جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت ۱۱

پایان نامه های سری دهم

«نوف بکالی» یکی از یاران امام علی(علیهالسلام)، نقل کرد که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سال چهل هجری در اواخر زندگی خود در شهر کوفه بر روی سنگی ایستاد، در حالیکه پیراهنی خشن از پشم بر تن، و شمشیرش با بندی از لیف خرما بر گردن، و کفشی از لیف خرما بر پا، و بر پیشانی او پینه از کثرت سجود آشکار بود، فرمود:
ستایش خداوندی را سزاست که سرانجام خلقت، و پایان کارها به او باز میگردد. … ای بندگان خدا! شما را به پرهیزکاری و ترس از خدایی سفارش میکنم که بر شما جامهها پوشانید، و وسایل زندگی شما را فراهم کرد. اگر راهی برای زندگی جاودانه وجود داشت، یا از مرگ گریزی بود، حتماً سلیمان بن داوود(علیهالسلام) چنین میکرد، او که خداوند حکومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد. اما آنگاه که پیمانهی عمرش لبریز و روزی او تمام شد، تیرهای مرگ از کمانهای نیستی بر او باریدن گرفت، و خانه و دیار از او خالی گشت، خانههای او بیصاحب ماند، و دیگران آنها را به ارث بردند. مردم! برای شما در تاریخ گذشته درسهای عبرت فراوان وجود دارد، کجایند عمالقه و فرزندانشان؟ کجایند فرعونها و فرزندانشان؟ کجایند مردم شهر رس، آنها که پیامبران خدا را کشتند، و چراغ نورانی سنت آنها را خاموش کردند، و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند؟ کجایند آنها که با لشکرهای انبوه حرکت کردند و هزاران تن را شکست دادند، سپاهیان فراوانی گرد آوردند، و شهرها ساختند؟
(حضرت مهدی«عجل الله تعالی فرجه الشریف») زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب، و با توجه و معرفت کامل آنرا فراگرفته است. حکمت، گمشدهی اوست که همواره در جستوجوی آن میباشد، و نیاز اوست که در به دست آوردنش میپرسد. در آنهنگام که اسلام غروب میکند و چونان شتری در راه مانده، دم خود را به حرکت درآورده و گردن به زمین میچسباند، او پنهان خواهد شد، او باقیماندهی حجتهای الهی و آخرین جانشین، از جانشینان پیامبران است.
ای مردم! من پند و اندرزهایی که پیامبران در میان امتهای خود داشتند، در میان شما نشر دادم، و وظایفی را که جانشینان پیامبران گذشته در میان مردم خود به انجام رساندند، تحقق بخشیدم. با تازیانه شما را ادب کردم، نپذیرفتید، به راه راست نرفتید، و با هشدارهای فراوان شما را خواندم ولی جمع نشدید. شما را به خدا! آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ آگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود پشت کرد، و آنچه پشت کرده بود روی آورد، و بندگان نیکوکار خدا آمادهی کوچ کردن شدند، و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.
آری! آندسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکردهاند، گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصه، و نوشیدنی آنها خونابهی دل باشد. به خدا سوگند! آنها خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنها را داد و پس از دوران ترس، آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود. کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند، و با حق درگذشتند؟ کجاست عمار؟ و کجاست پسر تیهان؟ و کجاست ذوالشهادتین؟ و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند، و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟(پس دست به ریش مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و فرمود:) دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند، سنتهای الهی را زنده و بدعتها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند. (سپس با بانگ بلند فرمود:) جهاد! جهاد! بندگان خدا! من امروز لشکر آماده میکنم، کسی که میخواهد به سوی خدا رود همراه ما خارج شود.
نوف گفت: برای حسین(علیهالسلام)، ده هزار سپاه، و برای قیسبن سعد، ده هزار سپاه، و برای ابو ایوب، ده هزار سپاه قرار داد، و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معین کرد، و آمادهی بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه، ابنملجم ملعون، به امام ضربت زد، و لشکریان به خانهها بازگشتند، و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگها از هر سو برای آنان دهان گشوده بودند(نهجالبلاغه، خطبه۱۸۲، صص۲۵۱-۲۴۵). جرج جرداق مسیحی، میگوید:
علیابن ابیطالب(علیهالسلام) برطرف ساختن هرگونه ظلم و ستم را، به هر رنگ و شکلی که باشد، بهخصوص رفع ظلم مادی از توده را، اینچنین در سرلوحهی دستور و برنامهی خود در میان مردم قرار داد. و با زبان شمشیرش، با ستمکاران اینچنین جنگید و آن را یک وظیفهی قاطع خود دانست، و همچنان در فکر مبارزه با دیگر ستمکاران بود که با عظمت و بزرگی تمام به شهادت رسید، و اگر ناگواریهای روزگار او را نمیربود و دنیا به او فرصت بیشتری میداد، او همهچیز را اصلاح میکرد و دگرگون میساخت(جرداق، ۱۳۷۹،ج۱،ص۳۵۸).
در سحرگاه ماه رمضان سال چهل هجری، ابنملجم، در حالیکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سجده بود، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت. خون از سر امام علی(علیهالسلام) در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد. در اینحال امام علی(علیهالسلام) فرمود: «فُزتُ وَ رَبِ الکعبه»، به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «مِنها خَلَقناکُم وَ فیها نُعیدُکُم وَ مِنها نُخرِجُکُم تارَهً اُخری».[۱۳]چون ابنملجم را نزد امام علی(علیهالسلام) آوردند، امام(علیهالسلام) به فرزندش امام حسن(علیهالسلام) فرمود: مواظب دشمنت باش، شکمش را سیر و بندش را محکم کن(سبحانی،۱۳۶۷،صص ۳۷۶-۳۷۵). جرداق میگوید:
همهی مظاهر طبیعت از سر انتقام به خشم آمدند و برخروشیدند، جز سیمای علیبن ابیطالب(علیهالسلام)، که همچنان گشاده بود و خندان. نه دم از انتقام میزد و نه به درگیری مسلحانه اشارت مینمود … ابنملجم را دستبسته آورده بودند، همینکه به حضورش بردند دستور داد: «خوراکی گرم دهیدش و بستری نرم»! اما گشادهرویی او مفهوم فاجعه را رساتر از غرش آشوبگرانهی باد، و درهمریزی اشیاء، و لرزش زمین، بیان مینمود. سیمایش در آن لحظات، شباهت بسیاری به چهرهی سقراط داشت که هموطنانش بر مسموم کردن او پای میفشردند، و به چهرهی مسیحبن مریم، آندم که بازرگان یهودی او را تازیانه میزد، و به سیمای تابناک محمدبن عبدالله(صلیاللهعلیهوآله)، آنگه که اوباش طائف، سنگ به سوی او میپراندند، غافل از اینکه چه بزرگمرد والاشأنی را سنگ میزنند(جرداق،۱۳۷۹،ج۴، صص۳۱۸-۳۱۷).
تصلب و انعطافناپذیری در امر عدالت اجتماعی و در آغاز اولین دورهی نظام وسیع و جهانسازی اسلامی، برای امام علی(علیهالسلام) دشمنها درست کرد، و همانطوری که بارها توسط نویسندگان و تاریخشناسان اظهار شده است ایشان قربانی جمودها گردید و به شهادت رسید(مولانا، ۱۳۸۰، ص۲۰۴). جرداق میگوید:
اگر پاهای علی(علیهالسلام) در روی زمین، استوار مانده بود، بسیاری از چیزها را تغییر میداد! او همچون پیامبران بزرگ خدا، در میان خانوادهی خود، غریب و در میان مردم، تنها و در وطن خود بیگانه بود. زیرا اینان به سوی قومی آمده بودند، که در حقیقت با آنها ارتباط روحی و فکری نداشتند. در زمانی زندگی را آغاز کرده بودند که زودتر از زمان واقعی آنها بود، و با روحیهای زیستند که درک آن برای مردم، مشکل بود. اگر آنها را شناخته بودند به آنها عشق میورزیدند و کسی را که به خاطر آنها شهید میشد، فعالانه کمک میکردند(جرداق،۱۳۷۹،ج۵،ص۲۰۸).
شفافیت عدالت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در برخورداری از هویت عینی ارزشهای عملی، حقانیت آنرا مستند کرد و جذابیت آنرا بر محور وحدت عقیده شکل داد. راهبرد امنیت ملی و جهانی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، ارزشهای عام بشردوستانه را در راستای جهانیسازی اسلام عملیاتی کرد و جذابیت عینی بازتاب قدرت در عدالت اجتماعی را فرای زمان و مکان به سطح کلان اشاعه داد. سرمایهگذاریهای مادی و معنوی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در قدرت نرم، پیامد عدالت اجتماعی اسلام را جهانی کرد، پیامدی که بازتاب قدرت در پروژهی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق، با ابزار مواسات و یاری رساندن به حق است، و این رمز بقای جذابیت عدالت علوی بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میباشد؛ ندای «فُزتُ وَ رَبِ الکعبه» امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در محراب عبادت اگرچه پایان زندگی ایشان را رقم زد اما به عدالت علوی جان تازهای بخشید، عدالتی که با بیعدالتیها نمایانگر شد، بیعدالتیهایی که اسلام را به مرز غروب رساند، غروبی که آغاز غیبت دوازدهمین ستارهی عدل را موجب شد، آنجا که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند: «در آنهنگام که اسلام غروب میکند و چونان شتری در راه مانده، دم خود را به حرکت درآورده و گردن به زمین میچسباند، او پنهان خواهد شد، او باقیماندهی حجتهای الهی و آخرین جانشین، از جانشینان پیامبران است»؛ غیبتی که معلول ترک جهاد بود، ترک جهاد در مواسات حق، هجوم باطل را موجب شد، باطلی که نوید محکومیت به ذلت و محرومیت از عدالت را داد، محکومیت و محرومیتی که عطش عدالت علوی را گستراند.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در ابتدای سخنان خود با خطاب قرار دادن بندگان خدا، محدودیت زمانی و مکانی مخاطبین را حذف میکنند و همهی مردم جهان را در هر عصری، مخاطب سخنان خویش قرار میدهند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سخنان خود جهانیان را به جهاد علیه باطل دعوت میکنند و از آنها میخواهند که با مطالعهی قرآن، شاخص تمیز حق از باطل را کسب کنند و با اندیشه و تعقل در حقوق الهی، ارزشها را زنده و ضد ارزشها را نابود سازند تا ظلم و ستم برچیده، و صلح و امنیت جهانی برقرار شود. امام علی(علیهالسلام) از جهانیان میخواهند که با تمسک به اصول عدالتگستر ایشان قدم در مسیر جهاد علیه باطل بگذارند؛ آنجا که میفرمایند: «دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند، سنتهای الهی را زنده و بدعتها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند. جهاد! جهاد!».
صلح جهانی نیازمند یاری حق در برابر ظلم و ستم است، پس شایسته است که طالبان صلح جهانی زره جهاد بر تن کنند و با دست و زبان و قلم به مصاف جبههی باطل بشتابند و به یاد داشته باشند که «لا یُکَلِفُ اللهُ نَفساً إلا وُسعَها لَهَا مَا کَسَبَت وَ عَلَیها مَا اکتَسَبَت»[۱۴](قرآن، سوره بقره، آیه۲۸۶)؛ پس ضعف و ناتوانی، توجیهگر عدم حمایت از حق نیست، هرکس به اندازهی توان، استحقاق گام برداشتن در مسیر دفاع از حق را دارد، حقی که در وحدت عقیده حول محور امامت شکل میگیرد، آنجا که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند: «آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد»؟، وحدت عقیده حول محور امامت، طالب تقوای الهی در نهان و آشکار است، تقوایی که تطبیق عقاید و گفتار و کردار را موجب شود، تطبیقی که با زره جهاد مستحکم میشود، جهادی که آغاز آن نه در جبههی دشمن، که در جبههی نفس است، نفسی سرکش که جز با کرنش در برابر حق یارای مقابله با باطل را نیابد.
اگر منابع قدرت نرم، ناملموس هستند، نتایج آن در جذابیتها و انزجارهای حاصله قابل رؤیت و ملموس است. نتایج قدرت نرم در سیاستهای امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، شاخص عملگرایی ایشان را تیره و برجسته میکند و جذابیتهای حاصله را از زاویهی عملگرایی نمایان میکند. میلسن میگوید:
تجربهی بازاریابی میآموزد که، نشان دادن، مهمتر از گفتن است. نسبت به دیپلماسی عمومی آمریکا این نکته مستلزم آن است که عملکرد آمریکا در سطح جهانی پر سر و صداتر از هر سخن آرامی که ممکن است همزمان با آن به صدا درآید، سخن خواهد گفت. جنگ در عراق و پیامدهای آن، محدودیتهای قدرت ایالات متحده را بهطور کلی در تنوعی از قدرت سخت و نرماش، آشکار میکند. آنها نشان میدهد که قلمرو مهندسی اجتماعی هم در سطح داخلی و هم در صحنهی جهانی، محدود میشود. … شکست در ایجاد ثبات در عراق و تبدیل کردن آن به یک الگو برای منطقه و عدم تصویب عمومی و مردمی سیاستهای خارجی ایالات متحده نشانههای آشکاری از عدم تحقق و امکان ایجاد یک امپراتوری لیبرال، اصیل و با حسن نیت میباشد. اذهان مردمان جهان آشکارا و به اندازهی کافی پیچیده شده است که بین پیام خوشبینانه و بستهبندی خیالبافانهی لفاظی آمریکا و واقعیت کمتر تحلیلی سیاستهای خارجیاش، تمایز قایل شوند. دیپلماسی عمومی آمریکا میتواند به گونهای حاشیهای بر افکار جهانی تأثیر گذارد و بعید است که یک رأیگیری به سود سیاستهای خارجی آمریکا انجام شود. این امر بر آن دلالت دارد که تأثیر قدرت نرم و دیپلماسی عمومی، بدون آنکه قاطع و فوری باشند، واقعی هستند… اگرچه امپریالیسم آمریکایی با وصف لیبرالیستی خوانده میشود، اما میتوان گفت که در عمل مردم فقط امپریالیزم آنرا درک میکنند و این موضوع است که تصویر آمریکا را شکل میدهد(میلسن و دیگران،۱۳۸۷،صص۱۳۴-۱۳۳).
واقعیتهای قدرت نرم امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در دستورالعمل مدیریتی ایشان در چهارده قرن گذشته در مقام تجربی عملیاتی شد. دستورالعمل مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، معرف راهبرد امنیت ملی و جهانی با کارویژهی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است. پیامدهای عدالت اجتماعی در راهبرد امنیتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، هماهنگی و وسعت دامنهی قدرت علوی در تنوعی از اشکال سختافزاری و نرمافزاری قدرت را آشکار میکند که چگونه در راستای برپایی حقوق و اجرای عدالت هزینهفایده شد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در بیستم رمضان سال چهل هجری، بعد از ضربت خوردن و قبل از شهادت در وصیت به مردم فرمودند:
ای مردم، هرکس از مرگ بگریزد، به هنگام فرار، آنرا خواهد دید. اجل سرآمد زندگی، و فرار از مرگ رسیدن به آن است. چه روزگارانی که در پی گشودن راز نهفتهاش بودم، اما خواست خداوند جز پنهان ماندن آن نبود. هیهات! که این، علمی پنهان است.
اما وصیت من نسبت به خدا، آنکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید، و نسبت به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) این است که، سنت و شریعت او را ضایع نکنید. این دو ستون محکم را بر پادارید، و این دو چراغ را فروزان نگهدارید و تا آنزمان که از حق منحرف نشدهاید، سرزنشی نخواهید داشت، که برای هرکس به اندازهی توانایی او وظیفهای تعیین گردیده، و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفیف داده شده است زیرا پروردگار، رحیم، و دین، استوار، و پیشوا، آگاه است. من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایهی پند و عبرت شما هستم، و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بیامرزد. اگر از این ضربت و در این لغزشگاه نجات یابم، که حرفی نیست، اما اگر گامها بلغزد و از این جهان بروم، ما نیز چون دیگران در سایهی شاخسار درختان، مسیر وزش باد و باران، و زیر سایهی ابرهای متراکم آسمان پراکنده میشویم، و آثارمان در روی زمین نابود خواهد شد.
من از همسایگان شما بودم، که چند روزی در کنار شما زیستم، و به زودی از من جز جسدی بیروح و ساکن، پس از آن همه تلاش، و خاموش، پس از آن همه گفتار، باقی نخواهد ماند. پس باید سکوت من، و بیحرکتی دست و پا و چشمها و اندام من، مایهی پند و اندرز شما گردد، که از هر منطق رسایی و از هر سخن مؤثری عبرتانگیزتر است. وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی است که آمادهی ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید فهمید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آنکه جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت(نهج البلاغه، خطبه۱۴۹،ص۱۹۵).
شهادت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، فقر عدالت را گستراند، فقری که سرآغاز انتشار جاذبهی عدالت علوی به وسعت جهان شد، عدالتی که حضورش دلیل عدم رؤیت، و عدم حضورش برهان رؤیت آن شد، و اینگونه بود که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) فرمودند: «فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید فهمید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آنکه جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت»؛ و امروز ندای حقمحوری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بر گوش جهانیان طنینانداز شده است، حقی که مصداق این آیهی قرآن است: «أنزَلَ مِنَ السَمآءِ مآءً فَسالَت أودِیَهُ بِقَدَرِها فَاحتَمَلَ السَیلُ زَبَدًا رابیًا وَ مِما یُوقِدونَ عَلَیهِ فِی النارِ بتِغآءِ حِلیَهٍ أو مَتاعٍ زَبَدٌ مِثلُهُ کَذالِکَ یَضرِبُ اللهُ الحَقِ وَ الباطِلَ فَأما الزَبَدُ فَیَذهَبُ جُفآءً وَ أما ما یَنفَعُ الناسَ فَیَمکُثُ فِی الأرضِ کَذالِکَ یَضرِبُ اللهُ الأمثالَ»[۱۵](قرآن، سوره رعد، آیه۱۷)؛ باطل کفنمایی که بر چشمهی زلال حق ساتر شد، ساتر شدنی سست و ناپایدار که دیری نپایید و به بیرون پرتاب و حق آشکار شد. نای میگوید:
برخی از سیاستهای داخلی، مانند حکم اعدام و فقدان کنترل اسلحه، باعث کاهش جذابیت ایالات متحده در نزد کشورهای دیگر میشود، اما این سیاستها نتیجهی ارزشهای متفاوتی است که ممکن است مدتی ادامه داشته باشند. سیاستهای دیگر، مانند امتناع از تولید وسایل نقلیهی پرمصرف، وجههی آمریکا را خدشهدار کرد، زیرا این سیاستها خودبینانه بهنظر میآید و نشاندهندهی نوعی بیمیلی نسبت به در نظر گرفتن اثرات اینکار بر تغییرات آبوهوایی جهان و کشورهای دیگر است. به همین صورت، تخصیص یارانههای داخلی مربوط به کشاورزی برای حمایت از کشاورزان ثروتمند، در حالیکه ما دم از بازارهای آزاد برای کشورهای فقیر میزنیم، باعث تحریک انتقادهای دیگران میشود. در یک دموکراسی «سنگ» سیاستهای داخلی اغلب بسیار بزرگتر از آن است که «دم» سیاست خارجی بتواند آنرا حرکت دهد، اما وقتی ما رابطهی ایندو را نادیده میگیریم، این دورنگی آشکار، برای قدرت نرم ما هزینه خواهد داشت(نای،۱۳۸۹،ص۲۴۶).
عدم توجه آمریکا به اهمیت امنیت داخلی در کنترل اسلحه، به اهمیت منافع عمومی در حفاظت از محیط زیست، و به اهمیت حمایت از اقشار ضعیف در هدفمندی تخصیص یارانهها، که موجب بزرگی سنگ سیاستهای داخلی، آنچنان که نای میگوید، شده است، همه و همه، نتیجهی ناحقیها و بیعدالتیهای مدیریتی است که راهبرد منفعتمحور سیاست خارجی را در حالهای از دم لفاظیهای دروغین به سختی پیش میبرد، و تناقضهای عملی و گفتاری نتایج قدرت نرم را به سمت امواج انزجار سوق میدهد. در ادامه، ماندگاری نتایج قدرت نرم در اندیشهی امام علی(علیهالسلام) به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پس از ضربت خوردن در وصیت به امام حسن(علیهالسلام) و امام حسین(علیهالسلام) فرمودند:
شما را به ترس از خدا سفارش میکنم، به دنیا پرستی روی نیاورید، گر چه به سراغ شما آید، و بر آنچه از دنیا از دست میدهید اندوهناک مباشید؛ حق را بگویید، و برای پاداش الهی عمل کنید، و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید. شما و تمام فرزندان و خاندانم، و کسانی را که این وصییت به آنها میرسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگی، و ایجاد صلح و آشتی در میانتان سفارش میکنم، زیرا من از جد شما پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شنیدم که میفرمود: «اصلاح کردن بین مردم، از نماز و روزهی یک سال برتر است».
خدا را! خدا را! دربارهی یتیمان، نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند، و حقوقشان ضایع گردد! خدا را! خدا را! دربارهی همسایگان، حقوقشان را رعایت کنید که وصیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شماست، همواره به خوشرفتاری با همسایگان سفارش میکرد تا آنجا که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد. خدا را! خدا را! دربارهی قرآن، مبادا دیگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پیشی گیرند. خدا را! خدا را! دربارهی نماز، چرا که ستون دین شماست. خدا را! خدا را! دربارهی خانهی خدا، تا هستید آنرا خالی مگذارید، زیرا اگر کعبه خلوت شود، مهلت داده نمیشوید. خدا را! خدا را! دربارهی جهاد با اموال و جانها و زبانهای خویش در راه خدا. بر شما باد به پیوستن با یکدیگر، و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی گردانید، و پیوند دوستی را از بین ببرید. امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط میگردند. آنگاه هرچه خدا را بخوانید جواب ندهد.
ای فرزندان عبدالمطلب! مبادا پس از من دست به خون مسلمین فرو برید(دست به کشتار بزنید) و بگویید امیر مؤمنان کشته شد. بدانید! جز کشندهی من کسی دیگر نباید کشته شود. درست بنگرید! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها یک ضربت بزنید، و دست و پا و دیگر اعضای او را نبرید، من از رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) شنیدم که فرمود: «بپرهیزید از بریدن اعضای مرده، هر چند سگ دیوانه باشد»(نهجالبلاغه،نامه۴۷،ص۳۹۹).
عملکردها و دستورالعملهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بازتاب عدالت اجتماعی است. سفارشات و دستورالعملهای امام علی(علیهالسلام) نمایانگر دغدغههای ایشان از صلح و ثبات در سطح ملی و جهانی است. اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، سفارش به صلحگرایی و میانجیگری و پرهیز از منفعتمحوری میکنند یعنی سیاستهای داخلی و خارجی باید بر مبنای اخلاق و عدالت تعریف و اجرا شود. قدرت و سیاست باید منفعتزدایی شود و در چارچوب حقوق و عدالت قرار گیرد. منافع ملی و منافع بینالمللی باید عادلانه و در توازن با حقوق عمومی کسب شود؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ملاک هزینهفایده را نه در سود و ضرر مادی که در سود و ضرر معنوی میدانند یعنی ملاک مواسات، مساعدت، وام، و انواع کمکهای بشردوستانه نباید انحصارگرایی و منفعتمحوری باشد بلکه باید عادلانه و در راستای برپایی حق باشد؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به اهمیت حقوق یتیمان و همسایگان سفارش میکنند یعنی مبنای روابط با دولتهای ضعیف و دولتهای همسایه باید بر اساس حذف شکاف طبقاتی و ثبات توازن حقوق باشد نه بر اساس استثمار و سلطهگری و سودجویی؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به برقراری روابط با ستمدیدگان و قطع روابط با ستمگران سفارش میکنند یعنی ملاک حضور در بلوکبندیهای سیاسی نه بر اساس میزان بهرهمندی از حمایتهای سیاسی که بر اساس دفاع از حقوق مظلومین و جبههگیری در برابر ستمگران است؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، عمل به قرآن، برپایی نماز، و طواف کعبه را سفارش میکنند یعنی عملگرایی در برپایی حق، کرنش در اجرای عدالت، و وحدتگرایی در دفاع از حق؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، جهاد با اموال و جانها و زبانها را سفارش میکنند یعنی وجوب همگرایی کشورها و اشخاص در حد توان و ظرفیت آنها در راستای مهار تکتازیهای ظلم و ستم؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، سفارش به امر به معروف و نهی از منکر میکنند یعنی ترویج پیروی از ارزشها و پرهیز از ضد ارزشها از طریق سیاستهای اصلاحی در تذکر و هشدار و اولتیماتوم؛ و اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به عدالت در کیفر سفارش میکنند یعنی عدم مشروعیت تهاجم و تجاوز و نسلکشی در برابر اقدامات تروریستی.
جاذبهی عدالت علوی در حالی در تاریخ ماندگار شد که سردمداران جبههی باطل با تمام نیرو و توان سعی در حذف آن داشتند تا جاییکه نهایت سیاست، قدرت و ثروت را در همآمیختند تا جذابیت عدالت پرتو آفرین علوی را محو کنند، سیاست، قدرت و ثروتی که همانند چتری در برابر تابش آفتاب و بارش باران عمل کرد، چتری که کوچکترین تأثیری در عدم تابش آفتاب و بارش باران نداشت. ماندگاری نتایج قدرت نرم علوی در سخنان ابن ابیالحدید، دانشمند معتزلی اهل تسنن، قابل درک است که میگوید:
و اینک چه بگویم دربارهی بزرگمردی که دشمنانش به فضیلت او اقرار کردهاند، و برای آنان امکان منکر شدن مناقب او فراهم نشده است و نتوانستهاند فضایل او را پوشیده بدارند. تو(خواننده) میدانی که بنیامیه در خاور و باختر جهان بر پادشاهی چیره شدند، و با تمام مکر و نیرنگ در خاموش کردن پرتو علی(علیهالسلام) کوشیدند، و بر ضد او تشویق کردند و برای او عیبها و کارهای نکوهیده تراشیدند و بر همهی منبرها او را لعن کردند و ستایشگران او را نه تنها تهدید کردند، که به زندان افکندند و کشتند، و از روایت هر حدیثی که متضمن فضیلتی برای او بود، یا خاطره و یاد او را زنده میکرد، جلوگیری کردند. حتی از نامگذاری کودکان به نام «علی» منع کردند، و همهی این کارها بر برتری و علو مقام او افزود. همچون مشک و عبیر که هر چند پوشیده دارند، بوی خوش آن فراگیر، و رایحهی دلانگیزش پراکنده میشود؛ و چون خورشید که با کف دستها و پنجهها نمیتوان پوشیدهاش داشت؛ و چون پرتو روز، که بر فرض چشم نابینایی آن را نبیند، چشمهای بیشمار آنرا میبینند(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،ص۱۱ و۱۳۷۸،ج۱،صص۱۷-۱۶).
«جرج جرداق» نویسنده و ادیب معروف مسیحی، در کتاب «امام علی(علیهالسلام) صدای عدالت انسانی»، فصلی تحت عنوان «اروپاییان و امام» گشوده است، که بهترین استناد به نتایج قدرت نرم امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سطح جهانی میتواند باشد، وی در این فصل دربارهی جذابیت شخصیت امام علی(علیهالسلام) و تأثیرگذاری ایشان بر اروپاییان میگوید:
در پیشاپیش ایشان، گوته، کارلایل، برنارد شاو، لامارتین، گوستاولوبون، ولز، کایتانی، و … هستند. اینان در قضاوتهای خود تابع وجدان و منطق بودهاند. … «کارایل»، فیلسوف انگلیسی، کسی است که هرگاه در تحقیقات اسلامی خود، به علیابن ابیطالب(علیهالسلام) برمیخورد، شخصیت علوی، او را دچار هیجانی عمیق میکند و به او نیرویی میبخشد که از قلمرو بحث علمی خشک، خارج میشود و در آسمان شعر به پرواز درمیآید؛ اینجاست که از نوک قلم او حقایق دربارهی دلاوریهای علی(علیهالسلام) تراوش میکند که گویی صاحب قلم، یکی از شیعیان و یاران علی(علیهالسلام) است. تصور کنید که عظمت شخصیت این امام عربی که قرنها پیش در این جهان زیست تا کجاست که اکنون متفکر انگلیسی معاصر را چنان تحت تأثیر خود قرار میدهد که دربارهاش میگوید: «علی(علیهالسلام) کسی است که ما ناگزیریم دوستش بداریم و به او عشق بورزیم زیرا او جوانمردی شریف و بزرگوار است که از وجدان او رحمت و نیکی میجوشد و از قلب او، شعلهی دلاوری و حماسه زبانه میکشد، او از شیر، شجاعتر است، لکن شجاعتش با رقت و لطف و محبت و مهربانی آمیخته است. او را در کوفه با نیرنگ و ناجوانمردی کشتند». … محقق فرانسوی «کارادیفو» دربارهی عوامل و علل اسلام تحقیق میکند، و حقایق بسیاری را کشف کرده است. «بارون کارادیفو» کسی است که هرگاه از امام علی(علیهالسلام) سخن میگوید، خون گرم حماسه در رگهایش به جریان میافتد و قلم او حالت شاعرانه به خود میگیرد و همراه تحقیق، حماسه از آن تراوش میکند. … وی پس از آنکه پیرامون علاقه و حب شیعه نسبت به امام علی(علیهالسلام) و عظمت و کمال شخصیت آن بزرگوار صحبت میکند و علاقهی اروپاییان، خاصه «کارلایل» انگلیسی، را به آن بزرگوار اظهار میدارد، عقیدهی خود را که از احترام و محبتی عمیق ناشی میشود، اینطور بیان میکند: «علی(علیهالسلام) آن قهرمان دردمند و رنجکشیده، و آن یکهسوار وارسته عارف، و آن امام شهیدی که صاحب روحی ژرف است، که رمز عذاب الهی در اعماق آن نهفته است»(جرداق،۱۳۷۹،ج۵، صص۲۱۹-۲۱۵).
امام علی(علیهالسلام) پس از دستیابی به حکومت، نسبت به شعارهایی که قبل از دستیابی به آن، مطرح کرده بود وفادار ماند. هر چند که خود او قربانی عدالتش گردید ولی پایبندیاش سبب شد که پس از گذشت قرنها از حکومت او، امروزه نه تنها شیعیان که همهی مسلمانان روشنضمیر و حتی روشنفکران غیر مسلمان، روش حکومتی او را بهعنوان یک الگوی حکومتی برتر در دنیا مطرح کنند(اسکندری،۱۳۸۰،ص۱۰۳). نرسیسیان، از دانشمندان مسیحی دربارهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) چنین میگوید:
اگر این خطیب بزرگ، در عصر ما هماکنون بر منبر کوفه پا مینهاد، میدیدند که مسجد کوفه با آن پهناوریاش از سران و بزرگان اروپا موج میزد، میآمدند تا از دریای سرازیر دانشش، روحشان را سیراب کنند(احمدیندوشن،۱۳۹۰،ص۵۴).
قدرت هوشمند علوی، پیروزی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را رقم زد، اگرچه قدرت نرم مخرب در دستگاه اموی، معاویه را در آن مقطع زمانی پیروز میدان تسلط بر اذهان و در نتیجه تسلط بر سرزمینها کرد، اما انزجار حکومت اموی در تاریخ ماندگار شد، همانگونه که جذابیت حکومت علوی ماندگار شد. اگرچه شهادت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به حکومت ایشان بر سرزمینهای اسلامی پایان داد اما آغاز حکومت ایشان بر قلوب مردمان جهان را رقم زد، امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پیروز میدان عدالتگستری در جهان شدند؛ و جرج جرداق مسیحی چه زیبا این پیروزی را به تصویر کشید آنجا که گفت:
آری! زر و سیم دنیا با تمامی آبادانیاش نمیارزد به کفش آن فرزانهی فقیر! پادشاهی و پادشاهان، به کلمهای که در نهجالبلاغهی وی است نمیارزد یا ایدهای که در خیال وی یا قطره اشکی که در دیدهی دل اوست و هنوز نچکیده! بزرگمردی رخت از جهان کشید و گروهی در میان خلق به بزرگنمایی برخاستند و شکوه دروغین بر خود بستند. آنیک رفت و عظمت یافت و اینان زیستند و به خردی گراییدند. بدینسان امام(علیهالسلام) دشمنانش را زیانکار گذاشت و گذشت(جرداق،۱۳۷۹،،ج۴،ص۳۲۰).
جمعبندی
مدیریت قدرت نرم در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بر اساس اصول بنیادین و اهداف ثابت حکومت اسلامی اجرا شد؛ یعنی همان ارزشهایی که چارچوب مدیریتی ایشان را در انزوای سیاسی شکل داد، در زمامداری و حکومت نیز اساس مدیریت قدرت نرم در عملکردهای سیاسی ایشان را موجب شد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند مدیریت قدرت نرم، عناصر سختافزاری و نرمافزاری قدرت را در چارچوب اصول اخلاقی مندرج در اصل توحید، بر اساس رابطهی حق و تکلیف، به رفتار قدرت تبدیل میکنند، بر این اساس خروجیها و برونداد رفتار سیاسی بازتاب عدالت اجتماعی در کل ساختار هرم طبقاتی جامعه است.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) برای اولین بار دموکراسی و مردمسالاری دینی را در اسلام پایهگذاری کرد و منافع ملی و جهانی اسلام را نیز بر اساس اصل مشارکت جهانی چارچوببندی کرد. ماهیت ارزشی و عامالمنفعهی استراتژی ظلمستیزی و دفاع از مظلوم به عنوان ایدئولوژی و هدف غایی اسلام قابلیت به اشتراکگذاری در سطح جهانی را فراهم میکند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با عملیاتی ساختن تئوری عدالت اجتماعی در راهبرد مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق، ایدهی تحقق صلح و امنیت جهانی را در راستای ایدئولوژی ظلمستیزی و دفاع از مظلوم ارائه دادند. جذابیت حاصله از مدیریت کاربردی و عملی ارزشهای سیاسی و جهانشمول در سیاست، ثبات و ماندگاری قدرت نرم در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را موجب شد.
مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با تنظیم الویتهای قدرت هوشمند در راستای ارزشهای عام جهانشمول که بخش لاینفک منافع ملی و جهانی اسلام است، جهانی سازی اسلام را در پروژهی عامالمنفعهی عدالت اجتماعی پایهگذاری کرد. گسترهی وسیع و فراگیر عدالت اجتماعی در اندیشهی امام علی(علیهالسلام)، آیینهی تمامنمای مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است، بهعبارتی تئوری عدالت اجتماعی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بازتاب ابعاد کلی حقوق بشر است.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.