منابع مقالات علمی : مطالعه رابطه بین نحوه مدیریت صندوق های سرمایه گذاری مشترک و عملکرد آن ها- …

مقالات و پایان نامه های سری نهم

صندوق های شاخصی
صندوق های شاخصی به صورت منفعل[۲۲] اداره می شوند، بدین معنا که مدیریت این صندوق ها با انتخاب یک شاخص مثل اس اند پی[۲۳] و تشکیل سبدی از سهام موجود در این شاخص عملکردی نزدیک به این شاخص خواهند داشت. بنابراین میتوان گفت این صندوق ها پرتفویی همچون پرتفوی بازار دارند. در این صندوق ها عملاً سرمایه گذار روی شاخص سرمایه گذاری می کند. در حال حاضر فقط یک صندوق شاخصی ( صندوق شاخصی کارآفرین ) در ایران در حال فعالیت می باشد.
صندوق های مختلط
صندوق های مختلط ترکیبی از سهام و اوراق مشارکت (حدوداً به یک نسبت) را در پرتفوی خود دارند، به عبارتی ملزم نیستند که درصد خاصی اوراق مشارکت و یا سهام را در پرتفوی رعایت کنند.
صندوق های قابل معامله[۲۴]
یکی از انواع معروف صندوقهای سرمایهگذاری، صندوق سرمایهگذاری قابل معامله در بورس نام دارد که گرچه مانند صندوقهای سرمایهگذاری معمولی است، ولی مانند یک سهم در بازار سرمایه معامله و قیمت آن در نتیجهی عرضه و تقاضا مشخص میشود (سعیدی و مقدسیان،۱۳۸۹).

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۲-۱-۱-۴٫ انواع استراتژی های صندوق های سرمایه گذاری

در ادبیات و کتب سرمایه گذاری و مالی، استراتژی سرمایه گذاری به دو قسمت تقسیم می شود: مدیریت پرتفوی فعال، مدیریت پرتفوی متنوع، هرکدام از این استراتژی ها مشخصه و ابزارهای خاص خود را دارند و در حالت کلی تکمیل کننده یکدیگر هستند. هیچ کدام بر دیگری برتری و مزیت خاصی ندارند و با توجه به شرایط زمانی و مکانی می توان از هر کدام از استراتژی ها استفاده کرد.
عواملی که مدیر پرتفوی باید برای تعیین نوع استراتژی خود در نظر بگیرد به شرح زیر است:

  1. شرایط حاکم در بازار و نوع بازار: مدیر پرتفوی در شرایط رونق بازار از استراتژی فعال و در شرایط رکودی از استراتژی مدیریت منفعل در بازار بهره می گیرد.
  2. سطح کارآیی بازار: در بازاری که کارآیی آن در سطح بالایی قرار دارد، مدیریت منفعل استفاده می شود و مدیران به سمت سرمایه گذاری در صندوق های شاخصی و متنوع حرکت می کنند. در مقابل در بازارهای غیرکارا به تناسب وجود شکاف ها و فرصت های آربیتراژی، مدیران به سمت بهره گیری از توان تحلیل گری و مدیریت فعال حرکت می کنند.
  3. نگاه و ویژگی شخصیتی مدیران: ظرفیت ریسک پذیری و محافظه کاری مدیران پرتفوی استراتژی که آن ها در سبد سهام خود به کار می گیرند را مشخص می کند.
  4. اندازه و حجم پرتفوی: مدیران پرتفوی هایی با ارزش و حجم بالا، از سیستم مدیریتی منفعل استفاده می کنند و دلیل آن نیز حجم بالای معاملات در صورت تغییر پرتفوی است و درمقابل مدیر یک پرتفوی کوچک به راحتی می تواند با اجرای مدیریت فعال به جابه جایی سهام در پرتفوی خود بپردازد.
  5. سطح تحمل ریسک پرتفوی: هرچه پرتفوی تحمل ریسکش بالاتر رود از استراتژی منفعل به سمت استراتژی مدیریت فعال حرکت خواهیم کرد.
  6. انتظار و توقع سرمایه گذار: سهام داران محافظه کار معمولااستراتژی منفعل را به کار می گیرند و مقابل سهام دارانی که انتظار سود بیش تری را دارند از مدیریت پرتفوی فعال استفاده می کنند.
  7. ماهیت و وضعیت متنوع پرتفوی: هرچه پرتفوی متنوع تر باشد، مدیران آن از مدیریت فعال به سمت منفعل حرکت می کنند.
  8. نوع سهام در اختیار: برخی سهام نیاز به مدیریت دارند و کسانی که در پرتفوی خود این سهام را دارند باید از مدیریت منفعل استفاده کنند.

برای این که بدانیم برای پرتفوی خود کدام سیستم مدیریتی را اجرا کنیم، باید از شاخص ریسک سیستماتیک (بتا) استفاده کرد. بتا یعنی حساسیت پرتفوی مورد نظر با بازده بازار
مدیریت تهاجمی و فعال در بازار، بتای مخالف یک و مدیریت منفعل، بتای نزدیک به یک دارد و هرچه اختلاف بتا از یک بیشتر باشد، مدیریت باید فعال تر باشد.
مدیریت پرتفوی در داخل کشور نیز بستگی به وضعیت بازار دارد، اما در چند سال اخیر استراتژی فعال در بازار موفق تر عمل و بازده بالاتری را نصیب سرمایه گذاران کرده است و به نظر می رسد باید با حمایت سازمان بورس آمارهای دقیق تری گرفته و نتایج به طور علمی استخراج شود.
برخی از صنایع بزرگ در ایران عدم تحرک محسوس داشتند. حال اگر مدیران بخواهند بر اساس موجودی بازار و روند شاخص، مدیریت خود را تنظیم کنند، تحرک و پویایی لازم را نخواهند داشت.
از دیگر دلایلی که باعث شده است مدیران به سمت استراتژی فعال حرکت کنند، تجربه عدم موفقیت شرکت های سرمایه گذاری است که این شرکت ها در گذشته خود را کاملاشبیه بازار کردند و مدیریت منفعل داشتند. بحث تغییر مقطعی مزیت های نسبی و رقابتی صنایع مختلف از دیگر عواملی است که باعث شده استراتژی مدیریت پرتفوی فعال و موفق تر عمل کند. برای مثال در یک مقطع زمانی صنایع سیمانی و پتروشیمی در بازار پرطرفدار بودند و امروز معدنی ها حرف اول را می زنند. عامل دیگر، تغییر سیاست های اقتصادی دولت و تغییر نگرش ها و رویکرد مدیران در صنایع، تاثیر مستقیمی بر روند تصمیم گیری ها دارد. نوع نگاه مدیران برای کسب بازدهی باید بالاتر از شاخص نقدی باشد. اگر مدیری نتواند بازدهی بالاتر از بازار کسب کند، در مجامع دچار مشکل خواهد شد. سهام داران توقع دارند مدیران فعال تر حرکت کنند در نهایت اصل» ۴۴ « و واگذاری ها باعث فعال تر شدن بازار شد و فرصت پویایی بیش تر را به بازار داد و اگر مدیران به تغییر پرتفوی نپردازند، از بازار عقب خواهند افتاد.
به نظر بنده، مدیریت پرتفوی باید کاملا منطبق بر روند بازار باشد و با توجه به شرایط معمولا مدیریت فعال بیش تر جوابگو است.
با توجه به گفته های بالا، ابزارهای مدیریت پرتفوی فعال در بازار عبارتند از بررسی و کارشناسی بدنه بازار، کسب اطلاعات مفید و قابل اعتماد از بازار، بررسی و اقدام لحظه ای از بازار، توجه به مزیت های کوتاه مدت و نسبی شرکت ها، پیگیری تصمیم گیری های دولت و مجلس و اجرای آن ها، اعتقاد به عامل غلبه کردن بر بازار، از سوی دیگر، ابزارهای مدیریت پرتفوی منفعل در بازار دیگر نیز به شرح زیر هستند:
تنوع پذیری و متنوع سازی بر اساس شاخص بازار، تغییر پرتفوی متناسب با تغییر شاخص بازار، عدم تحرک جسورانه در پرتفوی (سعید شیرزادی، ۱۳۸۶).

۲-۱-۱-۵٫ ریسک سرمایهگذاری در صندوقهای سرمایهگذاری

البته تمهیدات لازم به عمل آمده تا سرمایهگذاری در صندوق سودآور باشد، ولی احتمال وقوع زیان در سرمایهگذاریهای صندوق همواره وجود دارد. بنابراین، سرمایهگذاران باید به همه ریسکهای سرمایهگذاری درصندوق از جمله ریسکهای زیر توجه کنند.

  1. ریسک کاهش ارزش داراییهای صندوق: صندوقها عمدتاً در سهام شرکتها سرمایهگذاری میکنند و ارزش سهام هر شرکت در بازار تابع عوامل متعددی از جمله وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، صنعت موضوع فعالیت و وضعیت خاص آن شرکت است. لذا قیمت سهام در بازار میتواند کاهش یافته و در اثر آن صندوق و سرمایهگذاران آن متضرر شوند.
  2. ریسک نکول اوراق مشارکت: اوراق مشارکت شرکتها بخشی از داراییهای صندوق را تشکیل میدهد. اگرچه صندوق در اوراق مشارکتی سرمایهگذاری میکند که سود و اصل آن توسط یک مؤسسه معتبر تضمین شده است، ولی این احتمال وجود دارد که ناشر و ضامن به تعهدات خود در پرداخت به موقع اصل و سود اوراق مشارکت مذکور، عمل ننمایند.
  3. ریسک نوسان بازده بدون ریسک: در صورتیکه نرخ سود بدون ریسک (نظیر سود علی الحساب اوراق مشارکت دولتی) در انتشارهای بعدی توسط ناشر افزایش یابد، قیمت اوراق مشارکتی که سود حداقلی برای آنها تضمین شده است، در بازار کاهش می یابد. چنانچه صندوق در این نوع اوراق سرمایهگذاری کرده باشد ممکن است متضرر شود(جباری، ۱۳۹۰).

۲-۱-۲٫ عملکرد صندوقهای سرمایهگذاری

ارزیابی عملکرد پرتفوی از آن جا اهمیت پیدا میکند که شاخصی است برای اینکه تا چه حد عملکرد واقعی پرتفوی مبتنی بر رفع نیاز سرمایهگذاران بوده است. یکی از مشکلات اصلی در ارزیابی عملکرد، تمایل انسانی به تمرکز بر بازده پرتفوی و عدم توجه کامل بر ریسک محتمل شده برای کسب بازده مورد نظر است. لذا ارزیابی عملکرد باید شامل شناسایی همزمان بازده و ریسک سرمایهگذاری باشد(جباری و همکاران، ۱۳۹۱).
هدف اولیه صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، بیشینه کردن بازده داراییهای تحت مدیریتشان در طول زمان است. در طی دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مناظرات علمی پیرامون معیار اندازهگیری ریسک منجر به معرفی اولین شاخصهای عددی شد. این شاخصها مبتنی بر تئوری سبد مارکویتز [۲۵]یا تئوری مدرن پرتفوی بود. او روش محاسبه نرخ بازده مورد انتظار و ریسک مورد انتظار را برای یک سبد سرمایهگذاری در سهام معرفی کرد(سعیدی و مقدسیان،۱۳۸۹). پیدایش این تئوری به سال ۱۹۵۲ بر میگردد؛ یعنی زمانی که هری مارکویتز مقاله خود را با عنوان انتخاب پرتفوی منتشر نمود. مارکویتز در واقع مدلی برای تخصیص بهینه ثروت یک فرد بین دارایی های ریسکی ابداع نمود. این مدل، تنها بر دو عامل بازده مورد انتظار و واریانس تمرکز داشت و بر پایه این فرض بود که سرمایهگذاران ریسکگریز هستند(برین و فرگوسن[۲۶]،۱۹۹۴). مفروضات این تئوری باعث شد تا امکان استفاده از این تئوری در عمل کم شود. مفروضات اصلی این نظریه عبارتند از:
۱٫ توزیع بازدهی همه اوراق بهادار و داراییها نرمال است.
۲٫ واریانس بازدهی دارایی، شاخص مناسبی برای اندازه گیری ریسک است.
تحقیقات بر روی بازارهای سهام نوظهور، نشان داد که توزیع بازدهی در این بازارها نرمال نیست و بر همین اساس، یکی از فرضیههای اساسی این نظریه که همان فرض نرمال بودن توزیع بازدهی برای استفاده از این نظریه است، با تردیدی جدی مواجه شده است(روشنگرزاده و احمدی،۱۳۹۰).
یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد پرتفوی براساس این تئوری، در سال ۱۹۶۵ شاخص ترینر بود. ترینر در اواسط دهه ۱۹۶۰ معیاری به نام نسبت پاداش به نوسانپذیری [۲۷](RVOL)را به صورت رابطه زیر مطرح نمود(جباری و همکاران،۱۳۹۱)