مطالعه جامعه شناختی خوانش رمان های جدی و عامه پسند بر مبنای نظریه هوش …

پایان نامه های سری دهم
۳۱

فوق دیپلم

فیزیک

کارمند

۱

رمان

اجتماعی

افزایش معلومات

۶

م

۳۵

دیپلم

فنی

آزاد

۱

رمان

عاشقانه

سرگرمی

(شرکت کنندگان در مصاحبه های شماره ۲ و ۳)
۴-۳- تحلیل مصاحبه ها و گفتگوها
۴-۳-۱- جنسیت و خوانش
جنسیت یکی از متغیرهای مهم در نوع خوانش است و در این پژوهش تفاوت معناداری بین خوانش زنان و مردان دیده می شود.
بررسی ها نشان می دهد زنان در هر دو گروه جدی خوان و عامه خوان، خوانشی همدلانه از متن دارند و آنچه خوانده اند را به نحوی تأویل گرایانه بازگو می کنند. آن ها در حین خواندن به فرایند همذات پنداری پیوسته و در جریانی همسرشت کاوی غرق می شوند و هم مسیر با سیر داستان، نوعی همبختی را دیده و بیان می کنند. شیوه آن ها از خواندن رویدادی و پدیداری فراتر بوده و از سطح رخدادهای روایت شده بالاتر است، اما به علت ها و پیامدهای موقعیت های مختلف کمتر توجه می کنند. در واقع خوانش زنان مبتنی بر لذت همدلانه است. آن ها همواره، داستان ها را همراه با آرزوها و خواسته های روحی و اجتماعی خود می خوانند و خوانش خود را همراه با توقعات فردی و تمایلات نهفته در هویت اجتماعی و فرهنگی که دارند پیش می برند. چنین خوانشی که در پی کسب لذتی همدلانه از داستان پدید می آید، ناشی از همذات پنداری خوانندگان زن با شخصیت های داستان به ویژه شخصیت های زن داستان بوده و مدام در خوانش خود، همبختی با سرنوشت شخصیت ها را در ذهن خود مرور می کنند.
مصادیق خوانش زنانه، مبتنی بر لذت همدلانه:
زن ۳۳ ساله، جدی خوان:
«داستان کاملا واقعیه چون آدمای داستان واقعین. چون موضوعاتی مثل عشقی که در داستان اومده، فراق و دلخوری، دعواها و بگو مگوها، تنهایی ها، دو دلی ها و تردیدها همش واقعین. دور و بر منه پر از آدمای اینطوریه، پر از قصه هایی که همین تجربه ها رو دارن. به طور واضح بخوام بگم من خودم همین دو دلی رو یه زمانی داشتم. یه زمانی بین انتخاب فردی که دوستش داشتم اما از من خیلی بزرگتر بود و فردی که به عنوان خواستگار همه تاییدش می کردن تردید داشتم. یا کسی رو می شناسم که خیلی شبیه قیسه زندگیش. بنابرایم این داستان برای من خیلی ملموس و آشناس و می تونم درکش کنم.»
زن ۲۷ ساله، جدی خوان:
«اون قسمت های فردگرایی خیلی به واقعیت نزدیکه و این حس عشقی که این آقا به این خانم داشت خیلی دور از واقعیت نیست. شخصیت ها به نظر من مابه¬ازای خارجی داشت. شاید منو به یاد خودم نمی انداخت ولی این چنین نمونه هایی دیدم. دوگانگی ها و تعارضاتی که دختره داشت برای من خیلی غریب نبود. تعصبات مثلا خیلی برام آشنا بود. برادرای من همینطور بودن از این جنس بودن ولی به این شدت نه! البته برای خواهرای من شاید به این شدت بود ولی برای خود من نه! در مورد قیس و اینکه برای خودم این شکلی باشه نه ولی برای دوستام دیدم و همینطور آدمایی که خیلی فردگرا باشن رو حالاتی در خانواده خودم دیدم.»
زن ۳۲ ساله، عامه خوان:
«من نیلو رو از همه بیشتر دوست داشتم چون فکر می¬کردم داره بهش ظلم میشه توی این خونه احساس میکردم خیلی داره اذیت میشه یه دختر خیلی خوب و مهربونیه که حالا سر یه دوراهی گیر کرده اونم بیشتر به خاطر اینکه چون توی اون خانواده بزرگ شده بود اینجوری بود… منم مثل همین نیلوفر گزینه¬ای داشتم که خیلی عاشقم بوده ولی من اصلاً بهش توجه نمی¬کردم و بیشتر بهش ترحم می¬کردم یا مثلاً یه دوره¬ای سر دو راهی قرار می¬گرفتم و احساس می¬کردم حالا فقط عاشق هم بودن مهم نیست و همه دلشون برای اون شخص می¬سوخت ولی من سنگدلی کردم.»
زن ۲۴ ساله، عامه خوان:
«من مهران را خیلی دوست داشتم چون نمونه یه پسر بالغ و سنگین و رنگین بود که ما توی جامعه¬مون بین جوونا خیلی کم می¬بینیم. اصلاً انگار مهتاب هم خیلی تحت تاثیرش قرار داشت و پختگی مهتاب به خاطر رفتارهای مهران بود. از پرویز خیلی بدم میومد که آدم شرور و بدخواهی بود و باعث شد آخر عشق نوری و بهرام به این سرانجام برسه، چون کارهایی کرد که ذهن بهرام رو مسموم کرده بود.»
زن ۲۳ ساله، عامه خوان:
«آره دقیقاً منم از مهران خیلی خوشم اومد تو این داستان ولی پرویز یا حتی بهرام پسرای خیلی ضعیفی بودن که قدرت مقاومت یا تصمیم¬گیری درست رو نداشتن.»

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است