جستجوی مقالات فارسی – رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در …

دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله و پروژه

  • بین سلامت روان و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه
  • وجود دارد .

    1. بین سلامت روان و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

    وجود دارد

    1. بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرکرمانشاه رابطه

    وجود دارد .

    1. استرس شغلی و فرسودگی شغلی پیش بینی کننده های سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش

    و پرورش شهر کرمانشاه هستند .

    ۱-۶ تعریف متغیرها :

    ۱-۶- ۱ تعریف مفهومی

    سلامت روانی : مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان ازکارآمدی خود ، اتکاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانایی های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می باشد. البته با در نظرگرفتن تفاوت های بین فرهنگ ها، ارائه تعریف جامع از سلامت روان غیرممکن می نماید.با وجود این، بر سر این امر اتفاق نظر وجود دارد که سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است . و آنچه مسلم است این است که حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است. (عباس زاده ،۱۳۸۲)
    فرسودگی شغلی : فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیری و اشتغال به کار
    است. این نشانگان خصوصاً در بین افرادی که در شغل های خدمات انسانی از قبیل کارکنان آموزشی و پزشکی که شاغل اند بیشتر شایع است. نشانه های فروپاشی شغلی با فقدان شور و اشتیاق،احساس محرومیت وشکست،غیبت از کار ،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت، افسردگی و علائم جسمانی مشخص می شود.علل فروپاشی شغلی متعدد است.بعضی علل خارجی هستند(وظایف محیط کار)وبعضی علل داخلی) درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه می تواند انجام شود.(تلاش برای درمان فروپاشی شغلی شامل روان درمانی،درمان های شیمیائی،درمانهای فیزیکی و درمان های عصبی است(ساراسون، ۱۹۸۴؛ ترجمه نجارایان، ۱۳۷۱)
    استرس شغلی : پاسخهای فیزیکی و عاطفی زیان آور یک شخص در زمانی که شرایط شغلی با توانایی ها،امکانات در دسترس و یا نیازهای نیروی کار مطابقت نداشته باشد (ساعتچی ، محمود،۱۳۸۱)
    ۱-۶-۲ تعریف عملیاتی :
    سلامت روانی : نمره ای است که در این پژوهش ، آزمودنی از پرسشنامه سلامت عمومی ( GHQ) گلدبرگ (۱۹۹۲) بدست آورد .
    استرس شغلی : نمره ای است که آزمودنی ، در این پژوهش از پرسشنامه استرس شغلی ال رایس بدست آورد .
    فرسودگی شغلی : نمره ای است که آزمودنی ، در این پژوهش از پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش ( ۱۳۹۲ ) بدست آورد .

    برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

    فصل دوم

    پیشینه ی پژوهش

    ۲-۱ استرس شغلی

    ۲-۱-۱ تعاریف استرس

    ونگ [۸] (۱۹۹۰ ، به نقل از دادستان ، ۱۳۸۶) معتقد است که استرس سازه‌ای پویا است که روان‌شناسان را با چالش روبرو کرده است و ریشه اصطلاح استرس در مفاهیم مهندسی‌است وبه مقدار فشار بیرونی وارد شده بر اجسام اشاره دارد. استپ توی[۹] ( ۲۰۰۸، به نقل از ایزدی ، ۱۳۹۰) استرس را به این صورت تعریف کرده است: هنگامی که الزامات مربوط به فعالیتی فراترازتوانایی فردی و اجتماعی است ، پاسخ‌هایی ارائه می‌شوند که به آنها استرس می‌گویند. برای نمونه، رانندگی برای فردی که در حال یادگیری است، از شرایط تنش‌زا محسوب می شود؛ اما برای راننده با تجربه، فعالیتی بسیار آسان به‌شمار می رود.
    واژه استرس از لغت لاتین”Stringer” به معنی ”سختی“ گرفته شده است. استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند.هانس سلیه[۱۰] (۱۹۹۰، به نقل از ابطهی و الوانی ، ۱۳۸۹) پزشک اتریشی،پدر استرس در مفهوم جدید آن، بیان نمود که استرس بیانگر عکس العملهای فیزیکی- شیمیایی، ذهنی و عاطفی بدن درمقابل رویداد ها و موقعیت های وحشتتناک، هیجان آور، خطرناک و حساس است و بنابراین استرس واکنش و پاسخی به موقعیت های فشار آور است یا حالتی قلمداد می شود که در آن فرد بر اثر محرکهای خارجی از وضعیت و حالت معمول خود خارج می شود و می کوشد خود را با آنها منطبق و سازگار نماید، بنابراین واکنش روان تنی حاصل از این تلاش استرس نام دارد.
    در تعریف دیگر استرس پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، بصورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد( ابطهی و الوانی ، ۱۳۸۹).
    تعاریف مفهوم استرس بنا بر نظریه تعاملی که به روابط بین فرد و محیط تاکید می کند، بیشترین تائید را به خود اختصاص داده است. از جمله : نظر لازاروس [۱۱] که استرس را نتیجه فرآیند قضاوت ارزشی افراد از حوادث و موقعیت ها ، تعریف نموده است. در توضیح این مطلب باید گفته شود که وقتی فرد با حوادث و یا موقعیت های گوناگون روبرو می شود ، درگیر یک فرآیند ارزشی در مورد آن حادثه یا موقعیت می شود ، تا زمانی که معنی آن حادثه را درک کرده و همچنین قضاوت می کند که آیا امکانات و توانائیهای او به اندازه کافی هستند تا تقاضاهای محیط را برآورده سازند. بنابراین در اینجا استرس نتیجه این فرآیند قضاوت ارزشی است (لازاروس ، ۲۰۰۲، به نقل از ابطهی و الوانی ، ۱۳۸۹).
    در تعریف دیگر استرس نیروی قدرتمندی است که دارای آثار مثبت و منفی زیادی است و مانند آب رودخانه ای است که با ایجاد سد می توان آن را مهار و مورد بهره برداری قرار داد، یا اینکه آنرا به سیل ویرانگری تبدیل نمود . بنابراین تعریف استرس تا حدی می تواند مفید باشد و قدری فشار روانی جهت ایجاد انگیزه در انسان ضروری است اما زمانی که از آن بحث می گردد به نتایج منفی آن نگاه می شود و منظور ، آن بخش از استرس است که مضر است (ابطهی و الوانی، ۱۳۸۹ ).
    فرهنگ جامع و روانشناسی و روانپزشکی (۱۳۷۳، به نقل از ایزدی ، ۱۳۹۰) استرس را چنین معنی می کند: «هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم خللی به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز کند، استرس شمرده می شود. استرس ممکن است بصورت محرکهای فیزیکی ، عفونتها ، واکنشهای آلرژیک و نظایر آن باشد و یا بصورت تغییر در شرایط اجتماعی افراد.
    دادستان( ۱۳۸۷) برای روشن شدن مفهوم فشار عصبی ذکر چند نکته را ضروری می داند :
    ۱- استرس همواره به علت عوامل ناخوشایند و نامطلوب در فرد به وجود نمی آید. یک خبر شادی بخش نیز می تواند به اندازه یک حادثه ناگوار استرس زا باشد.
    ۲- استرس را نباید پدیده ای منفی در نظر گرفت بلکه میزان مشخص از آن به عنوان محرک افراد لازم است.
    ۳- مفهوم استرس با مفهوم اضطراب متفاوت است، زیرا اضطراب جنبه روانی دارد، در حالی که استرس صرفاً حالت روانی نیست و بلکه جنبه روانی تنی نیز دارد. این به این معنی نیست که استرس بیماری جسمانی است، زیرا بیماری تظاهرات اختصاصی و غیر اختصاصی است. در حالیکه استرس تظاهرات غیر اختصاصی یا عمومی دارد .
    در تعریفی دیگر ، استرس حالتی پویا و هیجان انگیز است که فرد با یک فرصت ، محدودیت یا تقاضای غیر عادی مواجه می شود و واکنشهای احساسی فیزیکی و شناختی از خود نشان می دهد (مقیمی، ۱۳۸۸ ).
    کانن[۱۲](۲۰۰۰، به نقل از شهیدی و همدیه ، ۱۳۸۸) فیزیولوژیست آمریکایی در تعریف استرس، پدیده تعادل حیاتی را مطرح کرد و معتقد بود که انسان برای زنده ماندن باید تعادلی درونی بین تمام فعل و انفعالات فیزیولوژیکی خود داشته باشد. این تعادل یا ثبات، با همکاری اعضای داخلی بدن و ترشحات گوناگون شیمیایی و فعل و انفعالات الکتروفیزیولوژیک حفظ می‌شود. اگر این تعادل به دلیل وجود محرک‌های بیرونی به هم ‌بخورد، بدن بلافاصله درصدد بازگرداندن تعادل برمی‌آید. برای مثال اگر ارگانیسم به دلیل آسیب‌دیدگی دچار خون‌ریزی شود، در اسرع وقت با تولید بیشتر سلول‌های خونی در بازگرداندن میزان خون از دست رفته تلاش می‌کند. کانن، در تعریف استرس می‌گوید: استرس یعنی هر فشار روانی که از داخل یا خارج باعث برهم‌خوردن تعادل حیاتی ارگانیسم می‌شود.