نمادشناسی و رمزگشایی منظومه ی هفت پیکر حکیم نظامی گنجه ای- قسمت …

دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله و پروژه

آن کـعبه کـه خــانـهی قـدم بــود

آن وقــت کـه وقـت در عــدم بــود

ایـنـک ره کـعــبـهی شــهـنـشـاه

کـو پـخـتـهی عـشـق و بـخــتـی راه

خاقانی از ایـن قـدم کـه هـسـتـی

در کـعـبــهی دل گــذرکـه رســتـی

(خاقانی، ۲۵۳۷: ۷۹- ۷۸)

بنابراین “بشر” در داستان روز دوشنبه سمبل انسان کامل میباشد که از آن تحت عناوین اصحاب دل و آیینه و جز این نام بردهاند. «اصحاب دل کنایت از مردان خدا و سالکان الیاللهاند» (سجّادی، ۱۳۶۲: ۳۹).
«آینه قلب انسان کامل است و انسان را از جهت مظهریّت ذات و صفات و اسماء آینه گویند و این معنی در انسان کامل که مظهریّت تام دارد اظهر است» (همان: ۸).
مولیالموحّدین علی بن ابیطالب در بیان معرفت دل میفرماید: «[قال علیّ بن ابیطالب] و امّا قوله: اشهد ان لا اله الّا الله. فاعلام بأنّ الشّهاده لاتجوز الّا بمعرفه مِن القلب، و امّا گفتار “اشهد ان لا اله الّا لله” اعلام این نکته است که “شهادت” جز با معرفت قبلی روا نیست» (شریفی، ۱۳۸۷: ۴-۶).
دل را لطیفهای روحانی گفتیم، این لطیفهی روحانی دارای اطوار است که هر طور از اطوار آن محلّ مراتبی از شناخت و معرفت است. اطوار دل جلوهها و مظاهر دل را گویند: هر طوری از اطوار دل معدن گوهر دیگر است که “النّاس معادن کمعادن الذّهب و الفضّه” امّا طور اوّل را صدرگویند و آن معدن گوهر اسلام است طور دوّم را قلب خوانند و آن معدن ایمان است “اولئک کتب فی قلوبهم الایمان” و محلّ نور عقلست که”لهم قلوب لایعقلون بها” طور سیّم شغافست و آن معدن محبّت و شفقت بر خلق است. طور چهارم را فؤاد گویند که معدن مشاهده و محلّ رؤیت است. طور پنجم را حبّهالقلب گویند که معدن محبّت حضرت الوهیّت جلّ و علا است و این دل خاصّان راست که محبّت هیچکس را از مخلوقات در وی گنجایش نیست. طور ششم را سویدا گویند که معدن مکاشفات غیبی و علوم دینی است و منبع حکمت و گنجینهی اسرار الهی است سبحانه و تعالی و محلّ اسماء”و علّم آدم اسما کلّها” است و در وی انواع علوم کشف شود که ملائکه از آن محرومند طور هفتم را مهجهالقلب گویند و آن معدن ظهور انوار تجلّی است و صفات الوهیّت به تمام در وی تجلّی کند (سجّادی، ۱۳۶۲: ۴۸-۴۹ ) .

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

دل جـام جـهـاننـمـای عـشـق است بـنــگــر کــه بــه تــو تــورا نـمـایـد
(ولیّ، ۱۳۷۵: ۸۶۳)