نمادشناسی و رمزگشایی منظومه ی هفت پیکر حکیم نظامی گنجه ای- قسمت …

دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله و پروژه

(نظامی، ۱۳۸۸: ۱۰۴)

همچنین است عقیدهی شیخ اشراق، شهابالدّین سهرودی که در رسالهی حقیقهالعشق یا مونسالعشّاق، ضمن دیالوگی خطاب به همنشین خود میفرماید:
گفتم در ابتدای حالت چون مصوّر به حقیقت خواست که نیستی مرا پدید کند مرا در صورت بازی آفرید و در آن ولایت که من بودم دیگر بازان بودند، ما با یکدیگر سخن گفتیم و شنیدیم و سخن یکدگر فهم میکردیم. گفت:”آنگه حال بدین مقام چگونه رسیدی؟ ” گفتم روزی صیّادان قضا و قدر، دام تقدیر بازگسترانیدند و دانهی ارادت در آنجا تعبیه کردند و مرا بدین طریق اسیرگردانیدند. پسازآن ولایت که آشیان ما بود به ولایتی دیگر بردند (سهرودی، ۱۳۶۶: ۲).
مراد از “دانهی ارادت” در سخن شیخ همانا عشق الهی میباشد که در قالب عهد الهی میان خدا و بنده در الست منعقد گردید و این موضوع در داستان روز یکشنبه مفصّلاً بحث خواهد شد. آنچه در اینجا از متن فوق مدّ نظر است، اشارهی شیخ به قضا وقدر و دام تقدیر میباشد که مشابهی عقیدهی حکیم و بسیاری از اندشمندان علوم الهی است.
بنابراین مطابق با همین آراء، از آنجائیکه بازندهی این بازی پیش از آغاز بازی تعیین شدهبودهاست، لاجرم انسان مورد ستم قرار گرفتهاست:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ما در ایـن جــوشگــرم جــوشـیـدیــم کـز تــظــلّم ســـیـــاه پــوشــیــدیــم
(نظامی، ۱۳۸۸: ۱۰۴)
بـه تـنـگ چـشـمـی آن تُرک لشگری نازم کـه حمله بـر مـن درویـش یـک قـبا آورد
(حافظ، ۱۳۶۹: ۱۳۴)

“تُرک” رمز ذات وجبروت است که در سطورآتی بهطور مفصّل بدان پرداخته خواهدشد.
۴-۳-۱-۲٫ گناه
در اینجا مختصراً به مقایسهی شیطان و آدم میپردازیم، برخلاف شیطان آنچه مایهی عفو و بخشش آدم پس از هبوط میگردد چنانچه بپذیریم که هردو براساس یک نقشهی حکیمانه فریب خوردهاند، مطابق با نصّ صریح قرآن عزیز تأثّر و اظهار ندامت آدم پس از ارتکاب گناه میباشد که مایهی جلب عنایت ازلی و بهرهوری از توفیق توبه توسّط آدم میگردد. «گفتند:”پروردگارا، ما بر خویشتن ستم کردیم، و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی، مسلّمأ از زیانکاران خواهیمبود” » (اعراف: ۲۳).
بنابرآنچه گفته شد، چنین تلقّیای از ارتکاب گناه درحوزهی عرفان و علوم الهیمشهود است. «در عالم معنی نیز تو ای مومن شاهد ” لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویمی ” که از سرمستی غفلت در پارگین حمّام حبّ دنیا که سرهمهی خطاهاست افتادهای و روی همچون ماه را به بلای گناه سیاه کردهای» (انصاری، ۱۳۴۷: ۵۴).