پیش بینی سلامت روان بر مبنای راهبردهای مقابله دینی، رضایت زناشویی و خودکارآمدی …

دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله و پروژه

این یافته همسو با مطالعات اریس و همکاران(۲۰۱۱)، مالتبای و همکاران(۲۰۰۴)، برمت[۱۲۸] و همکاران(۲۰۰۰) و نوروزی (۱۳۹۱) میباشد، و منطقی میباشد زیرا همانطور که کارنی و کومبز[۱۲۹] (۲۰۰۰)بیان کردهاند آنهایی که با همسرانشان به راحتی در مورد مسائل مهم و حاد زندگی به توافق میرسند، علائق و فعالیتهای مشترکی دارند به طور مکرر و علنی نسبت به یکدیگر ابراز علاقه میکنند اعتماد متقابلی بین آنها به وجود میآید و احساس تنهایی و رنجش در زندگی آنها جایی ندارد. پس همهی این شرایط در چنین خانوادههایی سبب میشود که زمانی که یکی از طرفین دچار ضربهی ناگهانی شود، طرف مقابل بتواند به او کمک کند تا به بهترین شکل ممکن با مشکل مقابله کند. کسانی که رضایت زناشویی بالایی دارند به دلایل شرایط خانوادگی مطلوب و حمایتهایی که از جانب همسرانشان دریافت میکنند هنگامی که با حادثهی ناگواری روبه رو میشوند نه تنها نا امید نمیشوند بلکه بیشتر به ارزشمندی زندگیشان پی برده و سعی در مقابله با مشکلاتشان دارند. همسرانی که از کیفیت ارتباطی یا تفاهم خوبی برخورارند از وضعیت تندرستی بهتری نیز بهرهمند مییاشند (صالحی، ۲۰۰۰). یافته دیگر پژوهش این است که از بین خرده مقیاسهای رضایت زناشویی، ارتباط بیشترین سهم را در پیشبینی سلامت روان زوجین ایفا میکند. این یافته با توجه به مدل ستیر که اختلال عملکرد خانواده ناشی از ارتباطهای نادرست آن است و این موضوع به اعتماد به نفس پایین هر فرد مرتبط میباشد، قابل تبیین است زیرا از مولفههای اساسی که زوجهای مبتلا به اختلالات روانی و آشفنتگی هیجانی از آن شکایت میکنند، ناتوانی در برقراری ارتباط سازنده است. روابط زوجی در ظهور رفتارهای بیمارگون و رشد و تداوم اختلالات روانی نقش ویژه دارد (گلدنبرگ و گلدنبرگ،۲۰۰۰). بنابراین منطقی است وقتی که مهارتهای ارتباطی زوجین و طرز تلقی همسران از یکدیگر مناسب باشد آنها تنش و اضطراب کمتری را تجربه میکنند و رضایت زناشویی بیشتری را تجربه میکنند و به تبع آن از سلامت روانی بالاتری برخوردار خواهند بود.
۵-۲-۳- فرضیه سوم: خودکارآمدی سلامت روان را در بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی پیشبینی میکند.
نتایج حاصل از بررسی و تجزیه و تحلیل دادههای فرضیه سوم پژوهش نشان میدهد که متغیر خودکارآمدی تاثیر معناداری در پیشبینی سلامت روان در بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی داشته است. نتایج حاصل از این فرضیه با یافته پژوهشهای کانینگام و همکاران (۱۹۹۱)، لیو و همکاران(۲۰۰۱)، کریتلر (۲۰۰۷)، سمیها و همکاران(۲۰۰۸)، روتمن و همکاران(۲۰۱۰) و الیسا و همکاران،(۲۰۱۲) همسو میباشد.
این یافته کاملا منطقی میباشد زیرا به عقیده بندورا (۱۹۹۵) خودکارآمدی اعتقاد یک نفر به قابلیت‌های خود در سازماندهی و انجام یک رشته فعالیت‌های مورد نیاز برای مدیریت شرایط و وضعیت‌های مختلف میباشد، این اعتقاد عامل تعیین کننده  چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد است. افرادی که حس خودکارآمدی قوی دارند به مسائل سخت و چالش برانگیز به صورت مشکلاتی که باید بر آنها غلبه کرد مینگرند. افرادی که احساس خودکارآمدی بالایی دارند احساس میکنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی توانا هستند و حس کنترل بر وقایع دارند. همچنین خودکارآمدی زیاد ترس از شکست را کاهش میدهد و توانایی مسئله گشایی را بهبود میبخشد و بر سلامت جسمی فرد هم تاثیرگذار است. همانطور که پکونیس (۲۰۰۹) مطرح میکند اگر بیماران مبتلا به سرطان خودکارآمدی بالایی داشته باشند تحمل بیماری برایشان آسانتر و به دنبال آن از توانمندی بهتر برخوردار میشوند و کمتر احساس ناکامی میکنند. سازش با موقعیت را افزایش و احساس تنیدگی و اضطراب و افسردگی را کاهش میدهد.
بنابراین بیماری که از احساس خودکارآمدی بالایی برخوردار است سطح آرزوی بالایی دارد و در غلبه بر مشکلات انتظار موفقیت دارد و استقامت بیشتری در از بین بردن موانع دارد و اغلب در سطح بالایی عمل میکند و برای رسیدن به هدف هر زمان که نیاز باشد راهکارهای خود را تغییر میدهند در نهایت استرس و ناامیدی کمتری را تجربه میکند و از سلامت روان بالاری برخوردار است.
۵-۲-۴- سوال اول: سهم راهبردهای مقابله دینی، رضایت زناشویی و خودکارآمدی در پیشبینی سلامت روان بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی چقدر میباشد؟
نتایج حاصل از بررسی و تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به پژوهش نشان میدهد که از بین سه متغیر پیشبین راهبردهای مقابله دینی، رضایت زناشویی و خودکارآمدی، راهبرد مقابله دینی بیشترین سهم را در پیشبینی سلامت روان بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی دارد.
این یافته کاملا مورد انتظار میباشد زیرا مذهب به عنوان یک متغیر درون فردی بسیار مهم در شرایط بحرانی خصوصا در افراد بیماری که در مراحل آخر بیماری، و نزدیک به مرگ هستند و به محدودیتهای انسانی خود و اطرافیان واقف شدهاند و از هر گونه امداد انسانی ناامید شدهاند ، در کنترل استرس و نحوهی تفسیر حوادث و یافتن معنا برای زندگی و همچنین معنا بخشیدن به ماهیت مرگ، نقش پر اهمیتی ایفا میکند، تنها مذهب و اعتقاد به خداوند به عنوان قدرت فراطبیعی میتواند به انسان آرامش دهد.
مذهب به افراد مذهبی نوعی احساس کنترل و کارآمدی می‌بخشد که ریشه خدایی دارد و می‌تواند کاهش یافتگی کنترل شخصی را جبران کند (پارگامنت و همکاران، ۱۹۸۷). اعتقادات شناختی افراد مذهبی به آنان در مقابله با فشار روانی کمک می‌کند. اعتقاداتی مانند این که خداوند بر حق است، خداوند مهربان است، خداوند انسان را از بدبختی نجات می‌دهد. همچنین اعمال مذهبی مانند نیایش و آداب و مناسک مذهبی، زیارت و اعتقادات دینی مانند توکل به خداوند ، صداقت و راز و نیاز حقیقی با خداوند باعث ایجاد اطمینان و آرامش در افراد می‌گردد. همین طور از طریق زاری و گریستن بخش زیادی از فشار روانی خود را تخلیه نمایند و از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش‌های مثبت، موجب آرامش درونی خود شوند. باور به این که خدایی هست که موقعیت‌ها را کنترل می‌کند و ناظر بر عبادت کننده‌هاست، تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می‌دهد و این راهبردها به عنوان عوامل تعدیل کننده پاسخ به فشار روانی در سبک مقابله با فشار روانی تأثیر می‌گذارد. طبیعی است که پس از انجام چنین مناسکی افراد می‌توانند بهتر بیندیشند، راه حل‌های جایگزین بهتری پیدا کنند. همچنین اعتقاد افراد به این که خداوند انسان را آزاد آفریده است و او را مسئول رفتار خودش قرار داده است، موجب می‌شود تا افراد دارای مذهب دورنی، کنترل بیش‌تری بر اوضاع و احوال خود داشته باشند. این راهبرد می‌تواند بر واکنش عاطفی- شناختی و رفتاری انسان دارای مذهب درون‌زاد در مقابله با فشار روانی تأثیر بگذارد.
همانطور که کروز (۲۰۰۳) بیان میکند فرد دیندار خود را تحت حمایت و لطف همه جانبهی خداوند میبیند و بدین ترتیب احساس اطمینان و آرامش و لذت معنوی عمیق به وی دست میدهد. در نظر چنین فردی همهی رویدادها حتی بلایا و مصایب نعمت و آزمایشی از جانب خداوند تلقی میشوند. او خود را موظف میداند سختیهایی را که با قدرت عقل قابل توجیه نیستند، با ایمان تحمل نماید تا به کمال برسد. چنین فردی به واسطهی ناملایمات و ناکامیهای زندگی دچار نامیدی و اضطراب نمیگردد، زیرا خداوند را حامی خویش میداند. او اطمینان دارد که این حوادث و رویدادها گذرا هستند و او پاداش صبر خود را خواهد گرفت.
همچنین خودکارآمدی نسبت به رضایت زناشویی تاثیر معنادار بیشتری بر سلامت روان داشت و این امر در بیمارانی که با مرگ دست و پنجه نرم میکنند بدیهی است زیرا در این شرایط بحرانی ابتدا متغیرهای درون فردی هستند که به بهبود سلامت روان فرد کمک میکنند و خودکارآمدی براساس نظر بندورا، نگرش‌ها، توانائی‌ها و مهارت‌های شناختی هر فرد، تشکیل دهنده  چیزی است که سیستمِ خود[۱۳۰] نامیده می‌شود. این سیستم در چگونگی درک ما از شرایط مختلف و چگونگی رفتار ما در واکنش به آن‌ها، نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. خود-کارآمدی، بخش مهمی از این «سیستمِ خود» است؛ بنابراین مولفههای شخصیتی نسبت به روابط میان فردی از اهمیت بیشتری برخوردارند. رضایت زناشویی به عنوان یک متغیر برون فردی نسبت به راهبردهای مقابله دینی و خودکارآمدی نقش کمتری در سلامت روان بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی دارد و این مسئله را میتوان با توجه به شرایط جسمی و روحی خاص بیماران سرطانی با استناد به نظریه سلسله مراتب نیازهای انسانی مزلو (۱۹۸۷) تبیین کرد.
مزلو نیازهای انسان را به صورت سلسله مراتبی در پنج طبقه مشتمل بر نیازهای فیزیولوژیک، ایمنی، تعلق پذیری، احترام و خودشوکوفایی جای داده است. ایده محوری این نظریه است که نیازهای انسانی، از لحاظ رشد و تسلط بر رفتار، ترتیب سلسله مراتبی دارندو «نیاز» هرچقدر پایین‌تر قرار داشته باشد، قوی‌تر است و بدون ارضای نیازهای هر طبقه نمی‌توان به طبقه بالاتر دست یافت؛ بنابراین زمانی که شرایط مهلک و اضطراری ایجاد میشود که فرد فقط به فکر ارضای نیازهای اضطراری و ایمنی میافتد کمتر به فکر نیازهای عشق و محبت میباشد.
۵-۳- مرور کلی و نتیجه گیری نهایی
در یک جمعبندی کلی و با توجه به نتایج پژوهش حاضر میتوان اینگونه بیان کرد که از هر سه متغیر راهبردهای مقابله دینی، رضایت زناشویی و خودکارآمدی سلامت روان را در بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی پیشبینی میکند. در تحقیق حاضر راهبردمقابله دینی دارای بیشترین قدرت پیشبینی کنندگی و رضایت زناشویی دارای کمترین قدرت پیشبینی کنندگی بود. و همچنین از بین مولفههای راهبرد مقابله دینی، راهبرد مقابله دینی منفی دارای بیشترین تاثیر منفی را در سلامت روان بیماران بود و مؤلفهی ارتباطات از مقیاس رضایت زناشویی نیز دارای بیشترین تاثیر در پیشبینی سلامت روان بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی بود.
۵-۴- محدودیتهای پژوهش
همانگونه که هر پژوهشی دارای محدودیتهای ویژهی خود میباشد این پژوهش نیز به دلیل شرایط خاص جسمی و روانی این بیماران در چندین حوزه دارای محدودیتهایی به شرح زیر میباشد.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

  1. پژوهش حاضر بر روی قشر ویژهای از افراد جامعه (بیماران مبتلا به سرطان) انجام گرفته است که ممکن است مشکلاتی زیادی در توجه و تمرکز داشته که در پاسخهایشان به سوالات پرسشنامهها اثر گذاشته باشد.
  2. کم بودن تعداد آزمودنیها نیز ممکن است یکی از محدودیتهای دیگر این پژوهش باشد.
  3. یکسان نبودن گروه نمونه از نظر متغیر جنسیت، نوع سرطان، خوشخیم و بدخیم بودن بیماری که ممکن است بر متغیرهای مرتبط با سلامت روان تاثیر گذاشته باشد، یکی دیگر از محدودیتهای این پژوهش میباشد.
  4. استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه به صورت خودگزارشی بیماران از دیگر محدودیتهای پژوهش حاضر میباشد.
  5. عدم کنترل متغیرهای واسطه گر و تعدیل کننده و عدم استنتاج رابطه علت و معلولی بین متغیرها به دلیل اینکه تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی است و مطالعه به صورت مقطعی صورت گرفته است.
  6. عدم تعمیم نتایج به گروهای بالینی به دلیل خاص بودن شرایط افراد نمونه.
  7. در مرحله انتخاب نمونه و جمعآوری اطلاعات به خاطر عدم همکاری بیماران با محدودیت مواجه بود.

۵-۵- پیشنهادات پژوهش
۵-۵-۱- پیشنهادات پژوهشی
با توجه به اینکه جامعهی آماری مورد مطالعه در این پژوهش بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی میباشند و فشار روانی زیادی به این بیماران تحمیل میشود، پیشنهاد میشود که نقش متغیرهای پیشبین دیگر در سلامت روان این گروه از بیماران بررسی شود. با توجه به اهمیت مفهوم سلامت روان و با توجه به این که این سازه نسبتا جدید است و پژوهشهای کمی در ارتباط با آن در کشور ما انجام شده است پیشنهاد میشود در بیماران مزمن و بالینی مختلف بررسی شود تا اعتبار نتایج این پژوهش مورد آزمون قرار گیرد. همچنین با توجه به محدودیت پژوهش حاضر در ارزیابی متغیرهای واسطهگر و تعدیلکننده پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی نقش این متغیرها نیز کنترل و بررسی شود و پژوهشهای متنوعی در قالبهای مختلف( توصیفی، آزمایشی، طولی و…) در ارتباط با آن انجام شود. این تحقیق در بیماران مجرد نیز انجام شود به دلیل اینکه استرسها و نوع و میزان حمایت در این بیماران متفاوت است. همچنین در مورد تاثیر خودکارآمدی در بیماران سرطانی هنوز این تحقیقات دوره رشد را طی میکند و نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه احساس میشود. از آنجایی که افراد خانواده مسئول کارهای درمانی و مراقبت از بیمار و تهیه دارو هستند که یادگیری این نقشهای جدید برای افراد خانواده که خود با استرس تشخیص بیماری هستند استرس زیادی را در آنها ایجاد میکند بنابراین ضروری است به سلامت روان این افراد هم پرداخته شود.
۵-۵-۲- پیشنهادات کاربردی
با توجه به اینکه نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که در افراد مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی متغیرهای روانشناختی پیشبینی کنندهی سلامت روان هستند و از آنجایی که در این گروه از بیماران اضطراب، نقص عضو و ترس از مرگ وجود دارد پس پیشنهاد میشود به منظور افزایش سازگاری در بیماران سرطان به مسائل روانشناختی این بیماران توجه بیشتر شود و در کنار درمانهای پزشکی برای آنان مداخلات روانشناختی نیز ارائه شود تا آنان بتوانند وضعیت بیماریشان را مدیریت کنند و یکی از بهترین راههای رسیدن به این مقصود این است در بیمارستانهای انکولوژی از متخصصان روانشناسی برای نیازهای روانی این بیماران استفاده شود. همچنین آگاهی درمانگران از اینکه هرکدام از سبکهای مقابله مذهبی، خودکارآمدی و رضایت زناشویی چه تاثیری بر بهبود سلامت روان بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی دارند، تلویحات درمانی قابل ملاحضهای از جمله کاربرد تکنیکهای افزایش خودکارآمدی، مشاورههای مذهبی و همچنین درمان شناختی-رفتاری برای کنترل استرس و اضطراب(به دلیل تاثیر بر علائم فیزیکی مانند تهوع)، کنترل افکار منفی و نگرانیها و نشخوار ذهنی با مرگ در پی دارد. برای خانوادهها و همسران افراد سرطانی هم جلسات مشاوره برگزار شود تا به آنها آموزشهای لازم جهت رفتار صحیح با فرد بیمار داده شود و اطلاع رسانی به همسران بیماران که امنیت عاطفی همسران در سلامت روان بیماران تاثیر گذار است. از طرفی با توجه به اهمیت نقش متغیرهای راهبردمقابله دینی، رضایت زناشویی و خودکارآمدی در ارتقای بهداشت روان، پیشنهاد میشود که در جامعه اقدامات آموزشی لازم جهت بالا بردن این دو خصیصه در افراد انجام شود تا اگر شخصی دچار ضربه روانی شد بتواند با داشتن این ویژگیها موقعیت استرس زا را کنترل کند و از سلامت روان بالاتری برخوردار شود،که این نوعی اقدام پیشگیرانه است.
منابع و مآخذ
منابع فارسی
اخبارده، مهدی (۱۳۹۰). نقش اعتقادات معنوی و نماز در اعتلای سلامت بیماران مزمن: مطالعه کیفی، فصلنامه قرآن و طب، ۱(۱)، ۵-۹٫
اعرابیان، اقدس، خداپناهی، محمدکریم، حیدری، محمود و صالح صدقپور، بهرام (۱۳۸۳). بررسی رابطه باورهای خودکارآمدی بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی دانشجویان، فصلنامه روانشناسی، ۸(۴)، ۳۶۰-۳۷۱٫
امیری مجد، مجتبی و زری مقدم، فاطمه (۱۳۸۹). رابطه شادکامی و رضایت زناشویی در بین زنان شاغل فرهنگی و خانهدار شهر اراک. فصلنامه علوم رفتاری، ۲(۳)، ۹-۲۱٫
امیریانزاده، منصوره، امیریانزاده، مژگان، و امیریانزاده مژده (۱۳۸۶). بررسی برخی متغیرهای مرتبط با لذت جنسی در زنان شهر شیراز ۱۳۸۴٫ چکیده مقالات دومین کنگره آسیبشناسی خانواده، دانشگاه شهید بهشتی، (۵۸).