پژوهش – مطالعه جامعه شناختی خوانش رمان های جدی و عامه پسند بر مبنای نظریه هوش داستانی در …

پایان نامه های سری دهم

کد ۲: خب داستان درباره عشق دختر و پسری به اسم نوری و بهرام بود که هر چند به هم رسیدن ولی به خاطر بیوفایی نوری یه زمانی باعث بدبینی بهرام شد که حتی بعد از ازدواج هم باعث شد که از نوری به خاطر شدت دوست داشتن انتقام بگیره.
کد ۳: این داستانی بود که با یه شادی شروع شد ولی با یه غمانگیزی تموم شد. و بیشتر درباره رابطه عاشقانهاس که دو تا دخترن که از دبیرستان وارد دانشگاه و یه محیط اجتماعی بزرگتر میشن. بعد یکی از اونا تونسته بود خودشو وفق بده ولی یه نفر نتونسته بود و وارد مسائل عاشقانه شد و نتونست ارتباطش با جنس مخالف رو کنترل کنه و سردرگم شد و سر دو راهی قرار گرفت که درسش رو انتخاب کنه یا عشقش رو از اون طرف خانوادهاش هم بودن که پدر و مادرش رو خیلی دوست داشت بعدش با این همه مشکلات بین عشقش هم یه تضادهایی به وجود آمده که یه فردی که حیلهگرانه اومده بود و میخواست بین اونها جدایی بندازه که بالاخره با کمک دوستش و همون عشق اولش تونست بر این حسش غلبه کند و اوج داستان به نظر من همین جایی بود که دو تا پسرها برای اثبات عشقشون با هم کورس گذاشتن تا ببینن کی از راه به در میشه که اون پسر حیلهگره خودش کنار رفت بعد دختره با عشق اولش ازدواج کرد ولی پسره چون خیلی میترسید اونو از دست بده به دختره گفت بریم اصلاً از ایران بریم تا من بتونم با آرامش بیشتری زندگی کنم. ولی خب پسره چون خاطرات گذشته رو داشت نمیتونست با اونا کنار بیاد و چون دختره رو هم تا سر حد جنون دوست داشت مثلاً وقتی ایران بودن به دختره گفته بود من دوست دارم تو رو مثل یه مجسمه خشکت کنم و همیشه مال خودم باشی که آخرش هم همین طوری شد و باعث مرگ دختره شد.
کد ۴ : یه داستان میتونم بگم دانشجویی که مربوط به دوران دانشجویی تعدادی جوان بود که با هم آشنا شدن و دو نفرشون که شخصیتهای اصلی قصه بودن به شدت عاشق هم شدن اما به خاطر مسائلی که براشون پیش اومد و ناشی از درک نادرست اونها از مسله عشق بود کار عشقشون به جنون و میشه بگم فاجعه رسید که پسره یا کارایی که کرد باعث مرگ معشوقش شد. خب خیلی در عشق و عاشقی اغراق کردن.
کد ۵ : به نظر من همش به خاطر شرایط نامناسبی بود که در اون قرار داشتن یعنی دور از خانواده و در شهر غریب در حالیکه از قبل هم باید خانوادهها بهشون این آگاهی رو میدادن که بدونن با شرایطی مواجه میشن ولی خب این جوری نبود و اصلاً خانوادهها انگار هیچ نقشی این وسط نداشتن واسه همین کارشون به اونجا کشید.
کد ۶ : یه جورایی این داستان هم انگار شبیه داستان سلوک بود یعنی اولاً که هر دو داستان عاشقانه بودن و دوماً اینکه در هر دو داستان عاشق داستانها میخواستن با فرار کردن حالا یکی برای فراموشی و دیگری برای محافظت از عشقش با مسئله کنار بیاد که هیچ کدوم هم موفق نبودن.
س۳: به نظر شما شخصیت اصلی داستان کیست؟ و آیا شخصیت دیگری مقابل شخصیت اصلی داستان حضور دارد؟ اگر بله، او کیست؟
کد ۱: شخصیت اصلی نوریه و همون دوستش که اسمش فکر کنم مهتاب بود هم شخصیت مقابل اونه که نویسندهه رو دعوت میکنه بیاد شیراز و داستان رو براش تعریف میکنه
کد ۲: آره شخصیت اصلی که نوری بود ولی شخصیت مقابلش به نظرم مهتاب نیست بلکه همون پسره عشقش بهرام که این دو تا همش در ارتباط با هم داستان کتاب را پیش میبرن.
کد ۳: اتفاقاً به نظر من شخصیت مقابلش بهرام چون این یه داستان عاشقانه بود که دو تا یار با هم بود ولی چون داستان داشت از زبان دوست نوری تعریف میشد خب معلوم که شخصیت اصلی نوری میشه.
کد ۴ : دو تا شخصیت اصلی داشت نوری و بهرام که البته بیشتر از نوری صحبت شده بود ولی خب بهرام هم خیلی نقش داشت به خصوص در سرنوشت نوری.
کد ۵ : به نظر من که شخصیت اصلی نوری بود و بقیه بیشتر در اطراف نوری بودن حتی بهرام هم نمیشه بگم شخصیت مقابل نوری بود. به مهتاب دوست نوری بیشتر میومد که شخصیت مقابل یا مکمل بهتره بگم برای نوری بود.
کد ۶ : خب مثل همه داستانهای عاشقانه درباره عشق میان دو نفر بود که البته دو این داستان آره من موافقم که بیشتر درباره نوری بود و مقابلش بهرام قرار داشت.
س۴: شخصیت های داستان را نام ببرید.
کد ۱: پرویز، مهران و مهتاب و پدر و مادرهای اینا هم بودن
کد ۲: در واقع دانشجوهای دانشگاه که اصلیترین اونها همین مهران و مهتاب بودن.
کد ۳: دوستان گفتن دیگه من کس دیگهای به ذهنم نمیرسه.
کد ۴ : نوری و بهرام بودن ولی اول اون خبرنگاره که داشت داستان رو مینوشت دوستان نوری و بهرام که دختره مهتاب بود پسره یادم نیست آ … چرا مهران فکر کنم بقیه دیگر اسم نداشتن فکر کنم.
کد ۵ : چرا یه پسری هم بود به اسم پرویز که رقیب عشقی بهرام بود.
کد ۶ : تازه بقیه هم مثلاً بقیه دانشجوها هم اسم داشتن ولی من خیلی یادم نمونده.
س۵: کدام شخصیت داستان را بیشتر دوست دارید و با او احساس نزدیکی بیشتری می کنید؟ چرا؟
کد ۱: من اصلاً شخصیت پرویز رو دوست نداشتم توی این داستان خیلی بدجنس بود. بهرام هم که برای من مثل یکی از آشناهامون بود که دقیقاً همین جوری اینقدر که زنش دوست داشت همش آزارش میداد و آخرش هم کارشون به طلاق کشید ولی خب مهتاب به نظرم خیلی دوست داشتنی بود هم رفیق پایه نوری بود هم خیلی عاقلانه رفتار میکرد.
کد ۲: من مهران را خیلی دوست داشتم چون نمونه یه پسر بالغ و سنگین و رنگین بود که ما توی جامعهمون بین جوونا خیلی کم میبینیم. اصلاً انگار مهتاب هم خیلی تحت تاثیرش قرار داشت و پختگی مهتاب به خاطر رفتارهای مهران بود. از پرویز خیلی بدم میومد که آدم شرور و بدخواهی بود و باعث شد آخر عشق نوری و بهرام به این سرانجام برسه، چون کارهایی کرد که ذهن بهرام رو مسموم کرده بود.
کد ۳: آره دقیقاً منم از مهران خیلی خوشم اومد تو این داستان ولی پرویز یا حتی بهرام پسرای خیلی ضعیفی بودن که قدرت مقاومت یا تصمیمگیری درست رو نداشتن.
کد ۴ : رفتارهای بهرام خیلی احساساتی بود یه پسر تو این دوره زمونه به نظرم اصلاً اینجوری نیست. نوری هم خیلی دختر لوسی بود در کل دوتاشون خیلی لوس بودن.
کد ۵ : خب شاید چونکه دوتاشون تک فرزند خانوادههاشون بودن. ولی خب آره موافقم که شخصیت هاشون دور از واقعیت بود یعنی در واقعیت بعیده این آدما باشن.
کد ۶ : اتفاقاً هستن زیاد هم هستن. حالا من به ظاهر قصه کاری ندارم که مثلاً خانواده پولداری داشتن و … ولی هدف این داستان میخواست بگه که درک نادرست مسائلی مثل عشق میتونه فاجعه بار باشه. اتفاقاً ما توی جامعه زیاد داریم پسرانی که دچار سوءظن به دختر مورد علاقهشون میشن. مثلاً من به بهرام حق میدم که برای محافظت از عشقش تلاش کنه ولی چون کم تجربه بود به بیراهه رفت.
س۶: ژانر داستان چیست؟
کد ۱: عاشقانه و خیلی احساسی بود
کد ۲: موضوع داستان عاشقانهاس که برای رده سنی ۱۹ ـ ۲۰ ساله نوشته شده
کد ۳: عاشقانه و عاطفی بود.
کد ۴ : عاشقانه
کد ۵ : عاشقانه
کد ۶ : عاشقانه
س۷: به نظر شما آیا داستان، معانی پنهان ( معانی که به صراحت در داستان بیان نشده است، اما شما متوجه آن ها شده اید) دارد؟
کد ۱: به نظرم یه مقدار چون این داستان غیر واقعی و بیشتر تخیلی بود خب نمیشد خیلی دنبال معانی پنهان اون بگردیم. خب هر چی که لازم بود گفته بود.
کد ۲: معانی پنهان من فکر میکنم بیشتر مربوط به اون قسمت بود که همه این اتفاقات یه علتهایی داشتن که خب نویسنده مستقیماً به اونها اشاره نکرده بود ولی مثلاً با یه سری از نشانهها به ما فهمانده بود.
کد ۳: اگر منظورتون اینه که مثلاً به در بگه تا دیوار بشنوه، آره چون همش انگار داشت به دخترا هشدار میداد که مراقب باشن و تحت تاثیر احساسات تصمیم نگیرن و یا مثلاً قدر عشق خودمون رو بدونیم و اون رو با خواستههای غیرمنطقی و زودگذر هدر ندیم. من همش در خلال داستان هشدار میدیدم.
کد ۴ : نه همه چیز خیلی واضح بود البته خب بهتر بود درباره ریشه این مسائل بیشتر صحبت میکرد.
کد ۵ : خب ریشه مسائل به عهده من و شمای خواننده است که از این داستان بفهمیم ریشه اون در چیه؟! ولی در کل همه چیز به صراحت گفته شده بود.

مطلب دیگر :  تاثیر الازهر مصر بر همگرایی کشورهای مسلمان- قسمت ۱۳

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.