مقاله دانشگاهی – تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۱۶

پایان نامه های سری دهم

به عنوان مثال می توان جنبش هایی در راستای ترویج فرهنگ اسلامی و دین محوری در جوامع را با استفاده از راهکارهای مختلفی که هر یک از طرفین در اختیار دارند کلید زد که در این کار از روشها و ابزار های مختلف یکدیگر استفاده کنند و در مفاهیم مشترک کارهای اشتراکی انجام دهند .
رسمیت دادن به الازهر به عنوان مرجع دینی اهل سنت.
رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف دنیا ، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، وزارت فرهنگ و ارشاد ، سازمان تبلیغات در خارج از کشور ، دانشگاه های داخلی که دانشجوی خارجی می پذیرند و مراکز فرهنگی که به منظور یاری رساندن به مردم مناطق سنی نشین کشور ایجاد شده اند همگی دارای طیف گسترده ای از مخاطبین سنی مذهب هستند و اگر سیاست تمامی این نهادها بر این قرار بگیرد که مردم سنی مذهب را به جای علمای عربستان به سمت علمای مصر سوق دهند قطعا در آینده چالش های کمتری بین شیعه و سنی را شاهد خواهیم بود .
ضمائم
پیوست شماره ۱ تصویر فتوای شیخ شلتوت در مورد رسمیت مذهب شیعه
ترجمه فتوای شیخ شلتوت :
از معظم له سؤال شد :
عده ای ا ز مردم معتقدند که هر فرد مسلمان برای آن که عبادات و معاملاتش صحیح انجام گیرد ، باید تابع احکام یکی از مکتب های معروف چهارگانه باشد و در میان این مکتب های چهارگانه نامی از مکتب شیعه امامی و شیعه زیدی برده نشده است . آیا جنابعالی با این نظر کاملا موافقید که مثلا پیروی از مکتب شیعه امامیه اثنی عشری مغایرتی با دین ندارد؟
آن جناب پاسخ دادند :
آیین اسلام هیچ یک از پیروان خود را ملزم به پیروی از مکتب معینی ننموده ، بلکه هر مسلمانی می تواند از هر مکتبی که بطور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته پیروی نماید و کسی که مقلد یکی از این مکتب های چهارگانه باشد می تواند به مکتب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل شود .
مکتب جعفری، معروف به مذهب امامی اثنی عشری ، مکتبی است که شرعا پیروی از آن مانند پیروی از مکتب های اهل سنت جایز می باشد . بنابراین سزاوار است که مسلمانان این حقیقت را دریابند و از تعصب ناحق و ناروایی که نسبت به مکتب معینی دارند دوری گزینند ، زیرا دین خدا و شریعت او تابع مکتبی نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معینی نخواهد بود .بلکه همه صاحب مذهبان ، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باری تعالی است و کسانی که اهل نظر و اجتهاد نیستند، می توانند از هر مکتبی که مورد نظرشان است تقلید نموده و از احکام فقه آن پیروی نمایند و در این مورد فرقی میان عبادات و معاملات نیست .
امضا : محمود شلتوت
پیوست شماره ۲ نامه شیخ شلتوت به آیت الله بروجردی
ترجمه نامه :
سلام و درود خدا بر شما باد، امیدواریم ،از صحت و عافیت و بهترین چیزی که برای شما دوست داریم، بر خوردار باشید. اما بعد،خطابه ای که قبل از ترک مصر برای ما فرستادید، اثر عظیمی در نفس من بجای گذاشت ، تقدیر شما از عمل صالحی که ما برای آن قیام کرده ایم،در آن به چشم می خورد،واحساس شما بدون شک احساسی صادقانه بود، همچنانکه تقدیر شما در سخنانتان از جناب برادر علامه قمی اثر فراوانی در نفس من و نفس آقایان علمای اینجا داشت،امید است که همه ما در راه مصالح امت اسلامی بکوشیم و خداوند این تعاون و همیاری را مصداق این آیه قرار دهد که والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین
کسانی که در راه ما بکوشند ما راهمان را به آنان نشان خواهیم داد و مسلما خداوند با نیکوکاران است.
والسلام علیکم و رحمۀ الله وبرکاته.
شیخ الجامع الازهر
محمود شلتوت به تاریخ ۲۴ذی القعده ۱۳۷۹ مطابق با ۱۹ می ۱۹۶۰م
پیوست شماره ۳ :
پیوست شماره ۳ : تاییدیه فتوای شیخ شلتوت توسط بزرگان اهل تسنن در مصر
تاییدیه فتوای شیخ محمود شلتوت توسط عبدالحلیم محمود ، شیخ الازهر
شیخ عبدالحلیم محمود یکی از دوستان دارالتقریب و نویسندگان مجله آن ، رساله الاسلام ، بود . ایشان به هنگام ریاست الازهر شریف ، رسما اعلام داشتندکه :” الازهر نسبت به برادران امامیمان و برادران زیدیمان ، جز پیام دوستی کامل ندارد و ما اکنون در دوره ای بسر می بریم که در آن مردم را به وحدت و برادری دعوت می کنیم و اگر رخدادی در این جا یا آن جا رخ دهد ، ما و شما در اصلاح آن می کوشیم . همگی در راه صلح و دوستی و محبت گام بر می داریم . و آن کلمه تفرقه انگیزی که در کتاب مذکره التوحید آمده ان شاء الله اصلاح خواهد شد و امیدواریم که شما هم همین عمل را در آن جا انجام دهید ( و از نشر مطالب تفرقه انگیز در کتاب ها جلوگیری کنید ).
تلاش کوشندگان در راه وحدت در پیشگاه خدا مشکور باد .
پیوست شماره ۴ : نقشه مناطق تحت نفوذ جریان بیداری اسلامی
 
پیوست شماره ۵ : بیانیه الازهر پس از انقلاب مصر در مورد بیداری اسلامی
عقد فضیله  الإمام الأکبر د / أحمد الطیب شیخ الأزهر الشریف و مجموعه المثقفین التی أصدرت وثیقه الأزهر ومثّلت مختلف ألوان الطیف الفکری فی المجتمع المصری مؤتمراً صحفیاً  صباح الیوم الاثنین الموافق ۳۱ / ۱۰ / ۲۰۱۱ بمقر مشیخه الأزهر وذلک لطرح رؤیه الأزهر حول الخطوات التی تم اتخاذها لتفعیل وثیقه الأزهر خلال المرحله الراهنه وکذلک الخطوات المستقبلیه  .
ونتج عن هذا المؤتمر  إصدار بیــان الأزهـر والمثقفین لدعم إراده الشعوب العربیه.
 
وهذا نصه :
انطلاقًا من إدراک کبار علماء الأزهر، ومجموعه المثقفین المشارکین لهم، لمتطلبات المرحله التاریخیه المفصلیه، التی تمر بها شعوب الأمه العربیه فی نضالها  المشروع للحریه والعداله والدیمقراطیه، واستئناف مسیرتها الحضاریه؛ واستلهاماً لروح التحرر فی الإسلام، والقوانین الفقهیه لمشروعیه السلطه، ودورها فی الإصلاح وتحقیق المقاصد والمصالح العلیا للأمه، واتساقاً مع مواقف الأزهر الشریف، وقاده الفکر فی مصر والوطن العربی، فی دعم حرکات التحرر من المستعمر الغاشم والمستبد الظالم، وإیماناً من الجمیع بضروره یقظه الأمّه للأخذ بأسباب النّهضه والتّقدُّم، وتجاوز العَثَرات التاریخیه، وإرساء حقوق المواطنین  فی العداله الاجتماعیه، على أساسٍ راسخٍ من مبادئ الشریعه وأصولها، بما تتضمَّنه من حِفظ العقل والدِّین والنّفس والعِرْضِ والمال. وسَدِّ الطریق أمام السُّلطه الجائره التی تحرم المجتمع العربی والإسلامی من دخول عصر التّألُّق الحضاری، والتقدم المعرفی، والإسهام فی تحقیق الرخاء الاقتصادی والنّهضه الشامله انطلاقًا من کل ذلک: فإنّ المجموعه التی أصدرت وثیقه الأزهر ومثّلت مختلف ألوان الطیف الفکری فی المجتمع المصری، قد أدارت عِدَّه حوارات بنّاءه، حول ما حققته الثورات العربیه مِن تفاعُل خصبٍ، وتجاوب حمیم بین مختلف المشارب والتیارات، وتوافَقَت على جُمله المبادئ المستمده من الفکر الإسلامی، والطموحات المستقبلیه للشعوب العربیه، وانتهت برعایه الأزهر الشریف إلى إعلان ضروره احترام المواثیق التالیه :
أولاً : تعتمدُ شرعیه السُّلطه الحاکمه من الوجهه الدینیه والدستوریه على رضا الشُّعوب، واختیارها الحرّ، من خلال اقتراع عَلَنِیٍّ یَتمُّ فی نزاهه وشفافیه دیمقراطیه، باعتباره البدیل العصری المنظِّم لما سبقت به تقالید البَیْعَه الإسلامیه الرّشیده، وطبقًا لتطوُّر نُظُم الحکْم وإجراءاته فی الدّوله الحدیثه والمعاصره، وما استقرَّ علیه العُرف الدستوری من توزیع السُّلُطات التشریعیه والتنفیذیه والقضائیه، والفصل الحاسم بینها، ومن ضبط وسائل الرّقابه والمساءله والمحاسبه، بحیث تکون الأمّه هی مصدر السُّلطات جمیعًا، ومانحه الشرعیه وسالبتها عند الضروره. وقد دَرَجَ کثیرٌ من الحکّام على تعزیز سلطتهم المطلقه مُتشبِّثینَ   بفهم مبتور للآیه القرآنیه الکریمه: “و أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ “{۴/۵۹} متجاهلین سِیَاقَها الواضح الصریح فی قوله تعالى قبل ذلک فى الآیه التی تسبق هذه الآیه مباشره: ” إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ ” {۴/۵۸} ممّا یجعل الإخلال بشروط أمانه الحکْم وعَدَم إقامه العدل فیه مُسَوِّغًا شرعیًّا لمطالبه الشعوب حکامهم بإقامه العدل، ومقاومه الظلم والاستبداد، ومن قال من فقهائنا بوجوب الصبر على المتغلب المستبد من الحکام حرصًا على سلامه الأمه من الفوضى والهرْج والمرْج – فقد أجاز فی الوقت نفسه عزل المستبد الظالم إذا تحققت القدره على ذلک وانتفى احتمال الضرر والإضرار بسلامه الأمه ومجتمعاتها .
ثانیا: عندما یرتفع صوت المعارضه الوطنیه الشعبیه والاحتجاج السِّلمیّ، الذی هو حقٌّ أصیلٌ للشُعوب لتقویم الحکّام وترشیدهم، ثم لا یستجیب الحکّام لنداء شعوبهم، ولا یُبادرونَ بالإصلاحات المطلوبه، بل یُمْعِنونَ فی تجاهل المطالب الوطنیه المشروعه التى تنادى بالحریه والعداله والإنصاف، فإن هؤلاء المعارضین الوطنین لا یُعَدُّون من قَبیل البُغاه أبَدًا، وإنّما البُغاه هم الّذین تحدَّدت أوصافُهم فِقهیًا بامتلاک الشَّوکه والانعزال عن الأمَّه، ورَفع الأسلحه فی مواجهه مخالفیهم، والإفساد فی الأرض بالقُوّه، أمّا الحرکات الوطنیه السِّلمیّه المعارضه، فهی من صمیم حقوق الإنسان فی الإسلام التی أکّدتها سائر المواثیق الدّولیّه، بل هی واجب المواطنین لإصلاح مجتمعهم وتقویم حُکّامهم، والاستجابه لها واجبٌ على الحکّام وأهل السُّلطه، دونَ مُراوغهٍ أو عنادٍ.
ثالثا: تُعَدُّ مواجهه أیّ احتجاج وطنی سِلمیّ بالقوّه والعُنفِ المسلَّح، وإراقه دماء المواطنین المسالمین، نقضًا لمیثاق الحکْم بین الأمّه وحکّامها، ویُسقِطُ شرعیّهَ السُّلطه، ویهدر حقَّها فی الاستمرار بالتَّراضِی، فإذا تمادتِ السُّلطهُ فی طُغیانها، ورکبت مرکب الظلم والبغی والعدوان واستهانت بإراقه دِماء المواطنینَ الأبریاء، حِفاظًا على بقائها غیر المشروع – وعلى الرغم من إراده شعوبها – أصبحت السلطه مدانه بجرائم تُلَوِّثُ صفحاتها، واصبح من حق الشعوب المقهوره أن تعمل على عزل الحکام المتسلطین وعلى محاسبتهم، بل تغییر النِّظام بأکمله، مهما کانت المعاذیر من حرص على الاستقرار أو مواجهه الفِتَنِ والمؤامرات، فانتهاکُ حرمه الدَّم المعصوم هو الخطّ الفاصل بین شرعیه الحکم وسقوطه فی الإثم والعدوان. وعلى الجیوش المنظّمه – فی أوطاننا کلِّها – فی هذه الأحوال أن تلتزم بواجباتها الدّستوریه فی حمایه الأوطان من الخارج، ولا تتحوّل إلى أدواتٍ للقمع وإرهاب المواطنین وسفک دمائهم؛ فإنه” مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا “{۵/۳۲}.
رابعا: یَتعیَّنُ على قوى الثوره والتّجدید والإصلاح أن تبتعد کلیًا عن کل ما یؤدى إلى إراقه الدماء، وعن الاستقواء بالقوى الخارجیه أیًا کان مصدرها، ومهما کانت الذرائع والتعلات التی تتدخل بها فی شؤون دولهم وأوطانهم وإلا کانوا بغاه خارجین على أمتهم وعلى شرعیه دولهم. ووجب على السلطه حینئذ أن تردهم إلى وحده الصف الوطنی الذی هو أول الفرائض وأوجب الواجبات . وعلى قوى الثوره والتجدید أن تتّحدَ فی سبیل تحقیق حُلمِها فی العدل والحریّه، وأن تتفادى النزاعات الطائفیه أو العرقیه أو المذهبیه أو الدینیه، حِفاظًا على نسیجها الوطنی، واحترامًا لحقوق المواطنه، وحَشدًا لجمیع الطّاقات من أجل تحوُّل دیموقراطیٍّ یتمُّ لصالح الجمیع، فی إطار من التّوافُق والانسجام الوطنی، ویهدف لبناء المستقبل على أساسٍ من المساواه والعدل، وبحیث لا تتحوَّلُ الثّوره إلى مغانم طائفیه أو مذهبیه، أو إثاره للحساسیات الدّینیه، بل یتعیّن على الثوار والمجددِّین والمصلِحِین الحفاظ على مؤسسات دولهم، وعدم إهدار ثرواتها، أو التّفریط لصالح المتربِّصینَ، وتفادی الوقوع فی شرک الخلافات والمنافسات، والاستقواء بالقوى الطامعه فی أوطانهم أو استنزاف خیراتها.
خامسا: بناءً على هذه المبادئ الإسلامیه والدستوریه، المعبِّرَه عن جوهر الوَعْیِ الحضاریّ؛ فإن علماء الأزهر وقاده الفکر والثقافه یُعلنونَ مناصرتهم التّامه لإراده الشعوب العربیه فی التجدید والاصلاح ومجتمع الحریه والعداله الاجتماعیه والتی انتصرت فی تونس ومصر ولیبیا، ولا تزال محتدمه فی سوریا والیمن، ویدینون آلات القمع الوحشیه التی تُحاول إطفاء جذوتها، ویَهیبونَ بالمجتمع العربی والإسلامی أن یتّخذ مبادرات حاسمهً وفعّاله لتأمین نجاحها بأقلِّ قَدْرٍ من الخسائر، تأکیدًا لحقِّ الشُعوب المطلق فی اختیار الحُکّام، وواجبِها فی تقویمهم مَنعًا للطُّغیان والفساد والاستغلال، فشرعیّهُ أیّه سُلطهٍ مرهونهٌ بإراده الشّعب، وحقّ المعارضه الوطنیّه السّلمیه غیر المسلحه مکفولٌ فی التّشریع الإسلامی فی وجوب رفع الضّرَر، فضلاً عن کونه من صمیم حقوق الإنسان فی المواثیق الدّولیه جمیعًا.
سادسا: یُناشدُ علماء الأزهر والمثقّفون المشارکون لهم النّظم العربیّه والإسلامیّه الحاکمه یناشدونهم الحرص على المبادره إلى تحقیق الإصلاح السیاسی والاجتماعی والدستوری طَوْعًا، والبَدْء فی خَطَوات التّحوُّل الدِّیموقراطی، فصَحْوَهُ الشّعوب المضطهده قادمه لا محالهَ، ولیس بوسع حاکمٍ الآنَ أن یحجبَ عن شعبه شمس الحریّه، ومِن العار أن تظلَّ المنطقه العربیه وبعض الدول الإسلامیه قابعه دون سائر بلاد العالم فی دائره التّخلُّف والقَهْر والطُّغیان، وأن یُنسَبَ ذلک ظُلمًا وزورًا إلى الإسلام وثقافته البریئه من هذا البُهتان، کما یتعیَّن على هذه الدُّوَل أن تشرع على الفَوْر فی الأخذ بأسباب النّهضه العلمیه والتّقدُّم التکنولوجی والإنتاج المعرفی، واستثمار طاقاتها البشریّه وثرواتها الطبیعیه خِدمهً لمواطنیها، وتحقیقًا لسعاده البشریه کلِّها.
هذا، ولا یحسبنّ أحدٌ من رعاه الاستبداد والطغیان أنه بمنجاهٍ مِن مصیر الظالمین، أو أن بوُسْعِهِ تضلیلَ الشعوب، فعصرُ الاتصالات المفتوحه والانفجارِ المعرفی، وسیادهِ المبادئ الدینیه والحضاریه النَّیِّرَهِ، ونماذج التّضحیه والنِّضال المشهوده عیانًا فی دنیا العرب، کلُّ ذلک جعل من صّحوَه الناس شعله مُتوهِّجَه، ومن الحریه رایه مرفوعه، ومن أمَلَ الشّعوب المقهوره باعثًا یحدوها للنِّضال المستمیت حتى النّصر. ولْیکف الجاهلون بالدِّین، والمشوِّهون لتعالیم الإسلام، والدّاعون لتأیید الطغیان والظلم والاستبداد عن هذا العبث الذی لا طائل وراءه. “وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ “{۱۲/۲۱}- اللهم إنا نسألک رحمه تهدی بها قلوبنا، وتجمع بها شملنا، وتردُّ بها الفتن عنا یا ربَّ العالمین.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.