکن توانست زمینه ساز بسیاری از اتفاقات شود که در مصر پادشاهی امکان وقوع آن نبود مانند سازمان دهی الازهر ، ارتش استعمار ستیز ، افکار عمومی پرسش گر و نهادهای آموزشی روشنفکر گرا همه از ارمغان های این نظام جدید بودند . علاوه بر این، کوران تندباد های سیاسی دامن الازهر را نیز گرفت در زمانه ای که جنگ سرد بحرانی ترین روز های خود را از سر گذراند و مناقشات خاورمیانه بحث بر انگیز شد و حتی یکی از بزرگترین انقلاب های قرن ( انقلاب اسلامی ایران ) به وقوع پیوست ، مشایخ آن مجبور به موضع گیری های سیاسی شدند که البته این موضع گیری ها نه تنها از سر انفعال بود بلکه محافظه کاری و ترس از حکومت در آن موج می زد.
کار بدان جا رسید که همان الازهری که در جنگ های اعراب و اسرائیل فتوای جهاد می داد و به حمایت از دولت مصر مردم را تشویق به حضور در میادین جنگ می کرد ، در سال های بعد به تبعیت از حکومت در یک چرخش ناگهانی از صلح با اسرائیل دفاع کرد و تا آن جا پیش رفت که در برابر بهت مسلمانان با سیاستمداران اسرائیلی و خاخام های یهودی دیدارهای دوستانه را پذیرا شد . در این دوران که می توان آن را به دو دوره ارزش محوری و رفاه محوری تقسیم کرد سه رئیس جمهور به ترتیب ۱- جمال عبدالناصر ۲- محمد انور سادات ۳- حسنی مبارک عهده دار امور بودند که انور سادات چرخش ناگهانی سیاسی مصر را کلید زد .
حکومت جمهوری در مصر سه دوره مجزا و مهم دارد که هر یک را به اختصار بررسی خواهیم کرد . دوران جمال عبدالناصر و انورسادات تا معاهده کمپ دیوید ، دوران انور سادات بعد ازمعاهده و دوران حسنی مبارک .
جمال عبدالناصر و الازهر
با استقرار یک دولت متمرکز به رهبری سرهنگ جمال عبدالناصر دانشگاه الازهر دیگر دست خوش کشمکش میان شاه و انگلیس و حزب وفد نشد و زندگی دانشجویی در قاهره چنان تحت کنترل دقیق در آمد که فضای پر آشوب سیاسی گذشته جای خود را به نظم و آرامش علمی داد.
رژیم جمهوری مشایخ را به پذیرفتن اقدامات مترقی تشویق کرد تا از این طریق در پیشبرد و توسعه امور داخلی جمهوری نو بنیاد سهیم شوند . در همین حال تلاش روزافزونی به عمل آوردند تا طلبه های آسیایی و آفریقایی را برای تحصیل به الازهر جلب کنند و بتوانند دانش و معرفت کافی درباره اسلام و مسائلی که درجهان معاصر با آن مواجه است به آنان بیاموزند . مشایخ از رژیم جمهوری پشتیبانی کردند. در سال ۱۳۷۵ه.ق.( ۱۹۵۶م.) به هنگام حمله به منطقه کانال، آنان کلاس هایی برای آموزش فنون نظامی دایر کردند .دو سال بعد رئیس دانشگاه ضمن دعوت مردم به رعایت ایام ماه رمضان، زمانی که تحریکات کمونیست ها در عراق طرح های مصر را برای ایجاد اتحاد عربی به خطر انداخته بود ، شیخ محمود شلتوت که در آن زمان شیخ الازهر بود ، علیه کمونیست ها اعلان جهاد کرد و مومنین را نسبت به خطری که اساس اسلام را تهدید می کرد و مسلمین رابه سوی کفر الحاد سوق می داد، هشدار داد .
این جامع قدیمی پس از گذشت ده قرن و تحمل نشیب و فراز های بسیار ، هنوز هم مانند زمانی که ساخته شده است ، اهمیت دارد . برای مثال در سال ۱۳۷۹ ه.ق.(۱۹۵۸م) عبدالناصر رئیس جمهوری مصر نیز همچون خلفای فاطمی در یکی از مراسم ماه رمضان الازهر شرکت کرد . در اواخر ماه ژانویه ، زمانی که طرح ایجاد جمهوری متحده عربی تهیه می شد ، روسای جمهوری سوریه و مصر در کنار هم در این مسجد نماز گزاردند .در نهم ربیع الاخر ۱۳۷۹ه.ق (۱۹۵۸م.) وزیر اوقاف مصر خطابه ای به مناسبت روز سازمان ملل در الازهر ایراد کرد و دررمضان ۱۳۷۸ه.ق امیر محمد البدر ، ولیعهد یمن ، در نماز جمعه و نیز در مراسم هم دردی با قربانیان درگیری های کمونیست ها در عراق شرکت کرد .
هر چند مسجد الازهر در سال ۳۶۱ ه.ق ساخته شد ولی فعالیت های آموزشی آن رسما تا سال ۳۷۸ ه.ق سامان نیافت ، بدین ترتیب در سال ۱۳۷۸ه.ق . که مصادف با سال تحصیلی ۱۹۵۸-۱۹۵۹ است ، هزار سال از عمر این مسجد ، به عنوان مرکز آموزش عالی می گذرد. الازهر در دروان حکومت جدید مصر با نوع جدیدی از سیستم حکومتی آشنا شد که نام جمهوری بر آن نهاده شده بود اما در عمل حکومت نظامیان بود و صد البته حکومتی که با کودتا آغاز شود نمی تواند انتظاراتی که از یک نظام سیاسی دموکرات می رود را برآورده کند . این دوران که با بهار عربی در مصر پایان یافت ، با تغییرات مهمی در الازهر همراه بود . جمال عبدالناصر به عنوان نخستین رئیس جمهور مصر ، انتصاب شیخ الازهر توسط دولت را رسمیت بخشید و الازهر با دور جدیدی از دخالت ها و نفوذ حکومت مواجه شد .
حقیقت تلخی که باید آن را پذیرفت آن است که این بدعت ناصر ، آغازی بود براسارت ، انفعال و محدودیت روز افزون الازهر که علمای الازهر را گریزی از آن نبود. به ناچار دورانی از تاریخ که سرشار از سر شکستگی ، سکوت های بی توجیه و موضع گیری های خلاف وحدت و شرف مسلمانی بوده است .
در این دوره حکومت جمهوری عربی مصر، اوقاف الازهر را در اختیار گرفت؛ بدین صورت الازهر از لحاظ مالی – معیشتی وابسته به حکومت شد.در ۱۹۶۱م. در حکومت جمهوری عربی عبدالناصر، شورای انقلاب، قانونی را گذراند که تعیین شیخ الازهر، رئیس جامعه الازهر و رؤسای دانشکده‌های الازهر به عهده رئیس جمهور مصر باشد. هر چند برابر با ماده۴ این قانون، شیخ الازهر کلیه شئون دین را عهده‌دار و ریاست تمامی آموزش‌های اسلامی را برخوردار است و از لحاظ رتبه کشوری در سطح نخست‌وزیر است و … اما در مجموع، تعیین مناصب اصلی، به عهده ی حکومت است. با قانون اخیر الازهر از لحاظ سیاسی هم وابسته به حکومت وقت گردید. تبعیت‌های سیاسی الازهر از حکومت‌های ناصر، سادات و مبارک به این عامل وابسته است. مشاهده می‌کنیم که در منازعات عبدالناصر با محمد نجیب، [۷] الازهر به نفع ناصر فتوا داد و یا الازهر از پیمان کمپ دیوید (در دوره سادات) به دفاع پرداخت و یا محمدسعید طنطاوی به مصافحه با شیمون پرز نخست‌وزیر اسرائیل می‌پردازد و …
ساختار آموزشی الازهر، به مرور از مرکزی دینی – روحانی، به یک دانشگاه متعارف تبدیل شد.
اولاً: بخش قابل توجهی از جامعه الازهر چونان دانشگاه‌های دیگر به دانش‌های ریاضی، تجربی یا انسانی غیرمرتبط با علوم دینی است. از حدود ۲۴ دانشکده الازهر، تنها ۶ دانشکده آن در علوم اسلامی محض است که در چند شهر مصر قرار دارد.
ثانیاً: مراکز علمی- پژوهشی وابسته به الازهر نیز عمدتاً در غیر راستای علوم اسلامی قرار دارند. شاید تنها یک مرکز اقتصاد اسلامی در حوزه دانش‌های مرتبط قرار دارد؛ اما باقی به موضوعاتی چونان: ژنتیک، مرکز پلاسما، بیماری‌های حساسیت‌زا و …مربوط است.
دوران انورسادات
دراین دوره ابتدا شیخ محد الفحام ، به عنوان شیخ الازهر مشغول به کار بود که همکاری وسیعی با انور سادات قبل از چرحش تاریخی او داشته است . او به عنوان شیخ الازهر درگیری های بین مسیحیان و مسلمانان در مصر را مدیریت کرد و هم چنین در کمیته تحقیق حوادث این درگیری ها نقش کلیدی ایفا می کرد . در این دوران مشی ناصر ادامه داشت .
بعد از چرخش تاریخ انور سادات و صلح با اسرائیل و روی خوش نشان دادن سادات به غرب اوضاع کمی متفاوت شد . در این دوران شیخ عبدالحلیم عهده دار اوضاع الازهر بود که از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۸ طول کشید و با استعفای او به پایان رسید چرا که سادات سعی در محدود کردن نقش شیخ الازهر داشت و به دنبال آن بود تا این منصب نفوذش از هر فوایی کمتر باشد و اختیارات شیخ الازهر را به رئیس اوقاف مصر اعطا کند . اما به سبب فشارهای فراوان داخلی و خارجی مجبور به ترک این امر شد و اختیارات شیخ الازهر را به او برگرداند . مجددا اورا هم سنگ وزیر اوقاف قرار داد . شیخ عبدالحلیم محمد در این دوران در موارد بسیاری به مخالفت با سادات پرداخت . مخالفت با اصلاح قانون ثبت احوال ، مقابله با تدریس مسیحیت و اسلام در سیستم های آموزشی مشترک و مقاومت در مقابل نخست وزیر وقت ، مصطفی خلیل .
نفوذ بین المللی الازهر د ردوران سادات
شیخ عبدالحلیم محمد نه تنها در سیاست داخلی مصر صاحب نظر و نفوذ بود بلکه در جریاناتی مانند جنگ داخلی لبنان و بحران بین الجزایر و مغرب نیز وارد شد و با تلگراف های متعدد خود به سران کشورها از جمله سادات خواستار حفظ جان و مال مسلمانان شد و سادات را مجبور به پاسخ رسمی کرد ، پاسخی که سادات در آن به شیخ اطمینان خاطر داد که مسئولیت خودش را به عنوان رئیس جمهور مصر به انجام خواهد رساند .
صلح با اسرائیل
در سال ۱۹۷۷ انور سادات تصمیم سرنوشت سازی گرفت و طی سفری به قدس و سپس به ایالات متحده آمریکا برای مذاکرات در مورد مبادله اراضی اشغال شده مقدمات معاهده صلح با اسرائیل را فراهم کند که این تلاش های او سرانجام در سال ۱۹۷۹ نتیجه داد و این معاهده امضا شد .
ترور سادات
پس از امضای قرارداد صلح میان مصر و اسرائیل، انتقادات فراوانی از سوی کشورهای عربی و مخالفین سیاسی سادات در داخل و خارج مصر به دلایل مختلف مخصوصا امضای قرارداد صلح با اسرائیل باعث ایجاد جو سیاسی خشن و برخوردهایی میان گروه‌های مختلف مصری و دولت وقت شده بود.
در سپتامبر سال ۱۹۸۱ میلادی، سادات اقدام به سرکوب گروه‌های مختلف سیاسی در جهت آرام کردن و کنترل کامل اوضاع مصر را نمود و دستور دستگیری اعضای حزب کمونیست مصر، ناصریست (ملی گراهای عرب)، فمینیست، اسلام‌گراها و همچنین گروه‌هایی از دانشجویان فعال سیاسی را صادر کرد. آمار کاملی از تعداد دستگیر شدگان سپتامبر ۱۹۸۱ وجود ندارد اما آگاهان تعداد آنان را کمتر از ۱۶۰۰ نفر تخمین می‌زنند. موج دستگیری‌ها در خارج از مصر با محکومیت‌های بین‌المللی مواجه شد.
با این پیش زمینه در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ میلادی، یعنی کمتر از یک ماه از آغاز دستگیری مخالفان، انور سادات مورد سوءقصد قرار گرفت. در سال روز رژه پیروزی ۶ اکتبر در قاهره، انور سادات در جایگاه ویژه به دست تنی چند از سربازان ارتش مصر که وابسته به گروه جهاد اسلامی مصر بودند به قتل رسید. گروه جهاد اسلامی مصر معترض به صلح کشورهای مصر و اسرائیل و به رسمیت شناخته شدن کشور اسرائیل توسط مصر بود. همچنین عمر عبدالرحمان که یک روحانی بلندپایه مصری بود (که بعدها در آمریکا به اتهام دستور بمب گذاری در مرکز تجارت جهانی در نیویورک به زندان ابد محکوم شد. وی با صدور فتوایی فرمان قتل انور سادات را صادر کرد. (نصر ۲۰۱۰، ۳)
الازهر در دوران مبارک
حسنی مبارک از تاریخ ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ که به مقام ریاست‌جمهوری مصر رسید، سه بار در انتخابات ریاست‌جمهوری، بدون این که رقیبی در برابرش باشد به پیروزی رسید. در سال ۲۰۰۵ میلادی، برای چهارمین دوره پی‌درپی به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. وی در طول سی سال ریاست جمهوری خود، «حالت فوق‌العاده» را که از زمان جنگ شش روزه برقرار شده‌بود را حفظ کرد و سیاست خارجی انور سادات در رابطه با «صلح با اسرائیل» را ادامه داد.
در دوره زمامداری حسنی مبارک، آزادی مطبوعات در مصر از اکثر همسایگانش بیشتر بود. اقتصاد مصر توسعه یافت و با ایجاد تنوع در آن، سهم بخش خصوصی در تولید ناخالص داخلی از سهم بخش دولتی پیشی‌گرفت. طبق قانون سال ۱۹۷۱ مصر، حسنی مبارک کنترل کشور را می‌بایست تا سپتامبر ۲۰۱۱ عهده‌دار می‌بود، اما با توجه به شرایط دشوار کشورش، در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ میلادی، از مقام ریاست‌جمهوری استعفا و قدرت را به «شورای عالی نیروهای مسلح مصر» واگذار کرد (ویکی پدیا ۲۰۱۲)
در این دوران شیخ علی جاد الحق به زعامت الازهر رسید او در کنار حکومت به صورت آرام حرکت می کرد و از دخالت در شئون سیاسی پرهیز داشت بیشتر وقت خود را به امور فقهی و شرعی اختصاص داد. پس از او شیخ سید طنطاوی در سال ۱۹۹۶ شیخ الازهر شد در این دوران گروه هایی مانند اخوان المسلمین رشد چشم گیری یافتند در حالیکه الازهر دوران پر فراز و نشیب خود با حاکمان را هم چنان ادامه می داد . عملکرد طنطاوی به گونه ای بود که گروه های مذهبی دائما به او گوشزد می کردند کن مواضع و عقاید خود را قبل از شیخ شدن از یاد نبرد. در واقع اخوان المسلمین که یک گروه تند رو مذهبی از نظر الازهر به شمار می رفتند در دوران انور سادات به دست او مجال وسیعی یافتند تا در امور دخالت بیشتری داشته باشند واین نکته موجب شد تا خود را در کنار الازهر دارای قدرت و موقعیت برتر باز تعریف کنند . در دروان مبارک نقش الازهر بدان حد کاهش یافت که تابع صد در صد سیاست های دولت شد . تاییدیه دستگاه های امنیتی یکی از لوازم انتخاب شدن به منصب شیخ الازهر بود کما اینکه عضویت در حزب ملی مصر هم از اساسی ترین شروط احراز این پست بود . کار بدان حد از نزول پیش رفت که یکی از شیوخ الازهر با خطاب دادن مجاهدین در غزه آنها را از این کار بازمی دارد و ضربات آنها به صهیونیست ها را حرام اعلام می کند (بو خمخم ۲۰۱۲، ۱) به همین صورت شاهد سکوت الازهر در مورد حمله آمریکا به عراق و تخریب آن و هم چنین ایجاد دیوار حائل بین مصر و غزه و در ادامه محاصره غزه بوده ایم .
چشم پوشی سی ساله الازهر از غارت اموال مردم مصر ، بی تفاوتی در جنگ حزب الله ، سفر به اسرائیل و ملاقات با نخست وزیر اسرائیل ، سکوت در مقابل افزایش حجم مبادلات بازرگانی با اسرائیل همه برگهای ننگینی در تاریخ این برهه از دانشگاه الازهر هستند . (ابو العبادی ۲۰۱۱)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.