سایت مقالات فارسی – مطالعه جامعه شناختی خوانش رمان های جدی و عامه پسند بر مبنای …

پایان نامه های سری دهم

پیوندهایی که در خوانش خوانندگان مشاهده می شود با موقعیت اجتماعی آنان چه ارتباطی وجود دارد و آیا به راستی تفاوت در تجربه های اجتماعی افراد باعث تفاوت در خوانش آنان می شود؟ اصلا خوانندگان رمان ها چگونه با جهان اجتماعی داستان ها و شخصیت های داستانی مواجه می شوند؟ آیا متغیرهایی مثل «هوش داستانی» باعث تفاوت میان گروه های خوانندگان می شود؟ آیا جنس انگیزه ها و تجربه های یک خواننده ی رمان جدی با جنس انگیزه ها و تجربه هایش در خواندن رمان عامه پسند متفاوت است و یا این انگیزه ها و تجربه ها چه تفاوتی با انگیزه های خوانندگان رمان های عامه پسند دارند؟
بنابراین برای شناخت تفاوت ها و شباهت های خوانش خوانندگان رمان های جدی و عامه پسند قصد داریم به مطالعه و پژوهشی جامعه شناختی در میان خوانندگان رمان در شهر بندرعباس بپردازیم و ببینیم که چه ارتباطی میان هوش داستانی افراد و متغیرهایی هم چون جنسیت، میزان تحصیلات، شغل و حرفه، قشر یا طبقه اجتماعی و … وجود دارد و چه تاثیری بر خوانش خوانندگان رمان های جدی و عامه پسند می گذارد؟ بر همین اساس در این تحقیق به مطالعه خوانش خوانندگان رمان در شهر بندرعباس می پردازیم تا با سنجش هوش داستانی ایشان، انگیزه ها و اهداف آنان را از خواندن رمان های جدی و عامه پسند تحلیل و مشخص نماییم. بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چه ارتباطی میان هوش داستانی و خوانش خوانندگان رمان های جدی و عامه پسند وجود دارد؟
۱ـ۲ـ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
جامعه از اقشار مختلفی تشکیل شده و دارای خرده نظام هایی است که با یکدیگر در تقابل اند و بر یکدیگر اثر می گذارند. بنابراین برای شناخت آن و گروه هایش باید به تمام نهادها و ابزارهای فرهنگی و اجتماعی آن توجه کرد(مظفری، ۱۳۸۸). آثار فکری و فرهنگی با قرار گرفتن در حوزه ی مطالعات جامعه شناختی، به سوژه هایی اجتماعی تبدیل شده اند که بررسی خوانش های گوناگون (متن، خالق و مخاطب) آن ها به شناخت بهتر پدیده های اجتماعی- فرهنگییک جامعه منجر می شود. رمان یکی از انواع فکری و فرهنگی است که در نهاد فرهنگ و ادبیات جامعه، جای دارد و به باور جامعه شناسان، سرآغاز و منشأ شکل گیری آن به رویدادها و تحولات اجتماعی باز می گردد. در قرن هیجدهم میلادی که تحولات صنعتی باعث رشد فناوری گردید، پدیده ای به نام «اوقات فراغت» در میان طبقه بورژوا بروز کرد و رمان تمهیدی بود که برای سرگرمی این طبقه اندیشیده شد(اسلامی، ۱۳۸۲). بنابراین شرایط اجتماعی و فرهنگی در دوره ی انقلاب صنعتی باعث مقبولیتیافتن این نوع ادبی گردید. در واقع رمان کارکردی را که روزی شعر در تکوین شخصیت و هویت مشترک و اهلیت فرهنگی مردم، عهده دار بود، به دوش گرفت(خجسته، ۱۳۸۶). پس برای تحلیل جامعه شناختی آثار ادبی، بی تردید رمان گنجایشی به مراتب بیشتر از شعر دارد چراکه نه تنها توصیفات زندگی را با ترسیم محیط های اجتماعی، بلکه با تحلیل های جامعه شناختی این محیط ها، تلفیق می کند(همان).
بنابراین در شناخت و تحلیل مسائل اجتماعی جامعه ی معاصر، توجه کردن به سوژه های اجتماعی هم چون رمان در تحقیقات و پژوهش های جامعه شناختی دارای اهمیت است. چراکه امروزه محصولات فکری و فرهنگی دارای کارکردهایی فراتر از معنای سرگرمی در اجتماع هستند و در واقع به پدیده های اجتماعی که معرف جوامع گوناگونند تبدیل شده اند.
جامعه شناسی با ورود به حوزه های متعدد به گونه ای با مسائل و قوانین مطرح در آن حوزه ها نیز پیوند خورده است. بنابراین تحقیقات جامعه شناختی برای معتبر بودن، لازم است با جریانات نوینی که در حوزه های مختلف مطرح هستند، همسو باشند. در جامعه شناسی ادبیات نیز این همسو بودن، با توجه به نظریه های ادبی نوین معنا می یابد. امروزه موضوع مخاطب شناسی و خواننده محوری، از مهم ترین مباحث ادبی است که بسیاری از مباحث نقد و نظریه های نوین ادبی بر محور آن می چرخد(صیادکوه،۱۳۸۵). بنابراین موضوع خواننده محوری و لزوم پرداختن و شناختن خوانش خوانندگان داستان ها به عنوان گروه های اجتماعی که با تفسیرها و رویکردهای معناشناختی و تأویلی خود به متن ارزش و اعتبار می بخشد(نوذری،۱۳۸۲)، دارای اهمیت است.
همچنین در بیانیکی دیگر از ضرورت های پرداختن جامعه شناسی به خوانش خواننده محور آثار ادبی می توان به این نکته اشاره کرد که از راه شناخت ساختارهاییک جامعه می توان پدیده های اجتماعی در آن جامعه را بازشناخت. گاه کنش های اجتماعی مردم از مولفه های بومی و فرهنگی خاص جامعه ای که در آن زندگی می کنند، سرچشمه می گیرد که در متن فرهنگ یک جامعه وجود دارد و بیانگر سنت ها و فرهنگ ویژه ی آن جامعه است. خوانش داستان ها در میان مردم منطقه ای خاص، در برگیرنده ی مجموعه متنوعی از کنش های فرهنگی است که تحت تاثیر مستقیم عوامل اجتماعی قرار دارد.
با توجه به اینکه در این پژوهش خوانش خوانندگان رمان در شهر بندرعباس مطالعه می شود، یکی از ضرورت هایی که باعث می شود انجام این تحقیق را لازم بدانیم، بررسی ارتباط میان ساختارهای بومی– فرهنگییک منطقه خاص و نوع خوانش خوانندگان رمان در آن جا می باشد. خوانش خوانندگان داستان ها را می توان با توجه به تاریخچه فرهنگی، جغرافیای محیط و وضعیت شهرنشینی محل زندگی آنان بررسی کرد. تا کنون خوانش خوانندگان رمان های فارسی در سطح کلی جامعه ایرانی مورد پژوهش قرار گرفته و خوانش خوانندگان یک منطقه خاص که دارای ابعاد فرهنگی ویژهی همان منطقه می باشد، مورد بررسی و مطالعه قرار نگرفته است.
اما این که اهمیت دو نوع رمان جدی و عامه پسند که در این پژوهش به آن ها خواهیم پرداخت، در چیست، باید گفت: اگرچه در پیدایش رمان فارسی، الگوی رمان غربی نقش داشت اما پیش شرط هایی هم چون برخورد و آشنایی با مدرنیته و وجود برخی از وجوه تمدن اروپایی باعث شد که رمان با موج روشنفکری و مشروطه خواهی وارد ایران شود(اسلامی، ۱۳۸۲). این پدیده فرهنگی و ادبی در جامعه ایرانی با وجود این که تقریبا همه ی انواعش تولید شده اند، اما دو نوع جدییا نخبه گرایانه و عاشقانه عامه پسند بیشترین جایگاه و طرفدار را در بین مخاطبان و خوانندگان به دست آورده اند. در واقع هر دو نوع این رمان ها که ما یکی را در محدوده ی ادبیات ستیز و دیگری را در قلمرو ادبیات گریز جای می دهیم، در یک نظام اجتماعی جایگاهیافته اند. مردم هر دو نوع رمان جدی و عامه پسند را می خوانند و در آن ها معنا مییابند. آن ها با انگیزه هایی هم چون کسب لذت، سرگرمی، به دست آوردن اطلاعات و نیز مقاصد دیگری نظیر ایجاد مرزبندی ها یا سلسله مراتب اجتماعی میان گروه های اجتماعی (الکساندر، ۲۰۰۹) استفاده می کنند. البته بدیهی است که این نوع رمان ها، خوانندگان متفاوتی دارند. بنابراین شناخت تفاوت در خوانش های گوناگون خوانندگان، باعث می شود جهان ذهنی، نظام زیبایی شناسی و پسند ادبی گروه های مختلفی که در یک جامعه زندگی می کنند و با رفتاری مشترک (خواندن)، آثار و نتایج مختلفی را در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه سبب می شوند، بهتر وواقع بینانه تر بشناسیم. در واقع با بررسی زوایای مختلف یک داستان از نگاه قشرهای مختلف مردم و دستیابی به میزان واقع بینی و تخیل افراد یک جامعه و سنجش نوع علاقه ی آن ها برای مطالعه می توانیم به کارکردهای آثار ادبی از دیدگاه خوانندگان در قشربندی های اجتماعی پی ببریم.
۱ـ۳ـ اهداف تحقیق
هدف کلی:
مطالعه ی جامعه شناختی خوانش رمان های جدی و عامه پسند بر مبنای نظریه هوش داستانی در بین خوانندگان در شهر بندرعباس
۱ـ۴ـ سؤالات تحقیق
۱ـ آیا ویژگی های فردی-اجتماعی خوانندگان بر خوانش رمان های جدی و عامه پسند توسط آنان تاثیرگذار است؟
۲ـ چه ارتباطی میان هوش داستانی افراد با ویژگی های فردی-اجتماعی آن ها وجود دارد؟
۳ـ آیا هوش داستانی خوانندگان رمان های جدی با هوش داستانی خوانندگان رمان های عامه پسند متفاوت است؟
۱ـ۵ـ فرضیه‏های تحقیق
۱-ویژگی های فردی- اجتماعی خوانندگان بر خوانش رمان های جدی و عامه پسند توسط آنان تاثیرگذار است.
۲- میان هوش داستانی افراد با ویژگی های فردی- اجتماعی آن ها رابطه ی معناداری وجود دارد.
۳- هوش داستانی خوانندگان رمان های جدی با هوش داستانی خوانندگان رمان های عامه پسند متفاوت است.
۱ـ۶ـ تعاریف
۱ـ۶ـ۱ـ خوانش
جامعه شناسی ادبیات سه جز لاینفک کتاب، اثر ادبی و خواندن (خوانش) دارد که هرکدام به طور تخصصی در شاخه های جامعه شناسی کتاب، جامعه شناسی آفرینش ادبی و جامعه شناسی خواندن (خوانش) مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. یکی از وجوه قابل توجه و بسیار مهم در حوزهجامعه شناسی ادبیات، «خوانش متن» است. «خواندن» در واقع مکالمه ای بین متن و فرامتن است. از دیدگاه جامعه شناسی خواندن، همان قدر که کار نویسنده و آفرینش هنری و ادبی او، کاری خلاق است، خوانش از سوی خواننده نیز به همان میزان به خلاقیت نیاز دارد. فرایند «خوانش» پروسه ای فعال بین متن و ذهن خواننده است. یعنی ارتباطی تنگاتنگ بین تولید و دریافت اثر. تئوری های جامعه شناسی خواندن، محصول ادبیات مدرن و فرامدرن است.
۱ـ۶ـ۲ـ رمان جدی
به رمانی که سیر داستان در پی علت و انگیزه هاست و سیر حوادث در آن بسیار کند و منطقی باشد، رمان جدی می گویند. خوانش این رمان ها، برای خواننده، سوال هایی را مطرح می کند و خواننده به تأویل های جدیدی از متن می رسد. شخصیت های رمان جدی، مجموعه ای از صفات خوب و بد را با خود دارند و شخص با گذاشتن خود به جای شخصیت های داستان، می تواند تجربه های مفیدی به دست آورد. (جوادی یگانه، ۱۳۹۰، ص۵) این نوع رمان جزو ادبیات ستیز (معناگرا) به شمار می رود.
۱ـ۶ـ۳ـ رمان عامه پسند
به رمان هایی که در قالب جنایی، روان شناسی، عاشقانه، تاریخی و … انتشار می یابند، رمان عامه پسند می گویند که عموما دارای مضامینی عاشقانه و خانوادگی هستند و از آن جا که خوانندگان این رمان ها، اغلب زنان می باشند، از آن ها تحت عنوان «رمان بانو پسند» یاد می کنند(امامی، ۱۳۸۵). نثر این رمان ها بسیارراحت است و تقریبا نکته ی غیرقابل فهمی در آن ها نیست؛ هیچ رابطه ی علت و معلولی بین رخدادهای آن وجود نداشته و آن چه هست فقط پی آیند رویدادهاست. خواننده رمان عامه پسند بیش از آن که در بند درک علت وقایع باشد، نگران دانستن بقیه ماجراست. شخصیت های آن، تک بعدی (سیاه و سفید، مثبت و منفی) هستند. (جوادی یگانه، ۱۳۹۰) این نوع رمان در قلمرو ادبیات گریز (تفننی) جای دارد.
۱ـ۶ـ۴ـ هوش داستانی
هوش داستانی یا هوش روایتی به معنای توانایی افراد در مشاهده، درک، دانستن، فکرکردن، و احساس تجارب و تاثیرگذاری بر وقایع حقیقی از طریق ابزار داستان است.
رندال (۱۹۹۹) توانایی فرد در صورت بندی (تولید روایت) و دنبال کردن زندگی خود و دیگران (درک روایت) را هوش داستانی نامیده است. بیشتر پژوهشگران، توانایی های داستانی افراد را به عنوان یک توانایی ذهنی رشد پذیر (ماتئاس و سنگرز، ۱۹۹۸) در نظر گرفته اند که تحت تاثیر عواملی هم چون ژن (رندال ۲۰۰۸)، آموزش و بستر فرهنگی کینش و گرین، ۱۹۹۸)، عوامل فرهنگی-اقتصادی (شیرو، ۲۰۰۳)، روابط اجتماعی (باختین، ۱۹۸۱) و سن (رندال، ۱۹۹۹) قرار دارد(هاشمی،۱۳۸۸).
فصل دوم
ادبیات نظری، چارچوب نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- ادبیات نظری
رشته‌های مختلف جامعه‌شناسی محصول تاملات جامعه‌شناسانه‌ی انسان قرن بیستم در حوزه‌ی فرهنگ است که هر کدام از آن‌ها به صورت یک نظام علمی با موضوع، هدف و روشهای خاص و در پرتو نظریه پردازی‌های اندیشمندان آن شناخته شده‌اند و مجموعه‌ی آن‌ها نظام علمی گسترده تری به نام جامعه‌شناسی فرهنگ را تشکیل می‌دهد.
جامعه‌شناسی ادبیات که یکی از نو‌ترین های علوم میان رشته‌ای است، در میان حوزه های مختلف علوم اجتماعی به عنوان یکی از جوان ترین ها به شمار می آید و با دامنه‌ای گسترده، یکی از پیچیده‌ترین و لذت بخش‌ترین رشته‌های علوم انسانی با خصیصه‌ای ویژه می‌باشد.
ریشه های جامعه شناسی ادبیات را باید در فلسفه به ویژه فلسفه کلاسیک آلمان جست. چرا که بسیاری از اصول و مبانی این رشته با توجه به عقاید فلسفی کانت، هگل، مارکس و شیلر شکل گرفته است. این میان رشته ای در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت و در قرن بیستم با اندیشه ها و آثار فیلسوف مجارستانی به نام جرج لوکاچ به نقطه عطف خود رسید. علاوه بر لوکاچ متفکرانی چون اریش کوهلر، لوسین گلدمن و میخائیل باختین هریک به نوبه خود در شکل گیری و شکوفایی این رشته سهم بسزایی داشته اند.
جامعه شناسی ادبیات به عنوان یک دانش میان رشته ای از یک طرف نقطه اوج علوم ادبیات است که به زبانشناسی و فلسفه مرتبط می شود و از طرفی دیگر با علوم اجتماعی و تاریخ ارتباطی تنگاتنگ دارد. اما مهم‌ترین ویژگی آن به ماهیت ادبیات مربوط می‌شود (عزیززاده، ۱۳۸۸) چرا که ادبیات از طریق تخیل، امکان بازآفرینی واقعیات را فراهم می‌آورد و بخشی از حقیقت مغفول، مجال بازیابی پیدا می‌کند. ادبیات این امکان را فراهم می‌کند تا «از طریق باز آفرینی واقعیت، درک بهتری از خلال تصویرگری خلاق فراهم شود.» (ترابی ، ۱۳۷۹، ص۳۵)
با توجه به کارکرد جامعه‌شناسی ادبیات که با تحقیقات بین رشته‌ای و کاربردی به جستجویی دقیق میان ادبیات و جامعه می‌پردازد در ایران نیز که از ذخائر ادبی بسیار فراوانی برخوردار است، محققان با نگاهی نو همراه با ژرف نگری و رویکردی پویا به سمت روابط میان ادبیات و جامعه گرایش یافته اند. البته این رشته نوپا در ایران هنوز در مراحل ابتدایی به سر برده و نظریه‌پردازی و تولید آثار مستقل و مدون در آن دیده نمی‌شود. با توجه به منابع تالیفی و ترجمه‌ای موجود، در ایران بیشتر بر روی آثار بنیان گذاران جامعه‌شناسی ادبیات تمرکز شده است؛ افرادی مانند گئورگ لوکاچ، لوسین گلدمن، میخائیل باختین و شارحان و مفسران و یا متاثران از آن‌ها (مانند ژاک لنار، ژان ایو تادیه، پیر و.زیما، اسکار پیت، لئولوونتال) که عموما فرانسوی یا آلمانی با تبار مجاری- رومانیایی می‌باشند و همان طور که پیشتر گفته شد اندیشه فلسفی خود را از فلسفه کلاسیک آلمان وام گرفته‌اند. ترجمه آثار آن‌ها و دریافت و بکارگیری نظریاتشان در مطالعات پژوهشی (با تاکید بر رمان) در سال‌های اخیر تلاش‌هایی جهت پیشرفت جامعه‌شناسی ادبیات در ایران بوده است. با توسعه بینش جامعه‌شناختی در قرن بیستم، محققان به نحو بهتری آثار هنری و فرهنگی را شناخته و می‌توانند تفسیری عملی و کاربردی از این آثار به دست آورند از این رو می‌توانند به بهترین وجه از آثار هنری به طور عام و از ادبیات به طور خاص برای حل مسائل و بحران‌های انسان امروزی استفاده کنند.
۲-۱-۱ بخش اول: قلمرو جامعه شناسی ادبیات

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.