فایل دانشگاهی – تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۱۴

پایان نامه های سری دهم

۳-نقش الازهر به عنوان یک مرکز روحی ومعنوی بزرگ که در ابتدا برای انتشار مذهب شیعه تاسیس شده و اهداف تقریبی را دنبال می کرده است نیز نمی تواند نادیده گرفته شود. گرچه این دانشگاه در بسیاری مقاطع تحت تاثیر دیدگاه های سیاسی حاکمان مصر قرار داشته است.
۴-دربعد تاریخی ، تشکیل دولت فاطمی در مصر توسط شیعیان و دشمنی تاریخی بین مصریان و وهابیون همواره به عنوان سدی در مقابل دشمنان اندیشه تقریب عمل کرده است، به همین دلیل وهابیون علیرغم تلاش های فراوان در مصر موفق به بسط تفکر تخریبی خود علیه شیعه نبوده اند. جای شگفتی نیست که به دلایل فوق برخی از قانونگذاری های مصر براساس مذهب شیعه باشد. برای مثال دو ماده از قانون مدنی مصر از مذهب شیعه گرفته شده است. در دوران عبدالناصر، الازهر اقدام به انتشار یک دائره المعارف فقهی تحت عنوان « فقه اسلام درمذاهب هشتگانه» که عبارت بودند از چهار مذهب اهل سنت، مذاهب اثنی عشری وزیدی ومذاهب اباضی وظاهری نمود. دراین دهه جمعیتی تحت عنوان « اهل البیت» در مصر تشکیل شد ودر وزارت امور اجتماعی با شماره ۱۸۵۲ به ثبت رسید و به صورت نامنظم نشریاتی منتشر نمود. این جمعیت پس از پیروزی انقلاب اسلامی بنا به دستور انورسادات تعطیل شد. این جمعیت نقش مهمی درامر تقریب بین مذاهب داشت. درمصر تیره سادات باعنوان « اشراف» شناخته می شوند و جمعیت اشراف در مصر حفظ نسب اموات منسوب به اهل بیت را به عهده دارد.
در منطقه صعید به ویژه استان های قنا و اسوان، گروهی به نام «جعافره» که منتسب به حضرت امام جعفر صادق (ع) می باشند وجود دارند ودارای تفکرات تقریبی وهم زیستی برادرانه با جماعت اهل سنت می باشند. تعداد جعافره درمصر به دو میلیون نفر می رسد. بُهره ها گروه دیگری از شیعیان اسماعیلیه آفریقا هستند که در دوران حکومت انورسادات به مصر مهاجرت کردند و با استفاده از توانایی های مادی خود وزیر اوقاف مصر را تشویق به ترمیم مساجد شیعی فاطمیون نظیر مسجد «الانور» نمودند واین مسجد تبدیل به مقر این جماعت گردید. بُهره ها همچنین مسجد الحسین (ع) ومسجد زینب (س) را ترمیم و تجدید بنا نمودند. فرقه صوفیه در مصر که از پیروان حضرت امام علی (ع) هستند نیز همواره همکاری های علمی خوبی با علمای اهل تسنن داشته اند. رهبران جنبش صوفیه در مصر که واقف به علاقه مردم این کشور به اهل بیت بوده اند همواره با فعالیت های فرهنگی خود مانعی برای رشد تعالیم تفرقه گرانه وهابیت شده اند. وجود بُهره ها، صوفیه، جعافره و گروه های طرفدار اهل بیت از سویی و تفکر روشن برخی از علمای مصر نظیر شیخ محمود شلتوت و کواکبی باعث رشد افکار تقریبی در مصر شده است. اگرچه فعالیت های وهابیون که پس از دوره عبدالناصر آغاز وتاکنون ادامه داشته نیز همواره با رشد اندیشه تقریب مقابله کرده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و برافراشته شدن پرچم اتحاد از سوی حضرت امام خمینی (ره) مردم مصر با شوق و حرارت زاید الوصفی پیام وحدت را تبریک گفتند، اما دستگاه های تبلیغاتی غرب وشبکه بین المللی وهابیت با انتشار کتب ونشریات فراوان سعی در مشوه نمودن چهره تشیع درجوامع سنی مذهب نمود. بر این اساس کتاب هایی که شیعه را مورد ملامت قرار داده بود وکتب دیگری از دوران صفویه که اهل سنت را مورد تهاجم قرار داده بودند، از مخازن بیرون کشیده و دوباره مطرح شدند. بهره برداری از انتشارات «الصحوه» جهت انتشار کتب علیه تشیع در مصر آغاز شد .این شرکت انتشاراتی، بیش از صد کتاب را طی سال های ۱۹۸۳م تا ۱۹۸۶م منتشر کرد. کلیه هزینه های مادی انتشار این کتب از طرف رهبریت وهابیون تامین می شد. (پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بروجردی ۱۳۹۱)
اگرچه این تهاجم، مذهب تشیع را مورد انتقاد قرار داد اما از جنبه هایی نیز برای تبلیغ اندیشه تقریبیون مفید بود چرا که مردم مصر جهت شناخت موارد اختلاف شیعه وسنی علاقمند شدند و با ظهور متفکرین معاصر در مصر موضع طرفداران تقریب بین مذاهب تقویت گردید. برای مثال مرحوم علامه شیخ محمد غزالی که عالمی قابل قبول دربین تمامی اقشار مصر بود، همواره اختلاف میان امت اسلامی را مورد نکوهش قرار داد و از اندیشه تقریب طرفداری نمود وی می گوید: «ترس از اختلاف در فقه جایز نیست زیرا اختلاف فقها اجتناب ناپذیر است . عمل کسانی که تقلید از مذهبی به خصوص را منع می کنند یک تعصب بیش نیست. این عمل ترغیب رهروان خود به عدم تقلید از مذاهب دیگر است که نوعی تعصب مذهبی وتنگ نظری بوده و ارزش ندارد»‌ (تقریب مذاهب ۱۳۸۴)
حرکت به سوی جامعه بین الملل اسلامی
الازهر مرکز اعزام نیروی مذهبی بین المللی
یکی از ویژگی های دانشگاه الازهر از ابتدای پیدایش آن تا زمان حاضر بین المللی بودن پذیرش دانشجو و به تبع آن صدور فکر و اندیشه به اقصی نقاط جهان اسلام بوده است . این خصوصیت ویژه ، پتانسیلی کاریزماتیک را برای این دانشگاه فراهم کرده است که می تواند تاثیرات هماهنگ فکری ، عقیدتی و ارزشی را در سطح کلان مدیریت کند. بسیاری از فارغ التحصیلان الازهر به خدمت در خارج از کشور مشغول می شوند .برای نمونه در سال ۱۳۷۵ ه.ق (۱۹۵۶م) مجموعا ۱۷۱ نفر را برای خدمت در مدارس و نهاد های مناطق مختلف استخدام کردند : ۳۷ نفر در حجاز ، ۳۰ نفر در ریاض، ۲۰ نفر در کویت ، ۲۴ نفر در سودان ، ۱۱ نفر در سومالی ، ۶ نفر در اریتره ، ۵ نفر در لیبی ، ۱۲ نفر لبنان ، ۵ نفر در عراق ، ۲ نفر در سوریه ، ۲ نفر در مالایا ، ۲ نفر در غزه ، ۲ نفر در فرانسه ، ۲ نفر در لندن ، و ۲ نفر در واشنگتن .( النشره (۱۹۵۶) صص ۵۰-۵۵ و نیز نشات الازهر صص ۲۵و ۲۶ ) بزرگ ترین رقم فارغ التحصیلانی که در کشورهای دیگر به غیر از مصر زندگی می کنند، کسانی هستند که به عنوان طلبه خارجی در الازهر تحصیل می کنند و سپس به کشور خود باز می گردند. چند مثالی که در زیر آورده می شود نمونه بارز خدمات این دسته از مردان است .
در سال ۱۳۱۵ ه.ق ( ۱۸۹۷ م ) شیع العباس یک مدرسه خصوصی تاسیس کرد که در برانگیختن روحی تازه در جامعه مسلمانان بیروت تاثر بسزایی داشت و بخشی از مسئولیت فعالیت های گسترده آموزشی انجمن خیریه مسلمانان را به عهده داشت . در همین ایام شیخ احمد المحمصانی عمر خود را وقف آموزش و ارشاد در لبنان کرد و به نشر آرمان های محمد عبده در باره احیا و اصلاح امت اسلامی مبادرت ورزید . شیخ شفیق یموت رئیس محکمه عالی شرع در بیروت شد ، شیخ عبدالستار عبدالله رئیس قضات شهر لاذقیه که یکی از طلبه های پیشین الازهر بود برجسته ترین قاضی لبنان شده است ، در حالی که شیخ حافظ وهبه پس از این که مدتی سفیر عربستان سعودی در انگلستان گردید ، به عنوان یکی از دوعضو عرب هیئت مدیره شرکت نفت عربی – آمریکایی برگزیده شد .
گرچه بیشتر طلبه های آفریقای شمالی برای تحصیل به دانشگاه های محلی مانند دانشگاه شهر فاس در مراکش و زیتونه در تونس و دانشکده ای غیر دینی در الجزایر و بن غازی می روند ، ولی همواره تعداد کثیری از اهالی آفریقای شمالی در الازهر حضور دارند . ضمنا جوانان بسیاری از سرزمین های واقع در جنوب مصر در این موسسه درس می خوانند . اندکی قبل از جنگ جهانی اول ، شاهدی گفته است که فارغ التحصیلان الازهر در نیجریه شمالی ، سودان و آفریقای مرکزی هم بوده اند ، ولی در مناطق دور تر نه . به طوری که وی شرح داده این فارغ التحصیلان در شمال «حاشیه ای که از اراضی مصر در مشرق تا ساحل گینه امتداد دارد » بوده اند ، ولی هیچ یک از ایشان در میان قبایل جنوبی دیده نشده . گرچه بسیاری از مردان قبایل هوسه [۱۲] به الازهر آمده بودند ولی این عده طلبه نبودند و عموما برای زیارت و یا در پی یافتن شغلی به قاهره پناه آورده بودند.
در دوره عثمانی تعداد فارغ التحصیلان ترک بسیار زیاد بود. اینان به خاطر تسلط در زبان عربی نقش مهم و پر ارزشی در محاکم و مساجد داشتند . ولی از آن زمان که آتاتورک نظام حکومت ترکیه را از دین جدا کرد ، فارغ التحصیلان ترکی که از الازهر به جمهوری ترکیه بازگشته اند اندک بوده اند . شمار کسانی که از روسیه و سیبری به قاهره آمده اند به اندازه ای ناچیز است که درسال ۱۳۲۷ه.ق (۱۹۰۹م) کسی از این مناطق در الازهر نبود . فارغ التحصیلان و طلبه های پیشین الازهر در پاکستان و افغانستان بیشتر از لحاظ کیفیت قابل توجهند تا کمیت .برای نمونه شیخ فواد فخر الدین مدیر خدمات عمومی در افغانستان است . در حالی که شیخ ابوالحسنات محی الدنی استاد دانشگاه داکا در بنگلادش اقامت دارد .
بسیاری از فارغ التحصیلان الازهر در هند دارای نقش اجتماعی پررنگ وحضور فعالی در جنبش های ملی اجتماعی آن جا دارند . شیخ محمد عمران الندوی رئیس سابق دانشکده دارالعلوم د رلکنهوا و شیخ محمد اسلام الدین استاد سابق دانشگاه کلکته از این جمله اند . دو نفر از مشایخ دیگر به نام های القاضی محمد مظهر الدنی احمد و سید محی الدین حسن، استادان دانشگاه علیگرهه بوده اند و ابوالاخی محمد ایوب علی رئیس دبیرستان یک از ایالات هند است .افرادی که نام بردیم تنها چند نمونه از فارغ التحصیلان برجسته الازهر در هندوستان بوده اند .
شفیق غربال (شفیق غربال ۱۳۷۱ ه.ق) درکتاب خودآن جا که در مورد مالاکا و اندونزی سخن می راند شرح می دهد که معمولا مسلمانان آسیای شرقی برای تجدید حیات معنوی خویش رو به سوی مراکز فرهنگ اسلامی می آورند ؛از این رو نه تنها بسیاری از جوانان خود را به عنوان زائر و طلبه روانه شهرهای مقدس عربستان می کنند بلکه پسران با استعداد خویش را برای تحصیل به الازهر می فرستند و چون این جوانانی که اکنون در قاهره به سر می برند به میهن خود اندونزی یا ایالات مالای و یا به میان دو میلیون نفر مسلمان جنوب تایلند بازگردند بدون شک نفوذبسیار زیادی اعمال خواهند کرد . قابل توجه است که دو تن از طلبه های پیشین الازهر به نوبت ، پست وزیر امور دینی اندونزی را احراز کرده اند . یکی از ایشان شیخ ردیان فتح الرحمان و دیگری شیخ احمد الازهری است . محمد رسجدی ، سفیر اندونزی در پاکستان نیز در الازهر درس خوانده است .
یکی از نام آور ترین رهبران جماعت عظیم مسلمانان چین « داود سی . ام . تینگ » [۱۳] است که اخیرا در سر کنسولگری چین در لبنان خدمت می کند و در گذشته طلبه الازهر بوده است . در سال ۱۳۵۷ ه.ق (۱۹۵۶ م) وی اظهار نموده بود که قبل از جنگ، ۲۸ طلبه از مدارس شهرهای پکن ، شانگهای و کونمینگ به الازهر اعزام شدند و این نخستین باری بوده است که طلبه های چینی در این موسسه پذیرفته می شدند . بعید است که درشرایط فعلی چین طلبه های زیادی از آن کشور به الازهر راه یابند و یا این که فارغ التحصیلان بسیاری از الازهر در چین یافت شوند .
بر اساس آن چه تا به حال گفته ایم روشن است که بسیاری از دانشجویان پیشین و فارغ التحصیلان الازهر سمت های رهبری داشته اند ، در حالی که بسیاری دیگر در مشاغل عادی مفید فایده بوده، زبان عربی و فهم و درک اسلام و علاقه به دین را زنده نگاه داشته اند . نکته ظریف این جاست که فارغ التحصیلان الازهر از سیبری تا نیجریه و از مراکش تا چین به خدمت گذاری مشغولند و فعالیت های آنان زمانی آغاز شد که آمریکا هنوز کشف نشده بود و مردم اروپای شمالی هنوز درحال گذران قرون وسطی بودند .
صدور اندیشه به کشورهای مسلمان
شاید تا کنون به مسلمانانی در گوشه و کنار دنیا برخورده باشید که برای انجام اعمال عبادی و مذهبی خود طبق دستور العمل یک روحانی که هزاران کیلومتر دور تر از آنان و در کشوری دیگر زندگی می کند عمل می کنند . و یا انسانهای شیفته ای که ساعت ها عمر خود را صرف گوش دادن به سخنرانی های مذهبی بزرگان دینی خود در کشور دیگر می کنند . تمامی این افراد فراتر از علقه های طایفه ای ، ملی ، و یا حتی منطقه ای و زبانی اندیشه ای را می پذیرند و به آن عمل می کنند و در این میان نقش اندیشمند مرجع بسیار پر رنگ و اثر گذار می تواند باشد .علمای الازهر از این راه نیز به صدور اندیشه های خود به سراسر دنیای اسلام پرداخته اند و می پردازند و این ابزار اثر گذار بین المللی مراجع دینی در هر مذهبی را به یک نیروی بین المللی تبدیل کرده است .
تاثیر گذاری بر تفکر و اندیشه دولت مردان
مع الاسف الازهر در این زمینه کارنامه درخشانی ازخود بروز نداده است . تاریخ الازهر چه در دوران جمهوری و چه قبل از آن همواره منفعل و متاثر از حکومت ها بوده است و تنها زمانی شاهد مقاومت و ایستادگی الازهر در مقابل حکومت هستیم که بیگانگان بر مصر حاکم شده اند و عرصه را بر مردم تنگ کرده اند . اگر بتوان شجاعت علمای الازهر در مقابل اشغالگران فرانسوی و انگلیسی را نمونه بارزی از جان فشانی علمای اسلامی دانست که به هدف تغییر زندگی مردم و حفظ کیان اسلامی صورت گرفته ، بایستی تبعیت و اطاعت بی چون و چرای آنان از سایر خلفا و حکومت های مصر را نمونه ای از انفعال دانست که نه تنها به نفع اسلام نبود بلکه فرصت تاثیر گذاری بر اندیشه و تفکر آنان را می سوزاند . به عبارت دیگر علمای الازهر در مقابل حکام اسلامی از هر نوع ، خواه عباسی و عثمانی و خواه فاطمی ، نه تنها اعتراض نمی کردند بلکه تلاش قابل توجه و تاثیر گذاری نیز در راستای هم عقیده کردن آنان با خود نیز نداشته اند . شاید بتوان این نوع نگاه به قدرت و قدرت مداران را ناشی از فلسفه سیاسی حاکم بر دیدگاه اهل سنت دانست که یکی از مهم ترین و بارز ترین وجوه مشروعیت سیاسی ، تغلب و حاکم شدن یک مسلمان بر دیگران است . به عبارت دیگر و بنا به فتاوای علمای اهل سنت هر کس که بتواند قدرت را در دست گیرد باید از او اطاعت کرد و او ولی امر است .
موضع گیری های دینی اجتماعی مشترک
در صد سال اخیر در جهان اسلام حوادث مهم و سرنوشت سازی اتفاق افتاده است که شیعیان و اهل تسنن مشترکا نسبت به آن دغدغه داشته اند . نحوه تعامل الازهر با این حوادث و نوع موضع گیری آن می تواند نشانگر سعی و تلاش الازهر در مسیر هم گرایی باشد . به عنوان نمونه سه حادثه از این حوادث مهم مورد توجه قرار می گیرد و رفتار الازهر نسبت به آن سنجیده خواهد شد .
الف )قضیه مسجد الاقصی
اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم اشغالگر قدس و رفتار ددمنشانه این رژیم در طول سالیان و علاوه بر آن هتک حرمت و حفاری های آنان در اطراف مسجد الاقصی همواره از دغدغه های مهم جهان اسلام بوده است . دغدغه ای که مسلمانان را اعم از شیعه و سنی به میدان اعتراض کشاند . در این میان اما موضع گیری دولت ها و نهادهای بین المللی فراز و فرودهایی بسیار داشته است و مردم مسلمان عملا در مساله قدس بیشتر به تبعیت از آرمان ها و ارزش های اسلامی پرداختند تا به تبعیت از دولت هایشان . ارزش راهبری نهادهای دینی و مذهبی وقتی برجسته تر می شود که بدانیم موضع گیری های علما اثر روانی شایانی را حتی بر خود مردم ساکن در سرزمین های اشغالی می گذاشته است .
الازهر به عنوان یک نهاد دینی و بلکه مهم ترین مرجع شرعی و مذهبی اهل سنت ، مواضع شایان ذکر و قابل توجهی را در خلال سال های اشغال داشته است . از سال ۱۹۲۹ تا ۲۰۰۷ میلادی الازهر حدود ۲۰ مورد صدور بیانیه علیه اقدامات رژیم اشغال گر قدس داشته است که از اهم آن می توان به موضع گیری سال ۱۹۷۰ اشاره کرد . در سال ۱۹۶۹ در پی اقدام یکی از صهیونیست های افراطی به نام مایکل دنیس روهن و در سایه سکوت و اجازه این رژیم جعلی ، مسجد الاقصی به آتش کشیده شد و از تبعات این اقدام موهن و محرک ، انسجام نسبی بین کشورهای اسلامی در آن زمان و تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی بود . الازهر نیز در ۱۹۷۰ با صدور بیانیه ای این اقدام را به شدت محکوم کرد و خواستار مقابله جهان اسلام با ادامه این وضعیت وخیم شد . [۱۴] (ریاض ۲۰۱۰)
نکته ای که مانع از یک نتیجه گیری راحت در مورد الازهر می شود این است که به تدریج و در سیرتاریخی حاکم بر دولت مردان مصر ، شدت و حدت این موضع گیری ها دچار تنزل شده است تا جایی که تفاوتی فاحش بین لحن بیانیه الازهر در ۱۹۴۸ و بیانیه سال ۲۰۰۷ وجود دارد . به عنوان مثال در بیانیه سال ۱۹۴۸ علمای الازهر به صراحت از وجوب جهاد بر همه مسلمانان صحبت می کنند و به تاکید از همه کشورهای اسلامی می خواهند تا با یک اتحاد قوی و تجمیع قوای نظامی یک حمله نظامی همه جانبه به رژیم اشغال گر را تدارک ببینند . اما در بیانیه ی سال ۲۰۰۷ هر چند باز هم صحبت از جهاد است اما به جای به کار بردن واژه وجوب جهاد تعبیر این بیانیه « حق جهاد » است و نهایتا از نهاد های امنیتی مصر می خواهد که جلوی خونریزی در فلسطین گرفته شود . فراتر از این ، در سال ۲۰۰۶ هنگام جنگ ۳۳ روزه لبنان و در سال ۲۰۰۷ زمان جنگ ۲۲ روزه غزه، شاهد سکوت سهمگین و نا خوشایندی از جانب علمای الازهر بودیم .اما بازهم نسبت به برخی از دیگر علمای اهل سنت که موضع خصمانه ای را در قبال لبنان و غزه اتخاذ کردند وضعیت امید بخش تری بر الازهر حاکم بود .
ب) انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی از موضوعات بسیار خاصی است که نه تنها برای نظام دوقطبی حاکم بر روابط بین الملل شوک آور بود بلکه از اتفاقات نادر در جهان اسلام نیز به شمار می رفت . نه فقط بدان جهت که انقلاب های اجتماعی و خیزش های مردمی در کشورهای عربی کمتر اتفاق می افتاد و جای خود را به کودتاهای پی در پی داده بود بلکه نوعی اندیشه سیاسی جدید مبتنی بر تفکر شیعی که اقلیت جهان اسلام را تشکیل می دهد برای نخستین بار درخشش و بروزی جهانی پیدا کرده بود و عاملی برای جلب نظرها به سوی مکتب شیعه شده بود. از این رو موضع گیری های متفاوتی را در جهان اسلام نسبت به خود بر انگیخت .
دانشگاه الازهر نسبت به انقلاب اسلامی موضع دو گانه ای را اتخاذ کرد . در واقع کلیت جو اهل سنت در مصر اعم از اخوان المسلمین ، جنبش های اسلامی و مردم عادی ابتدا نسبت به انقلاب اسلامی بسیار دید روشن و مثبتی داشتند و در موضع گیری های خود نسبت به آن ابراز خرسندی می کردند اما پس از شروع جنگ ایران و عراق ورق برگشت . با توجه به تغییر رویکرد در حاکمیت مصر که در سال ۱۹۷۸ ( یک سال قبل از انقلاب ) توسط انور سادات اتفاق افتاده بود و مصر از چهره یک مدافع سر سخت فلسطین و دشمن شماره یک اسرائیل تبدیل به یک سازشکار با اسرائیل و دوست با امریکا شده بود، و از سوی دیگر نفوذ وهابیت در جامعه مصر و همچنین تبلیغات بی محابا و گسترده عربستان و عراق علیه انقلاب اسلامی ، دیدگاه ها تغییر کرد و الازهر هم از این قاعده مستثنی نبود . شاید بتوان این اتفاق را به سایر کشورهای جهان اسلام تسری داد .
صالح الوردانی در این مورد می گوید :
شگفت این‏که الازهرى که در آغاز با جمعیت تقریب همگام و با شیعه‏ مهربان بود،ناگهان پس از انقلاب اسلامى مطابق با سیاست حکومت،به صف‏ دشمنان شیعه و ایران پیوست.الازهر هنوز هم تا به امروز بر همین موضع است‏ و کتاب‏هاى شیعى را به این بهانه که در گرایش‏هاى افراطى حاکم بر مصر دست‏دارد،مطرود مى‏شمارد. (الوردانی ۱۳۷۹, ۱۹۳)
البته نباید این نکته را نادیده انگاشت که این موضع الازهر نیز از سویی در سایه فشار حکومت انور سادات و از سوی دیگر تحت تاثیر افکار عمومی بوده است که از تبلیغات مسموم متاثر شده بودند .
الوردانی در ادامه می گوید :
میدان اسلامى مصر در چنبره جنگ‏ تبلیغاتى ستمگرانه و همه سویه قرار گرفت که شراره‏هاى خشمش بر شیعه‏ و ایران فرو مى‏ریخت. در این راه همه وسایل تبلیغاتى مانند مقاله،کتاب، سخنرانى و کنفرانس به کار گرفته شد و بسیارى از نویسندگان،روزنامه نگاران، مبلّغان،بزرگان و سرشناسان جامعه اسلامى و بنگاه‏هاى نشر و روزنامه‏ها،خریده‏ شدند. تنها شمار اندکى از صاحبان بصیرت از این فتنه جان سالم به در بردند و بقیه‏ در امواج پیاپى پول‏هاى‏نفت که از سعودى و عراق-دو کشورى که آتش فتنه را دامن زده و شعله‏ور مى‏ساختند-به سوى گروه‏هاى اسلامى سرازیر شده بود، غرق گردیدند.سفارتخانه‏هاى کشورهاى سعودى و عراق در قاهره،براى مشوّه ساختن‏هرچه بیشتر چهره شیعه،ایران و امام خمینى پول بى‏حساب خرج مى‏کردند و دولت نظاره‏گر اوضاع بود و حتّى از آن پشتیبانى مى‏کرد. (الوردانی ۱۳۷۹, ۱۶۸)
صد البته در چنین شرائطی توقع باقی ماندن در موضع دفاع از انقلاب ، نسبت به الازهری که قبل از این ذکر منفعل بودن آن در مقابل حکومت ها گذشت ، توقع زیادی است . در واقع بایستی سکوت و یا احیانا مقابله ضعیف و کم تنش الازهر با شیعه و ایران را غنیمت دانست چرا که هجمه تبلیغاتی وهابیت و هم چنین القائات دستگاه حاکمه ی وابسته مصر ، اقتضای بد بینی وصف ناشدنی در مصر نسبت به ایران را دارد اما می بینیم که هنوز تا آن حالت فاصله باقی است و این به معنی وجود فرصت برای ادامه راه تقریب با الازهر است .
ج) توهین سلمان رشدی به پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله )
در پی چاپ کتاب موهن آیات شیطانی توسط سلمان رشدی موجی از خشم جهان اسلام را فرا گرفت . در بیست و ششم سپتامبر ۱۹۸۸ : “آیات شیطانی”، چهارمین رمان سلمان رشدی، برای اولین بار از سوی انتشاراتی “وایکینگ پنگوئن” منتشر شد. هر چند نویسنده و ناشر پیش از انتشار این رمان هشدارهایی درباره احتمال توهین آمیز تلقی شدن آن دریافت کرده بودند. دو روز بعد، این کتاب نامزد جایزه سی هزار دلاری بوکر شد، اما هیات داوران بعدا اعلام کرد بدلیل تغییر نام پیامبر مسلمانان در این کتاب، متوجه توهین آمیز بودن آن نشده بود.
دولت راجیو گاندی، نخست وزیر وقت هند، اولین دولتی شد که ورود و توزیع این رمان را منع کرد. بیست و یکم نوامبر ۱۹۸۸ م : مفتی اعظم دانشگاه الازهر مصر ضمن منع فروش این رمان در کشورش از سازمان های اسلامی بریتانیا خواست از طریق شکایت به دادگاه مانع توزیع “آیات شیطانی” شوند. در همین ماه، انتشار و توزیع این کتاب در سودان و آفریقای جنوبی منع شد. دوم دسامبر: صدها مسلمان بریتانیایی در شهر بولتون برای اولین بار “آیات شیطانی” را علنا آتش زدند. سریلانکا نیز به زمره تحریم کنندگان این کتاب پیوست.
۱۹۸۹
ژانویه: پاکستان و بنگلادش نیز انتشار و توزیع “آیات شیطانی” را ممنوع اعلام کردند.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.