مطالعه جامعه شناختی خوانش رمان های جدی و عامه پسند بر مبنای نظریه هوش …

پایان نامه های سری دهم

ولی مردان بر اساس جدی خوان یا عامه خوان بودن دارای خوانش متفاوتی نسبت به هم هستند. مردان جدی خوان، خوانشی بازاندیشانه و منتقدانه از متن داشته و در هیئت یک کارشناس و منتقد ادبی به دنبال کسب لذت شناختی، رمان می خوانند. آن ها از شیوه خواندن تحلیلی-ترکیبی بهره برده و نظام ارزشی خود را بر نظام ارزشی رمان تحمیل می کنند. به بیان دیگر خوانش آن ها مبتنی بر لذت کارشناسانه است.
خوانندگان مرد که تجربه خواندن آثار جدی را بیشتر از سایر آثار دارند، رمان سلوک را متنی روایت شده در سبک جریان سیال ذهن می دانند و به جای پیگیری رویدادهای متن، با نگاهی نظریه پردازانه رویدادها را در ساختار نظریات ادبی، تحلیل نظری می کنند.
مصادیق خوانش مردانه، مبتنی بر لذت کارشناسانه:
مرد ۳۸ ساله، جدی خوان:
«من توی این رمان نوعی هراس از پیری در درون زمان می تونستم ببینم. شاید موضوعی بوده که خود دولت آبادی هم کمابیش باهاش درگیر بوده و اینکه همه این ها باعث شده کهذهنی کم و بیش سیال و شاید گفت پریشان، روایت های جسته گریخته داشته باشد از عشق و دوستی که در واقع رو به زوال اند در زمان ما.»
مرد ۳۱ ساله، جدی خوان:
«ببینین یه داستان فقط برای اینه که خونده بشه نه اینکه قضاوت بشه. قضاوتی هم اگه هست در حیطه نقدشناسیه به نظر من نه اینکه مثلا بیایم شخصیت ها رو نقد بکنیم. به هرحال این داستان هم مثل بقیه داستان ها بازگو کننده ماجرای یه زندگی و یه سری شخصیت هاست دیگه. یعنی داستان فقط میخواد روایت بشه نه اینکه خوب یا بد بودن رو نشون بده به نظر من.»
مرد ۳۶ ساله، جدی خوان:
«داستان تا حد زیادی واقعیه چون مسائل این چنینی در جامعه ما زیاد اتفاق افتاده نه اینکه فقط در جامعه ما. به نظر من آدمایی مثل قیس در هر جامعه ای می تونن وجود داشته باشن ولی اینکه با زندگی من تشابهی داشته باشه خیلی نه شباهتی وجود نداره به غیر از اون جاهایی که داره درباره خانواده معشوقش صحبت میکنه که الان من یه جورایی متوجه سوال قبلی هم شدم این خانواده دقیقا محصول یه اجتماع اختناق شده اس و در حالت انفجاره واقعا. اجتماعی که همه مخصوصا خانم ها که خیلی تحت فشارن. مثلا این قضیه رو من زیاد دور و بر خودم دیدم که وقتی مثلا یه دعوایی توی خونه میشه تمام فکر و ذکرشون اینه که همسایه ها متوجه نشن و همشون دارن به هم میگن که چراغا رو خاموش کنین، صحبت نکنین، آرومتر بیاین تو خونه که متوجه نشن که حتی همسایه های نزدیک هم متوجه نشن و این همون اختناقیه که توی خونه اس.»
همین خوانندگان در رمان «کفش های غمگین عشق» نیز، با اینکه داستان، روایت عاشقانه عامه پسند است، با نگاهی کارشناسانه و در پی لذت نقادانه مطالعه می کنند و چوت سبک اثر و متن داستان را در حد انتظارات خود نمی یابند، اثر را فاقد ارزش ادبی و صرف وقت برای خواندن آن می دانند.
مرد ۳۸ ساله، جدی خوان:
«من اصلاً نتونستم بخونمش چون دقیقاً مثل سریال¬های ایرانی که شبکه¬های داخلی پخش می¬کنن، غیر واقعی و عجیب و غریب و تخیلیه. من که این داستان رو نخوندم یعنی نتونستم بخونم ولی می¬دونم که حتماً داستان عشقی بین دو نفر که همش در رویای هم به سر می¬برن و حرف¬هایی میزنن که جنس حرف¬های عاشقانه در عالم واقعیت نیست و بیشتر ریشه در تخیل آدما داره…به نظرم حتی نوجوان¬ها هم نباید این کتابا رو بخونن چون ذهنشون را تنبل و سطحی بار میاره. به نظر من کتاب¬هایی رو باید خوند که واقعاً حرفی برای گفتن دارن و حاصل تفکرات یه نویسنده عمیقه.»
مرد ۳۱ ساله، جدی خوان:
«داستان مربوط به افرادی کم سن و سال و بی تجربه بود که خوندنش هم بیشتر به درد همین افراد می¬خوره عشق و مسائل مربوط به اون.»
در حالیکه مردان عامه خوان، از متن، خوانش همدلانه – بازاندیشانه دارند و حین همذات پنداری با قهرمان داستان به علت ها و پیامدهای موقعیت ها نیز توجه می کنند. آن ها نوعی خوانش بینابینی را دارند؛ بنابراین نتایج این پژوهش گروه جدیدی از خوانندگان یعنی مردان عامه خوان را نشان می دهد. این گروه از خوانندگان که در کارنامه رمان خوانی خود، تجربه خواندن رمان های جدی را به میزان تقریبا برابر با رمان های عامه پسند دارند و رمان های مهم هر دو ژانر را می شناسند و بیشترشان را هم خوانده اند، گروهی متفاوت با تعاریف باورپذیر در جامعه خوانندگان رمان هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد علی رغم شناخت جامعه از گروه های مخاطب آثار جدی را قشر جدی خوان و خوانندگان ادبیات ستیز که به اصطلاح گروه روشنفکران نامیده می شوند، می دانند و حتی نمونه هایی در همین تحقیق هم وجود دارند که خود را جدی خوان حرفه ای دانسته و معتقدند که رمان های جدی را برای آن ها نوشته اند و خود را هم گروه با سایر افراد این عرصه یعنی نویسندگان، منتقدین، ناشران و … می دانند؛ گروه ناشناخته ای از خوانندگان رمان هستند که در محدوده هیچ گروه خاص و شناخته شده ای جای ندارند بلکه در همه قشرهای جامعه می توان نمونه هایی از آن ها را یافت که دارای عناوین شغلی، تحصیلات، طبقه اجتماعی و سن متفاوت و متنوعی هستند، اما خواننده همیشگی رمان هم ژانر جدی و هم ژانر عامیانه می باشند و رمان ها را هم به خوبی می شناسند و معلومات قابل توجهی در این باره دارند؛ یعنی خوانندگان مرد عامه خوان که از این پژوهش نتیجه می گیریم آن ها فقط عامه خوان نیستند، عامه خوان و جدی خوان هستند و به همین دلیل خوانش آن ها، خوانشی مبتنی بر لذت همدلانه- کارشناسانه است.
مصادیق خوانش مردانه، مبتنی بر لذت همدلانه- کارشناسانه:
مرد ۳۵ ساله، عامه خوان:
«خب من قیس رو دوستش دارم چون حس می¬کنم می¬شناسمش من حتی واسه اینکه این آدم را بهتر بفهمم بعد از خوندن کتاب برای مصاحبه نشستم دوباره خوندمش تا اون جاهایی رو که متوجه نشدم دوباره بخونم. قیس آدم پاکیه و همه زندگیش رو عشقش در برگرفته از اون آدمایی که ما امروزه کمتر می¬بینیم… موضوعش واسه من مثل فیلمای بهمن فرمان آرا بود یعنی یه نوع نگاه خاصی که بعضی به مسائل پیش پا افتاده زندگی دارن، حالا من خیلی این نویسنده رو نمی¬شناسم ولی اسمشو که شنیدم می¬دونم نویسنده بزرگیه و کارهای قوی داره… به غیر از فضای دانشجویی یه جورایی هم فضا، فضای روابط بین قشر مرفه و قشر متوسط جامعه بود. مثلاً بهرام و نوری هر دو از قشر مرفه بودن ولی دوستاشون مهتاب و مهران از قشر متوسط بودن.»
مرد ۳۱ ساله، عامه خوان:
«داستان کاملاً یه داستان اجتماعی بود چون وقتی درباره آدمهای داستان صحبت می¬شد در واقع می¬خواست بگه وضعیت اونا ریشه در اجتماع اونا داده یعنی سنت¬های اجتماعی که داشتن یا تعصبی که قیس نسبت به عشقش داشت کاملاً یه موضوع اجتماعی هست.»
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.