تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۱۳

پایان نامه های سری دهم

ب ) هویت اسلامی
هویت اسلامی منطقه از دیر باز برون داد دو قطبی شدید شیعه – سنی را بر منطقه حاکم کرده است . این دو قطب متضاد در عین این که موجب درگیری های زیادی میان دو گروه از مسلمانان شدند ، موجب نوعی همبستگی در درون هر یک از قطب ها هم بودند . در واقع پس از ظهور صفویه در ایران ، حکومت ایران به عنوان یک حکومت شیعه قلمرو خود را افزایش داد و تبدیل به یک قطب در برابر امپراتوری عثمانی شد . درگیری های صفویه – عثمانی آن چنان جو جهان اسلام را ملتهب ساخته بود که هر یک به دشمن دیگری روی خوش نشان می داد .
صفویه با دشمن عثمانی که همان امپراتوری مقدس اطریش – مجارستان بود، طرح دوستی ریخته بود و امپراطوری عثمانی هم دائما نیروهای معارض داخلی را بر علیه پادشاهان صفویه می شوراند. در واقع پیشینه هویت اسلامی ، یک جامعه اسلامی منطقه ای را سازمان نداده است که هیچ بلکه نوعی درگیری و تضعیف دو چندان را نیز برای آن به ارمغان آورده است . پس از ورود به دوران جدید شاهد ظهور نوع جدیدی از هویت اسلامی معاصر هستیم که در آن ارزش ها و هنجارهای متناسب با یک جامعه مسلمان منطقه ای و گاهی با یک جامعه جهانی مسلمان ارائه شده است .
اسلام گرائی معاصر
بعد از عصر نوزایی و سیر توسعه علمی و تکنولوژیک غرب ، نوعی اسلام گرایی در جهان اسلام ظهور کرد که بر خلاف تاریخ گذشته اش دغدغه دینی آن ریشه در اختلافات شیعه و سنی نداشت و بلکه اندیشه وحدت را در سر می پرورانید. یک هویت حماسی اسلامی که شاید نوعی حس تقابل با پیشرفت های روز افزون غرب آن را بر انگیخته بود؛ با پی جویی زمینه ها و پتانسیل های اسلام در پیشرفت دادن مسلمین و بررسی علل عقب ماندگی جوامع مسلمان اعم از شیعه و سنی، بینشی فرا فرقه ای را دنبال می کرد که در آن اختلاف و رقابت بین شیعه و سنی یکی از عوامل عقب ماندگی بود. نمونه های زیادی از آثار ادبی و هنری و مقاله های اجتماعی در این دوره توسط افرادی مانند سید جمال ، اقبال لاهوری ، محمد عبده و دیگران این بینش را به جامعه معرفی می کرد . چهره جدی و عملی این اندیشه ها برای نخستین بار در قضیه آتش زدن مسجد الاقصی متبلور شد .
اسلام گرائی معاصر را می توان به دو شاخه اصلی اسلام گرائی فرد محور و اسلامی گرائی اجتماعی تقسیم کرد. در اسلام گرائی فرد محور جریان هایی حضور دارند که دین را متکفل بیان سایر شئون جامعه نمی دانند و در راستای مدیریت و ساماندهی جامعه دغدغه ای ندارند بلکه دین را روشی برای حیات سعادت مندانه هر فرد می دانند و هر جا که احکام جنبه اجتماعی گرفته اند نیز دلائل خاص به خود را داشته است . این طیف حتی در صورتی که در قدرت سهیم باشند ، مدیریت قدرت را نه به عنوان دین بلکه به عنوان یک متدین در درست می گیرند .
در مقابل طیفی دیگر قرار دارد که معتقد است دستورات و احکام اسلامی جامع نگر و دارای دغدغه اصلاح در هر دو زمینه فردی و جمعی است و لذا دخالت در شوون سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی جوامع را نه به عنوان یک فعالیت فردی بلکه به عنوان یک وظیفه و عبادت دینی پی گیری می کند . در این میان جریان های تاثیر گذار مذهبی و نهادهای دینی از مهم ترین بازیگرانی هستند که کارکرد مثبت یا منفی آن ها می تواند وضعیت موجود را دگرگون کند . به عنوان مثال جریان وهابیت و نهادی همانند دانشگاه جامع نبوی در حجاز تاثیری متفاوت از دانشگاه الازهر مصر بر ساختار هم گرایانه کشور های مسلمان داشته است .
کم رنگ کردن مرزهای مذهبی و رواج اندیشه تقریب
یکی از مهم ترین نکاتی که در سر تاسر تاریخ الازهر به چشم می خورد و در دوران معاصر و پس از ورود اندیشه های سید جمال پررنگ تر از گذشته به نظر می رسد ، تفکر وحدت و هم زاد پنداری با سایر مسلمانان است . البته به هیچ عنوان نمی توان اختلافات مذهبی شیعه و سنی را در این دانشگاه رنگ باخته تصور کرد؛ بلکه باید گفت به هر صورت این دانشگاه به عنوان یک مرکز ثقل در مذهب سنی ، بسیاری از توان خویش را صرف ترویج و تثبیت عقاید سنی در مقابل شیعیان در اقصی نقاط بلاد اسلامی کرده است . با این حال می توان در دو حوزه نگاه وحدت گرای الازهر را به وضوح مشاهده کرد .
حوزه کشورهای اهل سنت
حوزه کشورهای اسلامی
طبیعی است که نگاه وحدت گرا و وحدت ساز الازهر در میان کشورهای سنی مذهب دارای قوت بیشتری بوده که البته طبیعی به نظر می رسد چرا که حوزه نفوذ الازهر به عنوان یک مرکز ثقل دینی ، کشورهای عربی و سنی مذهب است . در ادامه قرائنی که دال بر نگاه وحدت گرای الازهر در این دو حوزه است بررسی خواهد شد.
 الف ) غلبه نداشتن تعصبات ملی بر تعصبات دینی و پایبندی قوی به هویت و وابستگی های اسلامی
همان گونه که می دانیم مصر در دوران معاصر ، اسما بخشی از خاک امپراطوری رو به زوال عثمانی و در عمل تحت سلطه و سیطره انگلستان قرار داشت . ظلم و جور فراوان حاکمان انگلیسی و فقر و محرومیت مردم، زمینه ی آماده ای را فراهم کرد تا هرگاه تحقیر مردم توسط استعمار گران اوج می گرفت ، جوشش و قیامی ایجاد شود که تا چندی بیگانگان را به زحمت بیاندازد . گستره و نفوذ این قیام ها که مهم ترین آن ها قیام عرابی پاشا و سپس انقلاب ۱۹۱۹ به رهبری سعد زغلول بود، از مرزهای مصر تجاوز نمی کرد و داعیه دار همین منطقه خاص جغرافیایی بود .
از سوی دیگر سال های سلطه امپراطوری عثمانی بر آن ها و کم کاری و سهل انگاری حاکمان عثمانی و بها دادن به ترکان و شراکسه و دولت مردان مزدور و نا شایسته مصری و در مقابل کنار گذاردن مصریان از مسئولیت های حساس لشکری و کشوری، در ضمیر ناخود آگاه بسیاری از مصریان نوعی تنفر پنهان و ناامیدی از اصلاح توسط عثمانی را غرس کرده بود . با این وجود ما نظاره گر تعهد الازهریان به امپراطوری عثمانی و هویت اسلامی هستیم . عرابی پاشا و سعد زغلول این دو رهبر بزرگ اجتماعی که هر دو تحصیل کرده الازهر بودند با وجود تلاش های بسیار و مجاهدت های ارزشمند خود برای مصر و مردم آن هیچ گاه علم استقلال و مخالفت با امت واحده اسلامی که تحت پرچم عثمانی و میان کشورهای سنی مذهب شکل گرفته بود ، را برنداشتند .
این ها همه را باید در شرایطی در نظر گرفت که روز به روز تمایلات ملی به اقتباس از غرب در کشورهای اسلامی خود نمایی بیشتری می کرد و گاهی نیز استعمارگران برای زمینه سازی استعمار نو این تجزیه های ملی و قومی را دامن می زنند. جریان مطرح کردن جایگزین ها و ایجاد تردید در ایدئولوژى اسلامى و توان استمرار آن و حفظ امت، محور کشمکشى بود که در قرن نوزدهم آغاز شد و تاکنون ادامه یافته است. تمام این ها پیش‏درآمد دگرگون‏سازى اوضاع سیاسى بود. زیرا توده‏هاى مسلمان بر خودلازم مى‏دیدند با نماد وحدت خویش، یعنى دولت عثمانى، پیوند داشته باشند. تلاش استعمار در جهت گسستن این پیوند به آسانى انجام نشد، زیرا توده‏هاى تحت رهبرى علما، اندیشمندان و انقلابیان مسلمان با آن مقابله مى‏کردند. مثلًا عرابى پاشا علیه فساد حکومت و انگلیسی ها قیام مى‏کند بى‏آنکه به مغز وى خطور کند که از اطاعت خلیفه سر برتابد یا علیه او قیام کند. وى آنچنان که در خاطراتش آمده است، هر گامى برمى‏داشت با مشورت خلیفه و با استمداد از قدرت وى بود.
شیخ محمد عبده هنگام تبعید در بیروت در سال ۱۸۸۶م مى‏گوید:
«محافظت از دولت علیه ی عثمانى سومین اعتقاد پس از ایمان به خدا و پیامبر اوست، زیرا تنهااین دولت، حافظ حاکمیت دین و ضامن بقاى سرحدات آن است و دین بدون آن حاکمیتى ندارد. من بحمداللَّه بر همین باورم و با این باور زندگى مى‏کنم و با آن مى‏میرم».
وى پس از پیروزى ترکان در جنگ یونان در سال ۱۸۹۷ م در مصاحبه با رشیدرضا تأکید مى‏نماید:
«بسیارى از بزرگان مصر از دولت عثمانى بیزارند و من نیز از سلطان متنفرم. ولى یک مسلمان وجود ندارد که قصد سوء نسبت به دولت داشته باشد، زیرا دولت (عثمانى) اجمالًا یک دژ است و اگر سقوط کند ما مسلمانان همچون یهودیان بلکه کمتر از یهودیان خواهیم شد. زیرا یهودیان پول دارند و به وسیله آن منافع و جامعه‏شان را حفظ مى‏نمایند، ولى براى ما دیگر چیزى نمانده است. همه چیز را از دست داده‏ایم.»
مصطفى کامل یکى از رهبران حرکت ملى مصر در یک سخنرانى، در سال ۱۹۰۰م مى‏گوید: دین و ملیت دوقلوهاى به هم چسبیده‏اند و در پاسخ به سؤال شاهزاده لاى‏بارنگ (برادر کرومر) در مورد تابعیت خود مى‏گوید: «من یک مصرى عثمانى هستم». با این حال جریان واداشتن مسلمانان به دست کشیدن از اسلام به عنوان یک ایدئولوژى و از دولت عثمانى به عنوان نماد وحدت اسلامى، با وحشی گرى هر چه تمام تر استمرار یافت. براى مثال یکى از نویسندگان فرانسوى معتقد است که مسئله اسلام هیچ راه‏حلى جز نابودى مسلمانان و نبش قبر پیامبر اکرم (ص) و انتقال دادن استخوان هاى وى به موزه لوور پاریس! ندارد. (فتحی شقاقی ۱۳۷۵, ۳۲)
ب ) ظهور علما و بزرگانی که نسبت به مذهب شیعه احترام و اطاعت را قائل بودند
یکی از بزرگ ترین شگفتی هایی که این دانشگاه در قرن ۲۰م خبر ساز آن شد بحث تقریب با شیعیان در اعتقاد و عمل بود. توضیح آن که اهل سنت و شیعه به عنوان دو مذهب مهم و اصلی اسلامی دارای دو نقطه اختلاف مهم و اساسی هستند .
بحث جانشینی پیامبر در حکومت و ولایت بر مردم
بحث جانشینی پیامبر از جهت مرجعیت علمی و معنوی برای مردم .
همان طور که می دانیم شیعیان معتقد هستند که ۱۲ جانشین خاص برای بعد از نبی اکرم ( ص ) ازجانب دین تعیین شده است که این افراد هم صاحب اختیار و حاکمان مردم هستند و هم پاسخگوی بدون خطای مردم در سوالات دینی و تبیین احکام و دستورات الهی به شمار می روند . اما در مقابل اهل سنت از لحاظ حکومت بر مردم معتقدند که این امر از جانب خدا در اشخاص معینی محدود نشده است بلکه دست انسان ها باز گذاشته شده است تا از طرقی مانند انتخاب ، تعیین به وسیله خلیفه قبلی ، تغلب و یا بیعت ؛ جانشین را که خلیفه نام دارد تعیین کنند . در حوزه مرجعیت دینی و پاسخگویی به سوالات دینی ، اهل سنت عمدتا مقلد و تابع چهار فقیه بزرگ به نام های ، ابوحنیفه ، ابن مالک ، شافعی و احمد بن حنبل هستند و به همین تناسب به چهار فرقه و مذهب جداگانه تقسیم می شوند و فقهای هر فرقه تلاش خود را برای کشف احکام شرعی از آثار به جای مانده از پیشوای مذهب خود می کنند . پیروان هر یک از این مذاهب چهار گانه ، سالکان سه مذهب دیگر را مسلمان و تقلید از آن پیشوا را کافی می دانند و معتقدند که یک مسلمان می تواند پیرو یکی از این ائمه چهارگانه باشد و در این حالت در پیشگاه خداوند بری الذمه شده است .
در زمان تصدی شیخ شلتوت بر منصب زعامت الازهر برای اولین بار در عالم اسلامی یک عالم بزرگ اهل سنت فتوا داد که علاوه بر این چهار امام معروف اهل سنت می توان از پیشوای شیعیان یعنی امام صادق – علیه السلام – نیز تقلید کرد و در این حالت نیز راه و روش او یکی از روش های مورد تایید است. به عبارت دیگر شیخ شلتوت یکی از دو نقطه اختلاف اساسی شیعه و سنی را با فتوای خود از میان برداشت که همان بحث جانشینی پیامبر از جهت مرجعیت علمی و معنوی باشد. [۱۱] به این ترتیب ، الازهر به عنوان بزرگ ترین مرکز علمی اهل سنت در آن زمان به مذهب شیعه از جهت علمی و صحت انتساب به دین رسمیت داد و فقط اختلاف بر سر جانشینی پیامبر اعظم – صلوات خدا بر او باد – به عنوان نقطه افتراق باقی ماند . این نحوه نگاه به مذهب شیعه ، انقلابی در محافل علمی و مذهبی اهل سنت به شمار می رفت . جالب آن که در سال های بعد بسیاری از علما و مشایخ الازهر از این فتوا در نظر و عمل تبعیت کردند . و شیخ فعلی الازهر – شیخ احمد الطیب – نیز به همین شکل نظر داده است . این اقدام بی نظیر که از جانب الازهر به وقوع پیوست را باید به دقت و انصاف و در چارچوب تعصب حاکم بر بسیاری از نخبگان و تحصیل کردگان سنی مذهب تحلیل کرد .
نزدیکی به ایران به عنوان مهم ترین کشور شیعه
تقریب به معنی دعوت از نزدیک نمودن دیدگاه های مذاهب اسلامی است ودارای تاریخچه خاصی در ممالک اسلامی وبه ویژه کشور مصر می باشد. تقریب همچنین به معنی همکاری مشترک علمای اسلام برای زدودن سوء تفاهمات موجود بین فرقه های اسلامی به خصوص تشیع وتسنن می باشد. علمای تقریبی معتقدند برای تحقق اهداف تقریب ،نیازی بر ترک تعالیم تسنن توسط اهل سنت ویا ترک تعالیم تشیع توسط شیعیان نیست بلکه همزیستی برادرانه و بدون تخاصم بین گروه های اسلامی محور تقریب مذاهب تلقی می گردد. به عبارت دیگر هدف تقریب، کاهش خصومت ودشمنی دربین پیروان مذاهب اسلامی بوده است.
دانشگاه الازهر درمصر تا قبل از حکومت انورسادات از پیشکسوتان دعوت به تقریب بود. در دهه هفتاد افزایش تماس های علما و مراکز دینی مختلف به ویژه شیعه و سنی زمینه تاسیس دارالتقریب درمصر را فراهم آورد. فعالیت های مرجع فقید شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) نقش عمده ای در تاسیس این مرکز داشت. ایشان اعتقاد راسخی به لزوم رفع اختلاف بین مذاهب اسلامی داشت وتحقق این امر را موجب اعتلای اسلام می دانست. آیت الله العظمی بروجردی با درایت خاص خود می دانست که اگر بنا شود تفاهمی در بین مسلمین ایجاد شود باید از مجامع علمی سرچشمه بگیرد. ازسوی دیگر به توان علمی جامع الازهر مصر نیز واقف بود لذا از امکانات و فرصت ها برای رابطه با علمای مصر استفاده لازم را نمود. آیت الله فقید برای شروع این تماس ها، علامه شیخ محمدتقی قمی ، که مردی دانشمند، متین وعلاقه مند به اتحاد اسلامی بود را به عنوان نماینده خود به مصر اعزام داشت وماموریت وی را تلاش جهت گسترش فعالیت های تقریبی در مصر وتشویق علمای اسلام جهت اهتمام برای تحقق اتحاد اسلامی عنوان کرد. علامه شیخ محمد تقی قمی پیام شفاهی آیت الله را به شیخ مجید سلیم که مقام شیخ الازهر را در آن زمان داشت، ابلاغ نمود وپیام متقابل شیخ سلیم به آیت الله بروجردی ، باب مکاتبات و مراودات تقریبی بین حوزه قم و دانشگاه الازهر درمصر را باز کرد. طولی نکشید که یکی از علمای مصر به نام شیخ حسن باقوری که استاد دانشگاه الازهر و وزیر اوقاف مصر بود به ایران مسافرت و با آیت الله العظمی بروجردی ملاقات کرد. متعاقباً کتاب مختصر المنافع علامه حلی وتفسیر مجمع البیان شیخ طوسی در مصر مورد بهره برداری اساتید و طبقه دانشمند مصر قرار گرفت. به دنبال این تماس ها دانشگاه الازهر برای اولین بار درتاریخ پیدایش خود در روز عاشورا مجلس بسیار مجلل وباشکوهی برای عزای امام حسین (ع) برپا کرد. پس از درگذشت شیخ مجید سلیم، شیخ شلتوت زعامت دانشگاه الازهر را به عهده گرفت. وی که از افراد علاقه مند به اتحاد امت اسلام و تقریب بین مذاهب بود با آیت الله بروجردی وارد مراوده شد و ایشان را برادر معظم خود خواند.
به جرات می توان گفت که حادثه ای نظیر برگزاری مراسم عاشورا در دانشگاه الازهر نقطه اوجی بوده است که اکنون توانایی رسیدن به آن نیست . نباید فاصله وضع موجود تا تصویری که از الازهر زمان شلتوت در ذهن هست را فقط به حساب کم وکاست های الازهر گذاشت . در نقطه مقابل از ناحیه حوزه های علمیه شیعی نیز سیگنال های مخالفی به گوش علمای الازهر رسیده است که ذهن آنان را مشغول کرده است . از سوی دیگر عوامل خارج از الازهر مانند دولتهای بزرگ و یا سردمداران کشورهای عربی نیز با استفاده از غلبه سیاسی خود مانع چنین اتفاقاتی می شوند .
تاسیس دارالتقریب
تاسیس دارالتقریب بین مذاهب اسلامی در مصر نقش عمده ای در هماهنگی بین فرق مختلف اسلامی ایجاد کرد وبه اولین گام مهم و تعیین کننده منجر شد. این گام مهم تدریس فقه مذاهب اسلامی شیعه وسنی در دانشگاه الازهر بود. این موضوع در ماده سوم اساسنامه دارالتقریب به این صورت آورده شد:
« تدریس فقه مذاهب اسلامی در دانشگاه های اسلامی و درهمه نقاط تا جایی که به دانشگاه های اسلامی عمومی تبدیل شوند، صورت خواهد گرفت.»
پیشنهاد برنامه تدریس مذهب جعفری در الازهر اگرچه عملی نشد ولی با یک واقعه مهم دیگر مقارن گردید وآن فتوای شیخ شلتوت مبنی بر جایز بودن پیروی از فقه شیعه بود. بدین صورت بزرگ ترین مرجع رسمی اهل سنت و بالاترین قدرت علمی مصر با کمال صراحت فتوا داد که پیروان مذهب شیعه اثنی عشریه علی رغم تبلیغات سوء با دیگر مذاهب اسلامی از نظر برخورداری از امتیازات اسلام برابر هستند و به همه مسلمین اهل سنت و جماعت اجازه داده می شود که درصورت تمایل از فتاوی علمای شیعه جعفری پیروی کنند.
علمای مصر پس از دوران شیخ شلتوت نیز در یک ارتباط تنگاتنگ با حوزه های علمی شیعی ، فعالیت های تقریبی خود را ادامه دادند واین امر علقه های محکمی بین مردم ایران و مصر به وجود آورد. گفته می شود علی رغم آن که فقه معرفی شده درمصر غیرشیعی می باشد ولی وجدان مردمی مصر گرایشات شیعی دارد. لذا پیروان مسلک وهابی به منظور دور نگه داشتن مردم مصر از سطوح فقهی وعقلی مذهب شیعه به مقابله با تشیع پرداخته و درصدد هستند گرایشات وحدت گرایانه علما ومردم مصر را به انحراف کشانند. درحال حاضر دلایل زیادی برتمایل مردم مصر به تفاهم با برادران شیعه خود وجود دارد واین نشات گرفته از علاقه آنان به اهل بیت می باشد. برای نمونه مردم مصر به زیارت قبور شریف معصومین علاقه دارند و بوسه بر آن ها را جایز می دانند، بیشترین اسم رایج در مصر بعد از اسم پیامبر اسلام (ص) اسامی علی (برای مردان) وفاطمه (برای زنان) است . در مشهورترین اشعار ملی ویژه کودکان حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان مادر و حضرت علی (ع) به عنوان پدر خطاب شده است. درخصوص برگزاری اعیاد و آداب ماه مبارک رمضان . مردم مصر پایبند به عادات خاص فاطمیان هستند که نشات گرفته از فرهنگ تشیع است.
انتشار کتاب المراجعات که مشروح مناظره بین عالم بزرگ اسلام عبدالحسین شرف الدین الموسوی (ره) از پرچمداران تقریب در جبل عامل لبنان و شیخ سلیم رئیس الازهر می باشد، نقش مهمی در زدودن سوء تفاهمات اهل سنت نسبت به شیعه داشته است. شیخ سلیم در آخرین مراجعه اعتراف کرده است که فرقی بین سنی و شیعه وجود ندارد واختلافات موجود میان شیعه وسنی کمتر از اختلافات موجود میان امامان مذاهب چهارگانه است. درحقیقت ایجاد تفاهم و دوستی بین شیعه وسنی در محیط فرهنگی مصر از استعداد بالایی برخوردار است. دلایل این امر به شرح زیر می تواند باشد.
۱- وجود قبور تعدادی از منسوبین به اهل بیت نظیر مالک اشتر درمصر باعث شده مردم این کشور بیش از مردم سایر کشورهای اسلامی نسبت به اهل بیت اظهار محبت و ابراز ارادت نمایند.
۲-مردم مصر علناً دارای تمایل فراوان برای تفاهم ونزدیکی با سایر برادران مسلمان من جمله شیعیان می باشند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این تمایل افزایش یافته است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.